کشور پهناور روسیه از گروههای قومی بسیاری تشکیل شده که هر یک علاوه بر آداب و رسوم و فرهنگ، از لحاظ دین و مذهب نیز با هم تفاوتهایی دارند. در حال حاضر در روسیه اسلام دومین دین از نظر تعداد پیروان محسوب میشود.تثبیت دین اسلام به عنوان یک عنصر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در روسیه تاریخ پیچیدهای دارد. این دین در طول قرون متمادی تحت تاثیر عوامل گوناگونی بوده و سیاست دولت مرکزی همواره بر این پدیده نقش مهمی داشته است. به طور کلی رسمی شدن مسیحیت در سراسر کشور، حمله مغولان و 3 قرن استیلای اردوی زرین در این منطقه، شکست مغولان و برچیده شدن حکومت آنان از روسیه، روی کار آمدن رومانوفها و تبدیل شدن روسیه به سرزمین تزارها که در آن وابستگی کلیسا و حکومت بیش از هر زمانی بود، اصلاحات پطر کبیر و سپس انقلاب اکتبر و 70 سال سایه کمونیسم و در نهایت فروپاشی کشور شوراها در سال 1991 و سیاست دولتهای نوین روسیه از جمله عواملی هستند که بر هویت اسلامی و تعریف اسلام و مسلمانان در این کشور تاثیر داشته اند.
از نظر تاریخی حضور مسلمانان در روسیه چنانچه روسیه مرکزی را در نظر بگیریم،به دوران بلغارها یعنی سده نهم میلادی باز میگردد.البته روایت دیگری از ورود اسلام به روسیه متعلق به نگاهی فراتر از جهت سرزمینی و شامل قفقاز شمالی است که هم اکنون نیز در چارچوب روسیه قرار دارد که این رویکرد تاریخ ورود اسلام به روسیه را همان قرن اول هجری یا هفتم میلادی میداند و به وردد اسلام به داغستان و شهر دربند در این تاریخ اشاره میکند.بر همین اساس در روسیه در دهه نود و بعد از زوال شوروی یکبار توسط اداره دینی باشقیرستان هزار سالگی ورود اسلام به روسیه و بار دیگر توسط شورای مفتیان روسیه هزار و چهارصدمین سال اسلام در روسیه با اشاره به شهر دربند و مسجد ابومسلم جشن گرفته شد.
در واقع از سال 922 اسلام در «پادوولژه» واقع در ساحل رود ولگا و در قرن سیزدهم در سراسر اردوی زرین که با فتح دسهپتهای روسیه توسط مغولها برقرار شده بود،دین حاکم محسوب میشد. در خصوص ورود و پذیرش اسلام در روسیه در گزارشات و سفرنامههای جهانگردان مطالب گوناگونی نوشته شده است. یکی از این موارد همزمانی ورود اسلام و مسیحیت به روسیه مرکزی است که جالب است. از نوشتههای تاریخنگاران روس بر میآید که در سال 986 میلادی و پس از اینکه بلغارها مسلمان شدند سفرای آنها به ولادیمیر (پادشاه کییف 908-1015) پیشنهاد پذیرش اسلام را دادند و وی نیز به پرسوجو درباره اسلام پرداخت؛ زیرا به دنبال گزینش دینی واحد برای سرزمینش بود. اما به دلیل برخی نواهی در اسلام از جمله منع شراب وی ترجیح داد مسیحیت را برگزیند و با مسیحی شدن کییف در سال 988 روند گسترش مسیحیت در میان اسلاوها و همجواری دو دین اسلام و مسیحیت در این سرزمین پهناور آغاز شد. چچنها، ادیگیها، چرکسها، ابازینها و کاباردیها در قرون 15 تا 17 میلادی و آستیها، بالکارها،کاباردیها و اینگوشها در قرون 18 تا 19 میلادی به اسلام گرویدند.
در فرن هیجدهم میلادی و در دوره حکومت کاترین کبیر مسلمانان و ادارات دینی آنان وضعیت رسمی یافتند و مساجدی بنا کردند. در دوره شوروی در نیمه دهه 1920 دولت جدید شوروی رفتار خود را نسبت به اسلام تغییر داد و و شروع به دخالت در زندگی مسلمانان نمود. در سال 1925 اتحادیه «بیخدایان مبارز» برای مبارزه با دین ایجاد شد و در مناطق مسلماننشین نیز دفاتر نمایندگی با عناوین «الله سیزلار»، «خداسیزلار» و «دین سیزلار» ایجاد کرد. در دوره استالین و در سالهای 1938- 1928 فشارها بر مسلمانان بیشتر شد و بعد از مدتی «مسجد جامع» تنها مسجدی بود که در بخش اروپایی روسیه فعالیت داشت.
در طول جنگ جهانی دوم و به دلایل سیاسی، سختگیریهای مذهبی از جانب استالین تا حدودی کاهش یافت و اسلام نیز همانند سایر ادیان، دورهای از فراغت را تجربه کرد. در این سالها مساجد اجازه بازگشایی یافتند و تلاش شد از عقاید مذهبی در راستای پیشبرد جنگ بر ضد آلمان استفاده شود. بر اثر این نیازها، اسلام در سال 1942 دارای تشکیلات رسمی اداری شد که تقریبا از انجمن روحانی محمدیان که در دوره زمامداری کاترین در اوفا تاسیس شد الهام گرفته بود.
پس از فروپاشی اتحاد شوروی اسلام در روسیه گسترش یافت. این گسترش هم از نظر تشکیلات و ساختارهای ظاهری و هم از نظر آگاهیهای مسلمانان نسبت به سنتها و میراث دینی آنان و بالاخره از نظر تاثیر اسلام در ساختارهای جامعه روسیه قابل توجه بوده است. با وجود این تاکنون آمار دقیقی از تعداد واقعی مسلمانان در این کشور اعلام نشده است. در حال حاضر تعداد مسلمانان روسیه بین بیست تا سی میلیون نفر برآورد شده است. اما در مورد تعداد افرادی که پیرو یک دین در روسیه هستند، اطلاعات دقیق چندانی وجود ندارد.
چون در سرشماریهای رسمی هیچ سوالی از وابستگیهای دینی افراد نمیشود و اطلاعات کمی هم که وجود دارد بر اساس تحقیقات و نظرسنجیهای موسسات تحقیقاتی است. آخرین آمار مربوط به سال 2002 میباشد که جمعیت مسلمانان را 10% کل جمعیت نردیک به 140 میلیونی روسیه عنوان کرده است اما برخی این میزان را تا 20-25% میدانند و دلیل آن را میزان بالای زاد و ولد در میان مسلمانان، مهاجرت از مناطق آسیای مرکزی و آذربایجان، عدم مصرف مشروبات الکلی و کم بودن میزان مرگ و میر و عوامل دیگر در این خصوص دانسته اند.
مسلمانان روسیه به طور عمده در دو منطقه ساکن هستند. یکی منطقه ولگا ـ اورال و دیگری قفقاز شمالی که در جنوب روسیه واقع است.این دو منطقه خود حاکی دو تاریخچه و رویکرد از اسلام است.بزرگترین منطقه مسلماننشین در مرکز ولگا- اورال در جمهوریهای تاتارستان و باشقیرستان قرار دارد که تعداد مسلمانان آن حدود شش میلیون نفر است. در قفقاز شمالی نیز اکثریت مردم داغستان، چچن، اینگوش، کاباردینو بالکار و قرهچای- چرکس مسلمان هستند. بنابراین در هفت بخش از فدراسیون روسیه مسلمانان در اکثریت قرار دارند. به غیر از این مناطق حدود 2/3 میلیون مسلمان در مناطق مرکزی روسیه زندگی میکنند و 2 الی سه میلیون نیز در شهرهای مسکو و سنپطرزبورگ و اطراف آن ساکن هستند. در سیبری و شرق دور نیز مسلمانان وجود دارند. جمهوریهای تاتارستان، داغستان، و چچن بزرگترین جمهوریهای مسلماننشین روسیه هستند.
در مورد ساختارهای نهادی در دوره پس از فروپاشی نیز تحولات گستردهای رخ داده است. از دهه 1990 و همراه با فروپاشی شوروی، فضای جامعه برای تبلیغات دینی هم بازتر شد. یکی از مهمترین اقدامات مسلمانان در این زمینه بازسازی و ساخت مساجد بوده است. از جمله مراکز مهم اشاعه ارزشهای دین اسلام، مساجد هستند. مساجد در روسیه نقش مهمی در شکل دادن به هویت دینی مسلمانان دارند. تا قبل از انقلاب کمونیستی سال 1917 در روسیه 12 هزار مسجد وجود داشت که حداکثر تا دهه 1930 قسمت عمدهای از آنها بسته شدند. در سال 1937 تنها حدود 100 مسجد در کل روسیه ثبت شده بود. در سال 1991 تعداد مساجد ثبتشده افزایش نسبی را نشان میدهد و به 870 مسجد رسید. اما در سالهای 1991 تا 2000 تعداد مساجد روند صعودی گستردهای داشته؛ به نحوی که در سال 2000 تعداد مساجد ثبتشده کشور به بیش از هفت هزار مسجد رسید.
جامعه مسلمانان روسیه توسط ساختارهایی اداره میشود که در راس آنها مفتیها قرار دارند. تا پیش از فروپاشی شوروی دو اداره دینی «ماخاچ قلعه» و «اوفا» در قفقاز و باشقیرستان رسما مسئولیت تنظیم امور مسلمانان روسیه را بر عهده داشتند. اما پس از آن ادارات دینی در مناطق مختلف به صورت مستقل عمل نمودند.