اردشیر دادرس / دانشجوی دوره دکترای مدیریت حرفهی کسب و کار ADB
در نظریه سیستمها، هر گاه خطایی در فاز طراحی یا در ابتدای شکلگیری سیستمی رخ دهد، در صورت نیندیشیدن تمهیدات یا اهتمام لازم برای اصلاح آن خطا، در طول زمان دچار پدیده ضربِ بهمنی شده و با حرکت رو به جلوی سیستم، بزرگ و بزرگتر میشود. به گونهای که قربانیان خطا را به سمت و سویی هدایت میکند که کار بازگشت به عقب (یعنی بازگشت به نقطه اولیه یا مبداء شکلگیری خطا) را برای آنان دشوار یا غیر ممکن میسازد! بنابراین اگر نتیجه چرخش سیاسی کشور در 1384 را که در نهایت منجر به گسترش پوپولیسم در ایران شد، یک خطای عمومی در حوزه سیاسی در نظر بگیریم. این خطا نه تنها در طول زمامداری دولتهای نهم و دهم، با گذر زمان بزرگ و بزرگتر شد بلکه طبق "اصل انتقال فشار" در نظریه سیستمها، از حوزه سیاست به عرصههای دیگری چون: اقتصاد، فرهنگ، محیط زیست، علم و فناوری نیز منتقل شد. اگرچه نگارنده میکوشد تا در این نوشتار به بررسی آثار چرخش سیاسی ایران در 1392 بپردازد اما با توجه به اینکه تحلیل این آثار رابطه معنیداری با رویدادهای رخ داده شده و روندهای شکل گرفته در هشت سال (و حتی شانزده یا بیست و چهار سال) پیش از آن دارد، بنابراین در ابتدا با استفاده از "روش تحلیل روند (Trend Analysis)" به بررسی اوضاع پدید آمده در 1384 تا 1392، پرداخته میشود و سپس روند تغییرات رخ داده شده طی یکسال گذشته تاکنون مورد واکاوی قرار میگیرد.
چرخه ناکارآمدی این مدل در ایران:
در ایران چرخه معیوبی (با بازخورد مثبت اما بهره کوچکتر از یک) در حوزه سیاست وجود دارد که هر هشت سال یکبار مردم را مجبور میکند بین "قهرمان و ناجی"، یکی را انتخاب کنند. اگرچه ناطق نوری در 1376، خواست با یک چرخش یا جهش سیاسی، از انتخابات مجلس به انتخابات ریاست جمهوری و در قالب رقیبی سنتی برای نامزدهای ریاست جمهوری آن دوره، یکبار دیگر شانس خود را در برابر صندوق دموکراسی بیازماید، اما پیام مردم ایران با انتخاب سیدمحمد خاتمی به عنوان رئیسجمهوری، به کارگزاران توسعه آن بود که: ایران برای برونرفت از اوضاع آن زمان، به قهرمانی نیاز دارد که از واژه "نه" در برابر خیلی از ساختارهای ناکارآمد، به کار گیرد. همچنین، اگرچه هاشمی رفسنجانی در 1384، خواست در قالب "ناجی" برای دوستانش (و نه برای مردم) و رقیبی سنتی برای نامزدهای ریاست جمهوری آن دوره، یکبار دیگر شانس خود را در فرآیند رویاروییاش در برابر صندوق دموکراسی بیازماید اما محمود احمدینژاد در قالب قهرمان مکتب نوظهور پوپولیسم در ایران، وی را مجبور کرد تا در برابر صندوق دموکراسی زانوی شکست را بر زمین بزند! و اگرچه در فرآیند رقابت ریاست جمهوری سالهای 1384 و 1388، نام محمود احمدینژاد از صندوق آراء بیرون آمد اما هشت سال پس از آن (1392)، مردم ایران ترجیح دادند، به جای "قهرمان" به دنبال "ناجی" باشند که کشور را از وضعیت (بدتر) ایجاد شده چه در حوزه سیاست خارجه و داخله و چه در حوزههای دیگر نجات دهد. نتیجه این کنش و واکنشهای سیاسی، منجر به انتخاب روحانی شد که مورد تایید هاشمی رفسنجانی به عنوان ناجی و کارگردان پنهان و پشت صحنه انتخابات 1392 بود!
اما در برخورد با پویاییهای سیاسی یاد شده در ایران، پرسش اساسی قابل طرح آن است که: آیا چرخش سیاسی یاد شده در 1392، منجر به بهتر شدن اوضاع کشور در حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، محیط زیستی و علمی شده است؟ و در صورت بهتر شدن اوضاع کشور که ریشه در چرخش سیاسی در 1392 دارد، ایا اساسا این پدیده بر مبنای چرخش نخبگان بوده است؟ یا خیر، بهتر شدن نسبی اوضاع ایران به مفهوم گسست روند نافرجام پیشین و بازگشت از وضعیت "بدتر" در رسیدن به حالت "بد" کنونی است که بههیچوجه با چرخش نخبگان همراه نبوده است؟ برای پاسخ به پرسشهای بالا، وضعیتهای ایران را در حوزههای مختلف مورد پایش و بررسی اجمالی قرار میدهیم.
