نویسنده: رسول جعفریان
بخش قابل توجهی از نیروهای سیاسی موجود در سعودی نه به لحاظ ایدئولوژیک و نه رفتار سیاسی با القاعده و داعش، موافقت اصولی ندارند. وجود این جریان نیرومند که مورد حمایت ملک عبدالله است، منهای مسائلی که در حوزه منافع مشترک سیاسی در منطقه وجود دارد، امکان بحث در باره مسائل مهم را فراهم میکند. اگر این پیش فرض درست باشد شاید بتوان (و احیانا باید) بدون حضور آمریکا دست کم بخشی از مشکلات را با همکاری سعودی حل و فصل کرد.
طی سالهایی که با فرهنگ مکتوب سعودی آشنایی دارم، و همزمان با توجه به تجربه ای که در سفرهای عمره و حج داشتهام این را میدانم که در سعودی عهد ملک عبدالله، همواره دو نیروی متخاصم وجود داشته که یکی جانبدار اصلاحات در وهابیت بوده و دیگری افراط در آن داشته است. جریان افراطی هم، دو بخش بوده و هست: جریانی که مدافع دولت سعودی است و آن را دولتی اسلامیدانسته و مدافع آن است، و جریانی جهادی که از سه دهه قبل هسته اصلیاش علیه دولت سعودی ریخته شد و البته این دولت با زیرکی آن را به جانب افغانستان سوق داد. با این حال جریان جهادی همچنان ضد سعودی است، هرچند گاه و بیگاه و در مواقع لزوم، بسا دولت سعودی از آن برای حفظ منافعش در جهان عرب و جز آن استفاده میکند.
با این حال، وهابیتِ اصلاحی متعلق به جریان ملک عبدالله، و نیز جریانی که دولت سعودی را مشروع میداند، در داخل سعودی منازعه سختی با یکدیگر دارند. آنچه علیه شیعه نوشته و اقدام میشود و بسیار بسیار زیاد است، محصول فعالیت جریان افراطی وهابی داخل سعودی و جهادیهاست. اما دولت (و همراهش بسیاری از روشنفکران این کشور و نیروهای اداری)، صرفنظر از آن که به الزامات یک دولت در صحنه بینالملل واقف است، طرفدار جریانهای افراطی نیست، هرچند به دلیل نفوذ شدید آنها در سعودی، به اجبار در مواقع مختلف با آنها همراهی دارد. علائق میان ملک عبدالله با برخی از جریانهای شیعی در قطیف مانند شیخ حسن صفار تأییدی بر این مسأله است.
اما آنچه که امروزه در میدان اتفاق افتاده، متعلق به جریان القاعده با شعب آن و جریان داعش با زیرمجموعههای آن، به صورت اصولی مورد تایید دولت سعودی نیست، گرچه شاید مثل همه دولتها از آن برای منافع خود در این گوشه و آن گوشه استفاده کند. قوانین اخیر سعودی در جلوگیری از الحاق شهروندانش به این گروهها شاهد این ماجراست. چنان که انفجارات اخیر در سعودی.
باید توجه داشت که ادعاهای القاعده برای داشتن یک دولت نامتمرکز و نیز سوابق جهادی و تکفیری آن علیه دولتهای به اصطلاح اسلامی، برای دولت سعودی قابل قبول نیست. اما به نظر میرسد مانند برخی از کشورهای دیگر حوزه خلیجفارس، توافقی پنهانی میان آنان و القاعده وجود دارد که عملیاتی در این کشورها صورت نگیرد. در این زمینه داعش با ادعاهای عجیبتر طبیعی است که مورد نظر سعودی نباشد.
اما اکنون که القاعده، به رغم آن که دشمنی مانند داعش پیدا کرده و بخشی از آن تحت تاثیر افکار روشنفکری است، همچنان با دولت سعودی زاویه جدی دارد. چنین زاویهای میان دولت سعودی و داعش به مراتب بیشتر و جدی تر است. هیچ شکی وجود ندارد که جریان تودهای داعش، افراطی ترین جریان جهادی است که تمام دولتهای اسلامیرا به خاطر قبول قوانین مدرن، کافر میداند. طبیعی است که چنین جریانی، دولت اصلاحی ملک عبدالله را نیز غیراسلامی بداند. حرکتهای انتحاری این روزهای اخیر که دولت سعودی اخبار آن را گزارش کرده، و شاید تعداد بیشتری گزارش نشده، نشان از آن دارد که خطر بیخ گوش سعودی است.
این تأکیدات برای آن است که گفته شود، دستکم جریان اصلی حاکم در دولت سعودی، رابطهای با داعش و گروههای مربوطه ندارد، و این امکان هست و باید در این زمینه، مشورتهایی با دولت یاد شده از طریق دولت ایران صورت گیرد.روشن است که اگر جدال صرفا شیعه وسنی شود، دولت سعودی به دلایل زیادی در کنار ایران نخواهد بود، اما اگر جریان تکفیری و اعتدال و اصلاح باشد، و در عین حال، روی منافع مشترک در کشورهای منطقه بحث شود، حتی امکان این هست که بدون حضور امریکا، مسائل فیما بین با نمایندگان ملتهای حاضر در منطقه حلوفصل گردد.
به هر روی، بی توجهی به حضور جریان اصلاحی در سعودی و تلاش برای نشان دادن این که دولت یاد شده پشت سر داعش قرار دارد، نه تنها واقعی نیست بلکه فاصله را بیشتر کرده و زمینه مداخله بیگانگان را در منطقه و به خصوص عراق فراهم خواهد کرد.
همین امروز کتابی را با عنوان «تکفیر الحکام و الدول» از خالد بن علی بن محمد العنبری که از اساتید سابق دانشگاههای بزرگ سعودی بوده دیدم که در سالجاری یعنی 2014 منتشر شده و به شدت بر ضدجریانهای تفکیری است.
این نشان میدهد که در سعودی، دست کم شمار زیادی از استادان و روشنفکران و مدیران با جریانهای افراطی و تکفیری میانه ای ندارند و درست به دلیل عدم همراهی دولت با افراطیهاست که یک روحانی افراطی مانند احمد الاسیر در روزهای اخیر، دست به نامه نگاری تند علیه سعودی زده و سعی دارد با جو سازی پای این دولت را به حمایت جدی از گ��وههای افراطی بکشاند.
طبعا تضمینی وجود ندارد که اگر تلاشی برای حلوفصل برخی از این قضایا با جریان اعتدالی در سعودی صورت نگیرد، این کشور که قوانین رسمی برای جلوگیری از رفتن شهروندانش به سوریه و عراق تصویب کرده، با فشار جریانهای افراطی، بیشتر در این حوزه وارد شده و کار دشوارتر شود.