چالشهای پیش رو
به رغم آنکه پوتین ایده تشکیل اتحادیه اوراسیا را تا حد زیادی از اتحادیه اروپا الگو گرفته بود، در شرایطی که این اتحادیه به عنوان نمونه عالی و ممتاز همگرایی منطقه ای،با مشکلات و چالش های بسیار زیادی مواجه شده، به نظر می رسد تاکید قدرتمندترین مرد روسیه بر تشکیل اتحادیهای مشابه، دارای ابعاد و زوایای مختلفی باشد.
بر اساس آنچه که مد نظر پوتین است، ایده تشکیل اتحادیه اوراسیا، میتواند از یک سو، راهی برای اجرای پروژه های نوآوری مشترک و افزایش رقابت در توانایی تمامی کشورهای حوزه اوراسیا باز کند و از سوی دیگر، جوابگوی تمامی خواست های سازمان تجارت جهانی نیز باشد.در عین حال می توان چنین اذعان داشت که امضای این توافقنامه درشرایط کنونی، هشداربه کشورهای غربی در مورد تشدید تحریم اقتصادی روسیه به دلیل سیاست های کرملین در قبال بحران سیاسی اوکراین است. در واقع روسیه با تشکیل اتحادیه اوراسیا، قصد دارد به غرب نشان دهد که اگر آمریکا و اروپا مایل به همکاری اقتصادی با روسیه نباشند، این کشور میتواند از راههای دیگر در صحنه اقتصاد جهانی ابراز وجود کند یا به رقابت با آنها بپردازد.به هر روی، در شرایطی که به نظر می رسد امضای توافقنامه تشکیل اتحادیه اوراسیا، گامی به سوی تحقق رویای پوتین در خصوص شکل گیری این اتحادیه و رهایی از فاجعه ژئوپلتیک قرن بیستم، یعنی فروپاشی شوروی است، در عین حال باید توجه داشت که اتحادیه اوراسیا با چند چالش و مشکل مواجه است:
نخستین چالش این است که برخی کشوهای استقلال یافته از شوروی سابق، به شدت نگران سلطه مجدد روسیه بر خود هستند و برخی دیگر، پیوستن به این اتحادیه را مغایر با روابط خود با اتحادیه اروپا می دانند. البته از آنجا که شکلگیری این اتحادیه در مرحله اول، بین کشورهایی صورت گرفت که با یکدیگر اختلافات کمتری دارند، لذا در مراحل اولیه با چالشی اساسی روبرو نشد. با این همه، جدیترین مانع موجود بر سر راه این اتحادیه در مرحله شکلگیری، مشکلات داخلی اعضا، به ویژه نگرانی سایر اعضا، از تسلط روسیه بر آنها و نادیده انگاشتن منافع آنها است؛چنانکه چنین امری،دستاویزمخالفان «یانوکوویچ» شد و زمینه را برای برکناری وی از قدرت در اوکراین فراهم نمود.
این در حالیست که پیش از بروز بحران اوکراین، ولادیمیر پوتین امیدوار بود بتواند حمایت آن کشور و سایر جمهوریهای سابق اتحاد شوروی را برای عضویت در یک اتحادیه بزرگ جلب کند، اما وقایع اوکراین تا حدی دستیابی به این هدف را با چالش مواجه ساخته است؛ به نحوی که درحال حاضر، تنها قرقیزستان، تاجیکستان و ارمنستان که شرایط اقتصادی چندان مساعدی هم ندارند، خواستار پیوستن به این اتحادیه شدهاند و هنوز کشورهایی مانندجمهوری آذربایجان، ترکمنستان و ازبکستان که دارای منابع طبیعی سرشار و جمعیت زیاد هستند، علاقهای به چنین طرحی نشان ندادهاند.شاید همین امر باعث شده که پوتین به رغم اعلام این مطلب که قصد دارد اتحاد جماهیر شوروی را وارد «اتحادیه اوراسیا» کند، اما در عین حال تاکید کرده که پروژه جدید وی، هیچ شباهتی به اتحاد جماهیر شوروی سابق نخواهد داشت. دلیل چنین اظهار نظری، به هراس عمیق برخی همسایگان روسیه و کشورهای استقلال یافته،از شوروی بازمیگردد. به همین دلیل نیزرئیس جمهوری روسیه، توافقنامه اخیر سه کشور را مرحله ای از پیوستگی اقتصادی نامید که به استقلال سیاسی سه کشور لطمهای نخواهد زد.
دومین چالش پیش روی اتحادیه اوراسیا این است که غرب تمامی تلاش خود را برای شکست پروژه اوراسیایی پوتین خواهد کرد. غربی ها به خوبی می دانند که اوراسیا دارای ظرفیت های بالقوه برای حل بحرانهای مقطعی و حتی دراز مدت اقتصادی است و این توانمندی در شرایطی به واقعیت نزدیک خواهد شد که کشورهای این حوزه به معنی واقعی به همگرایی و همکاری برسند. به همین دلیل در شرایطی که روسیه الحاق به این نهاد اقتصادی را سیاست اقتصادی کاملا جدیدی میداند که میتواند تمام کشورهای حوزه اوراسیا را در بر بگیرد، غرب تمام قد در برابر آن ایستاده و قصد دارد از طرق مختلف به آن ضربه بزند. در واقع نخبگان سیاسی غرب،اتحادیه اقتصادی اورآسیایی رابه عنوان طرح خصمانهای تلقی میکنند که قادر است با نفوذ همه جانبه غرب، نه تنها در فضای شوروی سابق، بلکه در ابعاد جهانی رقابت کند.
بر این اساس، بحران اوکراین اولین گام جدی در تقابل دو الگوی روسی و غربی است،چراکه روسیه، الگوی اتحادیه اوراسیا و غرب، الگوی اتحادیه اروپا را به اوکراین پیشنهاد می دهند و در این بین، اوکراین همچون جزیره سرگردانی، گاه به این سو و گاه به آن سو متمایل می شود. این در حالیست که تاآینده نزدیک باید منتظر تلاش های غرب برای بی ثبات کردن اوضاع منطقه آسیای مرکزی بود. اوضاع تاجیکستان و عملیات تروریستی در»ارومچی»، اولین نشانه هایعملی شدن این سناریو هستند.
چشمانداز اتحادیه اوراسیا
به رغم آنکه مخالفان اتحادیه اوراسیا قصد دارند آن را به ساز و کاری مانند اتحاد جماهیر شوروی تشبیه کنند، با این حال به نظر می رسد این دو اتحاد، شباهت چندانی به هم نداشته باشند، زیرا نحوه همگرایی واحدهای سیاسی و همچنین اهداف غایی اتحادیه اوراسیا، تا حد زیادی متفاوت از اتحاد شوروی است. این اهداف در وهله اول شامل از سرگیری روابط اقتصادی است که بعد از فروپاشی شوروی از بین رفته بودند. بر این اساس، قرار است فضای واحد اقتصادی و مرز واحد گمرکی ایجاد و شرایط فعالیت بازرگانی تسهیل شود. هدف دیگر اتحادیه، بخشیدن حالت کثرت گرایانه و برابری حقوقی به اقتصاد جهانی است. درحال حاضر، قالب اقتصاد جهانی یک مرکز دارد که به دلاروسلطه اقتصادی آمریکا وابسته است. دراین بین،اتحادیه اوراسیامیتواند به مرکزجدید قدرت اقتصادی درجهان مبدل شود.ازاین منظر، میتوان تشکیل اتحادیه اقتصادی اوراسیا را، ایجاد یک مرکز جدید قدرت در نظام بین الملل تلقی کرد.