سیدمحمدکاظم سجادپور
در نوشتارهای کلان بحث منافع جدید و سیاست خارجی، همراه با دید توجه به تداومهای ساختاری و مرزهای کهن، به تحولی که در جنبههای نرمافزاری سیاست خارجی رخ داده است، پرداخته شد و روشن گردید که گفتمانسازی، تصویرسازی و اقناع دیگران، در تعاملات مربوط به سیاست خارجی جایگاهی نوین یافتهاند و محتوای بازی نرمافزاری، به عنوان بخشی از دگرگونیهای جدید سیاست خارجی مرور شد. در این نوشتار سعی میشود که به این پرسش پرداخته شود که بازیگران نرمافزاری در سیاست خارجی متحول معاصر کدامند؟
در پاسخ سه نکته را میتوان مطرح کرد: اول آنکه دولتها توانایی کنترل سنتی بازی در عرصههای نرمافزاری را تقریباً در سرتاسر جهان از دست دادهاند. به جز در مورد استثنایی کره شمالی حتی در کشورهایی که دولتهای اقتدارگرا بر سر کارند، در مقایسه با گذشته، دولتها نمیتوانند تنها تولیدکننده فکر، خطمشی و جهتدهنده در سیاست خارجی باشند. این پدیده خود دارای ابعاد گوناگونی است. تقریباً در قالب دمکراسیها، نقش سنتی قوه مجریه در سیاست خارجی دگرگون شده است و سایر مراکز و بخشهای قدرت در امر سیاست خارجی درگیر شدهاند. پارلمانها در عین حالی که بخشی از حاکمیتها هستند، تابع مرزبندیهای کلاسیک دیپلماتیک نبوده و در پاسخ به نیازهای جدید جامعه، موضعگیری و تحرک سیاست خارجی ویژهای را دنبال میکنند.
در بُعد دیگر شاهد شکستگی اقتدار سنتی وزارت خارجهها به عنوان پدیدهای جهانی هستیم. در کمتر کشوری در دهه گذشته، قدرت تصمیمگیری و اجرای وزارت خارجهها افزایش یافته است. این پدیده ناشی از ضعف فکری و اداری وزارتخارجهها نیست، بلکه در اثر ظهور بازیگران جدیدی در عرصه گفتمانسازی سیاست خارجی است. پراکندگی و شکستگی گفتمانسازی در سیاست خارجی، بُعد دیگری نیز دارد و آن رو به ضعف رفتن مؤسسات تحقیقاتی سنتی سیاست خارجی و وابسته به حاکمیتها (Establishment) در بسیاری از کشورهاست. برای دههای متوالی مؤسسه سلطنتی امور بینالملل انگلیس (Royal Institute of International Affaris) موسوم به چاتم هاووس (Chattem House) در بریتانیا و شورای روابط خارجی (Council on Foreign Relations) در آمریکا، تقریباً انحصار گفتمانسازی سیاست خارجی را در دو کشور مورد نظر داشتند. ولی امروزه آنها، یکی از بازیگران عرصه گفتمانسازی و نه تنها بازیگر این حوزه در کشورهای خود میباشند.
دومین نکته آن که رسانههای گروهی که همیشه پایهای از ساختمان گفتمانسازی سیاست خارجی بودند، هیچگاه چون امروز نقش ایفا نکردهاند و نمیکنند. کمتر دولتی را میتوان یافت که بتواند همسنگ با سرعت حیرتانگیز تأثیرگذاری رسانههای گروهی مخصوصاً رسانههای تصویری در سیاست خارجی، حرکت کند حتی میتوان گفت که در عرصه رسانهای، انحصار کلاسیک و سنتی گفتمانسازی نیز دستخوش تغییر و تحول گردیده است. شبکه Fox با زاویه گفتمانی جدیدی، حاکمیت دو دهه CNN را به چالش کشیده است و الجزیره نه تنها تمام رسانههای کلاسیک غربی را در مصاف گفتمانسازی با چالش روبرو کرده، بلکه قطر "کوچک" را به بازیگری "بزرگ" در جهان امروز تبدیل ساخته است.
سومین نکته نقش رو به تزاید سازمانهای غیردولتی در پردازش ایدههای منطقهای و جهانی و ایجاد شبکههای ماوراء ملی میباشد که به واقع ماهیت نوینی به سیاست خارجی بخشیده است. بازیگران غیردولتی در سیاست خارجی به درجهای از فعالیت و تحریک رسیدهاند که نه میتوان آنها را کنترل کرد و نه میتوان آنها را نادیده گرفت. در بسیاری از عرصهها، حضور و پذیرش آنها در مذاکرات چند جانبه بینالمللی، نه از سر اختیار و علاقه دولتها، بلکه ناشی از عدم توان در نادیده گرفتن آنهاست سازمانهای غیردولتی میروند که جهانی پرتکثر از گفتمان، ایده و عمل در همه عرصهها از جمله در عرصه سیاست خارجی فراهم آورند، جهانی که در آن نرمافزار بیش از سختافزار عرضاندام میکند.
در اینجا لازم است تکیه شود که ظهور و حضور بازیگران جدید در سیاست خارجی و مخصوصاً در بعد نرمافزاری ناشی از تحولات ساختاری در همه عرصههای زندگی بینالمللی است که بر دو پایه اصلی استوار است: "انقلاب تکنولوژیک و ارتباطات" و "انقلاب در توانمندیهای فردی". در سرتاسر جهان تکتک افراد، توانمندتر، ماهرتر و کارآتر شدهاند و جهان بهم پیوستهتر شده است. در چنین جهانی، پردازش ایده و قدرت اقناع دیگران، بسیار کلیدیتر از گذشته شده و بازیگران جدید دولتها را به تحول بخشیدن در چگونگی تصمیمگیری و اجرا در سیاست خارجی وامیدارند.