انگیزشهای فناورانه
موشکهای بالستیک
سرعت یکی از عناصر مهم برتری نظامی است که به ویژه در موشکها، به خصوص موشکهای بالستیک برتری ویژهای نسبت به هواپیما دارد و ممکن است مدت زمان زیادی طول بکشد تا به اهداف در عمق سرزمین دشمن در مراحل آغازین یک حملۀ غافلگیرانه یا ضربۀ نخست برسد.
یک تجربۀ عملی تفاوت میان هواپیما و موشک بالستیک میتواند از تجربۀ عراق در زمان جنگ اول خلیج فارس، هنگامی که عراق هواپیماهای جنگنده بمبافکن میراژ اف-1 خود را برای بمباران تهران به کار گرفت، برگرفته شود. در آن زمان، هواپیماها به ناچار باید، حدود 650 کیلومتر را از پایگاههای خود تا هدف طی میکردند؛ سفری که حدوداً 45 دقیقه طول میکشید، این در حالی بود که موشکهای عراقی الحسین، این مسیر را تنها ظرف هفت تا هشت دقیقه طی میکردند.
نفوذ مطمئن همواره، یکی از ویژگیهای مهم موشکهای بالستیک بوده است. کیفیت فزایندۀ سیستمهای دفاع هوایی استفاده از هواپیما را از نظر مادی و انسانی دشوارتر و پرهزینهتر کرده است. وجود سیستمهای دفاع هوایی به استفاده از هواپیماهای بسیار پیشرفتهتر از نظر جنگندگی و نحوۀ هدفگیری بمبها نیاز دارد، به گونهای که سیستمهای عملیاتی و حفظ خود و همین طور تعداد بیشتر سورتی پرواز که مستلزم آنهاست، در وضعیت برتری قرار گرفته باشد.
از طرف دیگر، میزان تأثیرگذاری سیستمهای دفاعی موشکی، به ویژه در رویارویی با حملات انبوه مورد تردید است. ارزیابیهای توان عملیاتی موشکهای پاتریوت در اسرائیل و عربستان سعودی در زمان جنگ خلیج فارس میزان موفقیت متفاوتی بین 40 تا 80 درصد را داشته است؛ موضوعی که به مطالعۀ بیشتر نیاز دارد. هرچند ویژگیهای مختلف تکنولوژیک و عملیاتی در راستای تعیین میزان تأثیرگذاری نظامی موشکها با یکدیگر تعامل دارند، اما اهمیت ویژۀ آنها از نظر برد، دقت و نوع کلاهک آنهاست.
اهمیت برد یک موشک بالستیک به صحنۀ عملیات و وظایفی بستگی دارد که برای آن موضعگیری و صفآرایی شده است.
شلیک یک موشک بالستیک با برد سیصد کیلومتر مانند موشک اسکاد ـ بی از سوریه، میتواند به راهبردیترین اهداف در اسرائیل برسد. این در حالی است که شلیک آن از پاکستان نمیتواند بیشتر اهداف عمدۀ راهبردی در هند را که بیش از سیصد کیلومتر با مرز پاکستان فاصله دارند، هدف قرار دهد. افزون بر این، برد بیشتر، محدودۀ قلمرو هدفگیری شده را افزایش میدهد؛ موضوعی که به نوبۀ خود، گسترۀ جغرافیایی درگیری را گسترش میدهد.
در ارتباط با دقت جنگندهها و بمبافکنهای مدرن مجهز به سلاحهایی با سیستمهای پیشرفته پرتابکننده امکان افزایش دقت در پرتاب بمبهای متعارف را حتی با دقتی بیشتر از سلاحهای دقیق هدایتشونده و موشکهای بالستیک فراهم کرده است. به رغم آنکه دسترسی به چنین دقت بالایی در موشکهای بالستیک، به ویژه آنهایی که در اختیار بسیاری از کشورهای در حال توسعه است، هنوز هم دشوار به نظر میرسد، اما این اندیشه مهم است که دقت موشکهای بالستیک با توجه به هدف و ماهیت کلاهک ارزیابی میشود.
اهداف موشکهای بالستیک هنوز هم بیشتر اهداف منطقهای، مانند شهرها و تأسیسات بزرگ نظامی تا نقاط دقیق را شامل میشوند، هرچند پیشرفت دقت در سیستمهای هدایتشونده میتواند به تدریج، این واقعیت را متحول کند. ادبیات تخصصی در مورد تأثیر بسزای موشکهای بالستیک در پرتاب سلاحهای هستهای توافق دارند، همانگونه که در مورد ماهیت کلاهکها نیز این چنین است. همچنین، در سطح پایینتری، عوامل شیمیایی و بیولوژیک که با موانع تکنولوژیکی کاملتری به همراه رهاسازی و پراکنش و غیره روبهرو میباشند، قرار دارند. با وجود این ظرفیت تخریبی موشکهای بالستیک متعارف را نمیتوان نادیده گرفت. موشکهایی که در جنگ عراق و ایران به بغداد و تهران شلیک شدند، خسارتهای سنگینی را به خیابانها، فروشگاهها، خانهها و ساختمانهای بلندمرتبه وارد آوردند و بسیاری از آنها را ویران کردند. افزون بر این، موشکهای بالستیک مرگباریتری میتوانند با کلاهکهای مخربتر و مواد منفجرۀ ترکیبی از سوخت ـ هوا(1) ساخته شوند.
