تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۶۸۷۸۵

سرزمین فراموش‌شده‌ای به نام لیبی


قاسم غفوری

در سال 2011 با آغاز قیام‌های مردمی در کشورهای عربی شمال آفریقا و غرب آسیا(خاورمیانه)، لیبی نیز شاهد تحولات گسترده‌ای برای سرنگونی چهار دهه حاکمیت معمر قذافی بود. تحولاتی که یک وجه تفاوت با تحولات سایر کشورها داشت و آن دخالت‌های گسترده کشورهای غربی و ناتو با ادعای حمایت از مردم بود که جنگی تمام‌عیار را در لیبی به‌پا کرد که آثار ویرانی‌های آن همچنان باقی است. از آن زمان هر چند دولت‌های متعددی در لیبی به قدرت رسیدند و حتی ساختار قبیله‌ای این کشور را به چهار منطقه تقسیم کردند؛ اما ناامنی و بحران همچنان در آن ادامه یافت.

با برگزاری انتخابات بیست‌وپنجم ژوئن 2014 برای تشکیل پارلمان و دولت جدید و تدوین قوانینی کارآمد برای خروج لیبی از بحران تا حدودی امیدها در این کشور زنده شد؛ اما دیری نپایید که این امیدها به یأس گرایید.

بررسی تحولات هفته‌های اخیر لیبی نشان می‌دهد که این کشور درگیر جنگی درونی و ناتمام شده که چند دسته از بازیگران را در آن می‌توان مشاهده کرد. بر‌اساس این گزارش بیشتر درگیری‌ها در جنوب طرابلس رخ می‌دهد، به طوری که طرفین درگیر در فرودگاه بین‌المللی این شهر که گردان‌های الزنتان و الجیوب بر آن سیطره دارند، موشک و خمپاره به سمت یکدیگر پرتاب می‌کنند.

بسیاری از کشورهای غربی و اروپایی معتقدند که دولت لیبی در آستانه سقوط قرار دارد و به همین دلیل در‌پی تشدید بحران در این کشور، سفارتخانه‌های خود را در طرابلس تعطیل و کارکنان خود را خارج کرده‌اند. بنا‌بر اعلام مقامات تونس، چندین هزار نفر از مردم لیبی هر روز با عبور از مرز وارد تونس می‌شوند، شمار زیادی از این افراد کسانی هستند که از درگیری‌های پایتخت فرار می‌کنند.

بخشی از معادله ناآرامی‌های لیبی شامل ارتش، دولت و پارلمان لیبی است که به دلیل شکننده بودن ساختار سیاسی و امنیتی عملاً توان اجرای امور را ندارند. محور اقدامات این گروه را کمک گرفتن از نیروهای مردمی تشکیل می‌دهد. شرایط چنان بحرانی گردیده که «عبدالمنعم الیسیر»، رئیس کمیته امنیت ملی در پارلمان لیبی با هشدار درباره اینکه این کشور در معرض فاجعه‌ای به مراتب بزرگ‌تر از سوریه است، گفت: لیبی به انتفاضه مردمی برای نجات از نقشه‌های القاعده نیاز دارد. در این میان جنبش تمرد در بیانیه خود بر پایبندی به وحدت ملی در لیبی تأکید کرد و گفت تنها پارلمان منتخب لیبی است که مشروعیت دارد و این نهاد است که به گروه‌های وابسته به ارتش مشروعیت می‌دهد و تشکیلات مسلحانه گروه‌های غیرقانونی هستند.

دسته دیگر را گروه‌های موسوم به ژنرال حفتر تشکیل می‌دهند. گروهی که ادعای تلاش برای بازگرداندن کرامت به لیبی را سر می‌دهند و در ماه‌های اخیر حملات گسترده‌ای را به دولت مرکزی داشته‌اند. محور اقدامات آنها را نیز مبارزه با اخوان لیبی و مهره‌های طرفدار قطر و ترکیه تشکیل می‌دهد.

ضلع سوم شامل گروه‌های جدیدی است که به نوعی به دنبال تکرار سناریوی داعش در عراق هستند که با محوریت تشکیل به اصطلاح امارت اسلامی صورت می‌گیرد. شبه‌نظامیان موسوم به انصار الشریعه بنغازی دومین شهر مهم و راهبردی لیبی پس از طرابلس را به طور کامل به کنترل خود درآوردند. عملیات شبه‌نظامیان در بنغازی ضربه بزرگی به عملیات کرامتی بود که نیروهای تشکیلات موسوم به ارتش ملی لیبی به فرماندهی خلیفه حفتر علیه آنچه مبارزه با تروریسم خوانده شده بود به راه انداخته بودند. محمد الزهاوی مسئول امور دینی انصار الشریعه به رادیو توحید وابسته به این گروه در بنغازی گفت: بنغازی از این پس امارت اسلامی است.

در کنار سه ضلع اصلی این معادلات روحیه قبیله‌گرایی در میان مردم مناطق مختلف لیبی و نیز سوءاستفاده گروه‌های مسلح از شرایط نابسامان مذکور ابعاد گسترده‌تری به این بحران داده است. مجموع این شرایط این سوال را مطرح می‌سازد که چرا لیبی پس از سه سال از سرنگونی قذافی روی آرامش ندیده و ریشه بحران‌های اخیر چیست؟ هر چند که ساختار قبیله‌ای و البته وسعت گسترده لیبی تمایلات جدایی‌طلبانه را تشدید کرده و نیز عدم وجود دولت مرکزی مقتدر، از مولفه‌های مهم تأثیرگذار در بحران لیبی است، اما مولفه‌های دیگری نیز این روند را تشدید کرده است.

بسیاری بر این عقیده‌اند که تحولات سوریه تأثیر بسیاری بر تحولات کنونی لیبی داشته است. زمانی کشورهای غربی و عربی برای نابودی سوریه، گروه‌های شبه‌نظامی را به سوریه اعزام کردند که کشورهایی مانند لیبی و تونس سهم عمده‌ای در این عرصه داشتند. آنها با وعده تأسیس حکومت راهی سوریه شدند، در حالی که پس از سه سال مقاومت سوری‌ها این رویا به کابوسی مرگبار مبدل شد. این شکست بازگشت شبه‌نظامیان به سرزمین‌های خود را به همراه داشت تا رویای خود را در سرزمین‌شان پیگیری کنند. تشدید فعالیت این گروه‌ها در تونس و لیبی و سراسر مغرب عربی نمودی از این مسئله است.

حلقه تکمیلی این روند را رقابت‌های شدید میان کشورهای عربی با محوریت قطر، امارات و عربستان در کنار دولت‌های غربی به‌ویژه آمریکا، انگلیس، فرانسه، ایتالیا و آلمان تشکیل می‌دهد که برای منافع بیشتر رقابتی سخت را در لیبی آغاز کرده‌اند،هر کدام از این کشورها از گروهی خاص حمایت می‌کنند که نتیجه آن گسترش بحران در این کشور است.

به هر تقدیر آنچه در لیبی در حال روی دادن است، مجموعه‌ای از چالش‌های داخلی با چاشنی دخالت‌های خارجی است که روزهای سیاهی را برای این کشور رقم زده است. در این میان معطوف بودن توجهات جهانی به مسئله فلسطین، سوریه و عراق، موجب شده تا از یک سو جامعه جهانی از سرنوشت لیبی غافل شود و از سوی دیگر زمینه‌ساز فعالیت آزادانه گروه‌های تروریستی و جدایی‌طلب شده که نتیجه آن کشتار‌های خونین و قرار گرفتن سرنوشتی نامعلوم پیش روی این سرزمین است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات