نویسنده: وحید رضایی
سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان تنها متولی قانونی پخش برنامههای رادیویی و تلویزیونی در جمهوری اسلامی ایران است که در میدانی بی رقیب، تولید صدا و تصویر و ارائه آن به مخاطبان را بر عهده دارد. براساس قانون اساسی ایران، مقام معظم رهبری، رئیس صداوسیما را انتخاب میکند و تاکنون انتخاب روسای صداوسیما پنج ساله بوده که هر کدام یک دوره دیگر هم تمدید شده است. بدین ترتیب صداوسیما در بین سازمانهای مختلف در ایران یکی از با ثبات ترین سازمانها محسوب میشود. اصل 175 قانون اساسی ایران به سازمان صداوسیما اختصاص یافته است. در این اصل آمده است: «در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تأمین گردد. نصب و عزل رییس سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با مقام رهبری است و شورایی مرکب از نمایندگان رییس جمهور و رییس قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی (هر کدام دو نفر) بر این سازمان نظارت خواهند داشت. خط مشی و ترتیب اداره سازمان و نظارت بر آن را قانون معین میکند.»
اساسنامه سازمان صداوسیما در 27 مهر 1362 به تصویب مجلس رسید. یکی از مقررات این اساسنامه ماده 7 آن است که این سازمان را رادیو و تلویزیون انحصاری ایران ساخته است: «تاسیس فرستنده و پخش برنامههای رادیویی و تلویزیونی در هر نقطه کشور در انحصار این سازمان بوده و چنانچه اشخاص حقیقی یا حقوقی اقدام به تاسیس یا بهرهبرداری از چنین رسانههایی کنند از ادامه کار آنان جلوگیری بعمل آمده و تحت تعقیب قانونی قرار خواهند گرفت.»
ذکر این اصل، مهمترین انتقادی است که منتقدان عملکرد صداوسیما به آن وارد میدانند و خواستار رفع این محدودیت به منظور ایجاد شبکههای رادیویی و تلویزیونی خصوصی در کشور با هدف شکستن انحصار رسانهای صداوسیما هستند. از سوی دیگر پاسخگو نبودن صداوسیما در برابر قانون موجب شده تا انتقادهایی که به عملکرد صداوسیما وارد میشد به نتیجه نرسد و صدای هیچ منتقدی از صداوسیما، در این رسانه مطرح نشود. البته این مشکل به اساسنامه سازمان صداوسیما بر میگردد که مجلس ششم در همین زمینه برای تغییر اساسنامه صداوسیما تلاش کرد که البته این تلاش، تلاش ناموفقی بود. مصوبه مجلس ششم، صداوسیما را ملزم میکرد که در صورت توهین، افترا و پخش مطالب غیرواقع، پاسخ شخص ذینفع را پخش کند که این، مشابه قاعدهای است که در مطبوعات رعایت میشود. اما این قانون با مخالفت شورای نگهبان روبرو شد. یک دهه بعد، پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 و بویژه افتراها و تهمتهایی که به برخی مسوولان توسط یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری وارد شد، مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر آن داشت تا این تغییر را ایجاد کند و به همین منظور در 23 خرداد 1388 یک روز پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم، این تغییر در اساسنامه صداوسیما ایجاد شد و مراحلی نیز توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام برای شکایت از سازمان در صورت استنکاف از پخش جوابیه پیشبینی شد؛ هر چند که در عمل، تغییر چندانی در روند عملکرد صداوسیما ایجاد نشد.
صدا و سیما فراتر از یک سازمان رسانهای
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران تنها یک سازمان رسانهای نیست و تشکیلات متعددی هم زیر مجموعه آن محسوب میشوند. شرکت فیلمسازی سیما فیلم، شرکت تولیدی سیماچوب، انتشارات سروش و دانشگاه صداوسیما از جمله نهادهای زیرمجموعه صداوسیما محسوب میشوند. انتشارات سروش در سال 1354 تأسیس شده و نشریات سروش هفتگی، سروش کودکان، سروش نوجوان، سروش جوان و سروش بانوان را منتشر میکند. روزنامه جام جم ارگان رسمی صداوسیما محسوب میشود که بیش از یک دهه از انتشار آن میگذرد. واحد مرکزی خبر، خبرگزاری وابسته به صداوسیما است که وظیفه تأمین بخشهای خبری تمام شبکههای رادیویی و تلویزیونی استانی، سراسری و برون مرزی به جز شبکه خبر، شبکه العالم، شبکه الکوثر، شبکه سحر و پرس تی وی را برعهده دارد.
