تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۶۸۴۶۳

مشابهت‌های خرداد 76 با خرداد 92

علی نظری / نماینده مجلس ششم و فعال سیاسی - مقدمه: انتخابات دوم خرداد 1376 با محوریت گفتمان اصلاحات منجر به پیروزی سید محمد خاتمی در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شد. در انتخابات 24 خرداد 1392 با محوریت گفتمان اعتدال دکتر حسن روحانی سکاندار اجرایی کشور گردید. این دو انتخابات - هر یک - با توجه به زمان و مکان ویژگی هایی انحصاری و مشابهت هایی دارند که در این مقال به 14 مورد از شباهت های غیرقابل انکار دو پدیده دوم خرداد 76 و 24 خرداد 92 می پردازیم:

1. پیش‌بینی‌ناپذیری:

از آنجا که جامعه ایران اصولا غیرقابل پیش بینی است، در دو انتخابات 76 و 92 که منجر به پیروزی دو کاندیدایی شد، شعارهای انتخاباتی آنان با کاندیدای اصولگرایان زاویه داشت، اما در روز انتخابات اکثریت قاطع مردم ایران راهی جدا از آنان پیمودند. در خرداد 76 و 92 خاتمی و روحانی تا 72 ساعت قبل از برگزاری انتخابات طی نظرسنجی های انجام شده شانسی برای برنده شدن نداشتند، اما فردای انتخابات برندگان این دو انتخابات، هر یک حدود سه برابر بیشتر از کاندیدای اصولگرا رای آوردند. در دوم خرداد قابل بحث حتی تا 48 ساعت قبل از انتخابات اکثر چهره های نظریه پرداز مطبوعاتی و فعال سیاسی در خوش بینانه ترین حالت انتخابات را در مرحله دوم بین خاتمی و ناطق نوری و در 24 خرداد بین روحانی و قالیباف پیش بینی می کردند.

2. سونامی انتخاباتی:

اکثریت خاموش جامعه رای دهندگان ایرانی در دوم و بیست و چهارم خرداد با حضور شگرف خویش؛ سونامی سرمایه های اجتماعی را در پای صندوق های رای رقم زدند. حضور 75 درصد مردم در سال 76 و 73 درصد مردم در سال 92 بیشتر به یک سونامی غیرقابل پیش بینی شبیه بود تا یک جریان عادی انتخاباتی که در طی بیش از سه دهه از عمر جمهوری اسلامی طبق سنت همیشگی برگزار می شده است. در این دو انتخابات طیف قابل توجهی از رای دهندگان ایرانی برای نخستین بار به پای صندوق های رای آمدند.

3. ایجاد شوک‌های شدید سیاسی:

در این دو انتخابات در فاصله یکی، دو ماه مانده به روز انتخابات ابتدا شوک منفی و شدید کناره گیری کاندیداهای اصلی جریان اصلاحات و اعتدال، پیامدهای تخریبی اجتماعی یا وادادگی توده های رای دهنده را در بر داشت که جریان های پیروز دو انتخابات به آن مبتلا شدند.

در انتخابات دوم خرداد 76 نیروهای چپ مذهبی که بعد به اصلاح طلبان تغییر نام دادند، ابتدا به سراغ یکی از سرشناس ترین چهره های این جناح، یعنی نخست وزیر هشت سال حماسه دفاع مقدس رفتند که کارنامه روشنی در مدیریت اجرایی کشور در دهه اول انقلاب داشت. او پس از مدت کوتاهی اعلام انصراف خویش را به سران وقت مجمع روحانیون مبارز اعلام کرد. جناح راست وقت (اصولگراها) بعد از عدم پذیرش کاندیداتوری موسوی تا حدود زیادی خیالشان از بابت رقیب دیرینه آسوده گردید و به قول معروف در پایان فروردین 76 به نوعی در تدارک جشن قبل از پیروزی بودند؛ زیرا جریان رقیب سید محمد خاتمی را به میدان آورده بود که در آن موقع در مقایسه با علی اکبر ناطق نوری رئیس وقت مجلس شورای اسلامی (دوره پنجم) چهره ای ناشناخته بود. شوک نیامدن موسوی سایه سنگینی بر خیمه گاه اردوگاه چپ فرود آورد.

