دیپلماسی ایرانی: سید محمد صادق خرازی، سفیر اسبق ایران در فرانسه و تحلیل گر مسایل بینالمللی در نشست "انتخابات عراق، فرصتهای و چالشهای منطقه ای" که هفته گذشته به میزبانی دیپلماسی ایرانی برگزار شد، با اشاره به سیاستهای ایران در منطقه مبنی بر حمایت از جریان مقاومت در برابر جریان سلطهای که هرج و مرج طلب است به بررسی نگاه استراتژیک ایران به مساله برقراری امنیت در عراق پرداخت. متن کامل سخنان وی به شرح زیر است:
سیاست خارجی ایران در خاورمیانه بر مبنای استراتژی حمایت از مقاومت است و عمق این استراتژی نیز حفظ جریان مقاومت بوده و هرکجا مقاومت نیاز به تقویت داشته باشد، ایران هم حضور داشته و هرکجا در حال تضعیف شدن است، ایران در راستای تقویت آن نقش آفرینی میکند. این استراتژی سیاست خارجی رسمی کشور بوده و نظام برای رسیدن به این موقعیت برتر در خاورمیانه هزینههای بسیار زیادی پرداخت کرده است. مقاومت ورای جدول بندیهای سیاسی از محیط مدیترانه و دریای مدیترانه تا آن سوی مرزهای افغانستان، تا دشت قبچاق و حتی فراسوی یمن کشیده شده است و این حضور به نوع نگاه و تاثیرگذاری در استراتژیای که نظام به عنوان حفظ خط مقاومت در دنیای اسلام است در نظر گرفته، مربوط میشود.
عراق هم بخشی از استراتژی جمهوری اسلامی ایران است. امنیت عراق، پیشرفت وتوسعه و حمایت از دولت، حاکمیت، روند دموکراسی، حمایت از تحقق قانون، همزیستی همه اقلیتها و عشایر و همبستگی که نوع ساختار مدنی را نوید داده است که این روزها به صورت یک پدیده در تاریخ عراق نمایان شده، نشان از فهم بالای امروز مردم عراق دارد و این دقیقا در راستای عمق باورهای نظام جمهوری اسلامی ایران است که از این روند مدنی سازی حمایت میکند.
طبیعی است که در این فرآیند دموکراتیک هر گروه وحزبی که توانست آرای مردمی را کسب کند، باید با ایران هم کار کند زیرا ایران موقعیت ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک ویژهای دارد. اینگونه نیست که ایران نگران سقوط یا ظهور دولتی در عراق باشد، زیرا هر دولت خردمندی که در عراق روی کار بیاید و در شرایطی که بخواهد برخودردار از قدرت منطقهای باشد نیازمند حمایت و پشتیبانی همسایه خود است و ناچار به فکر تعامل با جمهوری اسلامی ایران خواهد افتاد.
طی یک قرن اخیر هر نوع جابه جایی قدرت در عراق با ترور، خون، وحشت و کودتا همراه بوده است. طی تحولات چند سال اخیر - حداقل یک دهه اخیر - از واقعیت متفاوتی در عراق رونمایی شده است و چرخش و انتقال قدرت تنها به وسیله حضور مردم در پای صندوقهای رای برای تعیین سرنوشت خود میسر شده که این مساله به مهمترین پدیده سیاسی در عراق نوین تبدیل شده است. این همان پروسه سیاسی دموکراتیکی است که ما در عراق از آن به شکل قاطع حمایت میکنیم. جمهوری اسلامی از نقش آفرینی مردم در هر کجای دنیای اسلام که باشد حمایت میکند.
سوال مهمی که در اینجا مطرح میشود این است که چرا ایران در سوریه با سیاستی دیگر وارد عمل شد؟ به صورت منطقی این پرسش در ذهن بسیاری متبادر میشود که ایران در مصر، تونس، عراق و افغانستان اینگونه که به رای مردم بود حرمت نهاد و سیاست خود را منطبق با آرای مردم بنا کرد. برداشت ما و حتی تاکید دبیر کل اسبق سازمان ملل متحد اقای کوفی عنان و آقای اخضر براهیمی نماینده دبیر کل در موضوع سوریه بر این بوده که بشار اسد نماد اکثریت مردمی در سوریه است. در حال حاضر یک اقلیت 12 درصدی علوی، کرد، مسیحی و نزدیک به 30 درصد از جامعه سنی سوریه از بشار حمایت میکنند.
