احمد کاظمزاده
با وجود اینکه لیبی از زمان دخالت نظامی ناتو همواره با بیثباتی و هرج و مرج سیاسی و امنیتی روبهرو بوده اما دور جدید تحولات این کشور هفته گذشته زمانی خبرساز شد که یک سرلشکر بازنشسته ارتش به نام خلیفه حفتر بدون کسب اجازه از دولت مرکزی نیروهای تحت امر خود را که مجهز به هواپیما و هلیکوپتر بودند علیه نیروهای انصارالشریعه در بنغازی به کار گرفت که در جریان آن بیش از 200 نفراز طرفهای درگیر کشته و زخمی شدند. همچنین تعداد دیگری از نیروهای تحت امر وی برای بازداشت انصارالشریعه در پارلمان این کشور به مجلس این کشور حمله کردند و رئیس مجلس را نیز برای مدتی به اسارت گرفتند.
وی اتهام دولت موقت مبنی بر تدارک کودتا علیه دولت را رد کرد و حمله علیه نیروهای انصارالشریعه را خواسته مردمی اعلام کرد. اما سؤال مهم این است که اقدامات خودسرانه خلیفه حفتر آنگونه که اعلام شده واقعاً از احساس مسئولیت وی در قبال ناامنیهای منسوب به گروههای اسلامی از جمله انصارالشریعه منبعث شده که در هفتههای اخیر سیر صعودی به خود گرفته و با کاهش صدور نفت لیبی فشارهای اقتصادی و اجتماعی را افزایش داده است؟ یا اینکه وی تنها در این میان یک مجری و بازیگر بوده و نقشه این اقدامات در جای دیگر طراحی شدهاست؟
نشانههای دخالت ناتو و آمریکا
دلایل و نشانههای زیادی میتوان یافت که نشان میدهد چگونه اقدام خودسرانه سرلشکر خلیفه حفتر در مبارزه علیه گروههای مظنون به همکاری با القاعده میتواند به دغدغهها و دل نگرانیهای غرب و ناتو در لیبی پاسخدهد.
یکی از این نشانهها و دلایل این است که غرب انتظار داشت بحران سوریه به گونهای پیش رود که نیروهای القاعده از سراسر جهان از جمله از خود کشورهای غربی برای کمک به همکیشان خود به جنگ سوریه بروند تا در آنجا به دست ارتش سوریه و همپیمانان آن کشته شوند تا از این طریق این کشورها با یک تیر دو نشان بزنند. هر چند در خلال دو سال اول بحران سوریه این انتظار تا حدودی قابل تحقق بود اما از زمانی که ورق تحولات در سوریه برگشته و ارتش سوریه بر مخالفان مسلح و تکفیریهای وارداتی غلبه یافته احتمال بازگشت تکفیریها به زادگاه خود افزایش یافته است که این مسئله کشورهای غربی را بیش از پیش نگران کرده است.
تا چندی پیش این کشورهای اروپایی بودند که به لحاظ نزدیکی جغرافیایی به خاورمیانه از این مسئله احساس خطر میکردند اما امریکا نیز با تأخیر به این مجموعه پیوست به گونهای که در گزارش سالانه وزارت امور خارجه امریکا اوضاع کنونی سوریه از لحاظ تقویت گروههای تروریستی به اوضاع افغانستان زمان طالبان تشبیه شد و در پی آن رئیس افبیآی هم به احتمال حملات مشابه 11 سپتامبر در آینده هشدار داد و متعاقب آن امریکا به تبلیغات گسترده در خصوص افتتاح موزه حاوی آثار و قطعات اجساد باقیمانده از حملات 11 سپتامبر دست زد که این نشان میداد امریکا دارد افکار عمومی داخلی خود را برای یک دخالت نظامی جدید در خارج از مرزها آماده میکند.
در ابتدا تصور میشد که امریکا با توجه به تلاش دولت سوریه برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بدون توجه به مخالفتهای خارجی احتمالاً مقر تجمع گروههای تروریستی در سوریه را مورد هدف قرار خواهد داد اما از آنجا که این گروهها همچنان از حمایت عربستان به عنوان یکی دیگر از متحدان امریکا برخوردار هستند لذا ظاهراً امریکا در اینباره دست نگه داشته و همچنانکه از قرائن و شواهد برمیآید مقابله با گروههای سلفی وابسته به القاعده در لیبی (و سایر مناطق آفریقا از جمله نیجریه با توجه به ربایش دختران یک مدرسه توسط بوکوحرام) در اولویت قرار گرفته است.
