به نتیجه نرسیدن مذاکرات هستهای ایران و تمدید چهارماهه آن بار دیگر وجود اختلافات عمیق بین ایران و امریکا را به نمایش گذاشت تا حصول توافق جامع هستهای همچنان در هالهای از ابهام باقی بماند. اگرچه تیم مذاکره کننده ایرانی مذاکرات اخیر را سازنده توصیف کرده، اما تشتت آرا و اختلاف در داخل گروه 1+5، آشکارا آینده این گروه را حتی در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات با پرسش جدی روبهرو کرده است.
چهار ماه دیگر برای توافق جامع بین ایران و 1+5 باقی است، اما افزایش شکاف و اختلاف بین روسیه و غرب بر سر برنامه هستهای ایران و موضوعات دیگر سبب شده تا همکاری اعضای 1+5 به پایینترین سطح ممکن کاهش یابد. مقامهای امریکایی و کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از اتحاد همهجانبه در بین همه اعضای 1+5 سخن میگویند، اما نیامدن وزیر خارجه روسیه و چین به مذاکرات اخیر وین (پایتخت اتریش) نشان داد که اختلافات تنها به ایران و امریکا ختم نمیشود، بلکه اختلافات بین روسیه و امریکا در داخل 1+5 در سایه چالشهای بینالمللی بین طرفین تشدید شده است.
این اختلافات به حدی گسترده است که حتی لوران فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه در مذاکرات وین 6، به این نکته اذعان کرد. فابیوس در ارزیابی مواضع کشورهای 1+5 در مقابل ایران برای نخستین بار به اختلاف موضع روسیه و سایر کشورهای عضو این گروه اشاره کرد و گفت که بهرغم اینکه اعضای گروه 1+5 تاکنون رویکرد و موضع بسیار منسجمی داشتهاند، اما نمایندگان حاضر در مذاکرات وین با برخی مواضع روسیه اختلاف نظر دارند. حضور وزرای خارجه چین و روسیه در مذاکرات وین میتوانست مثمر ثمر باشد و روند مذاکرات را برای رسیدن به توافق جامع هموار کند، همچنانکه در توافق موقت ژنو نیز این اتفاق رخ داد اما خلأ حضور این وزیران نتیجهای جز تمدید مذاکرات نداشت و این تحلیل را تقویت کرد که غیبت روسها موضعی اعتراضی بوده است، هرچند روسها در مواضع رسمی چنین چیزی را بیان نمیکنند.
اختلاف در بین اعضای 1+5 تنها به روسیه و امریکا منتهی نمیشود، حتی برخی منابع غربی میگویند سایر اعضا نیز هر یک خواستهها و منافع خود را در مذاکرات دنبال میکنند. روزنامه نیویورک پست روز دوشنبه در ارتباط با وجود اختلاف مینویسد:چین و روسیه در واقع گفتوگوهای هستهای را نوعی اقدام سمبلیک فرض میکنند. هیئت اعزامی انگلیس نیز تنها برای دیدار با مقامهای ایرانی و فرصتی برای بهبود روابط وارد وین شده بود. فرانسه نیز با اعزام هئیتی بلندمرتبه دیپلماتیک به وین در پی احیای روابط تجاری با ایران است.
سایه بحران اوکراین بر مذاکرات هستهای
بروز اختلاف میان کشورهای عضو گروه 1+5 در مذاکرات هستهای در اوج بحران اوکراین و آغاز تنش در روابط روسیه و غرب قابل پیشبینی بود. در شش دور مذاکرات وین که با تشدید بحران اوکراین همزمان شد بسیاری از نگاهها معطوف به روسیه و رفتار احتمالی این کشور در مذاکرات بود. بسیاری از رسانههای غربی در تحلیلهای خود این گمانهزنی را مطرح کردند که ممکن است به دلیل تقابل به وجود آمده میان روسیه و غرب بر سر اوکراین، مسکو نیز اقدام به تخریب روند مذاکرات کند. در آستانه مذاکرات هم تهدید سرگئی ریابکف، معاون وزیر خارجه روسیه به این گمانهزنیها دامن زد. ریابکف اعلام کرده بود که مسکو نمیخواهد از قضیه ایران به عنوان اهرمی استفاده کند، ولی رفتار غرب شاید روسیه را به این سمت بکشاند.
