* به عنوان اولین سوال مختصری درخصوص چگونگی شکلگیری پدیده داعش توضیح دهید.
** در مورد چگونگی تشکیل گروه موسوم به «داعش» باید به عرض برسانم بعداز حمله آمریکا به عراق و سرنگونی حکومت صدام حسین؛ جمعی از سنیهای عراق گروهی تشکیل داد به نام «دولت اسلامی عراق» که هدفشان برپائی حکومت اسلامی در قالب «خلافت» در عراق و در پی آن توسعه در کشورهای اسلامی بود. آنها در آن زمان متاثر ازعملکرد و تفکرات گروه «القاعده» بودند و یک سری انفجاراتی هم در زمان حضور آمریکائیها در عراق انجام دادند و ضرباتی هم به آمریکائیها وارد کردند. بعد از بحرانی شدن اوضاع سیاسی و امنیتی در سوریه در سالهای اخیر؛ اعضای گروه دولت اسلامی عراق وارد سوریه شدند و سعی کردند از اوضاع بحرانی سوریه در جهت دستیابی به هدفشان که در بالا به آن اشاره شد استفاده کنند و ازاین زمان به دنبال نام عراق؛
شام را که شامل سوریه میشود اضافه کردند و به نام گروه «دولت اسلامی عراق و شام» معروف شدند و مخالفان شان به اختصار به آنها «داعش» میگویند. نامی که خود داعشیها از آن خوششان نمیآید. اعضای این گروه فوق العاده عملیاتی هستند و در حال حاضر با القاعده و گروههای وابسته به القاعده در منطقه خاورمیانه عربی نظیر «النصره» که در سوریه فعال است ارتباطی ندارند وحتی ضدیت هم دارند.
* به نظر شما آیا حامیان داعش تنها حزب منحله بعث و حامیان صدام هستند یا این که از سوی دیگر کشورها هم حمایت میشوند؟
** از ابتدا داعشیها با حزب بعث و حامیان صدام در ارتباط ارگانیگ و حتی فکری نبودند ولی در پروسه فعالیتهائی که داشتند در یک بستر قرار گرفتند و داعشی که نتوانست با اعضای القاعده در سوریه به هماهنگی عملیاتی دست پیدا کند قطع به یقین با بعثیها هم در میان مدت و طولانی مدت نمیتواند هماهنگ باشد. فقط در این مقطع هماهنگیهائی بوجود آمده است. حامیان مالی گروههائی نظیر داعش؛ تعدادی از سرمایه داران عرب هستند و برخی از دولتهای عربی هم برای قدرت نمائی در منطقه از این گروهها تا حدی حمایت میکنند . گروههائی نظیر داعش برای دولتهای وابسته به قدرتهای فرا منطقه ای نمیتوانند خیلی مطمئن باشند و در دراز مدت تضادهائی بین آنها بروز خواهد کرد.
* علت تحرکات اخیر گروه داعش در تصرف شهرهای مهم عراق را در چه میدانید؟ باتوجه به این که کردهای شمال عراق توانسته بودند حتی بر صدام نیز پیروز شده و حکومت مستقلی در زمان صدام در آن مناطق تشکیل دهند چرا حکوت منطقه کردستان عراق در مقابل گروه داعش که از لحاظ توان نظامی به هیچ وجه قابل مقایسه با نظامیان زمان صدام نیست نتوانستند دفاع آنچنانی از خود بروز دهند؟
این سوال شما دو قسمت است : از این که فرمودید علت تحرکات اخیر داعشیها چیست؟ یکی از علل اصلی، در عملکرد دولت متمایل به ایران شیعی آقای نوری مالکی است. صدام حسین بر روی سنیها متمرکز شده بود و با شیعهها رابطه خوبی نداشت و شیعههای عراق را وابسته به ایران میدانست و از این رو در مجموع شیعههای عراق درچالش با دولت سنی صدام قرار گرفتند و الان برعکس شده و سنیهای عراق از عملکرد دولت متمایل به ایران؛ رضایت ندارند و به این خاطر شهرها و استانهای سنی نشین نظیر «فلوجه» مرکز ثقل درگیریها است و داعشیها از این تضاد بین سنیها و دولت استفاده کردند و توانستند بخشی از سنیهای عراق را با خود همراه سازند.
در مورد کردها؛ در واقع قضیه این که کردها به دنبال تشکیل و تاسیس یک دولت مستقل کردی هستند و اگر تا الان دست به چنین کاری نزدند و اعلام استقلال نکردند به این خاطر است که شرایط منطقه یعنی مخالفت کشورهای ایران و ترکیه و سوریه قبل از بحران و همچنین شرایط بینالمللی این اجازه را به آنها نداد ولی بدنبال فرصتسازی هستند و اگر اوضاع عراق بحرانی شود ودر آستانه تجزیه قرار بگیرد فرصتی را برای کردها مهیا میکند. با ادامه وضعیت بحرانی موجود؛ کردها اعلام استقلال خواهند کرد و از این رو خیلی خودشان را درگیر با داعشیها نمیکنند و تا جائی که اقلیم کردستان عراق تهدید نشود با عملکرد داعشیها موافق هستند.
* حکومت عراق علیرغم حضور فیزیکی اطلاعاتی در اقصی نقاط عراق، چطور از قبل نتوانست حضور داعش را پیشبینی کند؟
** البته آنطور که میفرمائید نیست چون دولت عراق؛ حضور فیزیکی و اطلاعاتی قوی در اقصی نقاط این کشور مخصوصا در مناطق سنی نشین ندارد و اگر داشت میتوانست تا حدودی اوضاع پیش آمده را مهار کند و اجازه ندهد در کوتاهترین زمان ممکن دومین شهر عراق در تصرف مخالفانش قرار بگیرد.
* بعضیها علت سقوط شهرهای مذکور را ناشی از همکاری بعضی از مسوولین عراقی با داعش میدانند تا آنجا که استاندار نینوا مجبور به فرار به اربیل شد، نظر شما در این خصوص چیست؟
** قطعا درهر جای دنیا شما مشاهده بفرمائید عملیات موفقیت آمیز بدون همکاری با باصطلاح «ستون پنجم» ممکن نیست. در استانها و شهرهائی که داعشیها موفقیت داشتند عوامل وابسته به دولت دخالت داشتند و به نظر من؛ در این مورد بعثیهائی که با داعشیها همکاری داشتند خیلی نقش داشتند زیرا با سران عشایر عراق از دیرباز یعنی از زمان دولت صدام حسین ؛ ارتباط داشتند و توانستند از این رابطه استفاده بکنند.
* با این نظر که بعضی از مقامات عمدا درمقابل داعش مقاومت نکردند که دولت نوری المالکی را تضعیف کنند و بگویند که او توان مدیریت و دفاع از عراق را ندارد، تا چه حد موافق هستید؟
** پاسخ این سوالتان را میتوانید از خلال پاسخهای قبلی بدست آورید همانطور که بیان شد مجموعه عواملی دست به دست یکدیگر دادند تا سبب شدند که اتحاد داعشیها و بعثیها موفق عمل کند. قبلا عرض شد عملکرد تا حدی یکجانبه آقای مالکی در بروز نارضایتی حتی در بین شیعههای عراق در بوجود آمدن وضع موجود بی تاثیر نبود.
* حکومت کردستان عراق چه تصمیمی برای مقابله با داعش در پیش گرفته است و آیا مبارزه کردها با گروه داعش ارتباطی با استقلال کردستان عراق از دولت مرکزی عراق دارد؟
** در مورد حکومت کردستان عراق به رهبری آقای بارزانی همانطور که عرض شد کردها بدنبال تشکیل و تاسیس یک دولت مستقل کردی هستند و حاضر هستند بطور غیر مستقیم از داعش حمایت کنند تا به هدفشان برسند و در ارزیابی کردها از اوضاع عراق؛ هرقدر وضعیت عراق نابسامان تر بشود یا به عبارتی در عراق هرچه آب گل آلودتر بشود آنها راحتتر میتوانند ماهی خود را که تشکیل دولت مستقل کرد است صید کنند. براین اساس؛ هرگاه ملاحظه کنند که داعش به اهداف تاسیس دولت مستقل کرد صدمه میزند در مقابلش خواهند ایستاد در غیر این صورت خودشان را به آب و آتش نمیزنند.
* آیا ممکن است داعش به کشورهای دیگر نیز حمله کند؟
** داعش ادعا دارد که در پی راهاندازی خلافت اسلامی در کشورهای مسلمان است و باتوجه به استراتژی داعش؛ کشورهای دیگر هم مورد هدف داعش قرار دارند. البته از آنجائی که اعضای داعش اهل تسنن هستند ازاین رو کشورهای سنی نشین در اولویت راهاندازی خلافت اسلامی قرار دارد. برخوردشان با ایران شیعی خصمانه است.
* یا تغییر دولت عراق و نخست وزیر کنونی آقای نوری المالکی تاثیری در اتحاد اقوام این کشور در مبارزه با داعش دارد یا خیر؟
** وضعیت درعراق به شکلی در آمده که با تغییر دولت آقای نوری مالکی؛ اوضاع بدتر خواهد شد و این مختصر وحدت و انسجامی که در عراق وجود دارد از هم پاشیده خواهد شد. آقای مالکی تنها کاری که از نظر سیاسی میتواند بکند بتدریج سنیهای خوش خیم را در حکومت مشارکت بدهد و با سنیهای بدخیم مبارزه بکند و اگر دراین کار هم تاخیر داشته باشد سنیهای معتدل را به سمت تندروی گرایش میدهد.