تاریخ انتشار : ۲۸ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۵  ، 
کد خبر : ۲۶۹۲۷

بازی‌های جدید بازیگران قدیم


در مورد رفتارهای آمریکائیان و برداشت‌های سیاستمداران ایرانی از آن رفتارها، تاکنون سخنان بسیار گفته شده و تحلیل فراوان ارائه گردیده است. در بسیاری از موارد نیز با گذشت زمان‌های کوتاه، اشتباه برداشت برخی سیاستمداران خودی، به خوبی آشکار شده است. البته گاه ممکن است برخی سخنان و موضع‌گیریها، نوعی مقابله به مثل با روش‌های تبلیغاتی طرف مقابل باشد. اما نشانه‌هایی وجود دارد که ثابت می‌کند هنوز واقعیات درونی هیأت حاکمه آمریکا برای بعضی از سیاستمداران ایرانی آشکار نشده است. همین وضعیت این نگرانی را گسترش می‌دهد که برخی اظهارات تبلیغاتی متقابل، به باور مسئولان تبدیل و منجر به بعضی تصمیم‌گیری‌ها شود. جنگ آمریکا در عراق از سوژه‌هایی است که اشتباه برداشت سیاستمداران وطنی و کمبود شناخت آنها از روابط حاکم در آمریکا را به نمایش گذارده و متأسفانه به نظر می‌رسد آن روند اشتباه همچنان در جریان است. حتی به نظر می‌رسد زمان‌بندی انتخاب شده برای اعلام موافقت با دیدار آینده مقامات دو کشور و نیز بی‌تأثیر از این اشتباه نبوده است. در ماههای گذشته و تا قبل از برگزاری اجلاس شرم‌الشیخ، لحن مقام‌های آمریکایی نسبت به جمهوری اسلامی ایران، روند آرام‌شونده‌ای داشت تا جائی که در آستانه تشکیل این اجلاس، کاندولیزا رایس از لزوم تغییر استراتژی 27 ساله آمریکا در برابر ایران سخن گفت.

اما مقامات ایرانی اعلام کردند که شرایط مناسبی برای مذاکره با آمریکا فراهم نیست. در همان ایام و پس از آن برخی اختلافات داخلی دو حزب اصلی آمریکا، شرایطی ایجاد کرد که بسیاری از رسانه‌های ایران و تعدادی از سیاستمداران ایرانی، آن را نشانه شکست کامل استراتژی و تاکتیک بوش در آمریکا دانستند. حتی یک مصوبه مقدماتی مجلس نمایندگان آمریکا در مورد موکول کردن تصویب بودجه جنگ به تعیین جدول زمانی و پس از آن تبدیل بودجه سالیانه جنگ عراق به بودجه چند ماهه، با استقبال فراوان برخی تحلیل‌گران ایرانی مواجه شد. شاید همین مسأله، عده‌ای از مسئولان دستگاه دیپلماسی خارجی را به این باور اشتباه رساند که بن‌بست درونی آمریکایی‌ها، بهترین فرصت برای امتیازگیری‌ ماست. در نتیجه همان مسئولانی که اظهارات توأم با عقب‌نشینی رایس و بوش را نادیده گرفته بودند و حاضر به پذیرش گفت‌وگو در مورد عراق نشدند، این بار شاید در یکی از بدترین مقاطع زمانی ـ یعنی در انتهای یک دوره چهار روزه که با تهدیدات توخالی رایس و چنی آغاز و با اتهام‌افکنی‌های خلیل‌زاد به پایان رسید ـ آمادگی ایران برای گفت‌وگو با آمریکایی‌ها در بغداد را به صورت رسانه‌ای اعلام کردند. قطعاً همین برخورد ضعیف بار دیگر موجب درشت‌گویی آمریکایی‌های نیازمند شد و اگر هشدار هوشمندانه رهبری نظام نبود احتمالاً این مذاکرات از همان جایگاه ضعیف انجام می‌شد. اما در آن سوی ماجرا، رفتار آمریکایی‌ها هم از نظر توجه به منافع خود قابل تحسین بود، به طوری که سنای آمریکا مصوبه مجلس نمایندگان در مورد زمان‌بندی خروج از عراق و پیوند زدن بودجه جنگ به تعیین جدول خروج را رد کرد در حالی که مجلس سنا نیز هم‌اکنون تحت کنترل رقبای بوش ـ یعنی دموکرات‌ها ـ می‌باشد و حتی تعدادی از سناتورهای هم‌‌حزبی بوش نیز در مورد لزوم زمان‌بندی خروج از عراق، با دموکرات‌ها همراه و هم‌زبان هستند. به عبارت دیگر به محض آن‌‌که مشخص شد ایران و برخی کشورهای دیگر به دنبال فرصت‌یابی و یا فرصت‌سازی از اختلافات داخلی آن کشور هستند، دو حزب رقیب به فکر یافتن راه‌حل میانه‌ای افتادند که موجب استفاده رقیب یا دشمنان آنها نشود. البته آمریکایی‌ها به رغم گرفتاری شدید داخلی به ویژه در ارتباط با جنگ عراق، برنامه‌ریزی‌های دقیق خود برای اعمال فشار بر ایران در سایر عرصه‌ها را نیز پیگیری می‌کنند. پروژه یا سناریوی استقرار «سیستم دفاع ضدموشکی» در اروپای شرقی را می‌توان یکی از این برنامه‌ها دانست که از آن طریق، جبهه جدیدی در برابر روسیه گشوده شد و از هم‌اکنون می‌توان نتایج آن را مشاهده کرد. اظهارات سه روز قبل معاون وزیر خارجه روسیه در مورد احتمال تعویق مجدد در راه‌اندازی نیروگاه بوشهر و طرح بهانه‌های مالی،‌ سیاسی و تدارکاتی و از همه مهم‌تر موکول کردن تکمیل نیروگاه‌ بوشهر به اجابت خواسته‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی توسط ایران، نشان می‌دهد که روس‌ها با پروژه مهم‌تری مواجه شده‌اند که امنیت ملی و پرستیژ آنها را هدف قرار داده است. لذا اکنون ترجیح می‌دهند که اگر قرار با معامله‌ای با آمریکا وجود دارد باج‌دهی و باج‌گیری را به عرصه سیستم دفاع ضدموشکی منتقل نمایند. در چنین شرایطی تکرار برخی مواضع سابق در مورد برنامه هسته‌ای ایران که نوعی باج‌دهی به آمریکا تلقی می‌شود، چندان عجیب نیست اما آنچه می‌تواند عجیب باشد عدم پیش‌بینی دقیق مسئولان ایرانی از رفتارهای پیش‌بینی شده آمریکایی‌ها و واکنش تجربه شده روس‌هاست. اگر مسئولان ایرانی بازیگران عرصه بین‌المللی و قواعد بازی حاکم بر آمریکا و سایر قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای را به خوبی تشخیص دهند، تغییر بازی‌ها چندان مهم نیست. در حالی که به نظر می‌رسد این تشخیص، با مشکلاتی مواجه است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات