تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۶۹۵۲۷
گفت‌وگو با جعفر حق پناه کارشناس مسائل عراق

جریان داعش از ادعا تا واقعیت

مریم سالاری – مقدمه: جغرافیای سیاسی عراق این روزها آبستن رخدادهای خشونت باری است که جریان افراط گرای داعش رقم زده است. گروهی تازه پاگرفته که با ادعای خلافت جدید اسلامی، سودای فتح بغداد را در سر می‌پروراند و در پیشروی برق آسا چند منطقه از نواحی سنی نشین عراق را به تصرف خود در آورده است. اتفاق مهم در آشوب خشونت بار عراق، تلاش اقلیم کرد برای استقلال بود که طی آن مسعود بارزانی، رهبر کردستان عراق پس از تسلط نیروهای پیشمرگ بر شهر کرکوک و جلوگیری از تسخیر آن توسط داعش، در رویه‌ای ناهمسو با دولت مالکی از فرا رسیدن موعد تعیین سرنوشت کردها سخن گفت و به پارلمان کردستان رفت. مسأله‌ای که با واکنش‌های مختلف داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی مواجه شد. درباره بحران عراق، سیاست‌های کج دار و مریز برخی جناح های کرد و تعامل تهران- اربیل با دکتر جعفر حق پناه‌؛ استادیار مطالعات خاورمیانه در دانشگاه تهران گفت‌و‌گو کردیم. حق پناه که سابقه حضور و تجربه مطالعاتی در مناطق کردنشین عراق را هم دارد براین باور است که با وجود واگرایی‌های پدید آمده به دلایل تاریخی کردها متحدان تاریخی شیعیان هستند و می‌توانند از عراق یکپارچه با مشارکت فراگیر همه طوایف سود ببرند؛ مشروح این گفت‌و‌گو در ادامه می‌آید؛

‌* چرا داعش برای شروع برنامه نظامی خود، منطقه سنی نشین را انتخاب کرد؟

‌** استان‌های غربی عراق که الان جولانگاه داعش محسوب می‌شوند، مشرف به مرز اردن و سوریه و جزو نواحی محل سکونت اعراب اهل سنت هستند شهرهایی مانند موصل، الانبار، فلوجه و رمادی بیشترین جمعیت اهل سنت عرب عراق را تشکیل داده‌اند بنابراین اگر با مناطق جنوبی و شمال مقایسه شود که اعراب و کردها هستند این منطقه استعداد بیشتری داشت که جریانی مانند داعش در آن شکل گیرد.

عراق خاستگاه سنتی و طبیعی برای جریان‌های رادیکال سلفی محسوب نمی‌شود. در طول تاریخ بر خلاف جزیرئ العرب یا شبه قاره هند و آفریقا یک جریان رادیکال مذهبی اهل سنت که خاستگاه داشته باشد در منطقه بین النهرین حضور نداشته است. حتی در آخرین سال‌های حکومت صدام وقتی قرار شد جریان‌های تندرو دینی برای ایجاد یک پایگاه اجتماعی میان مردم تقویت شود، عزت ابراهیم الدوری که معاون صدام بود تحت عنوان سیاست حملت الدینیه بسیاری از نیروهای تندرو و سلفی غیر عراقی را از کشورهای دیگر به عراق دعوت کرد که یکی از آن‌ها ابوموسی الزروقی بود که بعدها القاعده عراق را تشکیل داد. بنابراین در تحلیل شرایط موجود باید به عوامل دیگر پرداخت که لزوماً به جریان‌های افراطی مذهبی ربطی ندارد. در سطح اول باید به مطالبات مردم اهل سنت این منطقه توجه کرد. در دهه گذشته به دلیل استمرار بحران‌ها در عراق، دولت آقای مالکی، نتوانست با آن‌ها تعامل برقرار کند.

عامل دیگر را باید در سطح منطقه و تحولات سوریه و پشتیبانی خارجی از داعش بررسی کرد که به رشد و نمو این جریان‌ها در مناطقی که دچار خلأ حاکمیت بود کمک کرد.

حتی در دوره‌ای که امریکایی‌ها در قدرت بودند حداقل سیطره را بر منطقه سنی نشین عرب عراق داشتند و به همین دلیل بود که دیوید پترائوس در آن موقع از طریق تشکیل گردان‌های الصحوه و بیداری سعی کرد این مناطق را تا حدی آرام کند. عامل مهم دیگر آن است که این منطقه به طور طبیعی پایگاه اجتماعی جریان‌های ناسیونالیستی بعثی عراقی بوده است. موصل قلعه ناسیونالیسم عربی با روایت عراقی‌اش بود بسیاری از رهبران حزب بعث و ژنرال‌های ارتش عراق از موصل و عشایر یا از مناطق رمادی، فلوجه و تکریت برخاستند. بنابراین اعاده و احیای آن‌ها هم به تسهیل وضعیت کمک کرد. ما الان با جریانی طرف هستیم که صرفاً القاعده‌ای و صرفاً عراقی نیست و بخشی از گرایش‌های بعثی و مطالبات افراد ناراضی را نمایندگی می‌کند.

