دکتر اسدالله بادامچیان
رویدادهای سیاسی، در سطح بینالمللی و منطقه سرعت یافته است. علت اصلی این سرعت حوادث، بحران عمیقی است که در آمریکا و کشورهای بزرگ اروپا جریان دارد. سال گذشته این بحران را یادآور شدم. غربزدهها آن را بعید دانستند اکنون علایم این بحرانها را در سه کشور آمریکا، فرانسه، انگلیس به آسانی میتوان مشاهده کرد.
در آمریکا بحران در درون حکومت این کشور بین دموکراتها و جمهوریخواهان کاملا علنی است. بوش مصوبه نمایندگان را وتو میکند و آنها علیه او مصوبهای دیگر میگذرانند.
رایس میگوید 27 سال در رابطه با ایران اشتباه کردهایم. بعد از کنگره میخواهد صد میلیون دلار بودجه برای دخالت در امور ایران اختصاص دهد!
دیکچنی بر عرشه رزمناو آمریکایی در خلیجفارس ایران را تهدید میکند. وزارت خارجه آمریکا طی نامهای رسمی از ایران میخواهد درباره بحران عراق با آمریکا مذاکره نماید.
مردم آمریکا علیه اشغالگری و حضور نظامی آمریکا در عراق تظاهرات میکنند. دولت آمریکا قصد دارد 21 هزار نیروی جدید به عراق اعزام کند.
آمریکا ایران را تهدید میکند که اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست یابد.!!
ایران همواره اعلام کرده است که نمیخواهد سلاح هستهای بسازد. ولی آمریکا باز تهدید میکند. بدون آنکه به پوزخند ملتهای آگاه به این تهدید آمریکا اعتنا کند.
این بخشی از بحران در آمریکاست. که در رابطه با ایران و عراق است. بحران نفرت از آمریکا در جهان فراگیر شده است و بالاترین بحران امروزه آمریکا، «تردید در تصمیمگیری» است و این بحران رو به افزایش است.
در فرانسه، سارکوزی رییسجمهور شده است. سابقه وی در وزارت کشور فرانسه، و عدم توانایی او در مهار شورشهای پاریس و شهرهای دیگر فرانسه، توانایی او در اداره فرانسه را بشدت زیر سئوال برده است.
پس از اعلام ریاست جمهوری وی، شورش در شهرهای فرانسه گوشهای از مخالفت جدی بخشی از جوانان فرانسه را علیه او نشان داد.
احتمالا این شورشها ـ در صورتی که وی نتواند با اقتدار فرانسه را اداره کند ـ رو به افزایش خواهد رفت.
مردم فرانسه به استقلال خود بسیار علاقمندند. گفته میشود سارکوزی، روابط گرمی با آمریکا خواهد داشت اگر اینطور باشد از هم اکنون برای وی، در صورت وابستگی به آمریکا، تکرار سرنوشت بلر بعید نیست.
سارکوزی وارث دوگل، میتران و شیراک است که چندان تابع آمریکا نبودند اگر او نتواند میراث دوگل و بقیه را تدبیر کند احتمال سقوط او بسیار است.
مشکلات اقتصادی، اختلافات با انگلستان، نگرانی از آلمان، مزید بر نابسامانیهاست. آینده فرانسه سراسر ابهام و ناباوری است مگر سارکوزی بتواند سیاستی نو در پیش گیرد.
بحران انگلستان بالاخره بلر را وادار به استعفا کرد. انگلستان دچار بحران عمیقی است. سیاستمداران انگلیسی میکوشند با خونسردی انگلیسی وانمود کنند که بحرانی وجود ندارد. اما استعفای بلر، در کمتر از دو سال به پایان مسئولیت او نشان میدهد که مردان خاکستری در پشت پرده سیاست بریتانیا، نمیتوانستند حتی برای دو سال او را حفظ نمایند.
انگلیسیها، مهرهای قوی را بجای بلر آوردهاند. براون سیاستمدار نپختهای نیست و میخواهد از آمریکا، فاصله بگیرد. اما آیا با این کار میتواند بحران عمیق انگلستان را چاره سازد؟ آینده این را نشان میدهد.
بحران غرب با تدابیر و تغییرات بطور موقت آرامشی زودگذر مییابد. اما اصل بحران در غرب از آنجا ریشه میگیرد که لیبرال دموکراسی و سرمایهسالاری و سوسیالیسم نمیتوانند ارزشگرا و عدالتمحور باشند و غرب امروز تشنه و جویای ارزشها و عدالت است.
بیداری اسلامی و آگاهی مردم در کشورهای دیگر جهان، سیاستی جدید میطلبد که غرب قادر به اجرای آن نیست، لذا بحران در زیر اقیانوس غرب، ادامه مییابد و آتشنشانهای پنهان در زیر امواج دریا، جزایر جدیدی ایجاد خواهند کرد.
ایران اسلامی، و ملتهای مسلمان و ملل آزادیخواه، اگر عمق بحران غرب را بخوبی دریابند و مستقل در سرنوشت خویش تدبیر کنند. میتوانند بهترین استفاده را ببرند. فرصت فعلی، برای آنها فرصت مغتنمی است، فرصتها را باید مغتنم شمرد. که تمر مر السحاب.