محمدبابایی نساز
13 سال از لشکرکشی آمریکا به افغانستان میگذرد، اما این لشکر کشی نه تنها باعث ثبات و امنیت نشد، بلکه منجر به ظهور و گسترش پدیدهای تکفیرگری در چارچوبگروههای سازمانیافتهای چون دولت اسلامی عراق و شام (داعش) شده و درحالی که بیثباتی و خشونتهای ناشی از میراث به جا مانده از حملات امریکا، ملتها و دولتهای منطقه را در وحشت فرو برده است، به نظر میرسد واشنگتن دوران اوباما، آن چیزی را که زمانی تعهد امریکا به مبارزه با تروریسم (حتی از راه مداخله نظامی مستقیم) مینامید،کنار گذاشته و وارد دورهای غیر قابل پیشبینی از سرگردانی استراتژیک شده، سرگردانیای که منجر به ظهور گروههای تروریستی مانند داعش شده و خاورمیانهای را که زمانی تروریسم در آن به افغانستان محدود میشد، به مهد تروریسم تبدیل کرده است.
13 سال قبل، جورج بوش در نطق معروف خود موسوم به نطق «جنگ علیه ترور» که آغاز حمله امریکا به افغانستان بود گفت: «یا ما دشمنانمان را به پای عدالت میآوریم یا اینکه عدالت را به سراغ آنها میبریم،( به هرحال) عدالت انجام خواهدشد. . . جنگ ما علیه تروریسم، با القاعده شروع میشود ولی در این گروه متوقف نخواهد شد. این جنگ تا زمانی که همه گروههای تروریستی یافته شوند، متوقف شوند و شکست بخورند ادامه خواهد داشت.»
13 سال بعد از این نطق بوش، در حالی که تروریستهای داعش به دومین شهر بزرگ عراق حمله کردهاند، دولت امریکا به دعوت گروههای عراقی به اتحاد علیه داعش بسنده کرده و اوباما نیز به صراحت میگوید که امریکا از قوای نظامی به صورت یکجانبه، فقط در موارد لزوم استفاده خواهد کرد. حمله گسترده و همه جانبه دوشنبه شب شبهنظامیان وابسته به داعش با عقاید تکفیری به شهر موصل و تصرف چندین ساختمان و مراکز دولتی و نظامی نگرانی گسترده منطقهای و جهانی را به دنبال داشت. گروههای تکفیری که اقدامات آنان از جمله «شکافتن سینهها، بریدن سرها... و نبش قبور» زیر نام اسلام تبدیل به بزرگترین تهدید اسلام گرایی شده، آنچنان خوراک رسانهای برای دستگاه تبلیغاتی غرب در جهت ترویج اسلامهراسی فراهم آورده که ناخودآگاه این سؤال را در اذهان آگاهان و حتی عموم مردم مطرح میکند که چه دستانی پشت سر این پدیده هستند؟ آیا ممکن است این پدیده که فاقد منطق و عقلانیت است بدون پشتیبانی سیاسی، مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی سازمان یافته تا این حد قدرتمند شود که بتواند در عرض کمتر از 24 ساعت دومین شهر بزرگ عراق را به کنترل خود درآورند.
واکنش سریع بدون اقدام
مقامات امریکایی پس از تحولات دو روز اخیر موصل واکنش سریع نشان داده و بر لزوم حمایت از دولت عراق برای مبارزه با تروریسم تأکید کردند. جن پساکی سخنگوی وزارت خارجه امریکا اعلام کرد که دولت ایالات متحده در هماهنگی با دولت نوری المالکی، نخست وزیر عراق و سایر مقامات و گروههای سیاسی آن کشور، از جمله مقامات دولت خودمختار اقلیم کردستان عراق، اوضاع را از نزدیک زیر نظر دارد. اما به نظر میرسد این اظهارات بیشتر ژست دیپلماتیک بوده و شاید بتوان سیاست واقعی امریکا در قبال تحولات اخیر را در اظهارات دریادار جان کربی سخنگوی پنتاگون مشاهده کرد. به گزارش رسانههای امریکایی، وی تصریح کرده است که «غیرممکن است امریکا به صورت مستقیم در جنگ عراق علیه داعش دخالت کند.»
وی همچنین گفته است؛ «این به عهده نیروهای امنیتی و دولت عراق است که با این مسئله برخورد کنند.» این اظهارات سخنگوی پنتاگون در حالی است که لشکرکشیهای امریکا به منطقه نقش مستقیمی در ظهور و گسترش این پدیده داشته است. به نظر میرسد دولت امریکا در دروان ریاست جمهوری اوباما تصمیم گرفته خود را از بحرانهایی که این کشور نقش مستقیم در به وجود آمدنها داشته است، دور کند. بخشی از شواهد این سیاست دولت امریکا را میتوان در اظهارات اخیر اوباما در وست پوینت مشاهده کرد.
وی در این سخنرانی چارچوب رفتار مداخلاتی امریکا در جهان خارج را در دو وضعیت به تصویر کشید و گفت که امریکا از قوای نظامی به صورت یکجانبه فقط در موارد لزوم استفاده خواهد کرد: «زمانی که مردم ما تهدید شوند، هستی ما در خطر قرار بگیرد یا زمانی که امنیت متحدین ما در خطر بیفتد. » بنابراین در حالی که دخالت امریکا به رهبری بوش در اوایل قرن بیستویکم در عراق و افغانستان باعث شد تا پدیده تکفیری به بهانه امریکاستیزی فرصت رشد و گسترش یابد و کل منطقه با پدیده بسیار خطرناکی مواجه شود، واشنگتن نه تنها تصمیم گرفته خود را از مقابله با این پدیده دور نگه دارد، بلکه بعضی اقدامات کاخ سفید منجر به ایجاد تردید درباره نقش سازمانهای اطلاعاتی امریکا در تحولات اخیر شود.
بالگردهایی برای نمایش
بعضی گزارشهای منتشر شده حاکی از آن است که نیروهای حملهکننده به موصل طی دو روز گذشته از سلاحهایی استفاده کردهاند که امریکا و ناتو اخیراً آنها را به شورشیان سوری که «میانهرو» میخوانند، تحویل دادهاند و اینکه این شورشیان به اصطلاح میانهرو اعلام کردهاند تا زمانی که داعش در عراق میجنگد با این گروه در سوریه وارد جنگ نخواهند شد. لازم به یادآوری است که گروههای مخالف طی چند ماه اخیر در شمال سوریه با یکدیگر وارد جنگ شدهاند. از طرف دیگر در حالی که دولت عراق پس از عقبنشینی امریکا از این کشور در سال 2011 اعلام کرد که 18 فروند هواپیمای F16 از واشنگتن میخرد اما واشنگتن تاکنون از تحویل این هواپیماها خودداری کرده و فقط طی چند روز گذشته اولین نوع از هواپیماها را تحویل گرفت.
بنابر گزارش نیویورکتایمز زمان زیادی لازم است تا عراق از این هواپیماها استفاده کند چراکه به اندازه کافی خلبان آموزش دیده در اختیار ندارد. از طرف دیگر قرارداد خرید چندین فروند بالگرد آپاچی با مخالفت سناتور رابرت منندنز، رئیس کمیته روابط خارجی مواجه شده بود. این سناتور در اظهاراتی جالب دلیل این اقدام خود را احتمال استفاده از این بالگردها علیه اقلیتها عنوان کرده بود. هرچند وی این ممنوعیت فروش را در ماه ژانویه لغو کرد اما به نظر میرسد این تجهیزات تا پایان تابستان به دولت عراق تحویل داده شود. هرچند امریکا مدعی است که هزینههای زیادی برای آموزش نیروهای مسلح عراق متقبل شده و سرمایهگذاری زیادی در این زمینه کرده است اما فرار نیروهای مسلح عراقی آموزش دیده توسط امریکا از شهر موصل تردیدهای زیادی درباره موفقیت و نیت این آموزشها ایجاد کرده است.
در همین حال، جان اینگلز، یک مقام ارشد سابق آژانس امنیت ملی امریکا در گفتوگو با لسآنجلس تصریح کرده بود که تمامی ایمیلها، پیامهای کوتاه و مکالمات تلفنی در عراق رصد و ضبط میشود. به نظر میرسد، در حالی که دولت اوباما همچنان بر طبل مبارزه با تروریسم میکوبد ولی در شیوه رفتاری امریکا در این بحران کمتر نشانی از مبارزه با تروریسم قابل مشاهده است. این روزها در پایتختهای عربی و خاورمیانه، خیلیها این سؤال کلیدی را مطرح میکنند که بهرغم حضور فعال سازمانهای اطلاعاتی امریکا در عراق، دولت امریکا چگونه نتوانست حمله داعش به موصل را پیش بینی کند؟