سیما فیلم، شرکت تهیهکننده فیلم وابسته به صداوسیماست که برخی سریالهای پرهزینه تلویزیون نیز در آن تولید میشود. سیما چوب، شرکت تولید کننده مبلمان است که وظیفه ساخت برخی قطعات دکور برنامهها را بر عهده داشته و محصولات خود را در بازار آزاد نیز به فروش میرساند. ایران سیما، آرشیو اینترنتی برنامههای تلویزیونی صداوسیماست و دانشگاه صداوسیما هم از طریق آزمون داخلی، آزمون سراسری و آزمون دانشگاه جامع در رشتههای مرتبط و مطلوب صداوسیما در تهران و قم دانشجو میپذیرد. شرکت سروش رسانه و شرکت فرهنگی هنری صبا هم از دیگر شرکتهای زیرمجموعه صداوسیما هستند که دومی، به تولید انواع برنامههای انیمیشن برای صداوسیما میپردازد. شرکت صوتی و تصویری سروش نیز به تهیه، پخش و فروش آلبومهای موسیقی و نسخههای خانگی مجموعهها و فیلمهای تولید شده در صداوسیما میپردازد. این شرکت در تهران و مراکز استانها دارای تعدادی شعبه فروش بوده و نمایندگی چند شرکت خارجی را نیز بر عهده دارد.
همچنین میتوان به مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما اشاره کرد که یکی از چند مرکز پژوهشی سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است و ساختمان آن در شهر قم قرار دارد. نخستین ساختار تشکیلاتی و شرح وظایف این مرکز در سال 1377 تصویب شد و در طول سالهای اخیر باتوجه به گسترش فعالیتها، مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفته است. اهداف سازمانی این مرکز عبارتند از: ساماندهی پژوهشهای اسلامی مورد نیاز صداوسیما؛ تأمین مطلوب نیازهای پژوهشی برنامههای رسانه ملی با مضامین معارف اسلامی؛ اعتلای محتوای برنامههای اسلامی رسانه ملی. این مرکز از معاونتها و اداره کلهایی در همین راستا تشکیل شده است. این مرکز دارای دو اداره کل به نامهای اداره کل پژوهش و اداره کل خدمات رسانهای است.
فعالیتهایی فراتر از مرزها
فعالیتهای صداوسیما به مرزهای ایران محدود نیست و در کشورهای مختلف جهان دارای تشکیلات است؛ ضمن اینکه در سالهای اخیر، برنامههای صداوسیما به زبانهای مختلف و در قالب شبکههای ماهوارهای مختلف در سراسر جهان، گسترش یافته است. سازمان صداوسیما در لندن، پاریس، برلین، مسکو، آنکارا، سارایوو، بیروت، باکو، دوشنبه، دمشق، نیویورک، کوالالامپور، پرتوریا، دهلی، کابل، اسلامآباد، پکن و بروکسل دارای دفتر نمایندگی است. سیمای جمهوری اسلامی ایران دارای 22 شبکه ملی، 10 شبکه بینالمللی و 34 شبکه محلی است. شبکههای جام جم 1، 2 و 3 که همگی زیرمجموعه این سازمان هستند برای ایرانیان مقیم اروپا، آمریکا، آسیا و اقیانوسیه برنامه پخش میکنند.
شبکههای خبری عربی زبان العالم و شبکه عربی الکوثر و شبکه خبری انگلیسی زبان پرس تیوی و شبکه اسپانیایی زبان هیسپان تی وی از دیگر شبکههای تلویزیونی سازمان صداوسیمای ایران هستند که در سطح جهانی برنامه پخش میکنند. همچنین شبکههای سحر 1 و 2، روزانه سی و هشت ساعت برنامه برون مرزی به شش زبان اردو، انگلیسی، بوسنیایی، ترکی آذربایجانی، فرانسه و کردی پخش میکند. صداوسیما همچنین شش ایستگاه رادیویی برونمرزی به بیست و پنج زبان گوناگون را اداره میکند که زبانهایی همچون عربی، چینی، بنگلا، ملایو، ژاپنی، اردو، پشتو، کردی سورانی،دری، کردی کرمانجی، ارمنی، روسی، آلمانی، ایتالیایی، آلبانیایی، بوسنیایی، اسپانیایی و... را در بر میگیرد. پخش دیجیتال شبکههای رادیویی و تلویزیونی صداوسیما با استاندارد DVB-T از آبان ماه سال 1388 از شهر تهران آغاز شد و به مرور زمان در تمامی کشور راهاندازی شد.
