مطهره شفيعي: 24خرداد92 تمام شد؛ گياه خستهاي كه در 2خرداد76 جوانه زد و تا سال 84 به جواني رسيد هم شاداب و سرزنده بود اما سال84 تا 92 اين گياه از نعمت نور و آب كافي محروم ماند تا اينكه در 24خرداد92 بار ديگر نگاهها به سمت اين گياه كه جوانههاي كوچك روي ساقه آن خبر از ارادهاي نو براي تبديل شدن به آن گياه بانشاط سالهاي قبل از 84 میداد، برگشت. اما اينبار نياز بود افراد كاربلد به اين گياه رسيدگي كنند تا باغبانان ناشي بار ديگر همانند آنچه در سال84 كردند، سبب صدمه به اين گياه نشوند.
پس بزرگان تصميم گرفتند در ابتدا خود وارد عرصه شوند و براي مردم و آرامش آنها خود را در خط مقدم قرار دهند؛ اين در حالي بود كه خوب ميدانستند ممكن است در اين مسير با اتفاقاتي مواجه شوند؛ آيتا... هاشمي اين موضوع را به جان خريد و برای ثبتنام به وزارت کشور رفت كه بازخواني آنچه رخ داد از حوصله اين گزارش خارج است.
در نهايت بزرگان به اين نتيجه رسيدند كه اصلاحطلبان و اصولگرايان ميانهرو بايد براي بقاي گياه خسته دست به دست هم بدهند و از روحاني حمايت كنند كه اين تدبير به ثمرنشست و آنها پيروز شدند اما در جريان اصولگرايي ظاهرا دستهايي كه به نشانه اتحاد به هم داده شده بود، زود از هم باز شد و كانديداهاي آنها به همان اتفاقي دچار شدند كه اصلاحطلبان در سال84 تجربه كرده بودند. اكنون كه بيش از يكسال از آن انتخابات گذشت شايد بتوان به ارزيابي گروهها و احزاب سياسي در كشور پرداخت.
اردوگاه اصلاحطلبي؛ قبل از انتخابات
بر هيچكس پوشيده نيست كه اصلاحطلبان طي فعاليت دولت احمدينژاد فضاي فعاليت محدودي داشتند چراكه هر تصميم آنها حتي قبل از اجرا و زماني كه به گوش تندروها ميرسيد با واكنش شديد مواجه ميشد بنابراين آنها كه در درجه اول آرامش كشور را در دستور كار خود داشتند، از اجراي بسياري تصميمات خود صرفنظر كردند. چنانكه محمدرضا خاتمي در اين باره به آرمان نه از سختيها و مرارتهاي اصلاحطلبان در 8 سال دولت احمدينژاد بلكه از مسائل كليتر گفت و آن را عامل مشكلات نامید. وی اظهار کرد: «يكي از آسيبهاي بزرگ كه در 8 سال به كشور وارد شد اين بود كه فضاي گفتوگو در كشور بسته شد. بهجاي فضاي گفتوگو، فضاي تند حاكم شد.»
ديگر اصلاحطلبان هم البته آنچنان گلايههاي واضحي به همان دليل كه در بالا اشاره شد، نميكردند اما خيليها ميدانستند 8سال چه 8سالي براي آنها بود. شايد بيانصافي نباشد اگر گفته شود خود اصلاحطلبان هم در آنچه طي 8سال تجربه كردند، تقصيراتي داشتند اما سال92 آنها عزم خود را جزم كرده و گذشته را به باد فراموشي سپردند، اينبار براي آنها خودي و غيرخودي در يك اردوگاه به نام اصلاحات معنايي نداشت و برخلاف سال84 همه دست در دست هم دادند تا با مدیریت سیاسی آيتا... هاشمي، سيدمحمد خاتمي و ناطق نوري، ملت را به آيندهاي شيرين اميدوار كنند.
پس از پيروزي در انتخابات اردوگاه اصلاحطلبان روزهاي آرامي را پشت سر گذاشت هرچند تيرهاي هجمه هرازگاهي به سمت اردوگاه آنها روانه ميشد اما هجمه گران غرق در شكست خود بودند و تيرهايشان قوتي نداشت! سال نخست از زمان انتخابات كه تمام شد برخي در اين اردوگاه سازهايي زدند كه ناآشنا بود و كمصدا. گفته ميشد در هر انقلابي بايد منتظر بلبشوهايي در ابتدا بود اما انتخابات را نميشود با انقلاب قياس كرد مگر اينكه برخي كجانديشان تصور كنند منافعي در پي اين پيروزي انتخاباتي قابل تقسيم است پس نبايد در انتهاي صف قرار بگيرند!
تنها وجه تشابه انتخابات سال 92 با انقلاب در اين است كه پس از آن دلسوزان به فكرساخت تخريبها خواهند افتاد و انرژي خود را نه براي كسب كرسيهاي قدرت بلكه براي آباداني كشور صرف ميكنند. چنانكه سعيد حجاريان در اين باره به آرمان گفت: «ما تلاش داريم كمك كنيم تا دولت روحاني زمين نخورد. زمين خوردن دولت روحاني براي ما بد ميشود كما اينكه ممكن است افرادي بر سر كار بيايند كه كاملا برضد ما عمل كنند، بديل هست اما نميگذارند جز روحاني بيايد، برخي نميگذارند كه بديلي در كار بيايد، لذا بديل موجود ما آقاي روحاني است، بهترين گزينه ما آقاي روحاني است و بايد از او دفاع كنيم، منتها دفاعي نرم. من اگر دفاع كنم، چون آنها به ما «فتنه» ميگويند، خواهند گفت كه چه خبر شده كه فتنهگرها دارند از او دفاع ميكنند، روحاني چه كار كرده و چه خدمتي به آنها كرده كه فتنهگرها از او دفاع ميكنند.»
اردوگاه اصلاحات؛ پس از انتخابات
اكنون اردوگاه اصلاحطلبي روزهاي آرامي را پشت سر ميگذارد و احزاب به تدريج مشغول بازسازي خود هستند، در ماه مبارك رمضان مانند قبل از سال 88 گعدههاي اصلاحطلبي تشكيل ميشود و شايد در انديشه سازماندهي جدي براي حضور پرقدرت در انتخابات مجلس دهم باشند. مجلسي كه به اعتقاد همه افراد ميانهرو بايد عاري از ديدگاههاي سياسي باشد و به عبارتي روانتر افرادي در وهله اول به نام اصلاحطلب يا ميانهرو از راي ملت استفاده و در ميانه راه تبديل به نمايندگاني با گرايشاتي شبيه جبهه پايداري شوند.
اكنون در تعريف اردوگاه اصلاحطلبي بايد اينگونه نگاشت كه احزاب اراده ملت و اعتماد ملي فعاليت خود را جديتر از گذشته آغاز كردهاند و در كنار آنها مجمع روحانيون مبارز مطابق مشي خود فعاليت دارد. ساكنان ديگر اردوگاه اصلاحطلبي هم در بخشهايي مانند بنياد باران و بنياد اميد حضور دارند و دست در دست يكديگر به آيندهاي روشن فكرميكنند. معدودسازمخالفزنها هم در گوشهاي از اردوگاه چادر زده و به رصد همگرايي اصلاحطلبان در ساختمانهاي مستحكم مشغول هستند تا شايد بياموزند شكاف و تكروي نتيجهاي عايدشان نخواهد كرد.
اردوگاه اصولگرايان؛ قبل از انتخابات
در جهت مخالف اردوگاه اصلاحطلبي، اردوگاه ديگري قرار دارد كه سالهای 84 تا 86 تنها صداي شادي و شور بود كه از آن به گوش ميرسيد. اما به تدريج اين غريو شادي كمرنگتر و كمصداتر شد و در ميانه راه بعضا صداي بگو ومگو بود كه به بيرون اردوگاه ميرسيد. اصولگرايان داستان جالبي در 8 سال داشتند يعني از حمايت كامل در سال 84 به برائت كامل در سال92 رسيدند. به هر حال اين وضعيت نميتوانست روحيهاي كافي و موثر براي آنها به جا بگذارد و در انتخابات سال92 شتابزده از آنچه طي 8 سال كردند، هر يك عضوي را لايق حضور در انتخابات رياستجمهوري تشخيص دادند و با او پيمان همراهي بستند.
آن كانديداها هم با هم پيمان بستند تا پيروزي اصولگرايان در انتخابات رياستجمهوري تضمين شود اما كرسي رياستجمهوري چنان چشمكي به آنها زد كه در ميانه راه فراموش كردند چه پيماني بستهاند. در نهايت اصولگرايان كه پيش از انتخابات به سه بخش پايداري، ايستادگي و اصولگرايان سنتي تقسيم شده بودند اسير اتحاد و وحدت اصلاحطلبان شدند و كرسياي كه سال 84 با لبخند تحويل گرفته و سال 92 با ناراحتی دودستي تقديم ميانهروها و اصلاحطلبان كردند.
اردوگاه اصولگرايان؛ بعد از انتخابات
براي تشريح وضعيت اردوگاه و احزاب اصولگرا بايد بسيار فكر كرد چون به دور از هر حب و بغضي بايد نگاشت كه این اردوگاه در سكوتي معنادار فرو رفته است؛ سكوتي كه شايد اصلاحطلبان در 8 سال دولت احمدينژاد با افتخار و سربلندي آن را انتخاب كردند اما اين سكوت از جنس آن سكوت نيست. سكوت اصولگرايان از سر ناچاري است اما سكوت اصلاحطلبان سكوتي مظلومانه بود كه رقيب فضا را براي آنها تنگ كرده بود. گروه جبهه پايداري به روش خود ادامه داد البته مشي خود را از تخطئه جريان احمدينژاد كه در دولت دهم به عنوان يك وظيفه براي آنها تعيين شده بود، به تخريب دولت تغيير دادند و هر آنچه توانستند براي سنگاندازي در مسير دولت يازدهم استفاده كردند و البته ميكنند.
اوضاع اردوگاه اصولگرايي چنان به هم ريخته است كه برخي اصولگرايان سنتي كه در دولت قبل حاضر به پاسخ دادن سلام يك عضو جبهه پايداري نبودند، اكنون با آنها بر سر يك سفره مينشينند. ديگر كمتر اصولگرايي است كه انتقادي به احمدينژاد وارد كند و جالب اينكه برخي مانند حیدر مصلحي ترجيح ميدهند ارتباط تازهاي با او آغاز كنند. برخي هم مثل روحا... حسينيان كماكان ميان اصولگرايان و جبهه پايداري در ترديد به سر ميبرند. مدتهاست خبري از جلسات احزاب اصولگرا مانند جامعه اسلامي مهندسين يا جمعيت ايثارگران نيست و اعضاي شاخص آنها ظاهرا بنايي براي حضور ندارند. موتلفه هم كه بعد از درگذشت عسگراولادي با انسجام و وحدت خداحافظي كرد و دبيركل آن تنها سخنگوي حزب موتلفه است.
آنچه هر هفته به عنوان گزارش جلسه از موتلفه خارج ميشود موضوعات كهنه و فراموش شده است مثلا روزشنبه نبي حبيبي از شعار نه غزه نه لبنان و از اتفاقات سال 88 صحبت كرد كه به نظر نميرسد بحث روز جامعه سياسي كشور باشد. احزاب اصولگرا اين روزها هر كدام به سمتي در حركت هستند البته نه در حركت بلكه گاه برخی از آنها سرگردان به دنبال یافتن انسجام میچرخند. آنها این روزها هم حرفي از انتخابات مجلس نميزنند كه چند دليل ميتوان براي آن متصورشد؛ يا اينكه هنوز در شوك شكست انتخاباتي سال 92 هستند گمانه ديگر هم اين است كه بر اثر همان شكست دچار چندشقه شدن و از دست رفتن انسجام تشكيلاتي شدهاند كه هنوز نتوانستند به بازسازي خود بپردازند يا اينكه در نهان به فكر تصاحب حداكثري كرسيهاي بهارستان هستند.
در نهايت
آنچنان كه مشخص است بايد ضربالمثل آسياب به نوبت را مصداق اين روزهای عرصه سیاسی کشور دانست، روزي اصولگرايان در پاستور حضورداشتند و اصلاحطلبان ساكت بودند و امروز باز هم اصلاحطلبان ساكت هستند، به اعتقاد اصلاحطلبان در شرايطي كه دولت ميانهرو به خوبي اداره كشور را بر عهده گرفته است چه نيازي به سرو صدا وجود دارد. در اين هنگامه البته برخي اصولگرايان طاقت سكوت ندارند كه علتش هم البته دلواپسي است! به هر ترتيب بايد تاييد كرد كه چرخش مشهودي در 2 اردوگاه اصولگرايي و اصلاحطلبي پس از انتخابات 24 خرداد 92 اتفاق افتاد.
چرخشي كه اصلاحطلبان را از 8 سال گذشته نسبت به بهبود شرايط ملت راضي و اصولگرايان را سرخورده از چرخش كرسيهاي قدرت به سمت ميانهروي ناراضي كرده است. انتخابات 24خرداد سبب استحكام وحدت اصلاحطلبان و علني شدن شكاف ميان اصولگرايان شد. از اين نوع چرخشها زياد است و چرخ روزگار را همه ميشناسند كه در نهايت آن گروهي پيروزي ميشود كه در اين چرخش رنگ عوض نكرده و ثبات خود چه در شكست و چه در پيروزي حفظ كند.