از ابتدا سیاست ما در سوریه در نقطه مقابل رفتاری بود که نظام سلطه در راستای تضعیف مقاومت سوریه در پیش گرفته بود. نظام سلطه به دنبال تبدیل کردن سوریه به میعادگاهی برای جریانهای ترویستی و تندرو بود. حمایتی که عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و ترکیه از جریان افراط در سوریه انجام دادند در کنار نسل کشی، غارت و ترور آشکاری که تمام یگانهای شبه نظامی تحت حمایت سازمان اطلاعات و امنیت سعودی با حمایت برخی از کشورهای عرب در سوریه دنبال میکرد، جریان افراط را هدایت شده به حاشیه مدیترانه کشاند.
تعجب از عقل امنیتی کشورهای اروپایی است که چگونه نسبت به این اتفاق بیتفاوت بوده و یا با سکوت خود از این روند حمایت کرده و میکنند. همسایگی تروریسم القاعده و جریان افراط عرب در مدیترانه و اروپا در حقیقت نوعی از تهدید امنیت جمعی اروپا در آینده است. ما امروز در سوریه شاهد تکرار همان اشتباه استراتژیکی هستیم که امریکا در جریان اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی سابق در این کشور با حمایت از جریانهای شبه نظامی تندرو مرتکب شد. سالها پس از آن حمایت بود که ایالات متحده خود قربانی جریانهای تروریستی شد که پایه گذار آن در روزهای جنگ سرد بود. امروز جمهوری اسلامی در پرونده سوریه معتقد است که روند تحولات دموکراتیک در سوریه، که مبتنی بر رای مردم باشد ضرورت جامعه این کشور است.
دموکراسی در سوریه نه با دخالت سیاسی و تجهیزات نظامی خارجی، حمایتهای پولی و مالی، نظامی و تسلیحاتی که سعودیها انجام میدهند و نه با کارهایی که عربستان سعودی، ترکیه، قطر و امارات متحده عربی میکنند شکل نخواهد گرفت. هر کجا که بیداری اسلامی یا بهار عربی وجود دارد، کل قدرتهای منطقهای مانند قدرتهای درون منطقهای _ عربستان سعودی، ترکیه و برخی کشورهای کوچک_ با امکانات مالی زیاد، در راستای فروپاشی آن برآمدند. بر خلاف این کشورها جمهوری اسلامی در تمامی این تحولات مردمی پشت مردم بود و با ایستادگی از روند تحولات آشکار مدنی حمایت کرده و میکند.
برداشت همه اهل نظر این است که تحولات در عراق، سوریه، لبنان و افغانستان همه در چارچوب و راستای امنیت جمعی منطقه است زیرا مولفه قدرت و امنیت امروز در منطقه ما تفکیک ناپذیرند. وقتی قدرت و اقتدار از آن رای مردم شود طبیعی است که دولتها نیز میتوانند قدرت دیگری از خود نشان دهند. ما باور داریم که قدرت مبتنی بر اراء مردم است. نظامهای استبدادی و سلطنتی هرگز قادر به درک هویت قدرت مردم نیستند. این قدرتها همانگونه که در مصر، لیبی، بحرین و عریستان سعودی شاهد آن هستیم ترجیح میدهند که راه سرکوب را در پیش بگیرند. جمهوری اسلامی ایران بنای خود در سیاست خارجی را بر پایه حمایت از شخصی خاص پایهگذاری نکرده است.
در داخل منطقه از افغانستان تا عراق که همسایگان ایران هستند روند تحولات دموکراتیک به گونهای بوده که مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران قرار داشته است.
انتخابات عراق انتخاباتی است که ناسیونالیسم عربی در آن شکست خورد و سکولاریسم نیز مورد توجه مردم واقع نشد. در انتخابات عراق شعار منطق و قانون توانست بیش از 60 از واجدین شرایط را به پای صندوقهای رای بیاورد. تحولاتی که در راستای انتخابات عراق شکل گرفت شگفتیهای جدیدی را در این کشور به بار آورد و البته که اختلافات جامعه شیعه امری متعارف است که از پس آن تکثر آرا و اندیشه رخ نمایی میکند.
برداشتم این است که جامعه شیعه دچار یک سری اشتباه در محاسبههای سیاسی خود شد و این مساله منجر به زیر سوال رفتن اتحاد و ائتلافهای درون شیعی در چند سال اخیر در این کشور شد. البته این اشتباه را نمیتوان فقط در شان برخی از گروهها یا برخی از احزاب یا عشایری که در منطقه هستند، دانست. این ضعف در نوع نگاه و جهت گیری دولت عراق هم دیده میشود.با اینهمه اقتدار، ضرورت دولت امروز عراق است. اگر اقتدار نبود، امنیت در عراق امروز هم نبود. در این چند سال اخیر عراق فجایع و بحرانهای سیاسی و امنیتی بسیاری را پشت سر گذاشته است و برای رسیدن به این حد از ثبات نسبی هم هزینههای بسیاری را پرداخت کرده است. تثبیت وضعیت موجود عراق، نشان دهنده اقتدار دولت است. با توجه به فرهنگ مردم عراق و منطقه، این کشور نیازمند مدیریت متمرکز و جدی بوده تا توسعه پایدار و روند مردم سالاری و پیشرفت این کشور به سر منزل مقصود برسد.
برداشت شخصی من این است که در منطقه بر خلاف برخی نظریهها دال بر اینکه ایران موقعیت خوبی ندارد، ایران در موقعیت برتر است و همین موقعیت برتر، عربستان سعودی و برخی رژیمهای منطقه را نگران کرده است. تصور اشتباهی وجود دارد مبنی بر اینکه اگر در مسایل هستهای با غرب به نتیجه مطلوب برسیم، مسایل ما با عربستان و برخی کشورهای منطقهای هم حل خواهد شد. این تفکر از پایه و اساس اشتباه است. در شرایط موفقیت در مذاکرات هستهای تازه مسایل ما با عربستان سعودی وارد فازی جدیتر خواهد شد. عربستان به جز در یک دوره کوتاه مدت، همواره در جهت کاهش قدرت باز دارندگی ایران تلاش کرده است.
طی 80 سال گذشته عربستان در موازنه و قدرت نظامی خود با ایران در موضع انفعال بوده و اکنون هم در این موضع است. امروز عربستان ناچار شده است در محیط سیاسی خارجی خود بر ضد منافع ایران با دشمن قسم خورده کل امت عرب وامت اسلامی یعنی اسراییل هم موضع شود و در محیط امنیتی ایران که مبتنی بر حمایت از مقاومت در کل منطقه است، بحران ایجاد کند. این بحران با ترور، خشونت، براندازی، لشگرکشی و با همکاری سیستمهای اطلاعاتی برخی از کشورهای غربی همراه است که دچار نوعی اشتباه استراتژیک در محاسبههای امنیتی و اطلاعاتی خود شدهاند.
انتخابات عراق نشان داد جهت گیری سیاست خارجی ایران در حمایت از دولت مالکی، جهت گیری درستی بوده است. در دوره قبل نزدیک به 9 ماه طول کشید تا نوری المالکی قدرت را تثبیت و مجددا به عنوان نخستوزیر انتخاب شود. حتی آقای احمدی نژاد هم تحت تاثیر برخی دوستان و پیامهای خارجی به مخالفت با نوری المالکی پرداخت و صحبتهایی در این خصوص کرد اما سیاست خارجی منطقه ایی نظام که مقام معظم رهبری، آن را ترسیم میفرمودند مبتنی بر آگاهی از واقعیتهایی بود که به ترسیم سیستم و سیاست خارجی نظام در راستای تثبیت منافع ملی، مرتبط بود.
مقام معظم رهبری همواره تاکید داشتند که امروز سران احزاب، عشیرهها، بزرگان، نخبگان ومرجعیت در عراق باید برای تثبیت موقعیت جامعه شیعی، وحدت امت اسلامی و همزیستی اهل سنت، تشیع و اکراد تلاش کنند که این مساله دقیقا در راستای تثبیت چارچوب عراق آزاد، نوین، دموکراتیک و عراقی که میخواهد و باید توسعه پیدا کند و در آن امنیت ایجاد شود، است. این سخنی درست و دقیق بود. در همان زمان ترکیه و عربستان سعودی نظر دیگری داشتند. حتی بشار اسد هم در سوریه که هنوز دچار بحران نشده بود، سیاست دیگری را دنبال میکرد.
در آن زمان ما در موقعیت تنهاتر و منزویتری بودیم اما با این حال از دولت مقتدر دفاع کردیم. جمهوری اسلامی ایران در یک دهه اخیر در عراق به دنبال حمایت سیاسی از یک شخص خاص نبوده است. امروز هم در خصوص سیاستهای ایران در قبال کشور دوست و همسایه عراق، بحث ما شخص آقای نوری مالکی نیست. چرخه قدرت در عراق امروز در دست یک نفر و فردا در دست دیگری خواهد بود. بحث ما بحث حمایت از تفکر مدیریت متمرکز و مقتدری است که بتواند به تقویت ثبات وضعیت سیاسی در عراق پرداخته و در سطح کلانتر به هدف مشترک تامین امنیت در منطقه کمک کند.