تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۶۷۸۷۴

تثبیت همگرایی روسیه با چین و اوراسیا (بخش اول)


سرویس خارجی: یک نویسنده آمریکایی در تحلیلی جامع درباره قرارداد بزرگ گازی میان پکن و مسکو نوشت: این شراکت آسیایی محور،مسلما مورد پسند استراتژیست‌های غربی نیست وچیزی است که آمریکا مدت هاست ازآن وحشت دارد.

«اریک مارگولیس»محقق ونویسنده آمریکایی،درمقاله‌ای باعنوان «شکست گازی مفتضحانه برای غرب نوشت :چهره ولادیمیر پوتین،رئیس جمهور روسیه درعکس‌ها ودیدارهایش، معمولاًبه گونه‌ای است که هیچ حسی رامنتقل نمی‌کند،ولی اودرشانگهای به سختی توانست پوزخندش را از دیددوربین‌هامخفی کند!چرا؟ زیراوی مدتی است که توانسته ترفندموفقیت‌آمیزی رادربرابررقبای غربی‌اش به کار گیرد.

ایالات متحده آمریکا و انگلیس، اقتصاد روسیه را هدف گرفته بودند تا روسیه را به خاطر نافرمانی‌هایش تنبیه کنند، در حالی که برنامه، طبق پیش‌بینی آنها جلو نرفت.وی در ادامه نوشت: پس از بیست سال مذاکرات نفس‌گیر، روسیه و چین موفق شدند در مقطع زمانی فعلی، قراردادی بزرگ برای صادرات ۳۸ میلیارد مترمکعب گاز به ارزش ۴۰۰ میلیارد دلار از روسیه به چین منعقد کنند.

اجرای این قرارداد که یکی از بزرگ ‌ترین پروژه‌های کره زمین خواهد بود، از سال ۲۰۱۸ کلید می‌خورد و منابع گاز زیرزمینی روسیه را با سیستم خطوط لوله به چین پیوند خواهد زد.

علاوه بر این، چین حداقل ۲۰ میلیارد دلار در صنعت روسیه سرمایه‌گذاری خواهد کرد و واردات محصولات روسی به ویژه در حوز سیستم‌های نظامی را در دستور کار قرار خواهد داد. دریک کلام، چین بزرگ‌ ترین شریک تجاری روسیه می‌شود. این شراکت« آسیایی محور» مورد پسند اوباما نیست.

استراتژیست‌های غربی مدت‌هاست وحشت دارند که مبادا اژدهای چینی و خرس‌های روسی یکدیگر را در آغوش بگیرند! این نویسنده آمریکایی در ادامه اضافه می‌کند؛ براساس شواهد، می‌توان گفت ناآرامی های اوکراین، آخرین محرّکی بود که چین را به انعقادمناسبات راهبردی باروسیه سوق داد. این دوقدرت تاپیش از این هم همکاری‌های سبکی با یکدیگر داشتند که چندان خالی از مشکل نبود، ولی در واقع، خوی خشونت‌طلبان آمریکا و متحدانش در اروپای شرقی ودریای جنوب چین بود که پکن را برای گسترش معاهدات با مسکو مصمم کرد.

جمهوری‌خواهان کنگره آمریکا که همواره بر طبل جنگ کوبیده و اوباما را مجبور به رویارویی با روسیه کردند، اکنون بیشترین تقصیر را در فرستادن مسکو به دامان چین، به گردن دارند و این شکست دیپلماتیک از ابتدا هم قابل پیش‌بینی و کاملاً واضح بود.

بدین ترتیب،روسیه به اقتصادملی خودقوای دوچندان بخشیده وتحریم‌های غرب را بی‌اثر خواهد کرد. پول‌ چین، این امکان را برای روسیه فراهم می‌سازد که صنعت نفت و گاز خود را مدرن‌سازی کند.

خطوط لول جدید، پیشرفت اقتصادی مهمی برای روسیه هستند و می‌توانند در مناطق بحران زد شرق روسیه وسیبری،مفید واقع شوند.اگراین تجارت گازی به شکوفایی برسد، می‌تواند به منزل الگویی برای تقویت همکاری‌های چین- روسیه در حوزه نظامی نیزباشد؛مانند ساخت هواپیماهای جنگی نسل پنجم، کاربرروی سیستم‌های موشکی،تقویت نیروهای دریایی دوکشوروفعالیت درزمینه صنایع فوق الکترونیک.

البته تاپیش ازاین، روسیه از گسیل سیستم‌های نظامی پیشرفته به چین خودداری می‌کرد، چون چین با کپی کردن از فناوری‌های روسی، هزینه مجوز ساخت این تجهیزات را به روسیه پرداخت نمی‌کرد. «مارگولیس» در ادامه می‌نویسد: این قرارداد برای چین مزایای فراوانی دارد، زیرا این کشور سال‌هاست با کمبود انرژی روبروست. پکن برای رو به رشد نگهداشتن اقتصادش،نیاز به کشف منابع جدید انرژی دارد.

گاز زیرزمینی روسیه، گزینه‌ای باکیفیت را در اختیار بخش‌های جذب انرژی در چین قرار می‌دهد.

طبق پیش‌بینی‌ها،تبدیل انرژی از گاز روسیه، میزان آلودگی هوا در پکن و دیگر شهرها را تا حداقل ۲۵ درصد کاهش خواهد داد.روسیه مدت‌هاست در انتظار همکاری تنگاتنگ باچین درپروژه‌های صنعتی شرق دور است؛ هرچند روس‌ها از قدیم علاقه چندانی به چین نداشتند و شاید یکی از دلایل آن، زنده بودن خاطرات مربوط به حمله مغول‌ها و تاتارها باشد که منجر به خرابی صدها سال بخش‌هایی از روسیه شد.

لذا بیزاری و بی‌اعتمادی نسبت به چین، در دل بسیاری از روس‌ها نهفته است. البته در قرن نوزدهم، روسیه هم در تجاوز به چین، غربی‌ها را همراهی کرد.

آمار و جمعیت ‌نگاری،نقش مهمی در واهمه روسیه از چین دارد. مناطق شرق دور روسیه که فرودگاه مهم «ولادی‌وستوک»در آن واقع است، تنها ۷٫۴ میلیون نفرجمعیت دارد. مناطق مرزی مشابه در شمال شرق چین، که به «دونگ بی» مشهور است، حدود ۱۰ برابر این جمعیت را در خود جای داده است.

این منطقه مهم و راهبردی در اواخر قرن ۱۹ میلادی تبدیل به جبهه درگیری میان روسیه، چین و ژاپن شد و سرانجام با جنگی خونین میان روسیه و ژاپن خاتمه یافت.

سالانه ۱٫۵ میلیون چینی به صورت غیرقانونی وارد مرزهای روسیه و در آنجا مستقر می‌شوند؛ مشابه وضعیتی که اکنون میان ایالات متحده و مکزیک شاهد آنیم. در مسکو بیم آن می‌رود که شمار این ۲ میلیون نفر مهاجرغیرقانونی چینی در شرق دور روسیه، روزی به ۲۰ یا ۳۰ میلیون برسد و توازن جمعیتی شهروندان روس را به هم بریزد. «اریک مارگولیس» در ادامه مقاله‌اش اینطور می‌نویسد: من در سال ۱۹۸۰ از طرف سرویس اطلاعات نظامی چین به منظور تبادل دیدگاه، به این کشور دعوت شده بودم و آنجا در جلسه‌ای، بی هیچ خجالتی سؤال کردم:«ارتش چین برای تصرف ولادی ‌وستوک به چقدرزمان دیگر اح��یاج دارد؟»

یکی از ژنرال‌ها پس از سکوتی طولانی و معنادار، گفت: «یک هفته!»به هر حال پکن و مسکو هنوز راه درازی برای حل اختلافات و بازسازی احترام و اعتماد متقابل در پیش دارند و در هر دو طرف نیز کمبودهایی احساس می‌شود. امروزه هرگونه انقطاع و وقفه در واردات روزافزون انرژی، برای چین مساله ای بسیار حساس و وپدیدآورنده حالتی شکننده است. آمریکا و به تازگی هند، قادرند تانکرهای نفتی چین و محموله‌های انتقالی از طریق دریا را بلوکه کنند. در هر دو حالت‌، بزرگترین صنایع کشور چین از پای درخواهد آمد.