الف) تحلیل و مقایسه اوضاع سیاسی:
1- ارزیابی عملکرد دولتهای نهم و دهم؛ عملکرد ضعیف دستگاه دیپلماسی ایران در سالهای 1384 تا 1392 از یکسو و مدل شخصیتی به همراه مدلهای تصمیمگیری آنی رئیس دولتهای نهم و دهم و اظهارنظرهای خلقالساعه وی که نتیجهای جز، ایجاد حساسیتهای دستگاههای دیپلماسی نظام بینالملل در برابر ایران دربرنداشت سبب خروج شرکتهای چندملیتی و سرمایهگذاریهای بینالمللی از ایران و شکلگیری تحریمهای بینالمللی علیه جمهوری اسلامی ایران شد.
در حوزه سیاست داخله نیز، دولتهای احمدینژاد با به کار گماردن 25 هزار نیروی غالبا بیتجربه و فاقد دانش مدیریتی بر راس دستگاههای اجرایی، سبب شد تا ناکارآمدی سیستم مدیریتی کشور در رویارویی با حجم بالای مطالبات پاسخ داده نشده مردم، بیشتر نمایان شود. دولت احمدینژاد کوشید تا بجای پرداختن به مسئلهیابی و حل مسائل کشور در یک فضای آرام و کاملا کارشناسی، با در پیشگیری سیاستی موسوم به "جست و خیزهای پوچ و تهی از محتوا"، به سفرهای بدون برونداد استانی بپردازد. از سوی دیگر آن دولت کوشید تا با تزریق بیحساب و کتاب نقدینگی به بدنه جامعه با عنوان "پول نفت" و در قالب یارانه، ضمن پرورش سرمایهگذاران رانتی و گسترش بیقانونی در لایههای مختلف مدیریتی کشور، نرخ رشد تورم را به طرز غیر قابل مهاری افزایش دهد و با رشدی در حد 45 درصد، تحویل دولت یازدهم دهد.
2- ارزیابی عملکرد دولت یازدهم: اگرچه دولت یازدهم با چینش مدیران پا به سن گذاشته، خواست اهمیت پارامتر تجربه را در چینش مدیرانش در حد بالا جلوه دهد اما حجم بالای مطالبات پاسخ داده نشده مردم از یکسو و انباشت مشکلات حل نشده کشور از سوی دیگر، در طول زمان سبب تحلیل رفتن توان مدیریتی مدیران غالبان پیر و کمدانش کشورداری (مدرن) در دولت خواهد شد. اگرچه دولت تدبیر و امید توانسته است به رغم دلواپسیهای موجود که اغلب توسط قشری دلسوز! ابزار میشود، موفقیتهای نسبی را در مذاکرات هستهای و همسوسازی اعضای 1+5 و به ویژه آمریکا با سیاستهای جمهوری اسلامی کسب کند اما این موفقیتها هنوز نتوانسته در سالگرد 24 خرداد مستقیما بر نان و معیشت مردم تاثیرگذار باشد.
دولت تدبیر و امید همچنین با زدودن فضای امنیتی و یا بهتر است گفته شود فضای کمامنیتی ایجاد شده در حوزه سیاست داخله، رضایت عمومی و اجتماعی مردم و مسئولان را به سمت خود جلب کند.
ب) تحلیل اوضاع اقتصادی:
1- ارزیابی عملکرد دولتهای نهم و دهم: نگاه پوپولیستی دولتهای نهم و دهم به مسائل کشور از جمله مسائل اقتصادی، و همچنین گسترش دیدگاه نفتی و رانتی به جای گسترش دیدگاه دانشبنیان بر فضای کسب و کار اقتصاد کلان کشور سبب گسترش فساد و ظهور سرمایهگذاران رانتی در کشور شد. گسترش حجم نقدینگی برای کسب درآمد توسط دولت با هدف پرداخت مطالبات مردم در قالب یارانه نیز، سبب گسترش بیانضباطی پولی و مالی و رشد سرسامآور نرخ تورم در کشور شد. همچنین رشد بیکاری و عدم رونق اقتصادی در کنار رشد 45 درصدی تورم، رکود تورمی را بر اقتصاد کشور حاکم کرد.
