تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۹۳ - ۰۲:۴۹  ، 
کد خبر : ۲۶۸۰۳۰
روایت حجت‌الاسلام والمسلمین علی عسگری از زمینه و عوامل پیروزی روحانی

جریان افراطی به دنبال حذف روحانیت بود

ابراهیم بهشتی - اشاره: حجت‌الاسلام والمسلمین علی عسگری از جمله چهره‌های اصولگرایی است که در دوره فعالیت‌های سیاسی خود اعتدال را پیشه کرده و با چهره‌های معتدلی همچون هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی نزدیکی بسیار داشته است. او قبل از انتخابات رابط و مشاور پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام بود به ریاست حسن روحانی. پیش از این هم نماینده مردم مشهد در مجلس هفتم بود و در حال حاضر معاون پارلمانی دانشگاه آزاد اسلامی است. علی عسگری در تشریح وضعیت کشور قبل از انتخابات 24 خرداد 92 از جریانی می‌گوید که در پی حذف روحانیت بودند و هزینه‌های گزافی را بر دوش نظام و رهبری تحمیل کردند.

* آقای عسگری شما و مجموعه همفکرانتان در جریان اعتدال‌گرایی چطور به این جمع ‌بندی رسیدید که به صورت فعال وارد عرصه انتخابات ریاست جمهوری سال 92 شوید؟ در آن زمان چه ارزیابی و تحلیلی از شرایط کشور داشتید؟

** شخص من ضمن این‌که مواضع اصولگرایی داشته و دارم اما همیشه نظرم این بوده که گفتمان‌های اصلاح‌طلبی و اصولگرایی ضرورت‌های جامعه و مورد مطالبه مردم بوده است. اما یک جریان افراطی در درون اصلاحات، عرصه را به مردم تنگ کرد به گونه‌ای که آن‌ها به سمت اصولگرایان رفتند. در بین مجموعه اصولگرایی هم جریانی تندرو رشد کرد که عملکرد این جریان هم به گونه‌ای رقم خورد که در نهایت مردم در خرداد 92 جریان اعتدال را برگزیدند.  رفتارهای شعاری، پوپولیستی و منسجم نبودن در تصمیم‌گیری‌ها و مدیریت‌ها بخصوص در حوزه اقتصادی، پاسخگو نبودن و عملکرد غیر قابل دفاع در مبارزه با مفاسد اقتصادی شاخص‌های مهم دولت‌های نهم و دهم شد.  اتلاف منابع اقتصادی بسیار محسوس بود.

سرجمع در این دوره بالای 800 میلیارد دلار مواهب خدادادی و درآمد حاصل شده بود اما نتیجه آن رکود اقتصادی و تورم بود. در نتیجه مدیریت جریان احمدی‌نژاد، نظام با مشکلات مختلف در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مواجه شده بود. ساده‌انگاری در سیاست خارجی و رفتار رئیس جمهوری، نظام را با چالش داخلی و خارجی مواجه کرده بود. لذا ما و دیگر دلسوزان تلاش کردیم برای رهایی از آن وضعیت چهره‌هایی مانند آقای هاشمی و روحانی که پخته کار در حوزه داخلی و خارجی هستند و از عنصر اعتدال هم بهره می‌برند را برای جبران مافات وارد میدان کنیم.

* بر اساس شاخص‌های موجود در دولت‌های نهم و دهم نوعی اجماع وجود دارد که مدیریت و عملکرد آن دوره قابل دفاع نیست. آیا این عملکرد فقط متوجه شخص احمدی‌نژاد است یا برخی گروه‌ها هم در این داستان سهیم هستند؟

** نه. احمدی‌نژاد فقط یک شخص نبود یک جریان بود.

* خوب این جریان‌ها الان که ساکت هستند و هیچ مسئولیتی نمی‌پذیرند. به نظر شما حمایت آن‌ها بر اساس چه منطقی بود آیا تحلیل اشتباهی داشتند، یا این‌که بحث منافع گروهی در کار بود؟

** در میان جریان اصولگرایی نیروهای کم بضاعتی بودند که چون نمی‌توانستند از چهره‌هایی مانند آقای هاشمی امتیاز بگیرند و مشی سیاسی او را بر خلاف منافع خود می‌دانستند چشم بر واقعیت‌ها بستند. این جریان اقتدارگرای افراطی می‌خواست در پشت صحنه احمدی‌نژاد را مدیریت کند. در مراحل اول توانست به هدف خود برسد و امتیازات ویژه‌ای هم از رئیس دولت بگیرد اما در ادامه آن‌ها هم با وی به مشکل خوردند.  این جریان افراطی که در این دوره یک اقتدار سیاسی، اقتصادی و نفوذ مدیریتی خاص پدیده آورده بودند آن‌ها در حوزه‌های اقتصادی بیشترین قابلیت نفوذ را برای خود ایجاد کرده بودند و نمی‌خواستند این امتیازات ویژه را از دست بدهند.

