تاریخ انتشار : ۱۵ تير ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۰  ، 
کد خبر : ۲۶۷۸۰۵

نقشه راه دیپلماسی امید


مریم سالاری

«تنش‌زدایی، ایجاد اعتماد متقابل و تعامل سازنده مسیر حرکت ما را روشن خواهد کرد. با صراحت تأکید می‌کنم که ایران هیچ‌گاه سر جنگ با دنیا نداشته و ما تمامی تلاش‌های خود را معطوف به مهار جنگ‌طلبان و جنگ‌افروزان خواهیم کرد» اینها بخشی از اظهاراتی بود که حسن روحانی در مراسم تحلیف ریاست جمهوری‌اش خطاب به کسانی بر زبان آورد که با حضور در حماسه 24 خرداد ماه رویکرد اعتدال و منطق را برگزیده بودند. از مردادماه 1392 که کلید تدبیر و اعتدال در قفل بسته سیاست خارجی ایران چرخید، صحنه دیپلماسی شاهد رخدادهایی با پیامدهای زودهنگام و چشمگیر بوده است.

روحانی و یارانش نگاه جدید ایران به مناسبات خارجی را با مختصات تازه‌ای تعریف کردند که در آن چهره ضعیف و سرگردانی که از ایران در ذهنیت بازیگران بین‌المللی شکل گرفته بود، رخت بربندد. در شرایطی که جهان می‌رفت به واسطه سوء نگرش‌ها به بهره‌مندی ایران از حقوق مسلم هسته‌ای خود در پرتگاه نزاعی بزرگ قرار گیرد، منطق دیپلماسی اعتدال، در مواجهه‌ای دیپلماتیک مانع از این رخداد شد تا به این ترتیب، مدار سیاست خارجی بر گشایش درهای بسته روابط خارجی قرار گیرد و حصار شکنی تحریم‌ها،  گره از تنگنای معیشت مردم باز کند.

تحریم‌هایی حاصل از نگاه اشتباه جهان به برنامه‌های هسته‌ای ایران که خود برآمده از سیاست‌های ناکارآمد و خطای دولت گذشته بود که کشور را تا آستانه یک بحران تمام عیار اقتصادی و سیاسی پیش برد.

امروز در آستانه یک سالگی انتخاب روحانی، تغییراتی شگرف در مناسبات ایران با جهان پیرامون، پدید آمده است که اغلب ناظران از این تغییرات به عنوان فرصت تازه برای تهران تعبیر می‌کنند. تغییراتی که در همین اندک زمان، اجماع میان دولت‌های دو سوی آتلانتیک و نیز متحدین واشنگتن در سطح خاورمیانه و شرق آسیا را شکسته و ایران را به کانون رایزنی‌های منطقه‌ای تبدیل کرده است.

نقشه راهی که روحانی و تیم کارآمد دیپلمات‌هایش ترسیم کردند با تبعیت از منطق حاکم بر روابط بازیگران بین‌المللی، نگاه برد- برد را مبنای حرکت خود قرار داده و افق‌های تازه‌ای را پیش روی ایران گشوده است. طرحی که تعامل، تفاهم و تخصص‌گرایی را وارد عرصه دیپلماسی کرد تا سیاست خارجی با عبور از سیاست‌های کج دار و مریز به مرز عقلانیت و اعتدال نزدیک شود.

تفاهم جایگزین تقابل

دولت روحانی برقراری، تقویت و تعمیق مناسبات دوجانبه و چندجانبه را با نگاه جدیدی مبتنی بر رویکرد برد- برد در دستور کار خود قرار داد و در این میان تلاش کرد تا میان آرمان و واقعیات، ‌اهداف ملی و فراملی و اهداف و ابزار توازن برقرار کند. تعامل مؤثر و سازنده به مفهومی کلیدی در سیاست خارجی اعتدال تبدیل شد که در جهت باز‌سازی روابط با جهان خارج ضمن دوری جستن از زبان تحکم‌آمیز و سیاسی جناحی و افکار پوپولیستی در حوزه سیاست خارجی گام برمی‌دارد. دولت روحانی در راستای حرکت در مناسبات خارجی و حل و فصل موضوعاتی که چالش‌هایی همچون نزاع هسته‌ای در سیاست خارجی ایران به وجود آورد به تعیین حداقلی و حداکثری مطالبات در راستای تأمین منافع ملی اقدام کرد.

وی با خارج کردن پرونده هسته‌ای از شورای عالی امنیت ملی به وزارت امور خارجه تلاش کرد در درجه اول از مسأله هسته‌ای ایران امنیت زدایی کند. به باور وی فعالیت‌های هسته‌ای و سایر فعالیت‌های مرتبط در حوزه دیپلماسی کشور باید روی ریلی قرار گیرد که منافع کوتاه مدت و بلند مدت آن با منافع کوتاه مدت و بلند مدت مردم و سطح معیشت آن‌ها پیوند ساختاری داشته باشد. از این منظر، بیش از آن‌که تاکتیک‌ها موجد هزینه‌های ناخواسته بر مردم و کشور شده باشد، استراتژی‌ها بدون در نظر گرفتن منافع عموم و مطالبه بلند مدت مردم موجب این اتفاق شده است.

حال آن‌که در اجلاس‌های قبلی، این طرف مقابل بود که زمین بازی و اصول بازی را پیشاپیش رقم می‌زد و سهم ما صرفاً واکنش و عکس‌العمل به طرح طرف مقابل بود.

در دور جدید مذاکرات هسته‌ای، تیم ظریف و معاونانش با نقشه جدیدی از «مطالبات» و «تعهدات» به اتاق مذاکرات قدم گذاشتند. لغو تحریم‌ها و پذیرش حق هسته‌ای در کف خواسته‌های ایران قرار داشت که در ازای آن پذیرفت ملاحظات و نگرانی‌های غرب درباره برنامه‌های هسته‌ای خود را برطرف کند.

این پیشرفت در اثر تغییر فضای گفت‌و‌گوها حاصل شد فضایی که از پارادایم پذیرش گام به گام رویکرد صلح‌آمیز برنامه‌های هسته‌ای ایران تأثیر پذیرفت. در این میان روحانی و تیم دیپلمات‌هایش بر آن شد تا به نگرانی دیگران به فراخور سه اصل عزت، مصلحت و حکمت و با تغییر استراتژی مذاکره به الگوی برد- برد پاسخ دهد. این مدل در واقع نقشه راه دیپلمات‌های دولت اعتدال بود که زمینه تشکیل یک تیم کارشناسی را برای برداشتن گام‌های دوطرف فراهم ساخت.

تعامل به جای تهاجم

روحانی و دیپلمات‌هایش رویکرد خود را مخیر بین انتخاب تقابل یا سازش و تسلیم قرار ندادند بلکه در شرایط ماندن در وضعیت موجود یا نقش آفرینی و مسئولیت‌پذیری برای آینده، رویکردی را برگزیدند تا با ارزیابی دقیق روند وقایع، ملزومات انتخاب میان «خوب و بهتر» را فراهم کنند تا بین «بد و بدتر» گرفتار نشوند. در چنین شرایطی طرح راهبردی ضروری می‌نمود که بر مبنای آن تفکر ایران ضعیف (صرف نظر از تندروی یا میانه روی) در منطقه تحقق یابد آن هم در شرایطی که ایران میانه رو و قوی می‌تواند با نقش آفرینی در منطقه به امنیت‌سازی و ثبات منطقه‌ای کمک کند.

ارتقای نقش موازنه‌گری ایران در منطقه و بازسازی فرایند امنیتی‌زدایی از سیاست خارجی ایران به دنبال همین نگاه جدید دولت یازدهم شکل گرفت. حال آن‌که دولت پیشین به تشکیل یک جبهه ضد یک جانبه‌گرایی ایالات متحده در سطح نظام بین‌الملل از طریق یارگیری از میان کشورهای منطقه دست زد و تلاش کرد تا حوزه نفوذ خود را در آفریقا و امریکای لاتین گسترش دهد. اما این یارگیری در حیاط خلوت دشمن نه تنها موفق به ایجاد یک جبهه بین‌المللی علیه یک جانبه‌گرایی غرب نشد که سرمایه‌گذاری‌های عظیم ما در این مناطق نیز ثمره چندانی به دنبال نداشت.

همچنین در حالی که در سال‌های گذشته بحران سوریه و بحرین بر نوع فاصله‌گیری بیشتر بین ایران و کشورهای عربی تأثیر گذاشته بود با سیاست‌های پر افت و خیز دولت وقت ایران، تنش با کشورهای عربی بیشتر و مواضع سیاسی ایران از نگاه کشورهای عربی در محور شکاف شیعی و سنی تفسیر شد. تنشی که در لبنان، عراق، سوریه، مصر و کشورهای خلیج فارس هم وجود دارد.

 دولت روحانی اما از یک سو نگاهی به کنش گری دیپلماتیک برای ترسیم خطوط و برنامه‌های کلی روابط با همسایگان ترسیم کرد و از سوی دیگر موضوع حل بحران‌های منطقه‌ای را که با منافع ایران مرتبط است مدنظر قرارداد. ایران در گام نخست، در بحران سوریه که یکی از متحدان استراتژیکش محسوب می‌شود، علی رغم محدودیت‌هایی که برای تصمیم‌گیری داشت، دیپلماسی فعالی در پیش گرفت و بلافاصله با رایزنی‌های دیپلماتیک با دو قدرت روسیه و چین که همراستا با ایران در جست‌و‌جوی راه حلی دیپلماتیک برای جلوگیری از حمله نظامی غرب علیه سوریه بودند طرحی مبتکرانه را روی میز غرب گذاشت تا سودای براندازی نظامی- سیاسی دمشق و افروختن جنگی دیگر در خاورمیانه به محاق رود.

در همین حال ایران استراتژی رایزنی همزمان با مخالفان و موافقان دولت بشار اسد را در دستور کار رایزنی‌های دیپلماتیک خود قرار داد تا این‌گونه فضای منطقه درباره سوریه را مطلوب نظام جمهوری اسلامی شکل دهد. استراتژی که در یک سوی او رایزنی با مقامات ترکیه و قطر به عنوان مخالفان و سوی دیگر آن مشورت با کشورهایی چون اردن و عراق به عنوان کشورهای دوست دولت بشار اسد را باید دید.

دولت گام بعدی دیپلماسی منطقه را به فاصله‌ای کوتاه از حصول توافق هسته‌ای با قدرت‌های جهانی و در جریان سفر به کشورهای حاشیه خلیج فارس برداشت. دولت روحانی در هنگامه اوجگیری بحران سوریه از دیپلماسی فعال با کشورهای حوزه نفوذ عربی غافل نشد و محمد جواد ظریف بلافاصله کانال‌های دیپلماتیک با عراق، کویت، عمان، لبنان، قطر و امارات را فعال کرد و بر ضرورت همگرایی منطقه‌ای تأکید نمود.

ظریف در طول یک سال گذشته دو بار به بغداد سفر کرد و تلاش کرد تا با سیاستی «عملگرایانه» در حوزه‌های انرژی، ارتباطات و امنیت روابط خود با این همسایه مهم عربی را تحکیم بخشد. مهمترین هدف ظریف به کشورهای منطقه در این مقطع اطمینان بخشی به کشورهای حوزه خلیج فارس در رابطه با پرونده هسته‌ای و توافق به دست آمده در ژنو در میانه شانتاژها و جوسازی دولت عربستان و اسرائیل بود که تلاش داشتند ایران را به عنوان خطری منطقه‌ای مطرح سازند. سفر بهنگام ظریف عملاً توانست آثار سوءتبلیغات این دو کشور مخالف ایران را برطرف کرده و عربستان را به نحوی در منطقه منزوی کند. به این ترتیب حسن روحانی و تیم دیپلماسی او با طراحی راهبرد جدید برای برقراری مناسبات جدید با کشورهای منطقه تلاش کردند به کشورهای غربی یادآوری کنند که ایران در کاهش تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نقش بسزایی دارد و می‌تواند تأثیری مستقیم بر معادلات و بازی‌های منطقه‌ای بگذارد.

تخصص‌گرایی در گفتمان اعتدال

نسبت تنگاتنگی میان اعتدال و عقلانیت در گفتمان سیاست خارجی دولت یازدهم وجود دارد. ایران در سال‌های گذشته هزینه فراوانی بابت رویکرد ماجراجویانه درسیاست خارجی بدون توجه به واقعیات نظام بین‌الملل و مؤلفه‌های اقتدارملی پرداخت کرده است. مواضع رادیکالی رئیس دولت پیشین بدون درنظر گرفتن قواعد بازی حاکم برنظام بین‌الملل و بدون لحاظ کردن مؤلفه‌های اقتدار ملی و برخورد تهاجمی ذهنی گرایانه به منظور مطرح شدن در عرصه بین‌المللی از مهمترین علل زیان‌های وارده به منافع ملی بود.

چنین رویکری دولت نهم و دهم را بی‌نیاز از بهره‌گیری از نظرات کارشناسان زبده و حضور آنان در ساختار دیپلماسی کشور نمود و در بسیاری از مواقع این دست از کارشناسان از سیستم رانده شدند تا فرصت برای کسانی که با تأیید نظرات غیرکارشناسی در جهت منافع شخصی خود عمل می‌کنند، فراهم شود. این دسته از افراد حتی درصورت آگاهی از منطقی نبودن رویکردها و اظهارات مسئولان ذیربط، در برابر اظهارات و تصمیمات غیرمدبرانه آن‌ها سکوت اختیار کرده و یا آن‌ها را مورد تأیید قرار دادند. افزایش تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران از رهگذر تصویب قطعنامه‌های متعدد در شورای امنیت سازمان ملل درپرتو همین سیاست خارجی ماجراجویانه حاصل شد.

اما روحانی تلاش کرد تا وزارت خارجه بستری نخبگی پیدا کند و با ایجاد دیوار دفاعی در مقابل هیجانات زودگذر از عوام‌زدگی و ساده انگاری دوری گزیند. انتخاب تیم جدید دستگاه سیاست خارجی و انتخاب ظریف، به عنوان دیپلماتی کارآمد، با تجربه و باپشتوانه تحصیلات آکادمیک نشان دهنده عزم رئیس دولت برای تخصصی کردن حوزه دیپلماسی بود. دیپلمات‌های دولت تدبیر و امید تلاش کردند بر مبنای واقع گرایی، عملگرایی و محاسبه سود و زیان زیر سایه نظرات کارشناسی چرخ دیپلماسی را به گردش درآورند. ظریف به عنوان سکاندار پرونده هسته‌ای اعلام کرد که در حل این پرونده به رفتار عاقلانه اعتقاد دارد و با گردآوردن صاحبنظران حقوقی و فنی به بده بستان طرح‌هایی کارشناسانه برای حل فنی چالش هسته‌ای با شش کشور 1+5 برآمد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات