احسان بداغی: سخنگوی جبهه پایداری گفته این جبهه تازه در بدو شروع موفقیتهاست، اما تحولات داخلی این جبهه حکایت از تجزیه آن دارد چه آن که همزمان با این سخن کامران باقری لنکرانی و اسماعیل کوثری از اعضای برجسته جبهه پایداری اعلام کردهاند دیگر عضور جبهه پایداری نیستند. این در حالی است که پیشتر خبرهایی مبنی بر سر باز زدن غلامحسین الهام از عضویت در شورای مرکزی جبهه پایداری منتشر شده که در برخی رسانههای جریان اصولگرا به پیش زمینه جدایی وی از این جبهه تعبیر شده است. جبهه پایداری اکنون به 2 شاخه تهران و قم تقسیم شده و دلیل این انشعاب نیز نرسیدن به تفاهم برای یک نامزد مشترک با جریان حامیان دولت است. قرار است هفته آینده انتخابات شورای مرکزی جبهه پایداری برگزار شود. با این حال خبر میرسد که پیشاپیش حجتالاسلام آقا تهرانی به عنوان دبیر کل و کامران باقری لنکرانی نیز به عنوان سخنگوی جبهه پایداری انتخاب شدهاند که به زودی معرفی خواهند شد. در این شرایط شورای مرکزی فعلی جبهه پایداری برای گرفتن آخرین رهنمودها پیش از برگزاری انتخابات داخلی خود، روز گذشته با آیتالله مصباح یزدی دیدار کردند؛
دیداری که به گفته کامران باقری لنکرانی، طی آن آیتالله مصباح یزدی درباره انتخابات آتی ریاست جمهوری هیچ سخنی نگفت. در این جلسه همچنین درباره اساسنامه جبهه پایداری و موضوع انصراف الهام از حضور در شورای مرکزی بحث شد و قرار است باقری لنکرانی سخنگوی جبهه پایداری جزییات این جلسه و تصمیمات جدید این جبهه را طی یک نشست خبری تشریح کند. سکوت آیتالله مصباح یزدی، در خصوص انتخابات ریاست جمهوری از آن رو حائز اهمیت است که اولا تشکیل جبهه پایداری در ابتدا ناظر به امر انتخاباتی و رقابت سیاسی برای مجلس نهم بود و اکنون نیز انشقاق درونی این جبهه تحت تاثیر اختلافنظرها بر سر کاندیدای این جبهه برای انتخابات سال 92 به وقوع پیوسته است. از این روست که سکوت پدر معنوی این تشکل سیاسی درباره فرآیندی که هم حیات جبهه پایداری وابسته به آن بوده و هم تحولات داخلیاش را از خود متاثر کرده میتواند بسیار معنادار باشد. به عبارت دقیقتر این احتمال وجود دارد که آیتالله مصباح یزدی با درک همین واقعیت ترجیح داده در خصوص مساله انتخابات سکوت کند تا جبهه پایداری بیش از این دچار اختلاف نشود.
جبهه پایداری؛ مرد میان طرفداری از دولت و مخالف با آن
نکتهای که نمیتوان در این میان نادیده گرفت قرار گرفتن همیشگی غلامحسین الهام عضو ارشد پایداری در سال نخست ریاست جمهوری احمدینژاد ریاست دفتر وی و بعد از آن پستهایی همچون وزیر دادگستری و سخنگویی دولت را در دست داشت، این روزها به صورت نامحسوس فعالیتهای انتخاباتی خود را آغاز کرده است. کاندیدایی که شاید حمایت برخی از اعضای پایداری از او تنها انشعاب این جریان است، چرا که همزمان با وجود پیوندهای عمیق میان قسمتی از اعضای جبهه پایداری با نزدیکان رئیسجمهور، قسمت دیگری سعی در فاصله گرفتن از دولت و دولتیها دارند. به طوری که علیمحمد بزرگواری از اعضای ارشد جبهه پایداری گفته کوچکزاده از حمله ما به جریان انحرافی ناراحت میشد و در همین حال اسماعیل کوثری، از کاندیداهای این تشکل اصولگرا در انتخابات مجلس نهم با بیان اینکه «دیگر عضو جبهه پایداری نیستم» اما این پایان ماجرا نیست؛ در شرایطی که برخی رسانههای مرتبط با هواداران دولت و نزدیکان رئیسجمهور در قالب تحلیلها و گفتوگوهایی برنامههایی را علیه آیتالله مصباح طراحی میکنند، غلامحسین الهام خود را بدل به یک پای مصاحبه در همین رسانهها خصوصا ارگان مطبوعاتی دولت کرد و از هرگونه واکنش نسبت به تخریب آیتالله از سوی این رسانه خودداری نمود، چه آن که حسین جلالی رئیس دفتر آیتالله مصباح هم گفته الهام به دلیل تمایلاتی که در همکاری با دولت داشت، این گونه تشخیص داد که از جبهه پایداری برود.