از کنار پرونده‌های امثال بابک زنجانی‌ها و پرونده‌های فسادی که یکی یکی رو می‌شود نمی‌شود به آسانی گذشت. یک شخص نمی‌تواند این حجم تخلف و رانت را ایجاد کند. در سایه تحریم‌های ایجاد شده این جریان از شرایط جدید بهره برد و اقتصاد ایران را چمدانی کرد. در سفری که به قزاقستان داشتم، سفیر ما می‌گفت حقوق کارمندانش را باید با چمدان از کشورهای عربی منطقه یا ترکیه بیاورد. خوب وقتی اقتصاد نفتی ما حالت فردی و چمدانی پیدا کرد، معلوم است که مهره‌ها و جریان‌ها چه بلبشویی به پا می‌کنند. به هر روی، جریانی که این همه هزینه روی دست نظام و رهبری گذاشت الان باید پاسخگو باشد ولی به جای پاسخگویی، طلبکار شده و اظهار دلواپسی می‌کند. همین جریان با تمسک به همان شعارهای ارزشی و ولایتمدارانه، دولت را آماج تهمت‌ها قرار می‌دهد.

* آقای روحانی در مقطعی از منتقدان خواستند که با شناسنامه نقد کنند و از جانب مردم سخن نگویند. فکر می‌کنید این بحث ناظر بر همین جریان‌ها و گروه‌ها بود که مسئولیت کارهای خود را پذیرا باشند؟

** این جریان افراطی به دور از چشم قانون و بدون تابلو تحرکاتی انجام می‌دهد گاهی هم که برخوردی می‌شود عمدتاً با نیروهای میدانی آن‌ها است و سران و هسته مرکزی، مصون از این برخوردها هستند. مثلاً در حادثه 22 بهمن قم و توهین به رئیس مجلس، مهر پرت کن‌ها و کفش پران‌ها و فحاشان معرفی شدند ولی با آن‌ها که در مجالسی با سخنرانی‌های خود، اینها را تحریک کرده بودند و یک جریان مشخص هستند، برخوردی نشد.

این درخواست رئیس جمهوری، خواسته منطقی است که اگر موضعی دارید با شناسنامه مشخص بیان کنید. اگر عضو جبهه پایداری هستید به اسم همان پایداری موضع بگیرید. سوی دیگر این داستان هم این است که دولت و وزارت کشور نباید در مقابل اینها کوتاه بیایند. چون بخشی از بدنه دولت احمدی‌نژاد با همان افکار خاص خودشان همین الان در بدنه دولت یازدهم حضور دارند.

* برخی از فعالان اجتماعی و سیاسی هم در هفته‌های گذشته از همین ناحیه انتقاداتی را به دولت و بخصوص وزارت کشور وارد کردند که سرعت تغییر و تحولات در این وزارتخانه و بخصوص در استان‌ها خیلی کند است. این ماجرا بعد از لغو سخنرانی حاج سید حسن خمینی در بروجرد و اتفاقات مشابه در اصفهان بیشتر شد.

** دولت قبل به لحاظ مدیریت نیروی انسانی مشکل داشت. دولت روحانی هم باید بانک اطلاعات نیروی انسانی می‌داشت تا مدیران و افراد مختلف را پالایش و نیروهای زبده را شناسایی می‌کرد. به نظر من در دولت جدید یک مقداری این موضوع مورد غفلت واقع شد. 

نحوه توزیع سبد کالا که آقای رئیس جمهوری را وادار به عذرخواهی کرد و برخی برنامه‌ریزی‌ها در خصوص سفرهای استانی هم از جمله مواردی است که باید محل توجه قرار گیرد.  آن سازمان جوانانی که در دوره احمدی‌نژاد آن همه « آلاف و اولوف» داشت، الان کجاست؟ هنوز که دیر نشده باید یک اتاق فکری این قبیل مسائل را جمع ‌بندی کند.

* در دوره 8 ساله گذشته تلاش شد به اسم جوانگرایی، نسل اول انقلاب که تجربه و سابقه فراوانی داشتند کنار زده شود به نظر شما چه اهدافی در پشت این اراده وجود داشت؟

** در زمان آقای احمدی‌نژاد ایشان رسماً می‌گفت ما آمده‌ایم که اینها نباشند. همه خاکریزها مورد هدف این جریان افراطی بود و آخر سر به ستون و عمود خیمه نظام رسید که خود را در ماجرای خانه نشینی 11 روزه نشان داد. الان هم تلاش می‌کنند با استفاده از شور و احساس جوانان مذهبی، نقطه‌های ثقل نظام و شاگردان امام و اندیشه‌های اصولی و خردورزانه امام را مورد تهاجم قرار دهند. اینها به دنبال حذف روحانیت هستند.

* در هفته‌های اخیر نوع کنش و شیوه مواجهه مخالفان با دولت، تغییر محسوس داشته و برخی رفتارها و اقدامات سال‌های دور مانند تجمعات خیابانی و توزیع شبنامه علیه رئیس جمهوری برجسته شده است. در حقیقت شخص روحانی را مورد هدف قرار داده‌اند با شیوه‌های موسوم به گروه‌های فشار.

** به نظر من اینها خیلی زود دست‌شان را رو کردند. در سفر بندرعباس به آقای روحانی گفتم اینها می‌خواهند شما را عصبانی کنند که از روی عصبانیت تصمیم‌گیری کنید و سوژه به دست آن‌ها بدهید. یا این‌که می‌خواهند شما را منفعل کنند تا در همین یکی دو سال اول بگویی نمی‌شود کار کرد.

تصور می‌کنم اینها می‌خواهند تا انتخابات مجلس و خبرگان رهبری، روش‌هایی را پیشه کنند تا فضای کشور ملتهب و امنیتی شود تا در فضای متشنج و دعوا، نان خود را به تنور بزنند. اما دولت نباید از برنامه‌های خود کوتاه بیاید.

* برای مواجهه با این گروه‌ها به نظر شما دولت باید چه کند؟

** برای مقابله با افراط باید تولید فکر کرد، باید از ظرفیت‌های نخبگان استفاده شود. نخبگان دلسوز کم نیستند که دولت را همراهی می‌کنند. در برابر افراطی‌ها نباید منفعل شد بلکه باید دیگر دستگاه‌ها را به خدمت درآورد تا اهداف نظام محقق شود. وقتی اتفاقی از سوی افراط‌گرایان می‌افتد وزارت اطلاعات و کشور باید بلافاصله فعال شوند و مستندات را تهیه و به قوه قضائیه ارائه دهند و موضوع را پیگیری و از دستگاه قضا بخواهند.

رئیس جمهوری رئیس شورای عالی امنیت ملی است و می‌تواند در این شورا موارد برخوردهای امنیتی و سیاسی و قضایی لازم با این افراط گرایی‌ها را مصوب کند. دولت اختیارات قانونی زیادی دارد که می‌تواند برای مهار تندروی‌ها استفاده کند. در مورد همین فسادهای دولت گذشته چه اشکالی دارد که پرونده‌های آن‌ها در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی نهایی شود و دولت مطالبه جویانه از دستگاه قضایی بخواهد که رسیدگی متناسب با این پرونده‌ها داشته باشد. دولت باید چابکی و جسارت خود را در عمل داشته باشد و در مواردی به نخبگان و مردم اطلاع‌رسانی درست و بیشتری داشته باشد.

* به نظر شما در یک سال گذشته مهمترین تغییر مثبتی که در کشور ایجاد شده چیست؟

** مهمترین تأثیر مثبت، آرامش در جامعه بود بخصوص در بین نخبگان و فرهیختگان. این آرامش یک سرمایه مهم اجتماعی برای دولت و نظام است. چون شکاف اجتماعی پدیدار شده بود و یأس و ناامیدی از سر و روی استادان و نخبگان و دلسوزان می‌بارید. اما این برای نخبگان موضوعیت دارد و برای مردم مهمترین چیز رضایتمندی است. این فلسفه مهم حکومت که بهتر از هر کس آقای روحانی آن را می‌فهمد باید به دست بیاید. مهمترین اشکال در مدیریت‌های میانه و کارشناسانه نظام است. این بخش چه در دولت، چه مجلس و چه قوه قضائیه باید تقویت شود اگر مدیران و کارگزارانی که باید کار مردم را راه بیندازند بد عمل کنند، دودش به چشم نظام و آقای روحانی می‌رود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات