رضا بردستانی / پژوهشگر
Rezabardestani50@gmail.com
یکی از سخنرانان مراسم لیالی قدر در صحن حرم مطهر حضرت امام(ره) که پذیرای هزاران هزار روزه دار مسلمان و انقلاب بود شخصیتی است که این روزها در بین هر دو جناحِ راست و چپ موافقین و مخالفینِ قابل تأملی دارد. او را شخصیتی مرضی الطرفین می دانند حتی اگر بخوانیم یا بشنویم که در بررسی ها و تفاسیر ارائه شده ی کنونی، برخی از اصلاح طلبان سعی دارند مواضع فعلی این شخصیت را به تفکرات اصلاح طلبی نزدیک تر بدانند. سالیان درازی است که این شخصیت برجسته از قبول مسئولیت های اجرایی سر باز زده است اما هر از چندگاهی با ابراز برخی عقاید و دغدغه ها، او و حرف هایش را در صدر تحلیل ها می نشاند. انواع و اقسام رایزنی ها پیرامون نام این شخصیت باعث شده است تا حساسیت های کنترل نشده ای باعث شود واکنش هایی مدیریت نشده پیرامون برخی از سخنان وی به صحنه ی رسانه های دیداری و نوشتاری کشیده شود اما همگان می دانند وی میانه ی خوبی با واکنش های احساسی و مدیریت نشده ندارد. هنوز به یاد داریم آن رئیس دولت به انتها رسیده چگونه در مناظره ای تلویزیونی به ایشان و خانواده اش تاخت اما ...
اگرچه فرازهایی از سخنان این سخنران مهم و تأثیر گذار، از دیگرتریبون ها و از زبان دیگر شخصیت ها به دفعات شنیده شده است اما دو نکته باعث شده همه ی نگاه ها به این سخنان معطوف شود: نخست انتقاد از سانسور های معنادار صدا و سیما که مطالبات و دغدغه های گروهی خاص را مرتفع می سازد و دیگر سؤالی مهم از دستگاه های نظارتی که چرا همچنان و بعد از اتمام دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد، لب بر سخن گفتن و اعتراض به حیف و میل های گسترده در بیت المال را با بهانه هایی واهی بسته اند؟! هر شخصی به جز آقای ناطق نوری این حرف ها را زده بود خیلی مهم نبود چون با انبوهی از اتهامات اثبات شده یا نشده، با یاری هجمه ای رسانه ای اجازه داده نمی شد تا اصلِ انتقاد به گوش جامعه برسد اما این سخنان از آن جایی مورد توجه قرار گرفته است که گوینده شخصیتی است مهم و تأثیر گذار که در چندماه گذشته با موضع گیری های خود نوید شخصیتی خاص و باتجربه در امور اجرایی و سیاسی را داده است؛ شخصیتی که با موضع گیری های اخیر خود بر فراجناحی بودن و از بدنه ی اصلی نظام بودن خود بدون وابستگی به طیف های خاص سیاسی، تأکید مؤکد داشته است.
حرف هایی که این روزها حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری بر زبان می راند را برخی از اصولگرایان نیز بر نمی تابند و شاید به همین دلایل بوده است که مدیر مسئول محترم روزنامه ی کیهان با رعایت برخی«حد و مرزها» از ایشان چه گلایه هایی که نکرده اند. باید توجه داشت بر اساس موضوع گیری های اخیر و پیام هایی که این روزها از فحوای کلامِ ناطق نوری دریافت می شود و به جامعه ی تشنه ی آرامش و تدبّر منتقل می شود معرفیِ شخصیتی است که نه می توان او را اصلاح طلبِ کامل دانست و نه یکی از نیروهای تأثیرگذارِ جناحِ اصولگرایی بلکه جامعه در ایشان نشانه هایی از سیاسی مردی باتجربه، فراجناحی و در عین حال مرضی الطرفین را یافته است که نوید تأثیرگذاری هایی قابل تأمل می دهد. به دلایل ذکر شده و مواردی از این دست، اصلاح طلب دانستن ناطق نوری را به همان اندازه اشتباه می دانیم که اصولگرا خواندن ایشان را از بیخ و بن بی پایه و اساس؛ در ادامه نگاهی خواهیم افکند بر ابعادِ مختلف گلایه هایی که در برخی از موارد عنانِ آرامش و خویشتنداری را از نگارنده ربوده است.
«علیعلیهالسلام در امر خلافت و حکومتداری و اداره کشور با هیچکس تعارف نداشت. جناح، گروه و خط برای او اهمیتی نداشت و معیار او در حکومتداری حق و عدل بود. به همین دلیل میگفت؛ اگر من خلافت را بپذیرم کسانی را که پیش از من در حکومتداری ظلمی به مردم کردهاند و از بیتالمال برای خود هزینه کردهاند، رها نمیکنم و حساب آنها را هم میرسم... شخصی مسئولیتی را در کشور برعهده میگیرد- اشاره به آقای احمدینژاد- و هر طور دلش خواست بیتالمال را خرج میکند، آن وقت میگویند تا زمانی که بر مسند است، مصلحت نیست جلوی او را بگیریم وقتی هم که از مسندش کنار رفت میگویند حالا که رفته است و دیگر مرده را لگد نزنیم، پس کی و کجا میخواهیم حساب بیتالمال را برسیم»؟
این ها بخشی از سخنان حجتالاسلام والمسلمین ناطقنوری است که در مراسم احیای شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در حرم مطهر حضرت امام(ره) ایراد شده است. اظهاراتی که بنا به اعتقاد آقای شریعتمداری که در ستون«یادداشت روز» سه شنبه(1393/04/31) به آن پرداخته است؛ با استقبال گسترده رسانههای بیگانه و جریانات ضدانقلاب روبرو شده، روزنامههای زنجیرهای تیتر اول خود را همراه با عکس و تقدیر فراوان به نقل سخنان ایشان اختصاص داده اند! موردی که بر مبنای ادبیات خاص شریعتمداری«طبیعی! بود و حق! داشتند» در ادامه اما با رعایت سوابق انقلابی و نیز اعتماد به حسن ظنّ ناطق نوری، بسیار مؤدبانه و در چهار قسمت، ابتدا به ایراد کننده ی انتقادات علیه مدیریت ارشد دولتین نهم و دهم تاخته، سپس برای دیگرانی که سخنانی شبیه به این گفته اند یا قصد داشته اند در آینده بگویند پیامی آشکار فرستاده است.
آن چه بیش از همه در این یادداشت مهم و با اهمیت است سعی غالب نویسنده ی یادداشت فوق برای عدم ورود به مواردی چون:«جاسوسی» ،«سورس» ،«خاتمی» و«عوامل بیگانه ی داخلی» است اما این سعی غالب نهایتاً و در بندهای سوم و چهارم شکسته شده روال همیشگی در چنین یادداشت هایی دنبال می شود.
یادداشت مورد نظر مدعی است اظهارات آن شب جناب ناطق را از زاویهای دیگر نگریسته است و برای توجیه این نگرش از زاویه ای دیگر، موضوع را به سوابق آقای ناطق ربط داده اند و ابراز اطمینان کرده اند:« که ایشان مثل همیشه حسن ظن داشتهاند و بیآن که متوجه باشند مورد سوءاستفاده یک جریان آلوده سیاسی قرار گرفتهاند، وگرنه ارادت شناخته شده آقای ناطق به اسلام و انقلاب و امام(ره) نمیتواند ایشان را با طیفی همراه کند که نه فقط ارادتی به امام راحل(ره) ندارند بلکه سابقهای سیاه از وطنفروشی و دشمنی با حضرتش در کارنامه آنان ثبت است...اما زاویه ی نگرش به این سخنان همانا برنتافتنِ ایراد هر نوع انتقادی نسبت به دولتین نهم و دهم است که تازگی ندارد!
در بخش نخست چند نکته قابل تأمل است: گذری نرم بر اشاره ی صریح آقای ناطق نوری به مبحثِ حیف و میل بیت المال که آن را ادعایی«اثبات نشده و قضاوتی یکجانبه!» نامیده می شود. اگرچه آن روزهای رفته اما فراموش نشده هیچ گاه نخواندیم و ندیدیم در جایی آن نوع ورود به مناظره ها غیر اخلاقی توصیف شود اما بعد از گذشت 5 سال به گوینده این ایراد را وارد می دانند چون احمدی نژاد در مناظره های معروف1388 از روشی غیر اخلاقی بهره جسته است و همگان را به واکنش وادار ساخته، پس نباید از همان روش به ایشان تاخت.
نویسنده در ادامه کیهان را نخستین رسانه ای می نامند که به این حیف و میل ها معترض بوده است یعنی در ابتدا حیف و میل بیت المال را ادعایی«اثبات نشده!» می دانند و سپس خود را پرچمدار اعتراض به همان حیف و میل«اثبات نشده» معرفی می کنند! نکته ی شاذِ فراز نخست اشاره به پرداخت هزینه های آن اعتراض است که بر اساس جدول منتشر شده ی معاونت مطبوعاتی مشخص است پرداخت هزینه ی اعتراض به حیف و میلِ بیت المال یعنی دریافتِ کمکِ 6 میلیارد تومانی طی سال های88تا90 از محل دارایی های بیت المال است!ادعایی که تا این لحظه از طرف روزنامه ی کیهان نه تأیید شده است نه تکذیب.
نکته ی انتهایی فراز نخست گریز به دولت های سازندگی و اصلاحات است که ایشان با «مجموعه ای از اتهامات اثبات نشده»،یکطرفه آن را به قضاوت نشسته اند و این دو دولت را مشکل دارتر از دوران مدیریت احمدی نژاد معرفی کرده اند! در میانه ی این ایراد و اتهامات مبذول داشته شده، متوجه نمی شویم دولت احمدی نژاد کج رفتاری اقتصادی داشته است یا نه و دیگر این که این کج رفتاری اقتصادی بد است یا خوب؟ و حال چون بنا بر ادعای نویسنده محترم سازندگی و اصلاحات انحرافات اقتصادی گسترده تری داشته اند و آن را در آینده افشا خواهند کرد پس آقای ناطق باید چشم می بستند و دم بر نمی آوردند! این گونه سخن گفتن چندان نا آشنا نیست، احمدی نژاد همه ی دولت های قبل از خود را متهم به کم کاری، انحراف عقیدتی و فساد گسترده می کرد روشی که هشت سال به عادتی مکرر تبدیل شده بود!
در بخش دوم و بر پایه ی همان روش اتخاذ شده در بخش نخست به گذشته ها پرداخته می شود یعنی حالا که قرار است به فسادها رسیدگی شود از ابتدا تا کنون باشد البته شریعتمداری با زیرکیِ خاص خود که نمونه ی آن را در شبِ مناظره ی تلویزیونی با پزشکیان دیده و لمس کرده ایم! تمامی حیف و میل های دولت احمدی نژاد را به فساد سه هزار میلیاردی منتهی و محدود می کند و با پیش کشیدن نام بابک زنجانی سعی دارد تخلفات بابک زنجانی را به اصلاحات ارتباط دهد در حالی که افتضاح بابک زنجانی حتی اگر از زمان حضرت آدم.ع نیز شروع شده باشد در دوران عدالت محوری و تفکرات مدیریتی احمدی نژادی اوج گرفته است و این حقیقت با هیچ شوینده ای زدودنی نیست.
وی بلافاصله موضوعی سیاسی را پیش می کشد موضوعی که هنوز یک جلسه دادگاه هم برای رسیدگی به اتهامات وارده به مهدی هاشمی تشکیل نشده است اما به گونه ای برخورد می شود که تمامی احتمالاتِ دادگاه فوق به محکومیت مهدی هاشمی منتهی می شود. درباره ی کرسنت و تفاوت های آن با موضوع فسادهای گسترده ی مالی از جمله پرونده ی سه هزار میلیاردی و پرونده های در حال بررسی، دیگرانی که باید بدانند به خوبی می دانند. دو نکته در این دو بخش همچنان بلاتکلیف می ماند: در دولت احمدی نژاد بر پایه ی مدیریت های خاص! حیف و میل بیت المال صورت گرفته است یا خیر؟ دیگر این که می توان بر پایه ی ادعاهای اثبات نشده دیگران را متهم و محکوم کرد یا خیر؟ در ادامه البته بر پایه ی حرف هایی که«نمی خواستیم بر زبان بیاوریم! خودتان مجبورمان کردید»، ناطق نوری را ارجاع داده اند به جلسه ی استیضاح و غیره یعنی شاید یادآوری این مثل معروف که:«رطب خورده را کی تواند کند منع رطب!»
در بخش سوم عنان سخن از دست نویسنده خارج می شود. ایشان با این مدعا که مطالبه ی رسیدگی یا حتی بر زبان آوردن انحرافات اقتصادی و حیف و میل بیت المال در دولت احمدی نژاد به سوء استفاده ی جریان یا جریاناتی خاص منتهی می شود پس بخردانه آن است صورت مسئله را پاک کنیم و چشم بر ابتدا و انتهای این ماجرا ببندیم و فعلاً و تنها به موضوعاتی چون: پرونده ی مهدی هاشمی، کرسنت، تخلفات گسترده ی اصلاحات و سازندگی، فتنه ی 88، جریانات78 و مواردِ عدیده ی اینچنینی بپردازیم چون رسیدگی به خطاهای احمدی نژاد دل دشمنان نظام را شاد می کند و رسیدگی به پرونده های برشمرده شده دل دوست داران نظام را!
در بخش انتهایی کلام عصاره و فلسفه ی وجودیِ نگارشِ یادداشت اخیر رخ می نماید. آقای ناطق نوری حرف هایی زده است که اصلاحات از آن برداشت هایی به نفع خود کرده است. اصل حرف درست است یا غلط، احمدی نژاد و یارانش بیت المال را حیف و میل کرده اند یا خیر، حلقه ی انحرافی چه بلایی بر سر نظام آورده است و دیگر خطاهای به انجام رسیده اساساً قابل طرح هم نیست مهم این است حرف هایی نزنید که اصلاحاتی ها را خوشحال کند بلکه حرف هایی بزنید که غیر اصلاحاتی ها را خوشحال کند در ضمن از طرح ادعاهای«اثبات نشده» آن هم تنها در مورد احمدی نژاد و اطرافیان احمدی نژاد پرهیز کنید.
خوشحال باشیم یا ناراحت، خوشمان بیاید یا نیاید، دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم حیف و میل بیت المال توسط هرکسی صورت گرفته باشد مذموم است و غیر قابل بخشش. سال ها مصلحت اندیشی و سکوت باعث شد فساد123میلیاردی به فسادی3000میلیاردی مبدل شود این که احمدی نژاد باعث آن بوده است یا هر کس دیگری بیشتر اهمیت دارد یا مسامحه به دلیل ترس از برداشت سوء بیگانگان یعنی آنقدر سکوت کنیم تا سقف خانه بر سرمان فرو ریزد اما اجازه نداشته باشیم به برخی از گل نازک تر بگوییم.
اگرچه در این یادداشت به آن نگرش شما از زاویه ای دیگر، از زاویه ای به جز زاویه ی دید شما نگریستیم اما در چند موضوع خاص با هم مشترکیم:بدون«اثبات اتهام» به کسی تهمت نزنیم، با جملاتی کلی و فراگیر دیگران را از دایره ی حکومت و نظام حذف نکنیم، کینه هم اگر داریم منطقی و واقع بین باشیم، پشتیبانی هم اگر می کنیم منصف باشیم، بدهکار هم اگر هستیم آزادگی خود را معامله نکنیم فقط در این نکته مانده ایم وقتی بزرگان اصولگرایی از هرگونه ارتباطی با دولتین نهم و دهم به شدت پرهیز دارند و بارها اعلام برائت کرده اند، پس چگونه است برخی همچنان بر طبل حمایت همه جانبه ی خود از احمدی نژاد و دوران هشت ساله ی او می کوبند یعنی دیگران همگی اشتباه می کنند ؟
در آن مناظره ی معروف پزشکیان و شریعتمداری جمله ای خطاب به مجری برنامه بر زبان آمد که بر اصل معنای آن باید گریست:«شما سؤال خودتان را بپرسید ما حرف های خودمان را خواهیم زد!» این جمله را آقای شریعتمداری با لبخندی معنا دار بیان کردند در این یادداشت این موضع به خوبی قابل ملاحظه است. اصلاً مهم نیست! نه برداشت های جامعه و نه قضاوت عقلای اصولگرایی؛ مهم دانسته ها و اعتقاداتی است که بر زبان ما می آید و از قلم ما منتشر می شود. گویا آقای ناطق نوری این مهم را از یاد برده بودند.