محمد اسماعیلی
یکی از موضوعاتی که رسانههای طیف دوم خرداد در طول چند روز اخیر به صورت گسترده به آن پرداخته و از آن به عنوان واقعهای دردناک یاد میکنند «حمله رژیمصهیونیستی به باریکه غزه» است، به عنوان نمونه بخشی از تیتر مطالبی که با این مضمون در روزنامههای این جریان درج شده را مرور میکنیم: «آیا کودکان غزه فینال آرژانتین- آلمان را دیدند؟ اعتماد 23 / 04 /93»، «فاجعه هولناک در غزه، آرمان 23 / 04 /93»، «حمام خون در غزه، روزنامه آرمان 21 /04 /93»، «با من از غزه حرف بزن، حملات نیروهای رژیمصهیونیستی به کودکان و مردم بیپناه فلسطین ادامه دارد، اعتماد 22 / 04 /93»، «مردم غزه! آغوش ما پناه شماست، همان»، «جنایات اسرائیل و انفعال جهان، شرق 21 / 04 /93»، «هر4دقیقه یک حمله اسرائیل به غزه، همان»، «غزه در آتش و خون، سکوت شورای امنیت در برابر حملات صهیونیستها به فلسطینیها، آفتاب یزد 21 / 04 / 93»، «ندای مظلومیت فلسطین، همان»، «فلسطین در آتش و خون، اعتماد 18 / 04 /93»، «نسلکشی در غزه، شهروند 21 / 04 /93»، «حملات هوایی رژیم صهیونیستی، 104شهید 670 زخمی در غزه خونین، اعتماد 21 / 04 / 93.»
اینها تنها بخشی از دهها مطالبی است که روزنامههای دوم خردادی صفحات نخست خود را به آن آراسته و در آن با ادبیاتی احساسی از رنج و آلام مردم فلسطین سخن گفتهاند، در یکی از همین مطالب از یکسو سعی شده با انتخاب واژگانی خاص احساسات مخاطب را تحت تأثیر قرار داده و از سوی دیگر تلاش شده تا اقدامات نظامی رژیمصهیونیستی در آن به شدت مورد تخریب قرار گرفته و همچنین مظلومیت مردم بیدفاع غزه در آن متبلور شود، اینگونه نوشته شده است: «... تا تنظیم این گزارش، با شدت یافتن موج حملات رژیمصهیونیستی به غزه، تعداد شهدای فلسطینی از آغاز عملیات وحشیانه رژیمصهیونیستی به این منطقه به بیش از 122 شهید رسیده بود و در جریان این حملات بیش از 926 تن نیز زخمی شده بودند که بیشتر شهدا و مجروحان از زنان، کودکان و افراد سالخورده هستند و به احتمال بسیار تا زمانی که این گزارش را مطالعه میکنید، این آمار به شکل تصاعدی افزایش یافته است.»
در ادامه این گزارش میخوانیم: «هر چهار دقیقه یک بار یک موشک به سمت غزه پرتاب میشود و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیمصهیونیستی میگوید، هیچ فشار بینالمللی نمیتواند مانع ادامه حملات این رژیم به سوی غزه شود. این در حالی است که جامعه جهانی سکوت کرده و رژیمصهیونیستی همچنان به جنایتهای خود علیه ملت فلسطین در غزه ادامه میدهد و دهها منزل و ساختمان، مؤسسات خیریه، مدارس، مساجد و مراکز دولتی را هدف حملات موشکی خود قرار داده است.»
اقدامی که تحسین میشود اما حاوی سؤالات فراوان است
هر چند حمایت رسانههای پرتعداد طیف دوم خرداد از مردم بیپناه غزه در مقابل اقدامات غیرانسانی رژیم صهیونیستی، اقدامی قابل دفاع و تحسین است اما حاوی سؤالات فراوانی است که در اذهان عمومی مطرح میشود از جمله اینکه چطور میتوان پذیرفت جریانی که به صورت یکدست شعار «نه غزه، نه لبنان» را در خیابانهای تهران سر میداد امروز دفعتاً از مردم غزه و لبنان حمایت کند و از فعالیتهای عوامل رژیمصهیونیستی علیه مردم این مناطق انتقاد دلسوزانه کند؟
چرا نمیتوان نمونهای از اینگونه حمایتها را در ادوار گذشتهای که رژیمصهیونیستی به سمت مردم غزه و مناطق دیگر آتش موشک روانه میکرد جستوجو کرد و تنها محدود به چند روز اخیر است؟
آیا نباید از حمایتهای رسانهای امروز این طیف رسانهای به دیده تردید نگریست در حالی که همین جریان طی سالهای اخیر به صورت مستمر ازحمایتهای بینالمللی کشورمان نسبت به مردم فلسطین و لبنان انتقاد و آن را فاقد ضرورتهای لازم میدانستند؟
برای نمونه شناخت ابعاد کامل شاکله فکری جریان دوم خرداد در قبال موضوعاتی بینالمللی نظیر آنچه امروز در غزه اتفاق میافتد باید مواضع برخی از منسوبان به این جریان را مورد بازخوانی قرار داد.
تعریف و تمجید شخصیتهای وابسته به این جریان به صورت مستقیم و غیرمستقیم طی سالهای گذشته ابراز شده که تنها به برخی از نمونههای آن اشاره میشود.
محمد خاتمی در دفاع و پشتیبانی از اسرائیل و تطهیر چهره این رژیم در مصاحبه با c. n. n میگوید: «من به هیچ وجه خواستار نابودی اسرائیل نبوده و نیستم» (7/سپتامبر/ 2006).
وی همچنین در این مصاحبه در پاسخ به این سؤال که آیا شما ایجاد کشوری فلسطینی در کنار اسرائیل را میپذیرید؟ پاسخ میدهد: بله.
شمسالواعظین سردبیر روزنامه لغو شده توس و جامعه میگوید: «اسرائیل علاقهمند نیست یک الگوی مشابه خودش که نماد دموکراسی متناسب با دینداری است در خاورمیانه بهوجود آید.» (17 / 10 / 77)
مدیر تحریریه روزنامه جامعه هم در تیرماه سال 77 چنین میگوید: «از مدیریت روزنامه به ما گفتهاند که از کلمه رژیم اشغالگر صهیونیستی استفاده نکنید و همان کلمه اسرائیل را به کار ببرید.»
محمدتقی فاضلمیبدی عضو برجسته حزب منحله مشارکت هم با اشاره به سیاستهای ایران در مقابله با اسرائیل ابراز میکند: «بسیاری از کشورهای عربی با اسرائیل رابطه برقرار کردهاند و مواضعی مانند ایران در روابط بینالمللی ندارند، چون اتخاذ چنین سیاستهایی را نسنجیده میدانند.» (18 / 08 / 77)
البته روزنامههای زنجیرهای برای پیشبرد اهداف خود مطالبی را در قالب پیامهای تلفنی خوانندگان اینگونه چاپ میکردند: «چه اصراری است که اسرائیل سرزمینهای اشغالی را پس بدهد.» (آفتاب یزد 4 / 6 / 85)
«باور کنید حزبالله آنقدر نیرومند نیست که بتواند در مقابل ارتش سرتا پا مسلح اسرائیل ایستادگی کند، اگر اسرائیل از جنوب لبنان بیرون رفت، تصمیم خودش بود نه فشار حزبالله.» (همان 7 / 8 / 85)
«پس از عقبنشینی اسرائیل از لبنان، دیگر فلسفه وجودی گروهی خودمختار و ضداسرائیلی به نام حزبالله در لبنان چیست؟» (همان 31 / 4 / 85)
مواضع شخصیتها و رسانههای طیف هواخواه لیبرالیسم در قبال اصل موجودیت رژیمصهیونیستی و اقدامات متجاوزانهاش در شرایطی اینگونه ابراز میشد که «افرای هالوی» رئیس سازمان اطلاعات خارجی رژیمصهیونیستی در همان مقاطع زمانی ابراز میکند: «از ایران اشاراتی میرسد دایر بر اینکه حاضر به پذیرش موجودیت اسرائیل هستند.»
در حالی میتوان نمونههای فراوانی از اینگونه حمایتهای چهرهها و رسانههای دوم خرداد در طول 16سال گذشته به دست آورد که اغتشاشگران منسوب به این طیف در شهرآشوب 88 هم یکی از شعارهای مهم و اساسی خود را «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» قرار داده و در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان که به نام «حمایت از مردم فلسطین» توسط حضرت امام نامگذاری شده با تظاهر به روزهخواری در انظار عموم خواهان توقف حمایتهای جمهوری اسلامی ایران از مردم لبنان و فسطین شده و با استفاده از الفاظ رکیک به شدت از سیاست کشورمان در قبال مسائل منطقه انتقاد میکردند.
در حالی اینگونه تحرکات ساختارشکنانه و مخالف گفتمان انقلاب اسلامی از سوی هنجارشکنان صورت میگرفت که پدرخواندههای این جریان نه تنها از این اقدامات اعلام برائت نمیکردند بلکه در تریبونهای مختلف حمایتهای خود را از اینگونه شعارها و تحرکات هم عنوان میکردند.
یکی از حامیان هنجارشکنان و افرادی که شعار «نه غزه، نه لبنان» را سر میدادند، محتشمیپوری بود که با فشار مجلس هشتم شورای اسلامی از ریاست کمیته حمایت از مردم فلسطین برکنار شد، وی در مصاحبههایی به دفاع از کسانی میپردازد که در حمایت از میرحسین موسوی شعار «نه غزه، نه لبنان» سر دادند و ابراز میکند: «متهم کردن طیف قابل توجهی از مردم ایران که همواره به خلق وخوی ضدظلم و طرفدار مظلوم بودن شهرت دارند، به این تفکر انحرافی، جفای بزرگی است.»
چرا حامیان دیروز اسرائیل، امروز دلسوز مردم غزه شدهاند؟
همانطور که اشاره شد تغییر رویه امروز رسانهها و پدرخواندههای دومخرداد در قبال موضوعات بینالمللی نظیر آنچه در غزه در حال روی دادن است، ابهامات فراونی را با خود به همراه دارد که میتوان آن را ناشی از چند هدف میانمدت و بلندمدت دانست.
حمایتهای پررنگ و لعاب رسانههای این جریان از مردم بیدفاع غزه نشان میدهند که تئوریسینهای این طیف به لایههای مختلف جریان خود گوشزد کرده تا بر اساس طرح «اتخاذ مواضع نرم و معتدل همسو با گفتمان انقلاب اسلامی از سوی اصلاحطلبان» که پس از فتنه 88 به شدت مورد توجه این جریان قرار گرفته را هم در موضوع مهمی نظیر مظلومیت مردم غزه هم پیادهسازی شده و با حرکت در این مسیر به افکار عمومی این پیام مهم القا شود که جریان رفرمیسم داخلی در اصول اساسی انقلاب اسلامی مانند «محو شدن اسرائیل از صحنه روزگار» با دیگر جناحهای سیاسی هم نظر بوده و اقدامات ضدحقوق بشری اسرائیل در قبال مردم فلسطین و لبنان را محکوم میکند.
همانطور که بارها اشاره شده جریان تجدیدنظرطلب برای بازگشت به عرصه قدرت و حضور فعال در انتخابات پیش رو و همچنین اقناع مراجع ذیصلاح - نظیر شورای نگهبان- برای عبور نامزدهای آنها از فیلترهای قانونی محتاج آن بوده تا نشان دهد که مخالفت یا عنادی با اصول و مبانی نظری و عملی جمهوری اسلامی ایران نداشته و مجدانه در مسیر دستیابی و تعالی شعائر و شعارهای انقلاب اسلامی قدم برمیدارد، برهمین اساس میتوان پاسخ مناسبی برای حمایتهای پرابهام کنونی رسانههای زنجیرهای از مردم غزه جستوجو کرد.
به عبارت دیگر پدرخواندههای دوم خرداد به کمک رسانههای خود تلاش داشته تا به کمک هر واقعه یا اتفاقی نظیر حمله رژیمصهیونیستی به باریکه غزه اهداف ازپیشتعیینشده خود را محقق کرده و برچسب «مخالفت و عناد دومخردادیها با اصول و مبانی جمهوری اسلامی ایران» را از خود برداشته و با تبلیغات پرحجم رسانهای برای خود بیلبورد «حامیان اصول و مبانی انقلاب اسلامی» را نصب کنند.