2- ارزیابی عملکرد دولت یازدهم: دولت تدبیر و امید توانست از طریق انضباط پولی و کنترل مسکن مهر، نرخ رشد تورم را از 45 درصد در زمان تحویلگیری امور تاکنون به حدود 33 درصد کاهش دهد. همچنین، دولت روحانی کوشیده است با درپیشگیری سیاست "انسان سالم ـ محور توسعه پایدار"، هزینههای درمان شهروندان ایرانی را به نسبت 10 درصد پرداخت توسط مردم و 90 درصد پرداخت توسط دولت، تعدیل کند. هرچند به سیاست توزیع سبد کالا توسط دولت تدبیر و امید نقدهای جدی وارد است و نتوانسته آثار تحریمهای بینالمللی بر فضای کسب و کار کشور را کنترل و مهار کند!
پ) تحلیل و اوضاع فرهنگی و اجتماعی:
1- ارزیابی عملکرد دولتهای نهم و دهم: نگاه امنیتی دولتهای نهم و دهم به عرصه فرهنگ و هنر، عرصه را برای فعالیتهای فرهنگی ـ اجتماعی احزاب، NGOها و اصناف و به ویژه شوراهای دولتی همانند شورای انرژی ـ پول و اعتبار و غیره بسیار دلتنگ و تاریک کرد. تعطیلی خانه احزاب، تعطیلی خانه سینما و فشار بر NGOها و نسبت دادن فعالیتهای خیرخواهانه آنها NGO(ها) به جاهایی چون سوروس و مخمل و اینگونه واژهها، تنها فرازهایی از اقدامات ضد امنیتی دولت احمدینژاد بود که فرهنگ را در ایران در دوران هشت سال زمامداریاش به رکود و گاهی تعطیلی کشاند.
2- ارزیابی عملکرد دولت یازدهم: اگرچه اغلب، تصور بر آن است که مرکز ثقل هجمه دلواپسان به دولت تدبیر و امید، سیاست خارجه و مذاکرات هستهای است اما حوزه فرهنگ، رویکرد دیگری است که مخالفان دولت روحانی، آن را هدف قرار دادهاند، باز شدن فضا برای NGOها و اصناف و همچنین در پیشگیری سیاست آزادسازی فیلترینگ توسط وزارت فرهنگ دولت تدبیر و امید، بسیار مورد توجه و تایید مردم به ویژه قشر فرهیخته جامعه است.
چ) تحلیل اوضاع علم و فناوری:
1- ارزیابی عملکرد دولتهای نهم و دهم: در طبیعت، وقتی نهال هلو یا گردو کاشته میشود، دست کم پنج یا پانزده سال بعد بار میدهد. علم و فرهنگ دیررسترین میوه درخت آفرینشاند. یکی از نقدهای بسیار اساسی که بر دولتهای نهم و دهم وارد است آن است که؛ به درو کردن کاشته دولتهای پیش از خود در حوزه علم و فناوری افتخار میکردند و این فخر را در قالب گزارشها یا اخبار اغواگرایانه و از طریق رسانهها به طور بسیار گستردهای به مردم میفروختند. رشد نرخ تولید علم در قالب چاپ مقاله در ژورنالهای IIS، که هیچگاه مبین شاخصهای توسعه علم در یک جامعه نیست کانون توجه دولتهای نهم و دهم بود. تولید علمی که رابطه معنیداری با فناوری، صنعت، ثروتآفرینی و صد البته با نان و معیشت مردم نداشت. بلکه در هیئت ممیزی دانشگاههای کشور، در قالب مدل رشدی ایستا برای افرادی عمل میکرد که از استادیاری به دانشیاری و سپس استادی ارتقاء مییافتند.
خروج بسیاری از مغزهای کشور (Brain Drain) در سالهای 1384 تا 1392 از کشور، ستارهدار کردن دانشجویان زبده، بازنشستگی اجباری اساتید، جذب دانشجویان ضعیف در مقاطع تحصیلات تکمیلی و فرستادن دانشجویان زبده به دیوان عدالت اداری، جذب هیئت علمیهای ضعیف، جذب غیر قانونی 3000 دانشجوی دکترا در قالب تبدیل بورس خارج به داخل، تولید حدود 4000 دانشآموختهی بیکار در مقطع دکترا، برگزاری جشنوارههای بینالمللی و اهدای جوایز به طرحهای از پیش تعیین شده، معرفی اساتید و دانشجویان دستآموز برای دریافت نشان چهره ماندگار و دانشجوی نمونه به اجتماعات شبه علمی، تنها فرازهایی از ضعف عملکرد دولتهای نهم و دهم در دستگاه توسعه علم بود.
2- ارزیابی عملکرد دولت یازدهم: دستگاه تولید علم در دولت تدبیر و امید تا این لحظه (24 خرداد 1393)، کارنامهای قابل قبول و بسیار متفاوتی در مقایسه با عملکرد ضعیف دولتهای نهم و دهم از خود ارائه نداده است بلکه اغلب با گماردن مدیران جدید بر کرسیهای مدیریتی وزارت علوم خواسته است ضعف عملکرد گذشته را در قالب تفسیر عملکرد ضعیف یا نداشته دولتهای نهم و دهم، جبران نماید!