علی نظری/ نماینده مجلس ششم
اصطلاح جمهوریهای چندگانه بعد از انقلاب فرانسه در ادبیات سیاسی جهان رایج گردید. چند سال قبل شمسالواعظین دستهبندی منظمی از دورههای انقلاب اسلامی را در چهار جمهوریهای چهارگانه انقلاب با مختصات خاص هر دوره تعریف کرد. در دستهبندی این محقق، جمهوری اول موسوم به دفاع مقدس، جمهوری دوم به سازندگی، جمهوری سوم به اصلاحات و جمهوری چهارم به دوران حاکمیت بنیادگراها به قدرت نامیده شد.
در این مقال بمناسبت هفدهمین سالگرد انتخابات دوم خرداد 1376 نگاه به چگونگی شکلگیری جمهوری سوم خواهیم داشت. سال هفتاد و شش مقارن با انتهای دهه دوم و ورود به دهه سوم انقلاب بود که به دوره شکوفایی متولدین سالهای 58 و 59 (متولدین بعد از انقلاب) در اولین حضور پای صندوقهای رای بعنوان نماد نسل دوم انقلاب اسلامی مبدل گشت. جوانان آرمانجوی ایرانی مجالی یافتند تا با اعلام حضور در دوم خرداد 76 گفتمان اصلاحطلبی را بعنوان ضرورتی انکارناپذیر و سرنوشتساز بعنوان نقشه راه آینده برگزینند. رخداد دوم خرداد هفتاد و شش بخشی از تاریخ این مرز و بوم را رقم زد.
چرایی ضرورت پیدایش دوره اصلاحات
ـ چالشهای روابط ایران با غرب که در پی تعطیلی سفارتخانههای اروپایی در تهران به وجود آمده بود، تنزل روابط دیپلماتیک اروپا با ایران تبعات و بالقوهای را برای نظام اسلامی در پی داشته باشد. مردم در این فضا گزینه تغییر وضع موجود را به عنوان بهترین انتخاب برگزیدند. دوم خرداد 76 نماد هوشمندی همه ایرانیانی بود که ایران را متعلق به همه ایرانیان میدانستند.
ـ ورود قاطع نسل دوم انقلاب به عرصه تعیین سرنوشت خویش باید در جامعه گفتمان نوینی به وجود آورد که نقطه اتصال نسل اول با نسل دوم انقلاب 57 باشد. نسل دومیها با تفاهم حاصله از پیوند با نسل اولیها در دوم خرداد هفتاد و شش به وحدت رسیدند.
ـ ناکارآمدی برخی از شیوههای انقلابی که با سازوکار اوایل انقلاب طراحی گردیده بود، در آستانه ورود نظام به دهه سوم نمیتوانست پاسخگوی مطالبات مردم به ویژه جوانان پرشور باشد. کارایی نظام بینا و شنوا فقط با در نظر گرفتن مصلحت عامه از طریق صندوقهای رای میسر بود. به این ترتیب 2 خرداد را میتوان رویکرد کارآمدی حداکثری نظام هم نامید.
ـ تغییر جامعه به لحاظ شکلی و ماهوی بعد از سپری کردن اعصار (جنگ و سازندگی) که همزمان با رشد کمی طبقه متوسط جامعه ایرانی بود از ضرورت رفرم در جامعه انقلابی خبر میداد.
ـ جایگزینی تعامل به جای تقابل و ضرورت و تجدیدنظر در حوزه مناسبات داخلی نظام جمهوری اسلامی با احزاب و گروههایی که در چارچوب قانون اساسی و از طریق شیوههای مسالمتجویانه به دموکراسیخواهی و تحولگرایی میاندیشند و بر اجرای بدون تنازل برخی از اصول مغفول قانون اساسی نظیر شوراها و... تاکید داشتند.
ـ عطش جامعه بر مبنای مختصات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برای دارا بودن شرایط جامعه چندصدایی و وداع با جامعه تکصدایی منطبق با روحیات جوانان اصلاحگرای ایرانی که متقاضی آرمانهای اصلاحطلبانه با شعار جامعه مدنی بودند.
ـ آغاز دوره هژمونی رسانههای مکتوب، همگام با ورود جهان به عصر انفجار ارتباطات و اطلاعات از ویژگیها و مختصات انحصاری دهه سوم بود، که با فرهیختگی رئیسجمهور منتخب دوم خرداد گره خورد و به قول مرحوم احمد بورقانی دوره طلایی مطبوعات بعد از دوم خرداد آغاز گردید.
ـ فاتحان دوم خرداد چه کسانی بودند؟
1- عزم جزم نظام جمهوری اسلامی بر استفاده حداکثری سرمایههای اجتماعی در مقابله با تهدیدهای خارجی مهمترین مولفه شکلگیری دوم خرداد بود، نقش بیبدیل رهبری و رئیسجمهور وقت (هاشمی رفسنجانی) در هدایت کانونهای قدرت کشور به سوی برگزاری انتخابات حداکثری هرگز قابل کتمان نیست.
2- حضور پرشور مردم با گذشت دو دهه از عمر انقلاب در انتخاباتی رقابتی و مشارکتی دیگر، حرکتی اعجازگونه بود که از سوی مردم ما رقم خورد. هماهنگی آرای طبقات روشنفکر (گروههای الیت) و نخبگان با آرای روستاییان و مناطق دورافتاده در انتخاب (منتخب ملی ـ سیدمحمد خاتمی) ویژگی بارز حضور هشیارانه مردمی بود که با دغدغه آزادیخواهی در خرداد 76 به پای صندوقهای رای آمدند. من بر این عقیده هستم که خیز بلند ایرانیان تداوم راهی است که ملت ما طی صد ساله اخیر از مشروطه تاکنون کوچه پس کوچههای جهل و استبداد را درنوردیده است تا به گم شده مورد نظر خویش دست یابد.
خاتمی به عنوان مولود اصلاحطلبی به دنبال همان آرمانهایی است که بزرگان ایران اسلامی بر این سبیل کوشیدهاند.