اظهارات مقامات کرملین درحالی است که روسها در گذشته نیز نشان دادهاند که هرگاه روابطشان به تخاصم با کشورهای غربی کشیده میشود از همه کارتهای خود برای تغییر روند بازی به نفع خود استفاده خواهند کرد. اکنون تنش در اوکراین و کمکهای مالی غرب به مخالفین روسیه در کییف، روابط غرب و روسیه را تیره کرده و با وجود تأکید مقامات کرملین در مورد اثرگذار نبودن بحث اوکراین بر مذاکرات هستهای، به نظر میرسد که اختلافات شکل گرفته میان اعضای 1+5 که امریکا از پذیرش آن ممانعت میکند تا حد قابل توجهی بیش از آنکه مربوط به برنامه هستهای باشد از وجود اختلاف بر سر مسئله اوکراین نشات میگیرد.
تشدید تحریمهای غرب علیه مسکو و متهم شدن روسیه به انهدام هواپیمای ام اچ 17 مالزی بر فراز خاک اوکراین که هنوز جزئیات آن مشخص نشده است، به روندهای موجود دامن زده است. برخی دیپلماتها معتقدند که روسیه و امریکا در تمایل به رسیدن به توافق با ایران شریکند، ولی خواستههای روسیه از ایران بسیار کمتر است، در حالی که امریکا به دنبال کاهش شدید دامنه برنامه هستهای ایران است. روسیه بیشتر به دنبال افزایش شفافیت و نظارت سختتر بر برنامه هستهای ایران است اما امریکا خواستار برچیده شدن تمام تاسیسات هستهای ایران است.
از طرفی، امریکا تلاش دارد با طولانی و سخت کردن مذاکرات، روند برداشته شدن احتمالی تحریمها را کندتر سازد تا اهداف سیاسی خود را پیگیری کند. برخی ناظران غربی معتقدند که غیبت سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در وین به این دلیل بود که روسها میدانستند که مذاکرات تا 20 جولای به نتیجه نمیرسد. به باور آنها، اگر نشانههایی از رسیدن به توافق در مذاکرات وین وجود داشت، بیشک لاوروف به وین میرفت اما چون روسها میدانستند که در این دور توافق نهایی حاصل نخواهد شد به مذاکرات نرفتند.
اتحاد مثلث ایران- روسیه- چین
اختلافات روسیه و غرب در ماههای اخیر در ابعاد دیگری نیز قابل بررسی است. علاوه بر بحران اوکراین، موضوعات دیگری نیز هستند که به اختلافات دو طرف دامن میزنند. در این میان خبر تشکیل اتحاد امنیتی بین ایران، روسیه و چین که به پیشنهاد رئیسجمهور چین در نشست اردیبهشت ماه کنفرانس تعامل و اقدامات اعتمادسازی در آسیا (سیکا) مطرح شد و واکنش امریکا را به دنبال داشت، عامل دیگری است که متحدان ایران در مذاکرات هستهای در چارچوب 1+5 را به تقابل جدی با غرب واداشته است. موضع متفاوت روسیه و چین نسبت به برنامه هستهای ایران، سبب شده تا اختلافات روسیه و چین با اعضای غربی 1+5 افزایش یابد. همچنین امضای قرارداد گازی 400 میلیارد دلاری بین روسیه و چین که بزرگترین قرارداد در جهان به شمار میرود، نگرانی غرب را از گسترش اتحاد بین دو رقیب امریکا تشدید کرده است.
اختلافات چین با متحدان منطقهای امریکا (ژاپن و کره) در جزایر مورد مناقشه در شرق آسیا نیز جبهه جدیدی از درگیریها را بین روسیه و چین در یک طرف و امریکا و متحدان غربیاش در طرف دیگر گشوده است. همچنین حضور وزرای خارجه چین و روسیه در نشست سازمان بریکس در برزیل و نیامدن آنها به وین، بیانگر این بود که اختلاف غرب و شرق در همه موضوعات بینالمللی گسترده است و آنها سعی دارند تا هژمونی امریکا را در همه زمینهها به چالش بکشند، روندی که نمیتوان اثرگذاری آن در داخل 1+5 را منتفی دانست.
به چالش کشیدن 1+5 از سوی امریکا
طی ماههای اخیر و به خصوص بعد از روی کار آمدن دولت جدید در ایران، روندی جدید نیز در حال شکل گرفتن است. دولت بوش اصرار داشت که امریکا نباید وارد چارچوب مذاکرات هستهای با ایران شود زیرا به مرور، بحران هستهای ایران، به مشکلی بین ایران و امریکا تقلیل پیدا خواهد کرد. تروئیکای اروپا در همین چارچوب با ایران مذاکره میکرد. اوباما این روند را تغییر داد و وارد پروسه مذاکرات هستهای با ایران شد و حالا بعد از حدود شش سال مذاکره در چارچوب 1+5 بیش از هر موقع دیگری روشن شده که اختلافاتی که در سالهای گذشته بین ایران و اعضای 1+5 وجود داشت، اکنون به اختلاف ایران و امریکا تقلیل یافته است.
مذاکرات فشرده اخیر وین و حضور چند روزه جان کری، وزیر خارجه امریکا در مذاکرات و عدم ترک محل مذاکره و چهار دور گفتوگوهای سازنده با محمدجوادظریف، وزیر خارجه ایران( در حالی که حتی وزرای اروپایی هم وین را ترک کردند) نشان داد که مشکل هستهای ایران با جامع بینالمللی نیست و تنها مربوط به ایران و امریکاست. به نتیجه نرسیدن مذاکرات در شش ماه اول، نشان داد که واشنگتن تاچه حد در توافق با ایران سختگیری میکند و با زیادهخواهیهای خود روند مذاکرات را طولانی کرده است. در دور اخیر مذاکرات که به تمدید چهارماهه منجر شد، این نکته به وضوح آشکار شد که امریکا مشروعیت گروه 1+5 را به چالش کشید و مذاکرات دوجانبه با تیم مذاکرهکننده ایرانی و عدم حضور روسیه و چین حاکی از این بود که تنها طرف اصلی تصمیمگیر در مذاکرات هستهای واشنگتن است.
زیرا تحریمهایی هم که علیه ایران انجام شده از سوی رهبران کاخ سفید اتخاذ شده و دیگران فقط دستورات امریکا را اطاعت کردهاند. اگر واشنگتن بخواهد میتواند تحریمها را بردارد و پرونده هستهای ایران را به نتیجه برساند اما اختلافات بر سر موضوعات دیگر خارج از چارچوب توافق ژنو سبب شده تا روند مذاکرات با کندی پیش برود. زیرا تشدید اختلافات بین اعضای 1+5 میتواند روند مذاکرات را از مسیر اصلی خود خارج کرده و در نهایت دو طرف یکدیگر را به کارشکنی برای توافق جامع متهم کنند که این امر نه به نفع ایران است نه به نفع طرفهای غربی.
آنچه مسلم به نظر میرسد اینکه اگر قرار است مذاکرات هستهای ایران به نتیجه برسد باید همه اعضای 1+5 بایکدیگر همکاری داشته باشند اما تشتت آرا در بین اعضای این گروه آینده مذاکرات را به چالش میکشد. در حال حاضر انسجامی که ابتدا میان کشورهای عضو 1+5 وجود داشت، وجود ندارد. باید گفت که اول باید این اعضا اختلافات بین خودشان را حل کنند سپس برای مذاکره با ایران آماده شوند.