یکی از نکات قابل توجه و تأمل در این زمینه این است که نیروی دریایی امریکا از چند روز قبل از حمله سرلشکرخلیفه حفتر به مقر انصارالشریعه در بنغازی 200 تن از تفنگداران دریایی خود موسوم به نیروی ویژه «واکنش در برابر بحران» را از اسپانیا به جنوب لیبی منتقل کرد تا در صورت حمله به سفارت امریکا سریعاً وارد عمل شوند تا حمله سال 2012 به کنسولگری این کشور در بنغازی که به کشته شدن سفیر آن انجامید تکرار نشود.
از طرف دیگر ناامنیهایی که گروههای گریز از مرکز همچون انصارالشریعه در هفتههای اخیر به اشکال مختلف از جمله ربودن دیپلماتها و بخصوص با استقرار در مراکز تولید و صدور نفت ایجاد کردهاند برای عموم کشورهای غربی اعم از امریکا و اروپا نگرانکننده است. زیرا این ناامنیها صدور نفت لیبی را از دو و نیم میلیون بشکه به حدود 200 هزار بشکه کاهش داده که این مسئله از یکسو توان دولت موقت لیبی را برای پاسخ به انتظارات فزاینده داخلی کاهش داده - که البته به صورت سیل مهاجران به سمت اروپا نیز نمایان شده است - و از دیگر سو بهای نفت را در بازارهای جهانی افزایش داده است که این مسئله نیز دستکم از دو جهت برای کشورهای غربی نگرانکننده است: نخست اینکه به لحاظ اقتصادی هنوز اغلب کشورهای غربی با آثار و تبعات بحران اقتصادی چند سال گذشته دست به گریبانند که در این شرایط افزایش بهای نفت بار اضافی بر اقتصادهای بحرانزده وارد میکند. دوم اینکه کشورهای غربی در اقدامی مشترک در صدد اعمال تحریم بر روسیه در قبال حوادث ناشی از بحران اوکراین هستند و با توجه به اینکه روسیه از کشورهای تولید و صادرکننده نفت محسوب میشود لذا افزایش بهای نفت به نفع روسیه تمام میشود و از تأثیر تحریمهای غرب علیه روسیه میکاهد.
گذشته از اینها ناامنیها در لیبی و ادامه بیثباتی ورود مهاجران آفریقایی را به اروپا از خاک لیبی افزایش داده است. بنا به گزارش سازمان مدیریت و همکاریهای مرزی اتحادیه اروپا در ماههای ابتدایی سال 2014 میلادی، تعداد مهاجرانی که وارد سواحل جنوبی اروپا شدهاند، به بالاترین تعداد خود رسیده است. بر همین اساس، از ماه ژانویه تا ماه آوریل امسال، حدود 42 هزار مهاجر شناسایی شدهاند که این تعداد در مقایسه با 12400 نفر در مدت مشابه سال 2013 میلادی، بیش از سه برابر شده است. از حدود 42 هزار مهاجری که در ماههای ابتدایی سال 2014 میلادی وارد اروپا شدهاند، بیش از نیمی از آنها و با افزایش بسیار قابل توجه در مقایسه با سال 2013 میلادی، به ایتالیا رفتهاند. همچنین بنا به آمار و ارقامی که دولت ایتالیا منتشر کرده است از ابتدای سال کنونی میلادی نزدیک به 22 هزار مهاجر یا پناهنده با قایقهای کوچک و بزرگ خود را به سواحل ایتالیا رساندند. این رقم دو برابر تعداد مهاجران و پناهندگان آفریقایی است که سال گذشته در همین مدت خود را به سواحل ایتالیا رسانده بودند.
در مجموع آنچه که از فضای سیاسی حاکم بر منطقه و نظام بینالملل میتوان دریافت این است که ظاهراً کشورهای غربی از طریق سرلشکر خلیفه حفتر به دولت موقت لیبی اولتیماتوم دادهاند که اگر با انصار الشریعه و گروههای مرتبط به القاعده برخورد نکنند ناتو و امریکا این کار را خود انجام خواهند داد.