صدا و سیما، یک سازمان زیان ده
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با دهها هزار کارمند رسمی و قراردادی، سازمانی عریض و طویل با تشکیلات گسترده است که منابع مالی فراوانی دارد؛ اما همچنان یکی از بزرگترین سازمانهای زیان ده در کشور محسوب میشود. نیمی از کل هزینه سالانه سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هر سال در قانون بودجه مشخص میشود و نیمی دیگر از راههایی دیگر تامین میشود. فروش زمان پخش رادیو و تلویزیونی به تبلیغات بازرگانی، دریافت هزینه آبونمان از تمام مشترکان برق در ایران، دریافت مبلغی با عنوان عوارض توسعه شبکه صداوسیما از فروش هر دستگاه تلویزیون، درآمد حاصل از انتشارات سروش، درآمد حاصل از انتشار مجلات، درآمد حاصل از روزنامه جام جم، درآمد حاصل از شرکت صنعتی سیما چوب، درآمد حاصل از شرکت صوتی و تصویری سروش و درآمد حاصل از شرکت سروش رسانه، از جمله مهمترین منابع درآمدی سازمان صداوسیما محسوب میشود.
درآمد صداوسیما در حوزه جذب آگهی و تبلیغات بازرگانی هم در سالهای اخیر به شدت افزایش یافته؛ چرا که طی سالهای اخیر نه تنها در ساعات پیش و پس از برنامههای پربیننده، تبلیغات تلویزیونی پخش میشود، بلکه در بین برنامهها هم شاهد پخش تبلیغات به صورت تصویری با قطع برنامهها و همچنین زیرنویس هستیم و علاوه بر آن آنتن فروشی هم رونق گرفته بطوریکه هر فردی با مبلغی پول میتواند برای خود برنامهای اختصاصی در حوزه تبلیغ عملکرد خود و شرکت تحت نظر خود ترتیب دهد یا در برنامهای پربیننده، کالای خود را تبلیغ کند؛
امری که در شبکههای خصوصی تلویزیون دنیا نیز با محدودیتهایی مواجه است اما در تنها رسانه ملی تصویری در ایران، هیچ محدودیتی برای پخش تبلیغات به هر شیوهای وجود ندارد و صداوسیما را از لحاظ گستردگی پخش آگهیها و نوع آن – همچون آگهی کرم حلزون و تن تاک و ... – به شعبهای مشابه شبکههای دست چندم ماهوارهای فارسی زبان تبدیل کرده است. اما نکته عجیب این است که علیرغم درآمدزایی گسترده صداوسیما از راههای فوق، حضور سازمان صداوسیما در میان 9 شرکت زیانده دولتی بر اساس آنچه در قانون بودجه 93 آمده در نگاه اول شگفت انگیز به نظر میرسد. چون بودجه نزدیک به هزار میلیارد تومانی و درآمد آگهیها این انتظار را ایجاد میکند که از عهده تامین هزینههای خود برآیند.
پایگاه خبری عصرایران هفته گذشته در همین زمینه نوشت: «فارغ از تورم شدید نیرو که بعضا تنها حقوق و مزایا دریافت میکنند و خروجی رسانهای ندارند دلیل دیگر کماقبالی به این رسانه را که موجب زیان دهی آن هم شده را میتوان در نوع سیاست گذاریها و هزینه تراشیها و تصور نیاز به رشد کمّی به جای توجه کیفی دانست که رسانه رسمی را اگر چه به یک غول رسانهای با دهها شبکه بدل کرده اما از قدرت خلاقیت و تحرک آن به شدت کاسته است. غولی که قرار بود دست به کارهای بزرگ بزند اکنون چنان فربه شده که از بازدهی آن روز به روز کاسته میشود و قادر به رقابت با رسانههای کوچک ولی چابک و پویا نیست ولی باز طلب بودجه میکند حال آن که مشکل این غول با بلعیدن پول بیشتر حل نمیشود و مشکل جای دیگری است.
وضعیت صداوسیما، در میان شبکههای ماهوارهای و فضای مجازی، مانند فرستادن مشتزنی متوسط در برابر بوکسورهایی حرفهای بر روی رینگ است؛ آنهم در حالی که یک دست آن مشتزن را بسته باشیم! حدس میزنید احتمالِ پیروزیاش چقدر باشد؟! صداوسیما برخی کاستیهای آشکار دارد که اگر هر چه زودتر نسبت به برطرف کردن آنها اقدام نکند، اندک فضای امن باقیمانده را هم واگذار خواهد کرد. اگر تا چند وقت دیگر شبکههای فارسیزبانِ خارج از ایران و یا حتی شبکههای غیرفارسیزبان بدون بشقابهایی که بر روی بامها نصب میشوند قابل دسترسی باشند، یعنی با آمدنِ نسل جدیدی از تلویزیونها و ماهوارهها، وضعیتِ تلویزیون ملی ما چگونه خواهد بود؟! این رسانه عظیم خود را از همکاری با فیلمسازان برجسته کشور محروم کرده است. در حالی که نمیتوان با کارگردانانِ تازهکار به جنگ بزرگان صنعت تفریحسازیِ جهان رفت.
از سوی دیگر، این رسانه با بیتوجهی کامل به نیمهای از تاریخ ایران ــ که اتفاقاً به خاطر کهن بودن و اسطورگیِ بخشی از آن، درونمایههای پررنگ و لعاب و جذابیتهای تصویری بسیاری دارد ــ در عمل نیمی از توانمندیهای ملی خود را هم از دست داده است. واقعاً قابل درک نیست که چرا تصمیمگیران این رسانه به جای آن که سرمایههای محدودشان را صرف گسترش شبکهها کنند ــ که به شدت به تکرار و ابتذال کشیده شدهاند ــ از نویسندگان و کارگردانان صاحبنام دعوت به همکاری نمیکنند تا آنها ــ با دستِ باز ــ با پرداختن به بخشهای متنوع تاریخ و فرهنگ ایرانی مجموعههایی بسازند که در ساعات پخشِ آنها ایرانیانی که رابطهای با رسانه داخلی ندارند، ماهوارههایشان را خاموش کنند و به دیدن این مجموعهها بپردازند؟ از ساختِ مجموعههای تاریخی درخشانی همچون «دلیران تنگستان» [در پیش از انقلاب] و «هزاردستان»، «سربداران» و «میرزا کوچکخان» در سالهای پس از انقلاب که بگذریم، مجموعههای داستانی همچون «سلطان و شبان»، «گرگها» و «روزی، روزگاری» هم، که نیمنگاهی به تاریخ و فرهنگ کشورمان داشتند، دیگر به ندرت تولید میشوند.
این موضوع، دو آسیب دارد: نخست آنکه بخش بزرگی از مخاطبان رسانه ملی از دست میروند به طوری که دیگر اطلاق واژه ملی به این رسانه دشوار مینماید، و دیگر آن که خوانشِ کشورهای همسایه که دنبال مشروعیتی تاریخی میگردند دیر یا زود روی نگاه تاریخی و در نتیجه هویتی مخاطبانِ ایرانیشان تأثیر میگذارد. به عنوان مثال، چرا نباید مجموعهای تلویزیونی از داستانهای عاشقانه یا حماسی حکیم نظامی گنجوی یا درباره زندگیاش بسازیم؟ حال آن که اگر حرفهای ساخته شود بر روی مخاطبانش در جمهوری آذربایجان و حتی قفقاز نیز تأثیری نیکو خواهد گذاشت. روز به روز بازگرداندن این بخش بزرگ از ایرانیان به سوی تولید داخلی و تاریخ و فرهنگ ایران دشوارتر و دشوارتر میشود؛ و ضربه این بی توجهی به همه ما اسیب میرساند. نباید به اظهارنظرهای تندروانه در دو سو گوش داد و باید در کنشی ملی، هم به تاریخ سرزمینمان بنگریم و هم اندیشههای دینی اکثریت مردمانمان را مورد توجه قرار دهیم. فراموش نکنیم در رودررویی با جهانی که برآمده از فرهنگ یونانی است ایراندوستان و ایراندوستی میتوانند متحد راهبردی دیگر منتقدان وضعیتِ کنونی جهان به شمار آیند، حتا اگر نگاه مهربانانهای نسبت به تاریخ باستان این سرزمین وجود نداشته باشد.