بنابراین نفت، خام صادره به چین از طریق خطوط لوله‌های روسیه، چین را در برابر اغلب تهدیدات احتمالی محافظت نموده و امنیتی را که در حوزه تأمین انرژی مدت‌ها به دنبال آن می‌گشت، بالاخره حاصل خواهد کرد. این محقق آمریکایی نوشت،اهمیت ژئوپلیتیک قرارداد یادشده در بهبود مناسبات دوجانبه، به حدی هست که بتواند ترس و بی‌اعتمادی گذشته را در خود محو کند. مهم‌تر از آن اینکه قرارداد انرژی میان چین و روسیه، ممکن است ترازوی قدرت در جهان را بیش از پیش به سمت کف شرق، سنگین، وتعادلی میان ثروت آمریکا و همپیمانان غربی‌اش،با این بخش ازجهان ایجاد کند.

‌مرکز ‌جدید ‌قدرت در نظام بین‌الملل

ازدیگرسو،روسیه با تشکیل اتحادیه اوراسیا، قصد دارد به غرب نشان دهد اگر آمریکا و اروپا مایل به همکاری اقتصادی با روسیه نباشند، این کشور می‌تواند از راه‌های دیگر در صحنه اقتصاد جهانی ابراز وجود کند.روسای جمهوری روسیه، بلاروس و قزاقستان روز۲۹ مه ۲۰۱۴ (۸ خرداد ۱۳۹۳)درنشستی در«آستانه» پایتخت قزاقستان، توافقنامه‌تاسیس اتحادیه اوراسیا را امضا کردند.

این اتحادیه اقتصادی جدید که به گفته پوتین، می‌تواند چالشی جدی دربرابراقتصاد ایالات متحده و اتحادیه اروپا محسوب شود،پس از طی مراحل قانونی و تصویب معاهده مربوطه در پارلمان‌های سه کشور عضو، روز اول ژانویه سال ۲۰۱۵ رسما موجودیت پیدا خواهد کرد. در شرایطی که روسیه الحاق به این نهاد اقتصادی را سیاست اقتصادی کاملا جدیدی می‌داندکه می تواندتمامی کشورهای حوزه اوراسیا رادربر بگیرد، به نظر می رسد غرب تمام قد در برابر آن بایستد و از طرق مختلف به آن ضربه بزند.

از اتحاد گمرکی تا اتحادیه اوراسیا

طرح ایجاد اتحادیه اقتصادی بین کشورهای همفکر، برای نخستین بار در سال ۱۹۹۴ از سوی «نورسلطان نظربایف» مطرح شد. اگر چه در آن زمان به طرح وی توجه چندانی صورت نگرفت، اما قدرت گرفتن پوتین در روسیه و تثبیت اوضاع داخلی و سیاست خارجی مسکو، باعث شد که کرملین سردمدار این طرح گردد.

ولادیمیر پوتین در مقاله‌ای که بیانگر اولین خط مشی‌های خارجی وی برای دوره جدید ریاست جمهوری‌اش بود، از قصد خود مبنی بر تشکیل اتحادیه جدیدی از کشورهای استقلال یافته از جماهیر شوروی سابق به نام «اتحادیه اوراسیا» خبر داد.

سرانجام اعلامیه ایجاد اتحادیه اقتصادی اروپا ـ آسیا توسط سه دولت روسیه، بلاروس و قزاقستان در ماه دسامبر ۲۰۱۱ به امضا رسید و مقرر شد اتحادیه اوراسیا بر مبنای این اتحادیه گمرکی تشکیل شود.

بر این اساس، این اتحادیه قصد داشت در کوتاه مدت، تمامی محدودیت‌های تجاری و کاری بین سه کشور را از سال ۲۰۱۲ میلادی لغو ‌کند و دربلندمدت، راه را برای ورود سایر جمهوری‌های استقلال یافته از شوروی سابق نظیر اوکراین، ارمنستان،قرقیزستان و تاجیکستان نیز باز نماید.

