محسن مجتبایی
از کجا شروع کنم؟ بهتر است از اولین روز فروردین ماه امسال باشد، از مشهد مقدس، از جوار آقا علیبنموسیالرضا(ع) و شبستان بزرگ امام خمینی(ره)، آنجا که فرزند حضرت روحالله، سیدعلی عزیز مشغول تبیین شعار «جهاد اقتصادی» است، آنجا که سخنانش به نیمه رسیده و پیش از آنکه بخواهد به تبیین شرایط منطقه بپردازند، اشارهای دارند به «الزامات جهاد اقتصادی»... اول: روحیه جهادی، دوم: استحکام معنویت و روح ایمان و تدین در جامعه و سوم: کشور به مسائل حاشیهای مبتلا نشود...» در بسیاری از اوقات یک مساله اصلی در کشور وجود دارد که همه باید همت کنند و به سراغ این مساله اصلی بروند اما ناگهان میبینیم از یک گوشهای یک صدایی بلند میشود، یک مساله حاشیهای درست میکنند و ذهنها متوجه آن میشود. مسائل حاشیهای نباید به میان بیاید، مردم ما خوشبختانه قدرت تحلیل دارند، هوشمندند، هوشیارند، میتوانند مسائل فرعی و حاشیهای را از مسائل اصلی جدا کنند».
حضرت آقا بلافاصله شرط دیگر را بیان مینمایند: «حفظ اتحاد و انسجام ملی» تو گویی به حاشیه رفتن یا نرفتن قطار نظام ارتباط مستقیمی با این اتحاد و انسجام ملی دارد و بعد: همه کسانی که به کشورشان علاقمندند، به نظام مردمسالاری دینی علاقمندند، باید با هم هماهنگی داشته باشند، مسئولین کشور هم همین جور، آنها هم باید سعی کنند اگر گلهای از هم دارند ـ که گاهی ممکن است این گلهها به حق هم باشد ـ این گله را در معرض افکار عمومی مطرح نکنند، این ضربه به اتحاد ملی است، این را همه توجه داشته باشند، من به مسئولین کشور بطور جدّ این را تذکر و هشدار میدهم».
اما نگرانی از کجا شروع شد؟
سه ـ چهار روز بیشتر به پایان فروردین ماه نمانده که شنیده میشود وزیر اطلاعات یکی از معاونین خود را برکنار کرده؛ در همین گیرودار ناگهان خبرگزاری دولت اعلام میکند که رئیسجمهور با استعفای وزیر اطلاعات موافقت نموده است ـ البته بدون انتشار استعفانامه...
اما درست یک روز مانده به پایان فروردین ماه، رهبر فرزانه انقلاب اول در یادداشتی به رئیسجمهور و سپس مستقیماً در نامهای خطاب به حجتالاسلام و المسلمین مصلحی، امر میکنند که آقای وزیر کار خود را ادامه دهد.
ناگهان رئیسجمهور از صفحه رادار افکار عمومی ناپدید میشود تا هرکس چیزی بگوید و بدتر از آن فرصتی میشود برای آنها که به دنبال به حاشیه بردن مسائل اصلی هستند. همان که رهبری نسبت به آن هشدار دادند و بدتر آنکه برخی فرصتطلبان همچون آقای وزیر سابق فریاد «وا حاکمیت دوگانه» سر میدهد و متأسفانه ابایی هم ندارد که احمدینژاد و بنیصدر را با هم قیاس کند.
اما باز این مقام معظم رهبری است که سوای دوران ریاست جمهوری و پیش از آن، بیش از دو دهه است که با رهبری دقیق و داهیانهشان، پیچیدهترین توطئهها و فراز و نشیبها را پشت سر گذاشته و کشور را از میان دل شورهگیها به ساحل آرامش رساندهاند پس مثل همیشه خیال همه و از جمله آن برادر ارزشی را راحت میکنند که خبری از «حاکمیت دوگانه» نیست...) شما ببینید در همین پنج شش روز گذشته در یک قضیهای که آنچنان هم از اهمیت بالایی برخوردار نبود ـ سر مساله اطلاعات و امثال اینها ـ چه جنجالی در دنیا راه انداختند، تحلیلها را بردند به این سمت که در داخل نظام اسلامی شکاف ایجاد شده، حاکمیت دوگانه شده، رئیسجمهور حرف رهبری را گوش نکرده و...» و بعد ضمن تأیید و تکریم دولت و تقدیر از زحمات شبانهروزی شخص رئیسجمهور در عین حال تصریح فرمودند: «تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه الهی نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت بسوی آرمانها ذرهای منحرف شود».
اعتقاد و باور ما این است که در حاکمیت اسلامی سیاستگذار اصلی نظام، ولی فقیه بوده و تخلف از فرمان او، تخلف از فرمان امام زمان (عج) و خداوند متعال است و نتیجه نافرمانی هم صد البته معلوم...
وقتی حضرت امام(ره) به آقای منتظری فرمودند که بیعت خود را از باند مهدی هاشمی پاک کن و پاک نکرد، عاقبتش را دیدند و دیدیم، وقتی در سکوت رئیسجمهور اسبق، معاون حقوقیاش، مادامالعمر شدن ریاست جمهوری وی را پیشنهاد داد، این جانشین خلف حضرت امام(ره) بود که فهمید این شیطنت است و یکه و تنها در مقابل این ظاهراً پیشنهاد ایستاد و احیاناً برخی دلخوریها را هم به جان خرید اما بعدها همه فهمیدند که آن پیشنهادهای معاون حقیقتاً شیطنت نبوده؛ وقتی رئیسجمهور سابق با اعوان و انصارش به جای آغاز طرح هدفمندی یارانهها، طرح براندازی نظام را کلید زد، باز این رهبری نظام بود که جلوتر از همه ایستاد و...
قرار نبوده و نیست کسی جدا یا جلوتر و عقبتر از ولیفقیه حرکت کند و لذا این خطا چه از جانب شخص اول قوه مجریه یا دیگر مسئولین باشد و چه عموم جامعه، مذموم است اما در عین حال انتقاد کردن نباید سبب شود تا خودمان حدود و ثغور انتقاد را جدا، جلوتر یا عقبتر از ولیفقیه ببریم.
دیگر اینکه یادمان باشد، امسال سال جهادی اقتصادی است و الزاماتش حسب فرمایش ولی فقیه عبارت است از: روحیه جهادی، استحکام معنویت و روح ایمان و تدین در جامعه، عدم ابتلای کشور به مسائل حاشیهای و اتحاد و انسجام ملی ... یا علی