چه کسانی از چه کسانی حمایت میکنند؟
در این شرایط اعضای شاخه قم که از شاگردان آیتالله مصباح یزدی هستند حاضر به ائتلاف و رسیدن به یک کاندیدای واحد با حامیان دولت نیستند. آنها اعلام کردهاند که حمایت از کاندیدای موردنظر حامیان دولت در تضاد با شعارهایی است که تاکنون مطرح کردهاند از افراد این شاخه میتوان به آقا تهرانی، روانبخش، سقای بیریا، نبویان و حسین جلالی اشاره کرد. گفته میشود شاخه قم در پی کاندیداتوری سعید جلیلی، کامران باقری لنکرانی و غلامعلی حداد عادل هستند. از دیگر سو اما شاخه تهران که اکثرا از اعضای سابق کابینه و برخی نمایندگان حامی دولت در مجلس هشتم و نهم به شمار میروند معتقدند که باید از نامزد موردنظر حامیان احمدینژاد حمایت کرد. به باور این افراد با این اقدام راه احمدینژاد ادامه پیدا خواهد کرد و فردی از جنس وی جایگزین رئیسجمهور فعلی خواهد شد گفته میشود شاخه تهران که با لیدری صادق محصولی فعالیت میکند روی گزینههایی همچون علی نیکزاد یا یک چهره نامشخص نظر دارند و به شدت مخالف کاندیداتوری افرادی مانند سعید جلیلی و غلامعلی حداد عادل هستند. جریان حامیان دولت معتقدند که با ائتلاف با این بخش از جبهه پایداری و حمایت این طیف سیاسی میتوانند مقداری از بار سیاسی عنوان جریان انحرافی که به شدت از سوی رقبایشان مطرح میشود بکاهند.
اختلافات جبهه پایداری
در این شرایط به نظر میرسد که باید طی روزهای آینده منتظر خبرهای داغتری از درون جبهه پایداری باشیم و انشعاب قریبالوقوع این تشکل اصولگرا را به نظاره بنشینیم؛ انشعابی که اصولگرایان سنتی پیشاپیش به استقبال آن رفتهاند. خبرگزاری آریا با مدیر عاملی امیر محبیان از پرکارترین رسانههای اصولگرا در این خصوص طی روزهای گذشته بوده است. این خبرگزاری که به شکل کاملا مشخصی پیوندهای عمیقی با حزب موتلفه اسلام دارد، در مصاحبههای مختلف به بازگویی اختلافاتی که اکنون در دل جبهه پایداری جریان دارد پرداخته، اختلافاتی که به نظر میرسد اصولگرایان سنتی را شادمان کرده است. اما سوال اینجاست که در این شرایط نتایج تجریه و انشقاق جبهه پایداری در فضای سیاسی کشور چه خواهد بود؟ مجموعه اصولگرایی سالهاست که با کنار گذاشتن الزامات سیاستورزی اصولی و وزنکشیهای اجتماعی، موفقیت خود را در عرصه قدرت به استفاده از موقعیت نهادها و اشخاص سیاسی پیوند زده است و از همین ابزار برای به حاشیه راندن اصلاحطلبان از عرصه رسمی سیاست سودجسته است.
اتفاقی که در کوتاه مدت انسجام درونی اصولگرایان را به هم ریخت و آنها را دچار انشقاق درونی کرد. ادامه همین راه اکنون روند تعمیق اختلافات را به گروههی مشتق شده از اصولگرایی رسانده و آنها خود دچار اختلافات درونی شدهاند. این مساله شاید از یک نگاه به معنای تضیف رقبای سیاسی ارزیابی شود اما باید توجه داشت که این تحولات دارای پیام دیگری نیز برای فضای سیاسی است.
پیامی که حکایت از بروز به هم ریختگی سیاسی دارد؛ روندی که نه به نفع اصولگرایان است و نه به نفع اصلاحطلبان، افزایش اختلاف درون جناح اصولگرا راه را بر رفتارهای احساسی باز میکند و معلوم نیست در چنین روندی چه رفتاری از آنها سر میزند. حضور اصلاحطلبان در عرصه معرفی نامزد تنها از راه تعقل جناح رقیب و رفتارهای همگرایانه در حوزه سیاست میگذرد، راهی که اتفاقات کنونی جبهه پایداری و حتی کلیت اصولگرایان کشور ظاهرا چندان همسو با آن نیست.
از همین منظر باید گفت که فرآیند گسترش و تعمیق اختلافات درونی اصولگرایان توان این جناح را به شدت کاهش داده و موجبات حضور کمرنگ آنها را در عرصه انتخابات پیشرو فراهم میآورد بدین لحاظ تحولات پر اهمیت جبهه پایداری در شرایط کنونی را باید از زاویهای جدا از زاویه رقابت سیاسی که تضعیف رقبا را به فال نیک میگیرد به نظاره نشست.