در این بین، اگر چه پوتین موفق شد نظر مساعد ارمنستان را جلب کند، اما بحران اوکراین تا حد زیادی ایده اصلی پوتین را با مشکل مواجه کرد.

ویژگی‌های اتحادیه اوراسیا

بی شک تشکیل اتحادیه اوراسیا، هم به نفع روسیه و هم به سود سایر کشورهای حوزه اوراسیا است، زیرا از یک سو به فعالیت های اقتصادی روسیه در منطقه تحرک تازه ای می‌بخشد و از سوی دیگر، موضع کشورهای منطقه را در قبال سایرین تقویت می کند.

باید توجه داشت که ‌به ‌موجب تشکیل این اتحادیه، ‌از ‌اول ‌ژانویه ‌سال ‌۲۰۱۵ ‌،جابجایی ‌آزاد ‌کالاها، ‌خدمات، ‌سرمایه ‌و ‌نیروی ‌کار ‌بین ‌سه ‌کشور ‌راه ‌اندازی ‌خواهد ‌شد. همچنین ‌این اتحادیه، ‌سیاست ‌هماهنگ ‌شده‌ای ‌در ‌زمینه ‌انرژی، ‌صنایع، ‌حمل ‌و ‌نقل ‌و ‌بخش ‌کشاورزی ‌دنبال ‌خواهد ‌کرد ‌و در پی ایجاد بازارهای ‌مشترک ‌نفت ‌و ‌گاز ‌ تا ‌سال ‌۲۰۱۵ است. علاوه بر این، هدف ‌بلند ‌مدت ‌در ‌زمینه ‌اقتصاد ‌کلان، ‌شامل ‌ایجاد ‌مرکز ‌نیرومند ‌بازرگانی ‌صنعتی ‌و ‌حمل ‌و ‌نقل ‌در ‌فضای ‌اتحادیه ‌اقتصادی ‌اورآسیایی ‌است ‌که ‌امکان ‌ارسال ‌انواع ‌مختلف ‌کالاهای ‌مبتنی ‌بر ‌فناوری های ‌بالا ‌ رابه ‌بازارهای ‌خارجی ‌ ‌می دهد.

به این ترتیب،‌اتحادیه ‌اقتصادی ‌اورآسیایی،‌به ‌کشورهای ‌عضو ‌و‌اعضای ‌بالقوه ‌آن ‌فرصت ‌واقعی ‌می دهد ‌تا ‌رقابت ‌پذیری ‌خود ‌در‌بازارهای ‌جهانی ‌را‌بالا ‌ببرند‌و ‌با ‌تشریک ‌مساعی، ‌اقتصاد ‌خود ‌را ‌به ‌روز ‌آورند. بر این اساس، اتحادیه اوراسیا، به غیر از توانمندی های سیاسی، در حوزه اقتصادی نیز دارای چند ویژگی قابل توجه است:

- نخست آنکه سه کشور روسیه ، بلاروس و قزاقستان،بازاری با ۱۷۰ میلیون جمعیت را ایجاد خواهند کرد.

- دوم آنکه، جمع تولید ناخالص داخلی سه کشور روسیه، بلاروس و قزاقستان بالغ بر حدود ۳ تریلیون دلار است.

- سوم آنکه، یک پنجم کل ذخایر گاز طبیعی و ۱۵درصد کل ذخایر نفت خام جهان در دو کشور روسیه و قزاقستان قرار دارد.

در نتیجه، اتحادیه اوراسیا از ذخایر طبیعی قابل توجه به خصوص منابع انرژی غنی برخوردار خواهد بود.

علاوه بر این، چنانچه تمام کشورهای سابق شوروی به این اتحادیه بپیوندند، آنگاه بلوک اقتصادی و امنیتی قدرتمندی تشکیل خواهد شد که از برخی جهات شباهت های زیادی به اتحادیه اروپا خواهد داشت و حتی توان رقابت با این اتحادیه را نیز به دست خواهد آورد.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات