سیدمحمدکاظم سجادپور
به ابتکار موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS) و مرکز مطالعات خلع سلاح دمکراتیک "DECAFE" سوئیس در روزهای 6 و 7 تیرماه 1382 کنفرانسی با عنوان «امنیت بینالمللی بعد از صدام» با شرکت حدود 20 نفر از کارشناسان بینالمللی که براساس ظرفیتهای فردی و علمی خود دعوت شده بودند در ژنو تشکیل شد. در زیر عمدهترین مباحث مطرح شده در این نشست دو روزه منعکس میگردد.
الف. سیاست خارجی آمریکا در منطقه
مهمترین نکات مطرح شده در این زمینه عبارتند از:
1. آمریکا در عراق با مشکلات متعددی در برقراری ثبات روبروست و در یک چشمانداز کلان در خصوص شرایط فعلی عراق در محافل سیاسی و استراتژیک آمریکا دو دیدگاه وجود دارد. دیدگاه اول که میگوید آمریکا در عراق با مسائل متعددی مواجه شده است و با مشکلات برای مدت طولانی باید دست و پنجه نرم کند و دیدگاه دوم که معتقد است شرایط فعلی همچون شرایط قبل از حمله نظامی است که همه میگفتند اگر حمله صورت گیرد، موفق نخواهد بود و بعداً معلوم شد که این دیدگاه درست نیست.
2. آنچه مسلم است آمریکا با مشکل روبروست و ممکن است در شرایط نخست فعلی در پی پیدا کردن بازیگری باشد که همه مشکلات خود را به حساب آن بگذارد و سیاست موسوم به قربانی کردن دیگران (Scapegoating) را دنبال کند و ایران نامزد مناسبی برای این کار از نظر برخی از آمریکاییهاست.
3. آمریکا مصمم است که در قضیه صلح اسرائیل و فلسطینیها پیش رود شخص بوش در این زمینه به رغم برخی از مخالفتها تصمیم گرفته است.
4. برنامه مبارزه آمریکا علیه تروریسم در منطقه به پیش میرود و همکاری با عربستان سعودی و تونس خوب بوده است.
5. آمریکا در پی ایجاد انقلاب در عربستان و مصر نیست و اصلاحات در عربستان را دنبال میکند.
6. آمریکا فاقد توانایی فکری لازم برای درک شرایط منطقه است و این مشکل بزرگی برای منطقه میباشد.
7. در عراق، برخی از مردم فکر میکنند که صدام حسین ممکن است برگردد و لذا همکاری لازم با آمریکا را ندارند.
8. آمریکا در پی آن است که در آینده عراق را به یک نمونه موفق کاپیتالیسم تبدیل کند و حتی نفت را خصوصی کند.
9. یکی از نگرانیهای اصلی آمریکا، وضعیت ایمنی سلاحهای هستهای پاکستان است و در یک چشمانداز بزرگ منطقهای، مداخله مزبور را باید در نظر داشت.
10. سعودیها کمکهای مالی خود به گروههای فلسطینی حماس و جهاد اسلامی را قطع کردهاند.
11. در کل منطقه احساس انزجار و سرخوردگی از آمریکا وجود دارد.
ب. سیاستهای آمریکا در قبال ایران
اهم مطالب مطرح شده در این خصوص عبارتند از:
1. در آمریکا سیاست مشخصی در مورد ایران توسط دولت بوش اتخاذ نشده است و بحث مربوط به ایران (Debate) ادامه دارد.
2. هر چند که آمریکا سیاست مشخصی (Policy) را در مورد ایران داراست اما انتخابهایی (Option) در مقابل خود دارد که از حمله نظامی محدود تا اعمال تحریمهای بیشتر و متوقف کردن و بازرسی (Intercept) کالاهائی که استفاده در سلاحهای کشتار جمعی دارند را در برمیگیرد.
3. برخی از طرفداران آمریکایی تز تغییر نظام در ایران (Regime Change) معتقدند که هرگونه حمله نظامی آمریکا به ایران، باعث تقویت دولت ایران خواهد شد و تغییر نظام را دهسال به عقب خواهد انداخت و لذا باید حتی در صورتی که ایران به سلاحهای اتمی هم دست یافته باشد، از اقدام نظامی علیه ایران خودداری کرد.
4. آمریکا در قبال قضیه تخلفات اتمی ایران، روش چندجانبهگرایانهای را در پیش گرفته است و از طریق نهادهای بینالمللی فشار خود را وارد میکند.
5. نتیجه جلسه 16 ژوئن (26 خرداد) آژانس بینالمللی انرژی اتمی را نباید شکست برای آمریکا تلقی کرد. برنامه آمریکا این است که در سپتامبر با اجماع و وحدت بیشتری قطعنامه علیه ایران را دنبال و سپس بحث را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ببرد.
6. آمریکا توانسته است بحث اتمی ایران، تبدیل به موضوعی مرتبط با امنیت بینالمللی کند و در جهانی شدن مسأله و جهانی شدن فشار علیه ایران موفق بوده است.
7. در این زمینه علاوه بر دولتها، افکار عمومی جهان را علیه ایران شکل داده است. ارزیابی کارشناسان آمریکایی این است که ایران در حال حاضر فاقد سلاح اتمی است. اما در پی ساختن ظرفیتهای لازم در این زمینه است.
8. برخی دیگر از نظریهپردازان آمریکایی معتقدند در صورتی که ایران به سلاح اتمی دست یابد، آمریکا باید به ایران ��مله کند. آمریكا اتمی شدن هیچ کشور دیگری را تحمل نخواهد کرد.
9. از نظر کارشناسان آمریکایی، استدلال ایران به گزارشهای مربوط به نیاز ایران به انرژی هستهای که قبل از انقلاب توسط موسسه آمریکایی استانفورد تهیه شده، قابل قبول نیست، چون در آن زمان، منابع نفت و گاز ایران به خوبی امروز شناسایی نشده بود.
10. اگر ایران به تعهدات در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای عمل نکند؛ رژیم بینالمللی کنترل تسلیحات (NPT) به هم میریزد و به رغم مخالفت اولیه دولت بوش در ابتدای کار با رژیمهای منع سلاح بینالمللی، بقای آن در حال حاضر مدنظر آمریکاست.
11. اسرائیل در مقابل فعالیتهای اتمی اعراب دو روش را در پیش گرفته است: حمله به تأسیسات (عراق) و کشتن دانشمندان اتمی (مصر) و معلوم نیست که در مورد ایران چه روشی را اتخاذ کند.
ج. رفتار و سیاست خارجی ایران
در این زمینه مسائل زیر طرح شد:
1. ایران در سیاستهای اتمی خود شفافیت را رعایت نکرده است و این باعث ایجاد عنصر تعجب در رفتارهای ایران شده است. در مناسبات امنیتی، وجود عنصر تعجب الزاماً پدیدهای مثبت نیست.
2. ایران در سیاستهای اتمی خود نوعی ابهام استراتژیک (Strategic Ambiguity) را دنبال کرده است و مانند کره شمالی عمل میکند. کره شمالی ابتدا میگفت که کارهای مربوط به تولید سلاحهای اتمی را در دست اقدام ندارد و بعد از این که معلوم شد در این زمینه تلاش میکند در مورد وضعیت اتمی خود اغراق کرد.
3. ایران فاقد استراتژی دفاعی مشخصی میباشد و این برای دیگران ایجاد دردسر میکند. زمانی که معلوم شد ایران در زمینه اتمی پیش رفته است اروپائیها در مقابل آمریکاییها دچار سرافکندگی شدند.
4. با اقدامات اتمی ایران، بیاعتمادی جامعه بینالمللی زیادتر شده و ایران یا باید مسؤولیت بینالمللی خود را تعریف و اجرا کند و یا به عنوان کشوری طاغی شناخته شود.
5. بزرگترین اقدام سیاست خارجی ایران باید جلب اعتماد و برقراری آن باشد.
د. اروپا و روسیه
مسائل زیر در زمینه سیاست اروپا و روسیه نسبت به اتمی شدن ایران مطرح شد:
1. حساسیت اروپا به امضای پروتکلهای الحاقی بیش از آمریکاست.
2. توجه اروپاییها در زمینه مزبور جدی و ناشی از احساس تهدید واقعی است.
3. روسیه با جامعه بینالمللی و آمریکا در زمینه جلوگیری از گسترش تسلیحات اتمی کار خواهد کرد.
4. روسیه الحاق ایران به پروتکلهای الحاقی را دنبال خواهد کرد. برای روسیه از نظر استراتژیک درست نیست که همسایهاش یعنی ایران، اتمی شود.
5. اروپا همکاریهای خود برای به انجام رساندن پیوست ایران به پروتکلهای اختیاری را خواهد داشت. برای اروپا امضای قراردادهای الحاقی پایان فشار موجود و بسیار خوشحالکننده خواهد بود ولی برای آمریکا چنین نیست. برخی برداشتها وجود دارد که آمریکا از امضای پروتکلهای الحاقی توسط ایران خوشحال نخواهد شد چون نمیتواند موضوع ایران را به شورای امنیت ببرد.
6. ارزیابی روسیه این است که ایران در چند سال آینده توانایی لازم برای تولید سلاح اتمی را به دست خواهد آورد. جالب آنکه ارزیابی روسها در خصوص زمان دسترسی ایران در مقایسه با ارزیابی سایر دستگاههای اطلاعاتی زودتر است. ارزیابی سیا آن است که ایران تا حدود 2010 به نقطه مطلوب خود خواهد رسید در حالی که ارزیابی روسها این است که تا سال 2005 این اتفاق خواهد افتاد.