تاریخ انتشار : ۳۰ تير ۱۳۹۳ - ۲۱:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۶۸۱۰۸

وحدت دوباره قبرس و چالش‌های پیش‌رو


فریبرز درجزی / استاد دانشگاه و مشاور ارشد وزارت امور خارجه

نام «قبرس» بیش از هر چیز با توریسم و چالش سیاسی «یونانی ـ ترکی» عجین و تداعی شده لیکن این جزیره آرام و زیبا در خلال تاریخ همواره با فراز و نشیب‌های سیاسی دست به گریبان و در «کش» و «واکش» بوده است. در اثنای درازنای تاریخ، قبرس به ترتیب میان فنیقی‌ها، آشوریان، مصریان، ایرانیان، اسکندر مقدونی، مجدداً مصریان، امپراتوری روم، دولت بیزانس (روم شرقی)، خلافت اسلامی در دوره بنی‌امیه، امپراتوری بریتانیا در دوره ریچارد اول، خاندان اشرافی فرانسوی لوزینیان، حکومت مصر، جمهوری و نیز در سال 1489 میلادی، امپراتوری عثمانی و امپراتوری بریتانیا دست به دست شد.

در همه این دوران شاهان محلی بر جزیره حکم رانده و در دوره جابه‌جایی قدرت‌ها اما سیکل‌های متناوبی از شورش‌ و سرکوب نیز مشاهده شده که شورش علیه نیروهای امپراتوری عثمانی و بریتانیا 2 نمونه مهم و متاخر از این دست بحران‌هاست. در تداوم بحران دوم و آنتروپی حاصل از آن بود که قبرسی‌های علاقه‌مند به یونان در سال 1955 دست به عملیات تروریستی زده و از این سکانس به بعد مناقشه ترکی ـ یونانی کلید خورد. 2 مقطع ورود نیروهای حافظ صلح سازمان ملل و نیروهای نظامی ترکیه در سال 1974نقطه عطف تحولات قبرس بوده لذا با اعزام نیروهای ترک، قبرس عملا به 2 کشور ترک‌نشین و یونانی‌نشین به ترتیب در شمال و جنوب قبرس تجزیه شد؛

«نیکوزیا» قربانی و سمبل این تجزیه به عنوان پایتخت قبرس همانند برلین در دوران جنگ سرد به 2 بخش تقسیم شده و با 2 حکومت جداگانه اداره می‌شود. این در حالی است که قسمت ترک‌نشین قبرس را غیر از ترکیه، کشور دیگری به رسمیت نشناخته و این بخش فقط به عنوان ناظر در همایش‌های سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی حضور می‌یابد. در حال حاضر این جزیره زیبا با سواحل کم‌نظیر در دل مدیترانه عضو اتحادیه اروپا و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است لذا در قطب غرب واقع می‌شود.

لیکن یکی از پیچیدگی‌های دیپلماتیک آن نیز همین تعلق همزمان نه تنها صف‌آرایی کشورهای دیگر در برابر موضع قبرس را غامض کرده که امکان چندانی هم برای دوسوی ماجرا نگذاشته زیرا در این بین منافع گره‌خورده‌ای وجود دارد که هیچ یک از دو طرف قادر به حل معادلات آن نیستند و از همین روست که یکی از تنها گزینه‌های بهینه حل و فصل مسائل قبرس همانا دموکراسی است که برای مثال انتخابات سال 2007 در بخش یونانی‌نشین قبرس نمونه بارزی از موفقیت اینچنین راه‌حل‌هایی است. در پی پیروزی دیمیتریس کریستوفیاس، دبیرکل حزب کمونیست (آکل) که اولین رئیس‌جمهور کمونیست بخش یونانی‌نشین شد، محمدعلی طلعت، رئیس‌جمهور بخش ترک‌نشین که با وی رابطه‌ای چند ساله داشت ضمن پیام تبریک خواهان ملاقات حضوری شد چرا که کریستوفیاس قول داده بود در صورت پیروزی، گفتمان حل مسائل قبرس را آغاز و برای اتحاد 2 بخش آن تلاش کند.

این روند، نوید آغاز پارادایم پرپیچ و خم مذاکرات دوجانبه که از سال 2004 و با امتناع از پذیرش پیشنهاد توافق سازمان ملل به تعویق افتاده بود را می‌داد.

از منظر ترک‌های قبرس اما اتحادیه اروپا و ایالات متحده به نفع یونانی‌تبارها موضع‌گیری کرده و طرح‌هایی چون الحاق قبرس به یونان و عضویت قبرس در اتحادیه اروپا آن هم پس از رای منفی مردم آن بخش به طرح صلح کوفی عنان، دبیرکل وقت سازمان ملل گواه مدعای ترک‌هاست و البته این واگرایی ترکی ـ غربی و همگرایی یونانی ـ غربی در مساله «کوزوو» کاملا معکوس شد و ترک‌ها از استقلال کوزوو استقبال کرده لیکن یونانی‌ها بشدت با آن مخالفت ورزیدند.

تنش‌های قومی ـ مذهبی قبرس را باید با تحلیل نظرگاه‌های ترکیه و یونان که گذشته‌ای پرافت و خیز از تصرف مهد فلسفه غرب با فروپاشی امپراتوری بیزانس و قتل عام گسترده در آستانه دروازه‌های آتن تا استقلال یونان از عثمانی در 1820 که با حمایت امپراتوری اتریش و روسیه تزاری تحقق یافت، به داوری نشست که قطعا حاکی از دیرینه‌ای پربغض و کینه در مناسبات دوطرف درگیر است.

ترکیه برای ورود به اتحادیه اروپا که رویای کهنه آنها انعقاد پیمان «ماستریخت» تاکنون است آزمند ترتیباتی موازی با هنجارهای اروپا لذا کنار گذاشتن معارضه با قبرس در تراز شاه‌کلید حضور اتحادیه اروپا در آسیای باختری و دریای مدیترانه است و از طرفی ترک‌ها بدون رضایت یونان که یکی از عناصر موثر در اتحادیه اروپاست نخواهند توانست خواب خوش عضویت در آن اتحادیه را تعبیر کنند لیکن به طور عمومی، یونان و ترکیه به تجربه به این شعور سیاسی نائل شده‌اند که هزینه‌های رقابت مبتنی بر تخاصم و خصومت، بسیار گزاف و در شرایطی که تحولات منطقه‌ای و نیروهای مرکزگرای اروپایی، کنشگران منطقه‌ای را به داشتن مناطق ژئوپلتیکی امن، توانمند و خوداتکا ترغیب می‌کند، دشمنی صرف به هیچ‌وجه نیاز آنها را برآورده نخواهد کرد.

کشور کوچک قبرس با جمعیتی حدود یک میلیون نفر، ساخت سیاسی و انسانی ضعیفی را نمایندگی کرده لذا به تنهایی از تامین حداقل امنیت فیزیکی خود نیز عاجز است و در نتیجه بی‌آنکه اراده 2 قدرت همسایه را هم‌جهت با آمال مطلوب خود مجسم ببیند، قادر نبود دست به ابتکار لفظی اتحاد 2 بخش شمالی ترک‌تبار و جنوب یونانی تبار بزند. در واقع رویش گرایش‌های اتحاد مجدد جزیره قبرس نه مرهون مساعدت‌های محیطی که ماحصل مسامحه یونان و ترکیه بود و حتی تجزیه قبرس در سال 1974 که با مهار کودتایی که از سوی نظامیان هوادار یونان اجرا شد و «کاروئیس» را به زیر کشید و ترکیه را در هیات طرفدار اقلیت ترک به تسخیر بخش شمالی قبرس واداشت نیز موقعیت حساس قبرس و آسیب‌پذیری آن را در برابر شداید داخلی نشان می‌دهد.

در 1982 که ناحیه شمالی به دست رئوف دنکتاش، «جمهوری ترک قبرس شمالی» نام گرفت و منهای ترکیه کسی آن را به رسمیت نشناخت نیز قطعنامه 541 سازمان ملل که در محکومیت این موضوع تدارک دیده شد و از جانب قدرت‌های جهانی برچسب تایید خورد، به این مضمون اشاره داشت که جامعه ذاتا تفکیک شده قبرس هرگز در محیط بین‌المللی تجزیه نخواهد شد. عضویت ترکیه و یونان در ناتو سبب شده نزدیکی و تنش‌زدایی در روابط این دو برای قدرت‌های ناتو جدی قلمداد شود زیرا در صورت تیرگی پروسه مناسبات بی‌شک از قابلیت‌های کاربستی ناتو کاسته شده لذا زدودن لکه‌های کدورت‌های اجتناب‌ناپذیر همچون قبرس از اولویت‌های اصلی دکترین سیاست خارجی قدرت‌های جهانی محسوب می‌شود. معضل 40 ساله قبرس و دوپاره شدن آن نتیجه برخورد 2 تفکر ناسیونالیستی ترکی و یونانی و هژمون قانقاریای خشونت بر پرنیان آرامش و وحدت و یکپارچگی است.

امروز اما وضعیت سومین جزیره بزرگ دریای مدیترانه به گونه‌ای است که در هر دو طرف ترک و یونانی آن دولت‌های راست پیشین جای خود را به دولت‌های چپگرا با شاکله اصلی صلح و وحدت 2 بخش قبرس داده‌اند لیکن عیار محافظه‌کاری حاکم در احزاب دست‌راستی در آنها کمتر است. توافق بر سر استفاده از واحد پول یورو و پذیرش قانون اساسی اروپا توسط قبرس همچنین جزو مواردی‌اند که ناظران اروپایی به دقت آن را رصد کرده و نسبت به تداوم این روند حساس هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات