مطهره شفیعی: بیمی ندارند اما در کلمه به کلمه یادداشتشان حسرت و افسوس هویداست، افسوس آن روزها که ندانسته مسیری را انتخاب کردند که پس از 8 سال نتیجهای جز سرافکندگی در مقابل ملت نداشت و افسوس از اینکه با ملت همراه نشدند تا امروز در فضایی تنفس کنند که سرشار از دوستی و اعتدال است. در این شرایط دو راه بیشتر پیش رو ندارند یکی توبهای است که مشخص است خوب بلد هستند و در این یادداشت به آیتا... هاشمیرفسنجانی توصیه کردهاند یا ادامه مسیر فعلی که نتیجهای جز بیزاری عمومی از آنها ندارد.
آیا این خردهپاهای عالم سیاست که بواسطه اطاعت اوامر در دولت گذشته توانستند پستهایی را در مقاطعی کوتاه کسب کنند، نمیدانند یا حداقل در کتب درسیشان نخواندهاند که رابطه میان امام خمینی (ره) با آیتا... هاشمیرفسنجانی چه رابطهای بوده است که امروز به خود اجازه تحریف تاریخ را میدهند؟ آیا بازنشر خاطرات سالهایی که دل امام (ره) ازتندروها خون بود، به قدری برایشان عذابآور است که بدان میتازند؟ رهایی از گذشته سخت است اما در این مسیر زمانی میتوانید عزت قلیل خود را حفظ کنید که از تخریب و هجمه به بزرگان دست بکشید.
آیا موافق هستید پرونده شما را بازخوانی کنیم و اجازه داریم، بنویسیم که در آخر این پرونده که سرشار از دستور برای هجمه به بزرگان و تخریب رقیب است، چه جریانی نهفته است؟ شما به دروغ، پروندهسازی میکنید و مطالب کذب خودتان را منتشر میکنید اما قول میدهیم که ما حقیقت درون این پرونده را بگوییم و بنویسیم. قول میدهیم بنویسیم که «م.ب» قبل از پیوستن به احمدینژاد دارای چه جایگاهی بود و پس از اطاعت و فرمانبرداری از شهردار وقتی که بعدا رئیسجمهور شد، به کجا رسید. عیب که نیست اگر منتشر شود چون چند برگ بیشتر نیست و این سابقه برای مخاطبان اصیل دارای جایگاهی نیست که بخواهند برایش وقت بگذارند. آقای« ب» ودوستان محترمشان یک نکته را به خوبی آموختهاند و آن، چنگ زدن به بزرگان برای دیده شدن است اما نمیدانند در همان زمانی که آنها مشغول بازیهایی خود هستند، بزرگان در دل میگویند «کاش زودتر بزرگ شوید.»
هراس از انتخابات 84 و 88 چرا؟
«وطن امروز» که نیمی از مخاطبان قلیل خود را پس از انتخابات و حماسه 24خرداد از دست داده است اکنون سعی دارد با هجمه به بزرگان باردیگر مخاطبانی جذب کند که البته این مخاطبان هم حتما از جنس خودشان هستند. این روزنامه در سرمقاله دیروز خود با انتشار تیتر گزارشها و خبرهای منتشره در سایت آیتا... هاشمی موضوعاتی را مطرح کرده که با خواندن آنها نه تنها نیاز به یادآوری گذشته نیست بلکه خنده را بر لب خوانندگان میآورد. مثلا در بخشی از این سرمقاله آمده که آیتا... هاشمی از ملت ونظام عصبانی است! «اگر مشکل وی تنها خلاصه در کینه از نامزد منتخب مردم در انتخابات 84 و 88 و رویه سیاسی متعاقب آن بوده، اکنون چرا هنوز به تقابل علنی مشغول است؟» این جمله نشان میدهد که اینها خود میدانند در دو انتخابات 84 و 88 چگونه با رقیب رفتار کردهاند که عذاب وجدان هنوز آزارشان میدهد.
بخش بعدی جالبتر است و اتهام بزرگی به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام زدهاند: «اصلا چرا هر جا منفعتی از دشمن زایل میشود، هاشمیرفسنجانی ناباورانه در کنار حامیان استکبار در میدان نبرد حاضر میشود؟! چرا هاشمی از تهران برای شبکههای ماهوارهای بهاییان و صهیونیستها دل میسوزاند و در این راه حتی آشکارا با مراجع عظام تقلید نیز به تقابل برمیخیزد؟!» مشخص نیست آنچه «وطن امروز» منتشر کرده قابلیت پیگیری حقوقی دارد یا خیر اما روا نیست جدیدالاسلامها چنین اتهاماتی را روانه بزرگانی کنند که اگر رشادتها و فداکاریهای آنها نبود بطورحتم امروز فرصت فعالیت آزاد نداشتند. باز هم یک اتهام دیگر:
«از آن مهمتر اینکه با وجود اسناد و مدارک غیرقابل انکار شاهد بر مدعای اشتراک فکری- گفتمانی هاشمی با مدیریت جریان فتنه برانداز انقلاب اسلامی، نظام هرگز وارد فاز تقابل با وی نشد. حتی با وجود اصرارش بر جای دادن فتنهگران شکست خورده تحت لوای تشکیلاتی واحد، پس از جفاکاری به ملت و دولت منتخبش، جمهوری اسلامی توسل به «سنت الهی استدراج» را برگزید تا تاریخ برای نسلهای آینده انقلاب شفاف و بیغش ثبت شود.» به راستی شاید برای برخی ماه رمضان که به کرات در آن تاکید بر پرهیز از دروغ و تهمت شده است طور دیگری معنا شده است.
آنچه میگویند و عمل نمیکنند
نکته بارز این یادداشت به حدیثی از امام صادق(ع) بازمیگردد که اینچنین است «خداوند وقتی بخواهد خیری به بندهاش برساند پس از ارتکاب گناه، به بلا و ناملایمات دچارش میسازد، تا آنکه متوجه استغفار شود اما وقتی بخواهد به بندهاش شری برساند به دنبال گناهش نعمتی به او میرساند، تا بدین وسیله از استغفار غفلت ورزد وهمچنان به گناهکاری خود ادامه دهد. و این سخن خداست که میفرماید «سنستدرجهم من حیث لایعلمون» و استدراج به معنای نعمت دادن در وقت معصیت بدین معناست» و نتیجه گرفته شده است که هاشمی و هاشمیسم، آشکارا در راهپیمایی 9 دی 88 مورد نفرت عمومی ملت واقع شدند اما نجابت نظام در رفتار صدا و سیما بروز یافت و دستنوشتههای مردمی بر ضد هاشمی و خانوادهاش در راهپیمایی برائت از جسارتکنندگان به ساحت امام حسین(ع) «سانسور» شد!» اصلا مشخص نیست نسبت دادن جملات غیرمرتبط به یکدیگر غیر از دستپاچگی چه معنایی دارد. باز هم به جملهای از سطور بالاتر میرسیم که «کاش زودتر بزرگ میشدید.» نکته خام و مضحک دیگر در این یادداشت به تهدید آیتا... هاشمی بازمیگردد که نوشته شده:
«هاشمی میتوانست از شرایطی همچون خاتمی، موسوی و کروبی در روزگار فعلی رنج برده یا بدتر از آن در وضعیتی مشابه منتظری پس از ماجرای اعدام مهدی هاشمی، اینبار پس از فرار یک «مهدی هاشمی» دیگر به لندن، ایام بگذراند.» مشخص نیست منظور از شرایط سخت برای خاتمی چیست؟ آیا منظورشان همان فشارها و هجمههای خودشان است چون در غیر این صورت خاتمی نمیتواند مشکلی داشته باشد! چه نیکو سخنی گفتند این تندروها در ادامه یادداشت: «نظام حیات سیاسی هاشمی را تمدید کرد تا سنت استدراج الهی را همچون عبرتی تاریخی به نمایش بگذارد. شاید بدبینترین افراد به رویه سیاسی وی نیز هرگز گمان نمیکردند روزی از زبان کسی که خود را از شاگردان زبرالحدید امام در مبارزه میدانست، بشنوند: «با اسراییل سر جنگ نداریم. حالا اگر عربها جنگ کردند ما کمک میکنیم!» کاش دانش و درک نگارنده یادداشت به اندازهای بود که جملات را درست معنا وتفسیر میکرد، راستی شاید این طیف در تمام موارد اینگونه تفسیر و تصمیمگیری میکنند که اکنون از جایگاهی در کشور برخوردار نیستند.
توبهلازمها از توبه میگویند!
حالا اصل مطلب و اباطیلی که سبب کنار هم گذاشتن چند کلمه بدون ارتباط با هم شده است: «در چنین شرایطی شاید بهتر باشد هاشمیرفسنجانی با خیالی آسوده به واسطه ریاست حسن روحانی بر جمهور تحت زعامت رهبر انقلاب اسلامی، حرکت در مسیر توبه را آغاز کرده و ایام را به دور از فضای فتنهآلود جهانی با یادی از یومالحساب سپری کند.»