* در پیشروی داعش جریان‌های کردی رویه متناقضی با دولت مالکی در پیش گرفتند مگر کردنشینان بعد از سقوط صدام متحد دولت نبودند که براحتی از بغداد فاصله گرفتند؟

** روند تحولات سیاسی در بغداد به گونه‌ای بود که بر شدت واگرایی میان سه جریان اصلی عراقی افزود یعنی طی سال‌های گذشته هم اعراب اهل سنت بتدریج از دولت فاصله گرفتند و هم کردها و حتی بخش‌هایی از نیروهای شیعه هم به نوعی دچار انزوا و واگرایی از دولت شدند.

دلایل زیادی مطرح است که مهمترین آن‌ها به میزان کارآمدی دولت مالکی بر می‌گردد. در عراق هم  همانند همه دولت‌های رانتی و برخوردار از درآمد سرشار نفتی، فساد مالی گسترده‌ای به وجود آمد و با توجه به فقدان تجربه حکومتی گروه‌هایی که از سال 2003 به قدرت رسیدند بر شدت ناکارآمدی دولت افزوده شد و بسیاری از مطالبات مردم تأمین نشد همین طور گام‌های عمده‌ای برای ایجاد یک دولت فراگیر برداشته نشد مثلاً درخواست کردها اجرایی شدن ماده 140 و تعیین تکلیف مناطق مورد اختلاف بود که باید از طریق همه پرسی وضعیت‌شان مشخص می‌شد اما به جایی نرسید و مشمول مرور زمان شد و باعث شد که عملاً بر شدت واگرایی افزوده شود بحث تقسیم درآمدهای نفتی هم به مناقشه دامن زد و دولت در اوایل 2014 در اعتراض به فروش مستقلانه نفت مناطق کرد نشین، اقدام به قطع درآمد 17 درصدی از درآمدهای نفتی کرد. همچنین رفتن افراد میانه رویی مانند جلال طالبانی که نقش مؤثری در میانجیگری داشت این روند را تسریع کرد. بستر کلی این وضعیت از قبل فراهم بود زیرا در عراق هرگز یک هویت ملی مشترک وجود نداشته و فرایند دولت - ملت‌سازی با فشار از بالا صورت گرفته و وقتی این فشار برداشته شده نیروهای گریز از مرکز به سرعت مطالبات رادیکال خود را مطرح کردند.

* ابتدای بحران، اخبار ضد و نقیضی مبنی بر ورود پیشمرگ‌ها به جنگ منتشر شد اما خبرهای بعدی این بود که بارزانی مانع از درگیری ارتش کرد با داعش شده است. آیا به معنای این است که آن‌ها از ابتدا خواهان همراهی بودند و بعدها تغییر جهت دادند؟

** باید ابتدا یک فهم درست از موضوع داشته باشیم تا دچار تئوری توطئه نشویم سرعت پیشروی داعش به قدری سریع بود که به زعم برخی به تبانی و توطئه تلقی شد ولی در واقع داعش از چند ماه قبل در این مناطق فعال بود و کنترل مناطقی مانند فلوجه را از قبل در اختیار گرفته بود و توانسته بود خود را به عنوان نماینده مطالبات مردم و عشایر معرفی کند و این مناطق هم دچار نوعی خلأ قدرت شده بود در واقع منطقه موصل اساساً در اختیار نخبگان عرب اهل سنت بود اما در این وضعیت پیشمرگ‌های کرد به دلیل سازماندهی فرماندهی واحد خود این توان را داشتند که به سرعت وارد مناطق مورد اختلاف شوند. اما آنچه مانع از درگیری شد آن بود که گروه داعش که اولویت اصلی‌اش تصرف بغداد است، نمی‌خواست که همزمان با دو دشمن بجنگد حامیان خارجی داعش هم نخواستند چنین ریسکی کنند و اگرچه داعش در نهایت در دراز مدت تعارض ذاتی با حکومت اقلیم خواهد داشت اما تصور درگیری کردهای عراق را فعلاً باید منتفی دانست.

* بخشی از محافل منطقه نگران سناریوی تجزیه در پایان کشمکش عراق هستند واقعاً این سناریو احتمال وقوع دارد؟

** شاید بهتر است به جای چشم‌انداز به بررسی روند بپردازیم. روند موجود تشدید مناقشه را نشان می‌دهد به گونه‌ای که جنگ داخلی عراق بشدت فعلی باقی می‌ماند و ابعاد سیاسی تری می‌گیرد و همه بازیگران منطقه‌ای هم ناچارند که با این بحران تعیین تکلیف کنند. اما بعید است داعش بتواند بیش از این موفق به گرفتن سرزمین‌های بیشتری شود از طرفی دولت مالکی، ‌خود را بعد از آن غافلگیری و ضعف مفرط اولیه بازسازی کرده و الان پیشروی داعش متوقف شده و کردها اجازه پیشروی در محدوده خود را نمی‌دهند و از طرفی بعید هم هست که دولت عراق بزودی بتواند داعش را به طور کلی سرکوب کند و اگر توفیقاتی هم به دست آورد بسیار تدریجی، خونین و گام به گام خواهد بود بنابراین در یک دوره کوتاه مدت بهتر است به وضعیت فعلی توجه بیشتری کرد در این بین شاید عملاً تجزیه عراق رخ دهد. در بغداد نوعی بن‌بست سیاسی به وجود آمده و فرایند تشکیل دولت عملاً به مانع جدی خورده و دولتی به عنوان نماد حاکمیت مطلق نداریم و هر اتفاقی بیفتد که منویات کردها، اهل سنت و حتی بخشی از شیعیان در آن دیده نشود عملاً توافق روی کاغذ باقی می‌ماند. مشخص‌ترین وجه آن را در مناطق کردنشین که خواهان جدایی هستند می‌توان مشاهده کرد.

* تلاش ایران برای جلوگیری از گسترش این مناقشه چگونه بوده است؟ نتایج رفتن نیچروان بارزانی به تهران چه بوده است؟

** آقای بارزانی که نخست‌وزیر حکومت اقلیم است همان روزهای اول به ایران آمد بعد از آن هم تماس‌های زیادی بین مسئولان ایرانی و اقلیم کردستان وجود داشت و این رفت و آمدها امرتازه‌ای نیست. بین مقامات کردستان و ایران رابطه عمیق و دوستانه‌ای از اوایل دهه 60 و دوران جنگ شکل گرفته که می‌تواند به همزبانی و تفاهم بین طرفین درباره این بحران کمک کند. اگر مقداری زمان بگذرد و تهدید اولیه داعش مهار شود زمینه‌های تعامل بیشتری بین تهران و اربیل به وجود خواهد آمد.

هنوز با وجود واگرایی‌های پدید آمده به دلایل تاریخی کردها متحدان تاریخی شیعیان هستند و می‌توانند از عراق یکپارچه با مشارکت فراگیر همه طوایف سود ببرند. کردها در این صورت می‌توانند در برابر تهدید افراط‌گرایی از مزیت عراق یکپارچه استفاده کنند و هم بهره‌مندی اقتصادی از دولت مرکز عراق داشته باشند وهم در برابر مقاومت جریان‌های ناسیونالیستی و کارشکنی کشورهای عربی ضد کرد مورد حمایت قرار گیرند.

ایران هم ضمن حمایت از مطالبه همه طوایف از جمله کردها همچنان به عنوان متحد اصلی کردها محسوب می‌شود و خاطره همکاری استراتژیک آن‌ها در طول جنگ تحمیلی را از یاد نمی‌برند و کردها هم سابقه دوستی را فراموش نمی‌کند و همچنان محور ایرانی- کردی با توجه به پیوندهای تاریخی، فرهنگی و ژئوپولتیکی بر چارچوب همگرایی و تعامل در صورت ‌بندی امنیتی عراق و خاورمیانه باقی می‌ماند.

* یک دیدگاهی وجود دارد مبنی بر این‌که الان وضعیت عراق به گونه‌ای نگران‌کننده و تلخ است که ایران باید همکاری با امریکا را بپذیرد نظر شما چیست؟

** در امریکا سه دیدگاه درباره بحران عراق و تعامل با ایران وجود دارد. یک دیدگاه نوظهور می‌گوید ایران و امریکا از سوی جریان‌های رادیکالی مانند داعش تهدید مشترکی دارند و باید حتماً ولو به صورت موردی و موضوعی همکاری‌هایی میان دو کشور شروع شود که می‌تواند مبنایی برای رفع مشکلات بین دو کشور باشد. دیدگاه دیگر می‌گوید اساساً ایران به طور غیرمستقیم عامل ایجاد داعش بوده و با حمایت از دولت مالکی و فرقه‌گرایی بستر داعش را فراهم کرده بنابراین امریکا به هیچ وجه نباید با ایران همکاری کند ضمن این‌که این دیدگاه معتقد است، ایران قابل اعتماد نیست. دیدگاه سوم هم قائل به منع همکاری با ایران است اما معتقد است در ادامه، داعش تهدیدات بیشتری متوجه ایران خواهد کرد و تهدیدی مستقیم از ناحیه داعش برای امریکا متصور نیست و نیازی نیست امریکا خود را درگیر این مسأله کند پس بهتر است بقیه، هزینه‌های آن را بپردازند.

از سوی دیگر در ایران نیز سه دیدگاه در خصوص نقش امریکا مطرح است یک دیدگاه بر این باور است که داعش تهدید مستقیم برای هر دو کشور است و می‌توان اقدامی مشترک حتی محدود انجام داد؛ دیدگاه دیگر معتقد است ایران به تنهایی می‌تواند از طریق دولت مالکی و گروه‌های شیعه و مرجعیت و همچنین همراهی کردها بحران را مهار کند بنابراین همکاری با امریکا اولویت ندارد مگر این‌که در الگوی سود و زیان محاسبه شود و بررسی کند که این همکاری چقدر به صرفه است.

دیدگاه سوم می‌گوید اساساً داعش دست پروده امریکاست و همه اقدامات داعش را محصول اقدام امریکا می‌داند بنابراین باید طیفی از این دیدگاه‌ها را تقاطع دهیم اما تروریسم و افراطی گری با توجه به تجربه القاعده و طالبان، نهایتاً خیلی از بازیگرانی که منافع ناهمخوان دارند را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد حتی ایران و عربستان را، زیرا در نهایت تهدید داعش بیش از ایران متوجه عربستان خواهد شد. موضوع دیگر تسری بحران است یعنی بحران عراق به سرعت از موضوعی داخلی ابعاد منطقه‌ای یافته و از این جهت هم می‌تواند تهدید مستقیم برای این سایر کشورها باشد پس زمینه همکاری به صورت محدود و موردی بین ایران و سایر کشورها وجود دارد ولو به سطح همکاری‌های مستقیم و نظامی نرسد.

* امریکایی‌ها مدعی‌اند که ایران مستقیماً در جنگ داخلی عراق شرکت دارد

** بله، این دیدگاه در بین آنها وجود دارد اما این ادعای آنهاست ضمن این‌که امریکایی‌ها نیز کمک‌هایی را به صورت محدود انجام می‌دهند.

* اما این دخالتها کجدار و مریز بوده یعنی ابتدا در چند مانور سیاسی جان کری به عراق رفت و آمد کرد و دولت امریکا هواپیماهای بدون سرنشین فرستاد آیا می‌توان گفت الان امریکا در معرکه جنگ حضور دارد؟

** داعش خاستگاه‌های چندگانه‌ای دارد باید دید که ایران، امریکا یا سایر بازیگران، مخالف کدام وجه از جریان داعش است. دیدگاهی معتقد است داعش جریان ساخته و پرداخته غرب و امریکا است که آمده فرقه‌گرایی و جنگ شیعه و سنی را دامن بزند. این دیدگاه مستنداتی هم دارد، زیرا بخشی از آنچه در عراق رخ می‌دهد تلاش برای جنگ شیعه و سنی است اما تقلیل تحلیل بحران عراق به این فاکتور غیر واقعی است زیرا باید پذیرفت بخش عمده‌ای از مردم اهل سنت و عشایر عراق که کمتر سیاسی هستند هم با این روند همکاری کرده‌اند و باید دید که چطور این جریان توانسته خود را به عنوان نماینده عشایر نشان دهد و پایگاه اجتماعی کسب کند بخشی هم جریان‌های ناسیونالیستی و بعثی هستند که اکنون این جریان را مدیریت می‌کنند.

دیدگاهی هم هست که می‌گوید داعش ادامه القاعده است و به همین دلیل بحران عراق، یک جنگ مذهبی است در حالی که به نظر می‌رسد در غرب عراق همه این گروه‌ها فعال هستند بخشی وابسته به نیروهای القاعده و بخشی مرتبط با نیروهای خارجی و بخشی هم همان عشایر عراقی هستند حالا باید دید ایران و امریکا با کدام یک از این جریان‌ها مخالف هستند بنابراین باید پیچیدگی صحنه سیاسی عراق را که به دوری و نزدیکی ایران و امریکا می‌انجامد مد نظر قرار داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات