* وعدههای دولت بهانه این گفتوگو است. ارزیابی شما از کارنامه دولت در به سرانجام رساندن قولهایی که به مردم داده بود، چیست؟
** همه به یاد دارند که آقای احمدینژاد در انتخابات چه قولهایی به مردم داد و به همین دلیل میدانند که آیا دولت توانسته وعدههایش را عملی کند یا نه. به نظر من نیاز به توضیح اضافی نیست و برای اذهان عمومی روشن است که کارنامه دولتیها چطور است.
* تحلیل شما به عنوان نمایندهای که حق نظارت دارد، چیست؟
** با نگاهی به شرایط معیشتی مردم و همچنین آمار بیکارن که روز به روز بیشتر میشوند، میتوان به راحتی به این نتیجه رسید که دولت در عمل به وعدههایش موفق نبوده است این در حالی است که قول و قراری که با مردم گذاشته بودند، ثبت شده و نمیتوانند بگویند هر آنچه را که ادعا کرده بودند محقق کردهاند.
* سفرهای استانی البته تا حدودی قشرهایی از مردم را راضی کرده است...
** اما من چنین ذهنیتی را نمیتوانم قبول کنم. اصلا سفرهای استانی را باید پدیدهای بدانیم که وجه تبلغاتی آن بر سایر وجوه میچربید. الان به هر استانی بروید، با انبوهی از وعدههای و برنامههایی مواجه خواهید شد که یا نیمه تمام مانده یا اصلا تلاشی برای شروع دیده نشده است. به همین دلیل بنده اعتقاد دارم دولت در دو سال باقی مانده، بهتر است به جای رفتن به این شهر و آن شهر وقت و انرژی خود را صرف این کند تا برنامههای نیمه تمام خود را تمام کند به گفته کارشناسان و کسانی که وعدههای استانی را پیگیری میکنند، در صد قابل توجهی از برنامههای به سرانجام نرسیده و این دلیل خوبی برای این است که ما از دولت بخواهیم تا به سفرهایش خاتمه بدهد تا بتوانند کارهای قبلی را تمام کنند.
* البته دولتیها اذعان دارند که همه دولتها در پایان کار خود وعدههای نیمه تمامی را داشتهاند...
** اینکه دولتهای قبل زیر سئوال میرود، دلیل دیگری دارد و با هدفی خاص دست به این اقدام میزنند.
* چه هدفی؟
**آقای احمدینژاد با توجه به اتفاقاتی که در چند وقت اخیر برای دولت افتاده به این نتیجه رسیده که نمیتوان با همان شیوه قبلی پیش رفت، به همین دلیل واکنش مجلس و قوه قضاییه باعث شد ترجیح دهد تا پیکان انتقادات را به سمت دولتهای قبل ببرد. چون آنها تریبونی برای دفاع از خود ندارند اما مجلسیها و همچنین دستگا قضایی میتوانند به راحتی با سند و مدرک مطالب خود را بیان کنند. این روزها مسئولان و چهرههای ارزشی، برخی نزدیکان دولت را به انحراف متهم میکنند و حرف و حدیثهایی که تا پیش از این شنیده نشده بود، مطرح میشود لذا دولت وقتی میبیند به طرفداران سابق نمیتواند پاسخ قانعکنندهای ارایه دهد، بدهی است که تلاش میکند تا نظرها را به سمت بحث دیگری سوق دهد و به تخریب دولتهای پیشین میپردازد.
البته نمیتوان دولتهای قبل را هم مبرا از اشتباه دانست و به هر حال آنها هم ایراداتی داشتهاند، اما احمدینژاد در حالی کارنامه دولتهای ماقبل خود را به انتقاداتی مواجه میکند که به گواه این چند سال، کارهای زیر بنایی در دولت زیاد به سرانجام کامل نرسیده است. به عنوان مثال کار بسیار بزرگی که در عسلویه انجام شده است یا همین کارخانه سیمانی که خبر از دو برابر شدن تولیدش میدهند و همچنین سدهایی که افتتاح میشوند، همه در زمان دولتهای پیشین برنامهریزی شده و شروع به کار کردهاند مساله دیگری که این دولت سعی میکند آن را به عنوان یکی از افتخارات خود مطرح کند، رسیدگی به روستاها و بخشهایی کوچک است. این امر در حالی مطرح میشود که تمام جادههای خاکی روستایی در سالهای قبل آسفالت شده و در زمان دولت اصلاحات بود که همه روستاهای بالای 20 خانوار از نعمت برق برخوردار شدند. البته گفتنی است که کارهای خوبی هم این دولت در این زمینه داشته است.
* شرایط سختی که دولت دچار آن شده است، ریشه در چه مسالهای دارد؟
** باید ببینند که چه کردهاند و نتیجه عملشان چه بوده است که بزرگترین حامیان خود را هم از دست دادهاند به عنوان مثال وقتی آیتالله مصباح که همه میدانند برای انتخاب احمدینژاد به عنوان رییس دولت چقدر تلاش کردند و هر حمایتی را که لازم بود انجام دادند، با گفتن این جمله «که دین در خطر است» نگرانی خود را از شرایط روز بیان میکند و باید به این نتیجه رسید که واقعا اوضاع بدی به وجود آمده است که اگر با هوشیاری و در زمان مناسب فکری برای رفع مشکلات نشود، جبرانش تا حدودی مشکل خواهد شد. تاکید میکنم وقتی آقای مصباح این گونه نگرانی خود را ابراز میکند، هیچ چیز دیگری نمیتوان گفت جز اینکه آقایان کارنامهای از خود به جای گذاشتهاند که چندان قابل دفاع نیست. چرا که اگر غیر از این بود، اکثریت طرفدارنشان را به عنوان منتقدانی سرسخت نمیدیدند. به عنوان مثال آقای ذوالنور انحرافات مشاهده شده در دولت را بالاتر از هر انحرافی میداند و نسبت به آینده کشور ابراز نگرانی میکند. اگر چهرههای اصلاحطلب یا منتقدان اولیه دولت چنین اظهاراتی میکردند این تلقی ایجاد میشد که آنها دنبال تخریب، آن هم تحت هر شرایطی هستند اما با توجه به سابقه منتقدین فعلی، هیچ کس نمیتواند انتقاداتی را که این روزها مطرح میشود انتقاداتی بداند که ریشه در غرضورزیهای سیاسی دارد. جالب است که وقتی در کنفرانس خبری نظرشان را درباره انتقادات سپاه میپرسند، فقط به این بسنده میکنند که در کشور ما انتقاد آزاد است و به همین راحتی از پاسخگویی شفاف طفره میروند همچنین آنها باید این را بدانند که دو سال دیگر عمر این دولت به پایان میرسد و دولت بعدی نه با شعار و حرف، بلکه با سند و مدرک به مردم خواهد گفت که دولتهای نهم و دهم کشور را با چه شرایطی مواجه کرده بود.
یکی از شرایطی که نتیجه اشتباهات دولت به شمار میرود، این است که شکاف و اختلاف و بحثهای چالشی بین اقشار مختلف به بالاترین حد ممکن خود رسیده است و حتی شاهد این هستیم که قوای نظام و نهادهای تاثیرگذر کشور هم وارد این مسایل شدهاند. انعکاس ایین همه چالش درونی و همچنین بحثهایی نظیر رمالی و جنگیری ضربههایی به کشور وارد میکند و خدای ناکرده موجب میشود تا قضاوتهایی نادرست از ما در جامعه جهانی مطرح شود. امیداواریم در دو سال باقی مانده دولتیهای به این نتیجه برسند که باید با منطقمداری بیشتری از آنچه تا به حال نشان دادهاند به اداره امور بپردازند.
* به بحث قانون هدفمندی یارانهها و وعده ارزانی و تقسیم عادلانه بیتالمال با این طرح هم بپردازیم. آیا هدفمندی یارانهها توانست انتظارات را برآورده کند؟
** در اینکه اجرای صحیح و اصولی این قانون میتواند مشکلات را به کمترین حد ممکن خود برساند، هیچ حرف و حدیثی در آن نیست. این در حالی است که اجرای ناقص قانون، مشکلاتی را به وجود آورده است.
* اما دولتمردان، قانون هدفمندی را قانونی عنوان میکنند که مشکلات را کمتر و در نتیجه شرایط را بهتر کرده است.
** به نظر من قضاوت در این باره به زمان بیشتری احتیاج دارد. هر چند که قیمت بالای گاز و قبضهای چند صد هزار تومانی در خیلی از موارد پرداخت را برای مردم مشکل کرده است. ببینید! در حالی که سوختگران شده، تولیدکنندگان نمیتوانند تولید خود را بیشتر کنند. ما نمایندگان مجلس میبینیم که کارخانهها یا در حال تعطیلی هستند یا اینکه کارفرما به دلیل هزینههای بالا به ناچار دست به تعدیل نیروهای کار خود میزند و در نتیجه مشکل بیکاری حادتر خواهد شد. اینها همه به دلیل است که دولت به پیشبینیهای قانونی در راستای هدفمندی یارانهها به طور کامل توجه نکرده است. اما دولت خبر از ایجاد دو و نیم میلیون شغل داده است این هم از همان حرفهایی است که باید بررسی شود. آقایانی که خبر از ایجاد این تعداد فرصت شغلی دادهاند، در گزارشی به مردم بگویند الان که حدود! بیش از نیمی از سال سپری شده است، چه مقدار فرصت شغلی ایجاد شده است. لازم به ذکر است برخی از فرصتهای شغلی فعلی به دلیل برخی تصمیمگیریها در حال از بین رفتن است.
* تاکید بر اجرای اصل 44 هم یکی از وعدههای مهم بود. دولت توانسته در بحث خصوصیسازی به نتیجه امیدوارکنندهای برسد؟
** با توجه به شرایط روز میتوان به راحتی به این نتیجه رسید که اصل 44 که یکی از تاکیدهای مهم قانون اساسی به شمار میرود هم مانند خیلی از اصول دیگر قانون اساسی به کمتوجهی دولتیها مواجه شده است. البته دولت در ظاهر واگذاریهایی داشته که برخی آنها از یک بخش دولت به بخشی دیگر بوده است که نمیتواند انتقالی در راستای خصوصیسازی که اتفاقا مورد تاکید مقام معظم رهبری است، قلمداد شود. لازم است بگویم که با پرداختن و توجه اصولی به اصل 44 بسیاری از مشکلات فعلی کشور حل خواهند شد.
* البته دولت در همین راستا اقدام به اختصاص سهام عدالت هم کرده است.
** این هم از همان طرحهایی بود که در نتیجه مشخص شد نمیتواند برای از دوش مردم بردارد. این امکان ندارد که بتوان با پرداخت مبالغی کم فقر را ریشهکن کرد و این مشکل بزرگ و حیاتی را تمام شده دانست این کاری که آقایان انجام میدهند. به نظر من به هیچ وجه کارشناسی نشده است و نمیتواند دردی را درمان کند. اما دولتیها به واسطه همین پرداختها از افزایش قدرت خرید مایحتاج اولیه توسط مردم خبر میدهند. این نشان میدهد که هنوز تصویر روشنی ندارند که مردم با چه شرایطی در حال گذراندن روزگار خود هستند، وگرنه برای حل مشکلاتشان که کم هم نیستند، دست به ابتکار روشهایی که نتیجهای ندارد، نمیزدند. هنوز هم در خیلی از شهرهایی دور افتاده مردمانی هستند که قدرت خرید لباس و حتی اغذیه را ندارند. البته دولت با سفرهای استانی به سرتاسر کشور میرود و طبیعی است که با مشکلات آشناست. سفرهای استانی اگر با برنامه باشد میتواند مشکلات را کم کند اما در همین قزوین که حوزه انتخابیه بنده است، هیچ طرحی نمیتوان دید که در سفر استانی دولت تصویب شده و به مرحله بهرهبرداری کامل رسیده باشد. در کل مورد دولت باید بگویم که توصیه آیتالله جوادی آملی باید مورد توجه دولتیهای و همه دستگاهها و اقشار مختلف قرار بگیرد.
* ممنوع! سخنی مانده است؟
** اگر قرار بود فقط نیمی از وعدههای دولت عملی شود، شرایط مردم باید خیلی بهتر از وضعیت کنونی بود.