دومین کاستی بزرگ تلویزیون ایران بیتوجهی آن به هنر است. درست است که لایههای نازکی از کوششهای هنری ایرانیان که بعضاً گرایشهای فکری خاصی دارند مورد توجه صداوسیماست، اما این رسانه سراسری نسبت به حضورِ پویای ایرانیان هنرمند در همه عرصهها تا آن اندازه بیتوجه است که گاه برنامههای نیمساعته یا یکساعته برخی شبکههای ماهوارهای فارسیزبان گوی سبقت را میربایند. کدام یک از انبوه برنامههای شبکههای گوناگون سیمای ایران نمای نزدیکی از نگارخانههای کشور، بهویژه تهران که اکثر هنرمندان کشور در آن حضور دارند، دارد و به نقد آثار ارایهشده میپردازد؟ موسیقیهای عامهپسند یا پاپ ایرانی ولو با مجوزهای رسمی منتشر شده باشند، در کجای این رسانه بزرگ جای دارند؟ هر چند به موسیقی سنتیمان هم، آنگونه که شایسته است، توجه نمیشود.
سومین کاستی بزرگ تلویزیون ایران پخش بیش از اندازه برنامههای استودیویی است که بسیاری از آنها شبیه هم هستند. حضور کارشناسان در حوزههای مختلف و ساخت برنامههای مناسب رادیو افزایش بسیار داشته است، در حالی که در انتخاب این افراد هم بسیار گزینشی عمل می شود. کوتاه این که از رسانه قدرتمندی همچون تلویزیون به بدترین شکل خود استفاده میکنیم و اینگونه است که صداوسیما، طبق قانون بودجه 93 و در جدول اعتبارات بودجهای، در کنار هشت شرکت دیگر در فهرست شرکتهای زیانده دولتی قرار میگیرد.»
صدا و سیما؛ 35 سال، 5 رییس
رئیس کنونی سازمان صداوسیما عزتالله ضرغامی است که برای دو دوره پنج ساله ریاست این سازمان را بر عهده داشت و دوره او به زودی پایان مییابد. برخی شواهد حاکی از آن است که به زودی رییس صداوسیما انتخاب خواهد شد. ضرغامی به مدت 10 سال بر صندلی ریاست سازمانی تکیه زده که در طول 35 سال، 5 رییس را بر راس خود تجربه کرده بود و مشخصا در سی سال اخیر، هر 10 سال یک رییس بر راس صداوسیما قرار گرفته بود. نخستین رییس سازمان صداوسیما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، صادق قطبزاده بود که طی سالهای 1358 تا 1361 بر راس این سازمان تکیه زده بود. او که متولد 4 اسفند 1314 بود، در 24 شهریور 1361 در زندان اوین به اتهام توطئه علیه نظام جمهوری اسلامی اعدام شد. قطبزاده در تاریخ 17 فروردین 1361 به اتهام طرح کودتا برای براندازی جمهوری اسلامی بازداشت شد.
پس از اعدام قطب زاده، سید محمد موسوی خوئینیها به عنوان سرپرست صداوسیما انتخاب شد. او نماینده امام خمینی (ه) در شورای سرپرستی صداوسیما بود.
در سال 1363 محمد هاشمی که پیش از آن معاون نخست وزیر و سرپرست وزارت امور خارجه هم بود، به عنوان رییس سازمان صداوسیما انتخاب شد. هاشمی که در سال 1321 خورشیدی در رفسنجان زاده شد در دانشگاه برکلی کالیفرنیا تحصیل کرد و دارای فوق لیسانس مدیریت و دارای تحصیلات حوزوی است.او از سال 1363 تا 1373 رئیس سازمان صداوسیما بود که بیشتر متاثر از دوران جنگ تحمیلی بود و طبیعتا نمیشد در آن دوره از رییس سازمان انتظار چندانی داشت. اما پس از پایان جنگ تحمیلی و بازگشت نسبی ثبات سیاسی و اقتصادی به کشور، تلاشهایی برای رشد کمی و کیفی صداوسیما انجام شد که در آخرین سال ریاست محمد هاشمی در صداوسیما با تاسیس شبکه 3 در سال 1373 وارد فاز اجرایی شد. شبکهها و دفاتر استانی و برونمرزی بسیاری در دوران ریاست محمد هاشمی بنیان نهاده شد.ژ پس از محمد هاشمی، علی لاریجانی به عنوان رییس سازمان صداوسیما انتخاب شد. لاریجانی متولد 1336 در نجف و داماد مرتضی مطهری است.
وی دانشآموخته دانشگاه صنعتی شریف در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته کاربرد کامپیوتر در ریاضی و دانشآموخته در مقطع دکتری در رشته فلسفه غرب است. اتفاقا اولین سمت اجرایی علی لاریجانی، مدیریت کل برون مرزی و واحد مرکزی خبر صداوسیما بود. بین سال 1361 تا 1370، وی معاون وزارتخانههای کار و امور اجتماعی و پست و تلگراف و تلفن (وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات فعلی) و همچنین سپاه را بر عهده گرفت و سپس جانشین ستاد کل سپاه بود. در سال 1370 و در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و پس از استعفای سید محمد خاتمی از سمت وزارت ارشاد، لاریجانی در این سمت قرار گرفت و تا بهمن 1372 به عنوان وزیر در این وزارتخانه حضور داشت. در سال 1373 وی با حکم مقام معظم رهبری، ریاست سازمان صداوسیما را برعهده گرفت.
وی ده سال ریاست سازمان صداوسیما را به عهده داشت و در این مدت تغییرات بارزی در این سازمان بهوجود آورد. طی این دوران تعداد شبکههای تلویزیونی این سازمان از سه شبکه به 7 شبکه رسید. در پایان دوران ریاست او بر این سازمان، 7 شبکه تلویزیونی، 8 شبکه رادیویی ملّی و سراسری، 30 شبکه رادیویی استانی، 4 شبکه تلویزیونی استانی، و هفت شبکه جهانی توسط صداوسیما اداره میشد. علاوه بر این شبکهها، روزنامه جام جم و شرکت تولید فیلم سیما فیلم هم در دوران مدیریت وی توسط سازمان صداوسیما تأسیس شدند. اما عملکرد او هرچند از نظر کمی قابل توجه بود، اما از لحاظ جلب مخاطبان، بویژه در فضای سیاسی پس از دوم خرداد 76، نتوانست اقدام مثبتی انجام دهد و شکاف مخاطبان و نخبگان و فعالان سیاسی با صداوسیما در دوران ریاست علی لاریجانی بیشتر و بیشتر شد. منتقدان عملکرد لاریجانی در صداوسیما معتقدند که دولت خاتمی و مجلس ششم در تمام دوران خود نه تنها از رسانه ملی محروم بودند بلکه آنرا در مقابل خود میدیدند. عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی گفته بود:
«روزی آقای محمود احمدینژاد که شهردار تهران بودند پل عابر پیاده برقی میدان هفت تیر را افتتاح کردند که با حدود 40 میلیون تومان و در یک مدت زمان طولانی صورت گرفت که البته همین هم نیازمند انجام تحقیق و تفحص است و همان روز آقای دکتر عارف کارخانه توربینسازی نیروگاههای ما را در کرج با هزینهای بالغ بر 200 میلیارد تومان افتتاح کردند و ایران به جمع 10 کشور صاحب این فناوری پیوست. ولی صداوسیما از پل عابر پیاده 40 میلیون تومانی شهردار احمدی نژاد 15 دقیقه در 5 بخش خبری پخش کرد و پروژه 200 میلیارد تومانی را که معاون اول رئیس جمهوری افتتاح کرد در 45 ثانیه و در 4 بخش خبری پوشش داد... از این مصادیق بسیار است و به طور مثال در عسلویه 200 میلیارد دلار هزینه شد که تمام آن در دولت آقای خاتمی اتفاق افتاد ولی چه کسی از آن اطلاع دارد.»
در سال 1375 برنامه هویت از شبکه 1 سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد و در آن بسیاری از اندیشمندان مورد افترا قرار گرفتند و اعترافات تلویزیونی بسیاری از آنان در این برنامه پخش گردید. علی لاریجانی در پاسخ به انتقادات مطرح شده از این برنامه گفت: «اولاً بحثی که ما در این مجموعه مطرح کردیم بر اساس توهین و تهدید نیست. ثانیاً بسیاری از شخصیتهای مطرح شده افراد مذهبی و اندیشمند نیستند هرچند ممکن است به آن تظاهر کنند. ثالثاً در مورد اینکه میگویند چرا به این افراد مجال صحبت داده نمیشود باید گفت مگر اینها تاکنون مجال صحبت نداشتند..... یعنی این حضرات فکر میکنند ما اطلاع نداریم که از کدام سفارتخانه پول میگیرند که این مطالب را بنویسند.» (هفته نامه صیح،شماره 63)
این روند در صداوسیما پس از انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد 76 و انتخاب سید محمد خاتمی شدت گرفت و در حوادثی همچون قتلهای زنجیرهای و کوی دانشگاه و توقیف مطبوعات، عملکرد صداوسیما، منتقدان را به اعتراض واداشت. برنامه تلویزیونی چراغ در دوره لاریجانی، به شاخصی برای ضدیت صداوسیما در آن دوره با دولت خاتمی تبدیل شد و اعتراضهای فراوانی در بر داشت.
مجموعه این مسال و عملکرد صداوسیما موجب شد نمایندگان مجلس ششم که اکثریت آن را اصلاح طلبان تشکیل میدادند خواستار تحقیق و تفحص از صداوسیما شدند اما شورای نگهبان با این تفسیر که رهبر، فوق همه قواست و صداوسیما زیرمجموعه رهبری است مانع از تحقیق و تفحص مجلس شد. اما مقام معظم رهبری با تحقیق و تفحص از نهادهای زیرنظر خویش مخالفت نکردند و سرانجام مجلس در سه موضوع شامل: میزان ونحوه هزینه کردن درآمدهای اگهیها، خریدهای خارج از کشور و اهدای هدایا، تحقیق و تفحص کردند. هرچند که پرونده تخلفات صداو سیما در مجلس هفتم بدون پیگیری بسته شد. گزارش تحقیق و تفحص مجلس تنها از 5 حساب بانکی صداوسیما (از مجموع 200 حساب بانکی) حاکی از تخلفات مالی به ارزش 5250 میلیارد ریال در این سازمان بود. لاریجانی اما تحقیق و تفحص نمایندگان را «کشکی» خواند.( نامه 172 تن از نمایندگان مجلس درباره تحقیق و تفحص از صداوسیما - روزنامه همشهری، 24 اردیبهشت 1382) مرحوم علی کردان در آن زمان معاون مالی و اداری صداوسیما بود. لاریجانی در سال 83 جای خود را به عزت الله ضرغامی داد و برای انتخابات ریاست جمهوری سال 84 کاندیدا شد که البته موفقیتی در آن انتخابات کسب نکرد.
در سال 1383، نوبت به عزت الله ضرغامی رسید تا در راس سازمان صداوسیما قرار بگیرد. سید عزتالله ضرغامیزاده 1338، دزفول، از 3 خرداد 1383 این سمت را بر عهده دارد. وی فارغالتحصیل مقطع کارشناسی رشته مهندسی عمران از دانشگاه امیر کبیر و مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت است. حکم ریاست عزت الله ضرغامی در 16 آبان 1388 به مدت 5 سال از سوی مقام معظم رهبری تمدید شد. ضرغامی در دهه 60 با سپاه پاسداران و نیروی انتظامی همکاری داشت.
وی همچنین معاونت امور سینمایی وزارت ارشاد در دوران وزارت علی لاریجانی و مصطفی میرسلیم و معاونت صداوسیما در امور استانها و حقوقی و امور مجلس در دوران ریاست لاریجانی بر صداوسیما را برعهده داشت. دوران ضرغامی، صداوسیما پیشرفتهای دیگری را تجربه کرد و بویژه در حوزه کمی و در حوزه برون مرزی، رشد خوبی داشت؛ هرچند که شکافهای بین سیاسیون و نخبگان با صداوسیما در دوران ریاست ضرغامی هم ادامه یافت و انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 به این شکاف دامن زد.
هرچند دوره ریاست ضرغامی بر صداوسیما تا آبان ماه ادامه دارد، اما تجربه نشان داده در انتخاب روسای سازمان صداوسیما از سوی مقام معظم رهبری، ماهها چندان تاثیرگذار نیستند و دوره پنج ساله رییس جدید، میتواند در هفتههای آتی و از هر زمانی آغاز شود؛ فردی که هنوز کسی اطلاع ندارد چه کسی خواهد بود و با احتساب دوران سرپرستی محمد موسوی خوئینیها، ششمین رییس سازمان صداوسیما خواهد بود.