محور آمریکایی- صهیونیستی با پشتیبانی برخی کشورهای منطقه که بقای تاج و تخت خود را میجویند، میکوشند با تضعیف محور مقاومت، بحرانهای راهبردی رژیم اشغالگر قدس را بپوشانند .آمریکا پس از پاسخ منفی عراق به پیمان امنیتی مطلوب خود، تروریستهای تکفیری رها شده از زندانها را به جان بغداد انداخت. آمریکا و رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای منطقه، درگیری شیعه و سنی در عراق را برای تضعیف هر دو طرف دنبال می کنند و منتظرند نوع واکنش مردمی به فتوای مرجعیت را ببینند. بنابراین تنها راهکار مبارزه با داعش همبستگی دولت، ملت و عشایر عراق در کنار پشتیبانی سازمان ملل متحد به عنوان نماینده جامعه جهانی است.
اگر اندکی به گذشته برگردیم، تهدید القاعده از زمانی که آمریکا از آن برای ضربه زدن به اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان بهره برد، آغاز شد. آمریکا برای پیشبرد اهداف سیاسی و راهبردی خاورمیانه ای خود تمایل داشت القاعده در چارچوب اسلام سیاسی، یک تهدید جدی برای غرب باشد تا کاخ سفید پس از فروپاشی شوروی، توجیهی برای اقدامهای خود به ویژه در منطقه داشته باشد. القاعده یک تهدید است ولی جبهه آمریکایی- صهیونیستی، آن را به یک فرصت برای خود تبدیل کرد و به واسطه چندین دهه ارتباطات و درگیریها با این گروه و همچنین از کانالهای گوناگون عربی، سلفی و وهابی توانست به نوعی معامله دست زده و قواعد بازی را میان خود و القاعده تعریف کند.
اکنون آمریکا و پشتیبانان منطقهای رژیم صهیونیستی به یک درک متقابل و نوعی همکاری با تروریستها رسیدهاند که این خطر بزرگی برای محور در منطقه است.
از طرفی راهبرد القاعده این است که از جبهه آمریکایی- صهیونیستی برای ضربه زدن به محور مقاومت بهره ببرد و خود را تقویت کند. همچنین القاعده نمی خواهد به جنگ مستقیم با پشتیبانان خود وارد شود تا بتواند به باور خود، یک امارت اسلامی در منطقه عراق و سوریه و حتی مصر برپا سازد. در مقابل، راهبرد جبهه آمریکایی- صهیونیستی این است که میان القاعده و محور مقاومت یک جنگ فرسایشی، بلندمدت و خسته کننده ایجاد کرده و به تماشا بنشیند و بهره راهبردی آن به رژیم صهیونیستی برسد؛ به ویژه اینکه در مقطع بیداری اسلامی و سرنگونی دیکتاتورهایی مانند مبارک که ذخیره راهبردی اسرائیل به شمار می رفتند، صهیونیست ها به شدت در بحران راهبردی قرار گرفتهاند.
مقام های آمریکایی حتی معتقدند اگر القاعده بر محور مقاومت پیروز شود و پرچم امارت اسلامی خود را برافراشته سازد، آنگاه می توانند بلایی را که در افغانستان بر سر «اسامه بن لادن» و امارتش آوردند، سر نسل بعدی القاعده هم بیاورند و با پیشرفته ترین سلاح ها و فناوری ها آن را نابود کنند؛ امری که البته هنوز در افغانستان به آن دست نیافته اند.
اما داعش اهداف و اصول خود را دارد و تمامی تلاشش را برای ایجاد حکومت مورد نظر خود به کار میبرد. این گروه از سال 2003 تاکنون در عراق سختی های زیادی کشیده و اهداف ویژه ای را برای خود تعریف کرده و برای دستیابی به آنها کشتهها و هزینه های بسیاری را داده است .به همین دلیل مجموعه ای از طرحها و اندیشه ها باعث شد داعش به تدریج در عراق قدرت بگیرد و به درجه ای برسد که القاعده اصیل را نیز کنار بگذارد؛ به طوری که حتی چندی پیش سخنگوی آن بدترین الفاظ را برای ایمن الظواهری سرکرده القاعده به کار برد.
البته نخستین و مهمترین عامل این تغییر رویکرد، آمریکا است. نظامیان آمریکایی عناصر تروریستی را که در سال 2003 زیر نظر «ابومصعب زرقاوی» اردنی بودند، در عراق زندانی کردند و آنان تا سال ها در کنار بعثیها و فرماندهان ارشد صدام بازداشت بودند.
سال 2009 سربازان آمریکایی به تدریج از شهرهای عراق بیرون رفته و در پادگان های حاشیه ای مستقر شدند و این عناصر را هم آزاد کردند. سال 2011 هم آمریکا بطور کامل از عراق خارج شد و چون به یک توافق امنیتی مطلوب با عراق دست نیافت، از بغداد ناراضی شد.
به همین دلیل آمریکا این عناصر آزاد شده تروریستی را به جان عراق انداخت و هدف آمریکا، مشغول ساختن دولت عراق با تروریست ها بود و دلیل آن هم این بود که دولت عراق دولتی شیعی بود که براساس مرجعیت حرکت می کرد نه دستورات کاخ سفید.
کاخ سفید می دانست تروریستها به انداره ای دولت عراق را آزار می دهند که بغداد مجبور شود از آمریکا کمک بگیرد؛ چون آمریکا فناوری بالایی برای ضربه زدن به تروریستها دارد و آن خدمات را به هر کسی نمیدهد. به همین دلیل، ایران معتقد است که آمریکا در برخورد با تروریست ها دوگانه عمل میکند.
اکنون آمریکا به جای پشتیبانی عملی از دولت عراق، به طور مرتب از تشکیل دولت وفاق ملی و حل اختلاف سیاسی در این کشور دم می زند. یعنی اینکه تروریسم برگه ای برای آمریکا با هدف متوازن کردن قدرت گروه های عراقی شده است.
عربستان، قطر و ترکیه نیز همین را می خواهند .از سوی دیگر، روند دموکراتیک (مردم سالارانه) عراق که بیشتر طوایف عراقی و اهل تسنن به آن آری گفته اند، هم اینک از سوی آمریکا به سخره گرفته شده است .
آمریکا با چند درصد بعثی و القاعده به دنبال تغییر معادلات مردم سالارانه در عراق است چون بعثیها بیشتر به آمریکا خدمت می کنند تا دولت عراق.
بعثی ها اگر در عراق حاکم بودند به دلیل شعارهایشان برای گسترش حاکمیت خود به سوریه و مصر، پروژه براندازی حکومت بشار اسد رییس جمهوری سوریه را آسان می کردند اما دولت کنونی عراق با آگاهی به اینکه سرنگونی بشار اسد به معنی تقویت القاعده است، به این پروژه صهیونیستی وارد نشد.
بنابراین اکنون دولت عراق از سوی آمریکا تنبیه می شود. مرجعیت هم با درک این قضیه، مردم را علیه طرحهای صهیونیستی و داعش، بسیج کرد. اکنون بیش از 2 میلیون شیعه، سنی و کرد برای جنگ با داعش آماده هستند در حالی که آمریکا فکر نمی کرد مرجعیت این گونه وارد شود.
داعش و القاعده هیچ گاه ظرفیت تبدیل شدن به یک بازیگر منطقه ای را ندارند و هرگز نمی توانند نقش سازنده حزب الله در لبنان یا حماس در فلسطین را بازی کنند. داعش و القاعده فقط برگه ای موقت با تاریخ مشخص برای ویرانگری بوده و سرنوشت آنان جنگ است، نه تشکیل امارت اسلامی و بازیگری؛ سرنوشتی که صدام هم دچار آن شد و عمرش را به جنگ گذراند.