بعد از اتمام تعطیلات نوروزی تا دهه اول اردیبهشت 76 وضعیت کاندیدای شناخته شده جریان راست سنتی که از تمام امکانات و سرمایه های حاکمیت بهره می برد، یکه تاز عرصه انتخابات بود. جریان چپ مذهبی با محوریت خط امام ـ مجمع روحانیون مبارز ـ دفتر تحکیم وحدت، کارگزاران سازندگی ـ اقلیت 90 نفره مجلس پنجم ـ انجمن اسلامی معلمان، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ـ مجمع نیروهای پیرو خط امام (ره) با کاندیدای مورد حمایتشان (سید محمد خاتمی) در پی این شوک بزرگ، تنها به دنبال کسب باختی آبرومند در انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری بودند. این جناح بر خلاف رقیب که از تمام تریبون ها و صدا و سیما و مطبوعات برخوردار بودند؛ فقط روزنامه سلام را در اختیار داشتند.

در انتخابات 24 خرداد 92 جریان پیروز (جبهه اعتدال گرایان و اصلاح طلبان) ابتدا دچار شوک های سنگینی شدند که ادامه عرصه رقابت انتخاباتی را برای این جبهه بسیار سخت و حتی به تعبیر عده ای غیرممکن ساخت.

جبهه اعتدال که عقبه اجتماعی رای دهندگانش منحصر به طبقه متوسط، اصلاح طلبان و جریان روشنفکری دینی بود، در پی لطمات و آسیب های فراوانی که از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری سال 1388 دیده بود، موجی از یاس و انفعال را در جبهه اصلاح طلبان ایجاد کرده بود و این شوک سنگین که از بعد از حوادث انتخابات 1388 شروع شده بود، هنوز دامنه های سنگین محسوسی را در بی انگیزگی «سرمایه های اجتماعی» ایجاد کرده بود.

این شوک در پی ثبت نام اکبر هاشمی رفسنجانیدر آخرین لحظات زمان ثبت نام کاندیداهای یازدهمین دوره ریاست جمهوری شکسته شد و با ثبت نام هاشمی رفسنجانی موجی از امید و شعف و شادمانی در بین طرفداران اصلاح طلبان سراسر کشور به وجود آمد و جریان مغموم انتخابات 1388 دوباره نشاط عجیبی به خود گرفت. با تشکیل ستاد مرکزی انتخاباتی هاشمی رفسنجانی، به سرعت ستادهای استانی و شهرستانی وی پایگاه خیل عظیم و گسترده اصلاح طلبان گردید به گونه ای که در فاصله 10 روز بعد از ثبت نام و تا قبل از اعلام نتیجه نهایی تایید صلاحیت کاندیداهای انتخابات توسط شورای نگهبان، نظرسنجی ها از برتری مطلق هاشمی رفسنجانی با رای باورنکردنی بین 20 تا 25 میلیون، حکایت داشت.

اما به یک باره روز اول خرداد که خبر تایید هشت کاندیدای نهایی انتخابات دوره یازدهم رسما اعلام گردید، در پی رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی اکثریت جامعه که دلخوش به حضور وی بودند، دچار یاس شدیدی شدند که به مراتب این شوک سنگین تر از شوک انتخابات 88 بود و اصلاح طلبان را در لاک انفعال و یاس فرو برد. به دنبال این شوک شدید اصولگرایان با حضور چهار کاندیدا (ائتلاف 1+2 شامل قالیباف، ولایتی و حداد عادل) و سعید جلیلی کاندیدای اصولگرایان جبهه پایداری متمایل به آیت الله مصباح یزدی با شعار جبهه مقاومت به میدان آمدند.

بعد از رد صلاحیت و عمق پیدا کردن این شوک سنگین دوباره نشاط سرمایه های اجتماعی به یاس مبدل گردید. اصولگرایان در چنین فضای رقابتی سردی با انتخاباتی حدود 15 تا 20 میلیون رای دهنده خویش را فاتح این رقابت می دانستند. درست همان وضعیت انتخابات 76 که جریان چپ مذهبی منفعل و مایوس بود، این بار هم اصلاح طلبان دیگر امیدی به انتخابات دوره یازدهم نداشتند و امید مردم برای تغییر وضعیت موجود و بهبود معیشت ملی و اقتصاد کشور به ناامیدی کشیده شد. در پی رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی هر چه به انتخابات نزدیکتر می شدیم، سایه یاس بر اردوگاه جبهه اعتدال گرایان و اصلاح طلبان سنگین تر می شد.

در بین هشت کاندیدای تایید شده از سوی شورای نگهبان آقایان حسن روحانی و محمدرضا عارف؛ متفاوت از شش کاندیدای دیگر بودند که گفتمان این دو؛ گفتمان اصلاح طلبی و همسو با اکثریت جامعه رای دهندگان ایرانی بود. اگرچه دکتر عارف مدعی اصلاح طلبی و دارای هویت اصلاح طلبانه بود، اما دکتر روحانی هویت سیاسی اش بیشتر به سمت جامعه روحانیت مبارز متمایل بود و از ابتدای ورود به عرصه انتخابات بعد از ثبت نام اعلام کرد کاندیدای جناح اعتدال گراست. این شوک انتخاباتی 92 برای بخشی از هواداران عارف مشابه شوک طرفداران خاتمی در خرداد 76 بود.

4. سرمایه‌های اجتماعی مهمترین مؤلفه در تشکیل قدرت اجرایی کشور:

در دهه اول انقلاب اسلامی نقش سرمایه های اجتماعی به ویژه در جریان حماسه دفاع مقدس واقعا مشهود و غیرقابل انکار بود. اما در دهه دوم انقلاب به واسطه اینکه حوزه فرهنگی و سیاست داخلی به عنوان حیات خلوت جریان راست سنتی قرار گرفت، مردم یا همان سرمایه های اجتماعی به تدریج در حاشیه قرار گرفتند و عملا مهندسی قدرت اجرایی کشور به دست عده ای معدود افتاد، اما با جریان دوم خرداد 76 مجددا سرمایه های اجتماعی به عنوان پایه گذاران قدرت اجرایی کشور وارد صحنه شدند و نظام پذیرفت رای مردم تعیین کننده سمت و سوی قوه مجریه در کشور باشد.

با شکست جنبش اصلاحات و در محاق قرار گرفتن اصلاح طلبان دوباره سرمایه های اجتماعی از بطن جامعه به حاشیه رانده شد و قدرت اجرایی کشور به مدت هشت سال طی دو دوره انتخابات محمود احمدی نژاد در سال های 84 و 88 به دست یک جریان خاص و عده ای معدود افتاد؛ اما در جریان انتخابات 24 خرداد 92 سرمایه های اجتماعی با رای قاطع خویش که مبتنی بر تغییر وضعیت موجود و انتقال قدرت از اصولگرایان به اصلاح طلبان بود، بار دیگر مانند خرداد 76 سرنوشت جامعه را رقم زدند و اصلاح طلبان رانده شده را مجددا به اریکه اجرایی کشور آوردند و اصولگرایان بعد از هشت سال، مدیریت اجرایی کشور را به اصلاح طلبان واگذار کردند. این مؤلفه مهم و تاثیرگذار در دو مقطع 76 و 92 پایه گذار مهندسی قدرت بودند.

5. حاکمیت شعارهای جدید به عنوان مانیفست انتخاباتی:

در خرداد 1376 شعار انتخاباتی اصلاح طلبان جامعه مدنی مبتنی بر جامعه ای چند صدایی و متکثر بود که بر اجرای اصول مغفول قانون اساسی مانند اجرایی کردن شوراها طبق نص قانون اساسی و حفظ حرمت و کرامت انسانی به تک تک اعضای جامعه که در اصل سوم قانون اساسی به عنوان حقوق شهروندی مشهور است، تاکید دارد. آزادی اندیشه و تنوع مطبوعات آزاد مبتنی بر سلایق گوناگون منطبق با معیارهای درونی نظام جمهوری اسلامی از سوی سید محمد خاتمی به ایرانیان با هر گرایش مذهبی، قومی و نژادی اصرار می ورزد. مردم ایران با رای اعتماد 20 میلیونی در دوم خرداد 76 عملا به حاکمیت مانیفست انتخاباتی اصلاح طلبان آری گفتند.

در 24 خرداد 92 هم شعار اعتدال دکتر روحانی با سرعت مافوق تصوری در لایه های مختلف جامعه جا باز کرد. مردمی که در طول هشت سال مدیریت محمود احمدی نژاد به شدت از سیاست ها، روش ها، عملکردها و شعارهای جناح خاص آسیب دیده بودند، به دنبال منجی می گشتند؛ دکتر روحانی که با شعار اعتدال یعنی جایگزینی تعامل به جای تقابل در کلیه تصمیم گیری های داخلی و خارجی وارد عرصه رقابت انتخاباتی شده بود، گفتمانی مبنی بر مشی اعتدال و میانه روی را به عنوان مانیفست انتخاباتی خود برگزید.

این شعار همانند شعار جامعه مدنی در سال 76 به شدت امواجی در جامعه به وجود آورد که پیامد آن بهبود موقعیت کاندیدای اعتدال گرا در مقابل کاندیداهای اصولگرا (جلیلی ـ قالیباف ـ ولایتی ـ حداد عادل) بود. مقبولیت خاتمی و روحانی در سال های 76 و92 به صورت اعجازآوری ناشی از پذیرش شعارهای آنان در بین توده های مختلف مردمی از اقشار کم درآمد، روستایی تا روشنفکران، طبقه متوسط و دانشگاهیان بود.

6. شکست اصولگرایان:

در خرداد 76 تمام عقبه های اجتماعی و نخبگان جناح راست قدیم (اصولگرایان جدید) بسیج شدند تا در مقابل سید محمد خاتمی و گفتمان اصلاحات بایستند، ولی به رغم همه تلاششان از 30 میلیون نفری که در پای صندوق های رای حاضر شدند، تنها حدود هفت میلیون نفر به گفتمان و کاندیدای جناح راست رای دادند. در صف بندی انتخابات 24 خرداد 92 نیز کارزار به گونه ای طراحی شده بود که اصولگرایان با تمام طیف های موجود و اعزام کاندیداهای متنوع به عرصه انتخابات سعی در قبضه کردن دولت یازدهم داشتند که وقتی 37 میلیون رای دهنده ایرانی پای به رقابت های انتخاباتی گذاشتند، مجموع آرای قالیباف و جلیلی 10 میلیون نفر در مقابل حدود 19 میلیون رای حسن روحانی حرفی برای گفتن نداشتند. طی 16 سال اصولگرایان در خرداد 76 و 92؛ دو شکست سنگین را از جبهه اصلاحات و اعتدال گرایان دریافت کردند.

7. آمار سقف رای مشترک بازندگان انتخابات:

در انتخابات خرداد 76 رای کاندیداهای جناح مغلوب (ناطق نوری و زواره ای) حدود 5/20 درصد (هفت میلیون از کل 29 میلیون رای) و در 24 خرداد 92 آرای سه کاندیدای اصولگرا (جلیلی ـ قالیباف ـ ولایتی) حدود 5/27 درصد بود که نشان می دهد پایگاه اجتماعی و سبد آرای اصولگرایان به رغم برخورداری از تمام امکانات موجود هرگز از رقم 30 درصد تجاوز نکرده است.

8. تنش‌زدایی اولین اولویت دولت‌های اصلاحات و اعتدال:

زمانی که در سال 76 سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری رسید، بیش از 25 کشور اروپایی سفرای خویش را از ایران خارج کرده بودند و روابط سیاسی ما با اتحادیه اروپا به کمتر از سفیر تنزل کرده بود. خاتمی در اولین گام در خرداد 76 سیاست تنش زدایی بین المللی و بهبود مناسبات و ارتقای روابط با اروپا و غرب را سرلوحه دیپلماسی دولت خویش قرار داد. دولت روحانی هم مشابه خاتمی با معضل تنش زایی در روابط بین المللی به ویژه روابط با دنیای غرب روبه رو بود.

هشت سال دیپلماسی دولت احمدی نژاد که ادعای مدیریت جهانی داشت (!) باعث شده بود سایه تحریم های ناشی از دیپلماسی ناکارآمد هسته ای وضعیت نابهنجاری را در مناسبات ما با غرب پدید آورده، سوءتفاهم، جایگزین حسن همکاری شده بود. دکتر روحانی - مانند خاتمی - اولین اولویت سیاست خارجی اش را تنش زدایی با غرب و جایگزین کردن دیپلماسی تعامل به جای تقابل در مواجهه با اروپا و امریکا قرار داد.

9. دو معمم دو رئیس‌جمهوری:

در خرداد 76 از چهار کاندیدای تایید شده شورای نگهبان، سه نفر معمم (خاتمی، ناطق نوری و ری شهری) و یک غیرمعمم (سید رضا زواره ای) بودند که پا به عرصه رقابت های هفتمین دوره ریاست جمهوری گذاشتند. در آن انتخابات یک سید در مقابل دو شیخ به رقابت می پرداخت که در روز جمعه دوم خرداد 1376 سرانجام سید محمد خاتمی توانست با اکثریت قاطع آرای مردم ایران به سمت ریاست جمهوری برسد.

در انتخابات 24 خرداد 92 از هشت کاندیدای نهایی بعد از انصراف آقایان (عارف و حداد عادل) شش کاندیدا در گردونه رقابت باقی ماندند. از بین شش کاندیدا فقط دکتر روحانی معمم و پنج کاندیدای دیگر غیرمعمم بودند. مردم ایران این بار نیز در انتخابات به یک چهره روحانی اعتماد کردند و در دهه چهارم عمر انقلاب در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری باز هم یک روحانی برنده رای اعتماد ملت ایران بود. راهیابی یک چهره روحانی منتخب به کاخ پاستور وجه مشترک دو انتخابات 76 و 92 است.

10. تمایل حاکمیت به برگزاری انتخابات حداکثری:

در خرداد 1376 بزرگترین چالش جمهوری اسلامی در مواجهه با دنیای غرب برگزاری انتخاباتی پرشور و رقابتی بود که مبتنی بر حضور قدرتمند بیش از دو سوم جامعه رای دهندگان ایرانی باشد. حدود 75 درصد از واجدان شرایط رای در خرداد 76 به پای صندوق های رای آمدند تا با عزمی جزم بر حاکمیت مبتنی بر انتخاباتی پرشور، حداکثری و رقابتی پاسخ مثبت بگویند.

مردم در خرداد 92 وقتی روز پنجشنبه در فاصله کمتر از 24 ساعت مانده به انتخابات با سخنان روشن، صریح و مثبت رهبری که طی سخنانی مردم را به خاطر دفاع از تمامیت و مصالح کشور به انتخاباتی پرشور فرا خواند و همچنین سخنان رهبری در صبح روز 24 خرداد هنگام به صندوق انداختن رای خود که رای مردم را حق الناس قلمداد کردند و وظیفه حکومت را امانت داری از آرای مردم دانستند، این اطمینان و آرامش خاطر از طریق اطلاع رسانی رسانه ها به آحاد مردم منتقل گردید و سیل پرشور جمعیت در تمام صندوق های اخذ رای سراسر کشور به راه افتاد، حماسه سیاسی در 92 رقم خورد. در خرداد 76 و 92 بزرگترین دلیل حضور پرشور و گسترده مردم تمایل حاکمیت به برگزاری انتخابات حداکثری بود.

11. نزدیکی آرای طبقه متوسط، دانشگاهیان و نخبگان جامعه با آرای روستاییان و مردم مناطق دور افتاده کشور:

این اتفاق میمون در خرداد 76 برای نخستین بار در ایران به عنوان یک پدیده انتخاباتی اتفاق افتاد. رای روستاهای دورافتاده و مناطق شمالی تهران به سید محمد خاتمی بود.

در 24 خرداد 92 بار دیگر رفتار انتخاباتی ایرانیان بعد از 16 سال تکرار شد. این بار حتی آرای روستاییان و شهرهای دورافتاده به دکتر روحانی به مراتب از مناطق مرفه شهرهای بزرگ به ویژه پایتخت بیشتر بود. به عنوان نمونه آرای دکتر روحانی در منطقه یک تهران حدود 75 درصد و در روستای قره بنیاد اراک (زادگاه نگارنده) حدود 86 درصد آرای ریخته شده به صندوق ها بود.

در حالی که در انتخابات سال های 1384 و 1388 آرای مناطق مرفه شهری به ویژه شهرهای بزرگ و پایتخت با آرای روستاییان، مناطق محروم و شهرهای دورافتاده کاملا متفاوت بود.

12. نه به وضع موجود و اصرار بر تغییر در مدیریت اجرایی کشور:

در دوم خرداد 1376 دغدغه اصلی مردم تغییر وضعیت فرهنگی و سیاسی جامعه بود. مردم در آن انتخابات به یک شخصیت فرهنگی با شعارهایی با صبغه فرهنگی رای دادند، به نوعی با تشخیص پاشنه آشیل وضع موجود خواهان تغییر بزرگ گردیدند. رای به خاتمی به منزله پذیرش تئوری اصلاح بود. در خرداد 92 هم این بار مردم خسته از هشت سال عملکرد دولت نهم و دهم به دنبال بهبود در وضعیت معیشتی و اقتصادی بودند و با اعلام نارضایتی از وضع موجود به دنبال تغییر شرایط جامعه به پای صندوق های رای آمدند.

در 24 خرداد مردم به حسن روحانی رای دادند تا بیاید و با دنیا تعامل برقرار کند، مسئله دیپلماسی هسته ای را ساماندهی نماید که چالش بزرگ سیاست خارجی کشور بود و از این طریق به رفع تحریم ها و بهبود شرایط اقتصادی کشور بپردازد. مردم ایران نیک دریافته اند برای تغییر به شیوه یی مسالمت جویانه به صندوق های رای روی آورند که از این طریق می توانند اصل جابه جایی قدرت اجرایی کشور را عملی کنند و پدیده «تغییر» در دو انتخابات 76 و 92 از راه صندوق های رای توسط بیش از 70 درصد مردم پیموده شد.

13. فاتحان خرداد 76 و 92 در روی کاغذ شانسی برای پیروزی در انتخابات نداشتند:

تمام نظرسنجی های انجام شده انتخابات سال 1376 نشان می داد در فاصله یک هفته مانده به دوم خرداد 76 هیچ صاحبنظر، فعال سیاسی و کارشناس امور انتخابات، شانسی برای پیروزی سید محمد خاتمی متصور نبود. خوشبین ترین کارشناسان در فاصله 72 ساعت مانده به انتخابات در تصور ورود ناطق نوری و خاتمی به مرحله دوم در انتخابات بودند. کمتر کسی فکر می کرد خاتمی برنده مطلق هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری باشد. اما روز جمعه دوم خرداد 1376 با ورود اکثریت خاموش به عرصه انتخابات تمام معادلات کارشناسان و نخبگان سیاسی بر هم خورد و با پیروزی اعجاب انگیز خاتمی پرونده انتخابات دوم خرداد 76 بسته شد.

در انتخابات 24 خرداد تمام نظرسنجی های روزهای 18 و 19 و 20 خرداد حاکی از پیروزی قالیباف بود. شامگاه 20 خرداد دکتر عارف کناره گیری کرد. روز سه شنبه 21 خرداد این خبر به سرعت در رسانه های نوشتاری، شنیداری و فضای مجازی منتشر گردید، روز چهارشنبه در نظرسنجی های به عمل آمده معادله تا حدودی تغییر کرد و چهارشنبه 22 خرداد مشخص شد گزینه روحانی و قالیباف در مرحله دوم انتخابات و تعیین کننده انتخاب یازدهمین رئیس جمهوری ایران خواهند بود.

در پنجشنبه 23 خرداد خیزش جامعه به سمت روحانی و کاهش رای قالیباف مشهود بود. سخنان رهبری در روز پنجشنبه و دعوت از تمام علاقه مندان و وطن پرستان ایرانی و سخنان روز جمعه 24 خرداد ایشان مبنی بر حرمت رای مردم به عنوان حق الناس خیزش عظیمی را در بین اکثریت خاموش و بسیاری از کسانی موجب شد که تمایلی به شرکت در انتخابات نداشتند و سونامی 24 خرداد با رای حیرت انگیز حدود 19 میلیونی به حسن روحانی پرونده انتخابات 92 را بست.

14. نقش‌آفرینی و تاثیر شگرف رسانه‌ها:

به هر حال باید این واقعیت را قبول کرد که اکنون عصر دنیای ارتباطات است و همه بایستی در مقابل نقش آفرینی پدیدة مدیا (رسانه) سر تعظیم فرود آوریم. در دوم خرداد 76 اصلاح طلبان با بهره گیری از موج آفرینی و تاثیرگذاری روزنامه سلام توانستند حداکثر استفاده را از ظرفیت رسانه در انتخابات را ببرند. در دوم خرداد 1376 پدیده اینترنت و شبکه های تلویزیونی ماهواره ای حضور نداشتند.

اما در 24 خرداد 92 این بار پدیده رسانه (مولتی مدیا) توانست به بهترین شکل در پیروزی حسن روحانی تاثیرگذار باشد. نتیجه می گیریم گستردگی پدیده رسانه ای در اقصی نقاط مختلف کشور از پایتخت تا دورافتاده ترین روستاها به گونه ای اعجاب انگیز و غیرقابل انکار ایفای نقش کرده است. بی گمان سید محمد خاتمی در دوم خرداد 76 و حسن روحانی در24 خرداد 92 پیروزی شان را تا حدودی مدیون عنصر رسانه هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات