* تا آنجا که اطلاع داریم تنها جنبش حماس و شهرها و مناطق تحت نظر آن است که مورد حمله اسرائیل قرار میگیرد و سایر شهرهای فلسطین که در کنترل دولت محمودعباس است چندان درگیر جنگ نیست. جنابعالی علت را در چه میدانید؟
** برای پاسخ به این سوال شما؛ سه علت را در نظر میگیرم: فرض اول این که حماس؛ اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد و موجودیت این کشور را قبول ندارد وخواستار محو کشوری به این نام از جغرافیا خاورمیانه است. فرض دوم که متاثر از فرض اول است این که غزه که تحت کنترل حماس است در محاصره کامل قرار دارد و ساکنان غزه تحت فشارهای شدید اسرائیل قرار دارند و زندگی بر ساکنان غزه فوقالعاده تنگ شده و فلسطینیهای غزه از وضع موجود سخت ناراحت هستند و اسرائیل را عامل این وضعیت میدانند و دشمنی با اسرائیل را ابراز میدارند . فرض سوم مسلح بودن حماس است که قدرت را در غزه در اختیار دارد و از تسلیحات و جنگ افزارهای متنوع برخوردارند و اسرائیل هم تصمیم گرفته حماسیها را وادار کند اسلحه را کنار بگذارند و به عبارتی دیگر تل آویو میخواهد سلاح مقاومت را از کار بیندازد.
* ظاهرا بعد از حملات چند سال قبل اسرائیل به نوار غزه که مهمترین آن مقاومت 22 روزه غزه بود بین حماس و رژیم صهیونیستی آتشبس اعلام شد. علت نادیده گرفته شدن آتشبس را در چه میدانید؟
** آتشبس برقرار شد ولی حالت جنگی به قوت خودش باقیمانده بود و دو طرف با دید خصمانه به یکدیگر نگاه میکردند و طبیعی است که چنین وضعیت نمیتواند برای مدتی طولانی پایدار باشد مخصوصا این که؛ یک طرف از برتری نظامی برخوردار باشد و بخواهد این برتری نظامی را اعمال کند. اسرائیل به این علت که حماس آن را به رسمیت نمیشناسد در تلاش است تا به انحای مختلف؛ حماس را تحت فشار قرار دهد و این فشارها در یک زمان با عکسالعمل روبرو میشود و سبب بروز درگیری میگردد و آنچه را که امروز شاهد آن هستیم ناشی از همین مسئله است؛ آتشبس نادیده گرفته میشود و جنگی سخت بین دو طرف بروز میکند .
* با توجه به توافقات صورت گرفته میان حکومت حماس و حکومت محمود عباس، چرا رئیسجمهور فلسطین موضع چندان آشکاری در این خصوص نگرفته و اقدام خاصی را نیز انجام نداده است؟
** سوال سوم را به دوشکل خوشبینانه و بدبینانه میتوان پاسخ داد. شکل خوشبینانه این که بعد از توافقاتی که اخیرا بین حماس و تشکیلات خود گردان فلسطین ایجاد شد یک تقسیم کار بین این دو بوجود آمد به این معنا که حماس را به عنوان بازو و قدرت نظامی برای مقابله با اسرائیل در نظر گرفته باشند و تشکیلات خود گردان برای فعالیتهای سیاسی جهت پیشبرد اهداف فلسطینیها تعین شده باشد.
در شکل بدبینانه این که تشکیلات خود گردان با شعارهایی رادیکالی که حماس مبنی بر محو اسرائیل میدهد موافق نیست و در این درگیریها خود را کنار کشیده است. در مجموع تا آنجا که من اطلاع دارم آقای محمود عباس پیشنهاد کرد که گروههای فلسطینی در قاهره گردهم آیند تا جهت اجرای آتشبس به یک توافق دست پیدا کنند. البته پیشنهاد آقای محمود عباس به این دلیل که اسرائیل روی خوش به آتشبس نشان نداده عملا به طور دیرهنگام اجرا شد.
* با توجه به حمایتهای صورت گرفته از سوی حماس نسبت به تروریستهای سوریه که به وجود اختلاف میان حماس و کشورهای حامیآن نظیر سوریه و کاهش کمکهای آنان انجامید اکنون جنبش حماس تا چه اندازه میتواند از حمایت دولت قانونی سوریه برخوردار باشد؟ و به نظر شما آیا حماس به اشتباه خود پی برده و به حمایت خود از تروریستها پایان میدهد؟
** واقع قضیه این است که دولت سوریه در حال حاضر چنان درگیر با مخالفان مسلح داخلی است که فرصت و توان حمایت از حماس را ندارد ولی به هرحال دلی چرکین از حماس دارد. با توجه به این که یکی از گروههایی که در داخل سوریه با دولت این کشور درگیر است اخوانالمسلمین سوریه است که با حماس مخرج مشترک دارند لذا دمشق نمیتواند نظر خوبی نسبت به حماس داشته باشد. فکر نمیکنم که حماس به اشتباه خودش پی برده باشد و در جائی تا الان به چشمم نخورد که مقامات حماس نظرات صریح و آشکاری در این زمینه ابراز داشته باشند .
ولی آنچه که مشخص است همانطور که عرض شد یکی از مخالفان دولت سوریه؛ اخوانالمسلمین این کشور است که از زمان حافظ اسد با دولت سوریه در گیر بودند ولی در همان زمانی که اخوانیهای سوریه با دولت دمشق مخالف بودند دفتر سیاسی حماس در دمشق بود و آقای«خالد مشعل» در دمشق مستقر بود. حماسیها مخالفت اخوانیهای سوریه با دولت را مورد نظر قرار نمیدادند ولی بعد ازشروع نا آرامیها و در گیریها در سوریه و مخالفت کشورهایی نظیر ترکیه و قطر؛ حماس هم به جبهه مخالفان دولت سوریه پیوست و دفتر سیاسی حماس را از دمشق به دوحه در قطر منتقل کرد و به عبارت دیگر، بعد از سالها نمک خوردن نمکدان را شکست .
* همانطور که میدانیم اقدامات و سوابق غیر معقول قبلی حماس در خصوص سوریه، در هر صورت اقدامیدر جهت منافع کشورهای قدرتمند عربی و در راس آن عربستان و قطر بود پس چرا اکنون آنها اقدامی در حمایت از حماس یا پایان جنگ و خونریزی در غزه از خود نشان نمیدهند؟
** اقدامات قبلی حماس در جهت قطر بود ودر جهت عربستان نبود و اطلاع دارید که قطر با عربستان بر سر مسائل متعدد اختلاف نظر شدید دارند از جمله حمایت از اخوانالمسلمین که ریاض شدیدا مخالف این گروه است و دوحه از حامیان پر و پا قرص اخوان است. در همین درگیریهای غزه؛ قطر شدیدا از حماس حمایت میکند و در اجلاس وزیران خارجه در پاریس که به ابتکار «جان کری» وزیر خارجه آمریکا برای آتشبس در غزه تشکیل شد وزیران خارجه ترکیه و قطر شرکت داشتند.
عربستان مهر سکوت بر لب زده و فقط به این خاطر که متهم به همکاری با اسرائیل نشود خیلی نرم از حملات اسرائیلیها از دیدگاه بشر دوستانه انتقاد میکند و این موضوع در شبکه ای ماهواره ای این دو کشور مشهود است. در حالیکه شبکه الجزیره لحظه به لحظه حوادث غزه را تحت پوشش خبری قرار داده شبکه العربیه در حد یک خبر عادی آن را پخش میکند .
* نظر تنها کشور همسایه مرزی با غزه یعنی مصر در این خصوص چیست و با توجه به تغییر حکومت در آن، آیا روش حسنی مبارک(انسداد شدید مرزها و گذرگاهها) که در جنگ قبلی اسرائیل با غزه مورد استفاده قرار گرفت در حکومت نظامیان مصری هم در دراز مدت مورد استفاده قرار میگیرد؟
** دولت فعلی مصر شدیدا با حماس مخالف است وآنها را به چشم اخوانالمسلمین میبیند و مستحضرید بعد از سقوط آقای « مرسی» و دولت اخوانی او و روی کار آمدن دولت موقت و در پی آن انتخاب اقای « السیسی » به ریاست جمهوری مصر بیشترین مخالفتها در مصر از ناحیه اخوانیها بود.
به همین خاطر طرح پیشنهاد آتشبسی را که قاهره مطرح کرد چندان حمایت از حماس در آن وجود ندارد و حتی مصریها؛ در درگیریهای اخیرغزه، حماس را بیشتر مقصر میدانند و کلا فضای مصر چندان با حماس نیست. از این رو نباید انتظار داشت که مصر با گشادهرویی گذرگاههای خود را به روی حماسیها بگشاید و آنها را به داخل کشورش راه بدهد . چه بسا ممکن است همین راه دادن در آینده برایش درد سر ساز باشد. با همه اینها حماس در قاهره دفتر دارد و ظاهرا آقای «ابو مرزوق» که از سران حماس است مسوولیت دفتر حماس را در آنجا بر عهده دارد.
* چرا سفر آقای بان کیمون دبیرکل سازمان ملل به اسرائیل و دیدار با مقامات آن نتوانست در جلوگیری از این جنایات موثر باشد؟ اصولا شما عدم موفقیت سازمانهای بینالمللی را در این خصوص در چه چیز میدانید؟
** متاسفانه آقای «بان کیمون» خیلی ضعیف است؛ بر خلاف سلفش آقای «کوفیعنان» که سعی میکرد از موضعی قویتر با مسائل بر خورد کند . حتما خاطر شما هست که تا قبل از حمله آمریکا به عراق؛ کوفیعنان با صراحت مخالفت خودش را ابراز میکرد ولی بان کی مون این طور نیست و نگاهش به وزارت خارجه آمریکا است و هر چه وزارت خارجه آمریکا بگوید او تکرار میکند .
او میتوانست از ابتدای درگیریهای خونین غزه در ماه روزه؛ شدیدا مخالفت کند و با اولین موشک اسرائیلی که به اولین مدرسه تحت نظارت سازمان ملل اصابت کرد و تعدادی کودک کشته شدند وجمعی از کودکان و زنان زخمی شدند پیشنویس قطعنامهای را به شورای امنیت ارائه بدهد در جهت محکومیت حمله موشکی اسرائیل به چنین مدارسی، ولی تعلل نابخردانه ایشان سبب شد که اسرائیل حملات به مدارس و بیمارستانها و نیروگاه برق و... را گسترش بدهد.
این انتقاد به آقای بان کیمون وارد است ایشان که به اسرائیل سفر کرد چرا به غزه نرفت تا از نزدیک شاهد مصائب مردم مسلمان غزه در ماه رمضان باشد؟
* با توجه به حملات موشکی حماس به مواضع رژیم صهیونیستی که در پاسخ به جنایات آن رژیم صورت میگیرد و با توجه به پوشش خبری آن و دیگر فجایع انسانی در غزه، آیا اسرائیل احساس نمیکند که با ادامه جنایاتش مورد نفرت بیشتر مردم جهان قرار میگیرد؟ اصولا ادامه این روش چه نفعی برای اسرائیل خواهد داشت؟
** اسرائیل کاملا متوجه است که چهرهاش در میان مردم جهان بسیار زیاد مخدوش شده وحتی آقای «اوباما» رئیسجمهور امریکا که از حامیان او است و موشکپرانیهای اسرائیل و کشتار مردم عادی در غزه را به عنوان دفاع از خود برای اسرائیل تلقی میکرد به مقامات اسرائیلی گوشزد کرد که ادامه وضع موجود اعتبار و حیثیت اسرائیل را در انظار جهانیان بیش از پیش تخریب میکند.
ولی آن روی سکه؛ تلآویو به قول معروف به سیم آخر زده و بر این موضوع اصرار دارد که به هر شکلی شده سلاح مقاومت را از کار بیندازد تا به زعم خودش امنیت شهروندان اسرائیلی را برای همیشه تضمین کند. در صورتی که اسرائیلیها؛ این درس تاریخی را نخواندهاند که: سختگیریها و کشتار مردم عادی و بیگناهان از زنان و کودکان و سالخوردگان و بیماران و... سبب رشد نیروهای رادیکال و فضای افراطی در منطقه میشود .