مگر میشود گروهی تروریستی که نه تحلیل دارد و نه فکر و فقط می کشد و ذبح می کند، بتواند بر جامعه مدرن کنونی و مسلمانانی که بیدار شده اند و از سطحی از دانش و آگاهی برخوردارند، حکومت کرده و امارت اسلامی تشکیل بدهد؟ یک روز پس از ورود داعش به موصل، اعضای آن، زنان شهر را به زور به ازدواج وادار کردند و صدها جوان عراقی را به طور جمعی کشتند.
مگر جامعه اسلامی و اهل تسنن این ها را می پذیرند؟ حتی اگر داعش با پول های سعودی و قطری و دزدی از بانک های عراقی بتواند به طور موقت خود را نشان دهد ولی سرانجام جامعه سنی عراق و سوریه آن را طرد میکنند.
قدرت داعش به دلیل پشتیبانی های معنوی و تدارکاتی جبهه آمریکایی- عربی- صهیونیستی است. بخش اندکی از جامعه سنی هم به داعش پناه داده اند که البته به نظر می رسد آنان از داعش ترسیده اند و دلشان با داعش نیست. داعش به راحتی مردم را ذبح می کند و هر کسی را که بیعت نکند، می کشد. این بلا را بر سر امام جماعت مسجد موصل و همچنین «جبهه النصره» و «ارتش آزاد سوریه» آوردند.
بخشی از ضعف کنونی عراق به جامعه سنی کوچکی در شمال و شمال غربی بغداد بازمی گردد که داعش توانسته است در آن نفوذ کند. البته بعثی ها نیز که سال ها بر عراق حکومت کردند در ایجاد این شرایط تاثیرگذارند و جامعه سنی را جهت می دهند.
اگر القاعده و داعش در عراق و سوریه مشغول نباشند از دیگر کشورهای عربی سر در میآورند. متاسفانه برخی مقامهای کشورهای منطقه همسو با جبهه آمریکایی- صهیونیستی حرکت میکنند و بقای تاج و تخت خود را در این می بینند.
آنان دوست ندارند حزب الله در برابر رژیم صهیونیستی به پیروزی دست یابد؛ چون آبروی حاکمان عرب نزد اعراب می رود. آنان دوست ندارند حماس نیز در غزه تقویت شود و از این رو، در غزه هم القاعده را نفوذ دادند تا به محور مقاومت فلسطینی ضربه بزنند.
به یقین هدف از تقویت القاعده، ضربه زدن به فلسطین و قدس و آرمانهای حضرت امام (ره) است. اکنون نیز در این شرایط و همزمان با روز جهانی قدس، القاعده تلاش میکند قدس و فلسطین را به حاشیه ببرد و ایران هراسی و شیعه هراسی را تقویت کند تا رژیم صهیونیستی بهره ببرد. این همان نکته ای است که مقام معظم رهبری فرمودند دشمنان ما این عناصر فریب خورده نیستند بلکه پشتیبانان آنان دشمن اصلی ما هستند.
در حقیقت میان آنها نوعی بازی سیاسی و تبلیغاتی در جریان است و نقشها را توزیع کرده اند. مواضع آنها با یکدیگر همسو است و با خرید زمان و فرصت دادن به تروریستها، در عراق اهداف خود را دنبال میکنند.
این کشورها نشستهاند ببینند فتوای مرجعیت و حرکت مردمی به کجا میرسد، آنگاه تصمیم بگیرند.
آنها دوست دارند دو طرف همدیگر را بکشند و ضعیف شوند و یک عراق ضعیف در کنار یک سوریه درگیر به جا بماند.اما همه دیدند اقتدار نوری مالکی نخست وزیر عراق به حکومت، ارتش و مردم سوریه در مبارزه با تروریسم کمک کرد و چهره ای قوی از عراق نشان داد. اگر عراق ضعیف شود، تروریست های منطقه بهره می برند.
آمریکا نیز حتی اگر نیروی خبره و مستشاران اطلاعاتی و نظامی به عراق بفرستد برای کمک به دولت و مجلس عراق نیست، بلکه برای جاسوسی و دستیابی به اطلاعات بیشتر برای برنامههای آینده خواهد بود .آمریکا در سوریه به تروریست ها کمک میکند تا بشار اسد مشغول باشد.
همین سیاست را در عراق دنبال میکند. شرط آمریکا برای کمک به دولت عراق و کم کردن شر تروریست ها این است که بعثی ها در قدرت شریک شوند. این موضوع خلاف قانون اساسی عراق و نظر مردم است ولی آمریکا این را می خواهد.
ایران هراسی، شیعه هراسی و سنی هراسی همه طرح های آمریکایی- صهیونیستی است و داعش نیز پول میگیرد و اهداف گوناگون خود را دنبال میکند. به یقین داعش وقتی موفق میشود که سنی و شیعه درگیر باشند و در غیر این صورت، همه انرژی خود را صرف نابودی رژیم صهیونیستی و مبارزه با طرح های استعماری میکرد. اگر مسلمانان همیشه با هم درگیر باشند نظام سلطه می تواند از آن سود ببرد. شعار جمهوری اسلامی ایران و فریاد حضرت امام (ره) نیز همین است که باید وحدت میان امت اسلامی حفظ شود.
داعش و القاعده برای همه بازیگران منطقه و فرامنطقه تهدید هستند. برخی کشورها فکر می کنند اگر داعش را با محور مقاومت مشغول سازند می توانند تهدید آن را برطرف کنند ولی این یک خطای راهبردی است.
داعش هم اینک سلاح به دست گرفته و به تدریج به فناوری تسلیحاتی هم دست مییابد و آن گاه منطقه و نظام بینالملل را دچار مشکل میسازد.
ویرانگری و بمبگذاری و عملیات انتحاری آسان است؛ به ویژه اینکه فتوای مفتیهای وهابی نیز به فراوانی یافت میشود. باید حکومتهای سوریه و عراق بدون تکیه بر کمک دیگران و فقط به کمک مرجعیت و مردم و با استفاده از ظرفیتهای داخلی، داعش را بیرون برانند. بطور قطع داعش قربانی میگیرد همچنان که از سوریها و لبنانیها گرفت ولی خون شهدای سوریه و لبنان بود که به ثمر نشست و جهان در برابر مقاومت سوریه و بقای بشار اسد تسلیم شد.
نخست وزیر عراق و مجلس و مردم این کشور نیز قاطعانه وارد مبارزه با داعش شده اند و این وحدت و انسجام داخلی، داعش را دچار مشکلات جدی در عراق می کند. عشایر هم باید همکاری کنند تا جامعه سنی متحد علیه تروریسم تشکیل شود زیرا داعش زندگی اهل تسنن را نیز به بازی گرفته است.
دور از ذهن است که اهل تسنن عراق اجازه دهند این اتفاق برای آنان هم رخ دهد. پس می توان نتیجه گرفت که پایگاه مردمی برای داعش سرنوشت ساز است و عشایر سنی و شیعه و کرد نباید اجازه دهند این گروه جایگاهی پیدا کند. یادآوری این نکته نیز خالی از لطف نیست که استان سنی نشین صلاح الدین عراق در انتخابات شوراهای استانی سال گذشته بیشترین مشارکت را داشت. این نشان می دهد دموکراسی در مناطق سنی نشین هم نهادینه شده است. بر همین پایه جایی برای داعش نمی ماند. سازمان ملل متحد هم باید در این راه به عراق کمک کند. جامعه بین المللی مسئول است و نباید اجازه دهد آمریکا و برخی طرفهای منطقهای و رژیم صهیونیستی با جان و مال مردم منطقه بازی کنند. تاریخ قضاوت خواهد کرد چه کسانی در روند مبارزه با تروریسم خیانت کردند.