* انگار قرار نیست پوتین در کاخ کرملین آرامش را تجربه کند.
بههرحال روسیه در نظام بینالملل جایگاه مهمی دارد و این طبیعی است که رییسجمهورش به چالش و تنش عادت داشته باشد. ولادیمیر پوتین با علم بر این شرایط پس از چهارسال نخستوزیری دوباره رییسجمهور شد، آن هم رییسجمهور «روسیه»ای که در بیشتر تحرکات دنیا بهنوعی در متن قرار دارد.
* با این حال اتحادیه اروپا بازهم نتوانست تحریم یا تحریمهایی به روسیه تحمیل کند.
بعد از نشست پوتین با سران غرب، این امیدواری به وجود آمده بود که کییف و مسکو خط اختلافاتشان را پایان دهند که البته عملی نشد تا همچنان شاهد فضایی مملو از چالش بین روسیه و اوکراین باشیم. اما با وجود این، بازهم اتحادیه اروپا نتوانست درباره تحدید روسیه به تصمیم برسد، بههرحال اروپاییها ترجیحشان این است که به بحث تحریم ورود نکنند. همچنین باید به این نکته هم اشاره کرد که درباره ورود به تحریمها در میان کشورهای اروپایی، هم نگاه مشترکی وجود ندارد و هم پیامدهای منفی برای کل اتحادیه و تکتک کشورها و به ویژه کشورهایی که ارتباط اقتصادی بیشتری با روسیه دارند، به وجود میآورد و دقیقا به همین دلیل است که غرب ترجیح میدهد این موضوع را در دستور کار قرار ندهد.
* جیهشت مدتی است که به جیهفت تبدیل شده است. ورود دوباره روسیه به این گروه احتمالی محتمل است یا محال؟
روسیه از جیهشت کنار گذاشته شده است چون مسکو نتوانسته مسایل بین روسیه و اوکراین و روسیه و غرب برسر اوکراین را حلوفصل کند. در حال حاضر هم چشمانداز روشنی برای حلوفصل این موضوعات وجود ندارد و امکان اینکه بهسادگی بحران اوکراین به یک سرانجامی برسد، امری تقریبا محال بهشمار میرود. درواقع باید گفت رسیدن به این موقعیت (پایان اختلافات روسیه و اوکراین) بسیار دشوار است و فکر نمیکنم در کوتاهمدت امکان بازگشت روسیه به جیهشت وجود داشته باشد.
* سوال مشخص این است که در چنین شرایطی کدام طرف بیشتر متضرر میشود، روسیه یا اتحادیه اروپا؟
در موضوع حذف روسیه از گروه جیهشت، ضرر یک طرف یا چند طرف خیلی جای بحث ندارد. اولا بین روسیه و کشورهای جهان است و موضوع فقط به اروپا بسط نمییابد. جیهشت یک باشگاه گفتوگو است؛ یک مرکز مدیریت چندجانبه است که مسایل حاد سیاسی در دستور کارش قرار میگیرد و درباره آنان مشورت میشود. درواقع جیهشت یک نهاد دایمی است و مجموعهای نیست که قدرت اجرایی داشته باشد و فعالیتش فقط در حد صدور بیانیه است.
* اینکه رهبران اروپایی تاکید میکنند خواهان حضور مسکو هستند، نشاندهنده اهمیت این موضوع است.
بله، بههرحال نکته اینجاست که موضوع بازگشت روسیه به جیهشت فراتر از آرزوها و امیدهاست. آنچه بین روسیه و غرب اتفاق افتاده، در 25سال گذشته بیسابقه بوده و مسایل اکنون بهگونهای است که شاید بشود بحران اوکراین را یکی از پرچالشترین بحرانهای بینالمللی در سه دهه اخیر دانست. پس موضوع این نیست که بشود به سادگی با آرزوی رهبران اروپایی امیدی به حل این بحران داشت. به نظر من، نمیتوان بهسادگی شرطها و شروطی که در جیهشت در مورد اخراج روسیه مطرح شده را رفع کرد.
* پس از انتخابات اوکراین، ولادیمیر پوتین حرفی از گفتوگو با رییسجمهوری جدید به میان نیاورد و فقط انتخابات را به رسمیت شناخت. سوال این است که کرملین در نهایت چه موضعی درباره «پترو پوروشنکو» خواهد داشت؟
خب! در دیدار کوتاه و غیررسمیای که بین پوتین و پوروشنکو برگزار شد؛ توافقی صورت نگرفت و طرفین تنها به گپوگفت پرداختند و موضوعات اصلی همچنان بدون نتیجه باقی ماند. موضوعاتی مانند اینکه دولت اوکراین با جداییطلبان مذاکره و آشتی کند یا با رهبران روسیه به توافق نهایی برسد، موضوعاتی نیست که به راحتی بتوان بر سر آن به توافق رسید.
* در این مذاکرات کدام طرف مجبور به نرمش بیشتری میشود، رهبران کاخ کرملین یا دولت جدید اوکراین؟
مساله این است که اکنون توپ در زمین دولت کییف و اوکراین است که در معرض جنگ داخلی و تجزیه قرار دارد. پس به نظر میرسد دولت اوکراین باید با سعه صدر بیشتری با مخالفان دولت رودررو شود تا بتواند برنامه کاری مناسبی را برای حل و فصل موضوع مناطق جنوبشرقی در نظر بگیرد. طبیعتا اگر این اتفاق نیفتد، در واقع موضوع بحران اوکراین در داخل صرفا از طریق نظامی باید حل شود و دولت اوکراین نمیتواند مطمئن باشد که از این طریق میتواند مهر پایانی بر بحران بزند چراکه مخالفان در مناطق بسیاری پراکنده هستند و از پشتیبانی روسیه نیز برخوردارند. بنابراین امکان اینکه ارتش اوکراین بهراحتی بتواند آنان را سرکوب کند، وجود ندارد و حتی اگر بتواند آنان را از مواضعشان بیرون کند، هر لحظه ممکن است آنان در مناطق دیگری درگیریهای جدیدی را آغاز کنند و کییف را با چالش مواجه کنند. پس از هر طرف که نگاه کنیم، مشخص است دولت اوکراین باید ابتکار عمل را در دست بگیرد.
* رییسجمهوری اوکراین بارها گفته است که کییف از کریمه دست نمیکشد، واکنش پوتین نسبت به این موضع نسبتا قاطع چیست؟
دولت اوکراین نه رفراندوم در کریمه را قبول دارد و نه نتایج همهپرسی در مناطق دیگر را. طبیعتا دولت مسکو نیز از این مساله کوتاه نخواهد آمد و از این مناطق دست نمیکشد. پس توافق نهایی بین این دو دولت هرچه هست باید منهای کریمه باشد، چراکه مسکو به راحتی و یکبار دیگر این منطقه را معاوضه نمیکند. کرملین همچنان معتقد است کریمه جزیی از روسیه بوده و بر اساس یک تصمیم داخلی شورای اتحاد جماهیر شوروی به اوکراین پیوسته است و الان هم بنا به خواسته مردم این مساله برگشتناپذیر است. پس اصلا نمیتوان گفت که روسیه یکبار دیگر کریمه را به اوکراین واگذار میکند.
* چه چشماندازی را میتوان درباره بحران اوکراین تصور کرد؟
چشمانداز بحران اوکراین از نظر من تداوم و تعلیق شرایطی است که برای دههها ادامه دارد و بسیار سخت است که تصور کنیم امکان اینکه این بحران چه مسایل مربوط به کریمه، چه باقی موارد در مناطق جنوبشرقی، چه موارد مربوط به اوکراین و اتحادیه اروپا، گسترش ناتو و رقابتهای ژئوپلیتیک روسیه و غرب در منطقه اروپایی شرقی بهراحتی حل شود. این مسایل چند قرن ادامه پیدا کرده و هر زمان که توافقی صورت گرفته این توافق موقت بوده و اختلافات از سر گرفته شده است.
* یعنی پایان بحران فرضِ محال است؟
دقیقا. امکان اینکه به یک راهحل جامع برسند، بسیار دشوار و غیرممکن است. با این حال این به آن معنا نیست که واقعا هیچ راهحلی وجود ندارد، راهحلهایی وجود دارد، اما بعید میدانم طرفین از مواضعشان کوتاه بیایند؛ مواضعی که کاملا متعارف است.