فرهاد فرجاد
بنیاد هریتیج، یک موسسه تحقیقات سیاسی وابسته به محافظهکاران آمریکا و مستقر در واشنگتن دی.سی است.
اهداف اصلی این موسسه، فرمولبندی و اشاعه سیاستهای محافظهکاران براساس اصول تجارت آزاد، تبدیل دولتهای انحصارگرا به دولتهای محدود و کوچک، آزادیهای فردی و قدرت بخشیدن به توان دفاع ملی عنوان شده است. عملکرد بنیاد هریتیج مفاهیم سنتی واژه think – thank (به معنای مجمع محققان) را دگرگون ساخته، به ترتیبی که این بنیاد امروزه تاثیر مستقیمی بر سیاستهای داخلی و خارجی دولت ایالات متحده دارد و فراتر از یک موسسه پژوهشی عمل میکند.
بنیاد هریتیج در سال 1973 و با ابتکار جوزف کورز ـ سیاستمدار محافظهکار و از مالکان کمپانی کورز بروینگ ـ تاسیس شد. در ادامه، میلیاردری به نام ریچارد ملون اسکایف پشتیبانی مالی بنیاد را برعهده گرفت. پل ویریچ ـ یکی دیگر از فعالان سیاسی محافظهکار ـ نیز نخستین رئیس بنیاد بود.
اما از سال 1977 تاکنون، ریاست آن برعهده ادوین فیولنر ـ مدیر پیشین کمیته مطالعاتی جمهوریخواهان کنگره آمریکا ـ بوده است. این بنیاد تا سال 2001 نشریهای را با عنوان «مرور سیاست» (policy Review) منتشر میکرد که حاوی دیدگاههای سیاسی محافظهکاران آمریکا بود. اما انتشار نشریه سالانه این بنیاد با عنوان «شاخص آزادی اقتصاد» که با همکاری و مشارکت وال استریت ژورنال تهیه میشود، هنوز ادامه دارد. خطمشی این سالنامه، معرفی شاخصهای فساد مالی ـ اداری در دولت، موانع پیشروی تجارت بینالملل و مالیات بر درآمد، نحوه هزینه شدن بودجه دولت، چالشهای کارگران، محدودیتهای بانکی، افشای عوامل بازار سیاه و مافیای آمریکاست.
بنیاد هریتیج از اوایل دهه 90 و در آستانه فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد، موفق شد با حمایت از دکترین ریگان، خود را بیش از پیش به دولت ضدکمونیستی آمریکا نزدیک و در مقیاسی وسیع، بر سیاست خارجی ایالات متحده تاثیرگذار باشد. به واسطه مشاورههای این بنیاد بود که ریگان، اتحاد جماهیر شوروی را امپراتوری شرارت خواند و سپر دفاعی متشکل از موشکهای بالستیک را بدعت گذاشت. از زمان پایان جنگ سرد تاکنون، تاثیرگذاری بنیاد هریتیج در سیاستهای خارجی آمریکا ادامه و توسعهیافته و امروز نیز این بنیاد به شدت از جورج بوش حمایت میکند.
در عرصه سیاستهای داخلی، بنیاد هریتیج مبلغ اقتصاد عرضهنگر (سیاست اقتصادی مبتنی بر کاهش مالیات به منظور افزایش رشد اقتصادی) است و در این رابطه، حتی با دموکراتهای همرای نیز همکاری دارد.
برخلاف مجامع سنتی تحقیقاتی که طالب اندیشمندان خانهنشین و سیاستمداران بایکوت شده بودند و پژوهشهای عریض و طویل را تدوین میکردند، بنیاد هریتیج به آن دسته از تحلیلگر سیاسی روی آورده است که گزارشهای پژوهشی کوتاه، مفید و مختصر را تهیه میکنند. دلیل اصلی این رویکرد، مشغله تصمیمگیران سیاسی و ناتوانی آنها در مطالعه گزارشهای مبسوط عنوان شده است. در عوض گزارشها و پیشنهادهای مختصر، از این امکان برخوردارند که همزمان با خوانده شدن، به اجرا هم درآیند.
یکی دیگر از ابتکارات این بنیاد، برگزاری جلسه سالانه با دیگر موسسههای مشابه از جمله «امریکن اینترپرایز» با هدف تشریک مساعی و جمعآوری منابع اطلاعاتی است. چنین تدابیری، بنیاد هریتیج را نسبت به تشکلهای مشابه، در فاصله نزدیکتری با کاخسفید قرار دادهاند.
منابع مالی
منابع مالی بنیاد هریتیج به طور مطلق از رهاورد کمکهای شرکتها و اشخاص پشتیبان خطمشی بنیاد تامین میشود. این موسسه تاکنون از حدود یکصد شرکت و بنگاه اقتصادی از جمله چیس منهتن بانک آمریکا، کمپانی فورد و جنرال موتورز کمک مالی دریافت کرده است. براساس گزارش سالانه بنیاد در سال 95، شرکت کرهای سامسونگ مبلغ 400 هزار دلار به این موسسه کمک کرده و یک بنیاد کرهای به نام Korea Foundation نیز که به طور مستقیم بودجه خود را از دولت کره جنوبی میگیرد، مبلغ یک میلیون دلار به «هریتیج» پرداخته است. شرکتهایی از هنگکنگ، مالزی و چند کشور دیگر آسیایی نیز که خواهان امتیازگیری در سیاستهای جهانی ایالات متحدهاند، مبالغی به این بنیاد پرداختهاند.
در سال 2006، بنیاد هریتیج با هدف توسعه مناسبات آمریکا و بریتانیا و تحکیم پیمانهای منعقد شده بین کشورهای دو سمت آتلانتیک، «مرکز مارگارت تاچر برای آزادی» را تاسیس کرد. مارگارت تاچر، نخستوزیر سابق انگلیس که با تاثیرگیری از سیاستهای اقتصادی رونالد ریگان، اقتصاد فرتوت و از نفس افتاده بریتانیا را رونق بخشید، از بنیاد هریتیج پشتیبانی میکند و بین تمام تشکلهای سیاسی مستقر در آمریکا، تنها با این بنیاد همکاری دارد.
جالب اینجاست که تعاملهای فرامرزی بنیاد هریتیج به همین جا محدود نمیشود. این موسسه، با انبوهی از تشکلها، موسسات و نهادهای حامی «اقتصاد آزاد» همکاری و ارتباط دارد و جالبتر از همه اینکه دفتری را هم در مسکو ـ پایتخت کشوری که تا دو دهه پیش در سیبل بنیاد هریتیج قرار داشت ـ تاسیس کرده است.