موشکهای کروز
موشکهای کروز بیشتر در سرعت بالای مادون صوت(2) عمل میکنند. در حالی که ممکن است برخی از آنها با سرعت صد کیلومتر در ساعت پرواز کنند، برخی دیگر تا سه برابر این سرعت دارند.
برد موشکهای کروز ممکن است کمتر از صد کیلومتر باشد، اما در برخی از موارد ممکن است همانند موشکهای روسی SSN-21 و موشکهای آمریکایی AGM-129A، به سه هزار کیلومتر نیز برسد. موشکی که از این نمونه بیشتر به کار گرفته شده است، موشک کروز تام و هاوک میباشد که برد نهایی آن 1650 کیلومتر است.
دقت بسیار بالا یکی از مزیتهای عمدۀ موشکهای کروز است که در جریان به کارگیری سیستمهای هدایت پیشرفته به دست آمده است. ده سال پیش، زمانی که موشکهای کروز تام و هاوک از نوع بلوک 2 در جنگ خلیج فارس علیه عراق به کار گرفته شد، تخمین زده میشد که احتمال خطای شش متری داشته باشند. این اختلاف احتمالاً، طی دهۀ گذشته، با معرفی بلوک 3 این موشکها در سال 1994 که مزیت سیستم کمکی جهتیاب جغرافیایی دارد، مرتفع شده و با معرفی بلوک 4 آن در سال 2003 بهبود بیشتری یافته است. کاربرد مؤثر موشکهای کروز تام و هاوک از سوی ایالات متحده علیه سودان و افغانستان در تابستان سال 1998 و نیز از سوی ناتو در نبرد کوزوو نشان داد که چگونه میتوان با موشکهای کروز ضربات قاطع و سهمگینی را بر اهداف وارد کرد.
مزیت منحصر به فرد موشکهای کروز مدرن توانایی انهدام دفاع هوایی از طریق پرواز در ارتفاع بسیار پایین در حد بیست متر بالاتر از سطح زمین یا دریا و پنجاه متر بالای سطوح ناهموار و در برخی از موارد، با سرعتی بالاتر از سرعت صوت است، آنها قابلیت برنامهریزی برای پرواز در اطراف دفاع هوایی را دارند، در طراحی آنها، میتوان از فناوری استیلث استفاده کرد، رادار کوچک آنها با رادارهای جنگنده و بمبافکنها به خوبی قابل مقایسه و کشف، ردیابی و نابودسازی آنها از سوی سیستمهای دفاع هوایی موجود و پدافندهای SAM بسیار مشکل است.
هنگامی که عوامل شیمیایی و بیولوژیک در آسمان و در ارتفاع پایین و با سرعت نسبتاً پایینی رها شوند، بیشترین تأثیر را دارند. به همین دلیل، دانش فنی رهاسازی و پخش، برتری را موجب میشود و باید به همراه موشکهای بالستیک باشد. از آنجا که موشکهای کروز میتوانند در ارتفاع پایین و سرعت کم پرواز کنند، تناسب خوب و ویژهای در پرتاب سلاحهای شیمیایی و بیولوژیک و همچنین، پرتاب سلاحهای هستهای دارند، بدون اینکه هزینۀ موشکهای بالستیک را تحمیل کنند.
به نظر میرسد دقت و تأثیر موشکهای کروز که طی جنگ دهۀ 90 علیه عراق و در درگیری کوزوو اثبات شد و تناسب آنها برای تنوعی از راهبردها و نقشهای عملیاتی، مانند افزایش میزان تأثیرگذاری هواپیما، آنها را به منزلۀ هواپیمای آینده در حدی بالاتر از هواپیماهای بالستیک قرار داده باشد. تجربۀ دهۀ 90 جنگ خلیج فارس، ضربات علیه کارخانه داروسازی سودان در خارطوم، مخفیگاههای بنلادن در افغانستان و نبرد کوزوو این امر را به اثبات میرساند.
انگیزشهای نظامی ـ راهبردی
موشک میتواند نقشهای نظامی و راهبردی را از دیگر انواع سلاحها بهتر ایفا کند. موشکهای بالستیک با سرعتهای بالا عبور میکنند و میتوانند در شب و در شرایط نامساعد دید و آب و هوا پرتاب شوند و در مدت کوتاهی، به اهدافی که اهمیت راهبردی دارند، مانند پایگاههای هوایی و سایتهای دفاع هوایی و پستهای فرماندهی و کنترل که از خطوط مقدم جبهه فاصله دارند، برسند. همچنین، میتوانند به صورت عملیاتی، علیه نیروهای زمینی دشمن به کار گرفته شوند، همان گونه که در جنگ سال 1973 در سینا علیه نیروهای اسرائیلی مورد استفاده قرار گرفتند. افزون بر این میتوانند در سطح بالایی علیه شهرها به کار گرفته شوند. در جنگ سال 1988 شهرها، حدود 190موشک عراقی (اسکاد ـ بی و الحسین) علیه شهرهای ایران و در مقابل، حدود نود تا صد موشک (اسکاد – بی) به بغداد شلیک شد. این حملات تمام آبادیهای شهرها را ویران کرد و جان هزاران شهروند بیگناه را گرفت و جمعیت در خور توجهی از شهروندان تهرانی را به ترک این شهر وادار کرد.
هرچند گفته میشود کاربرد موشکهای بالستیک در جنگ عراق و ایران برای هیچ یک از دو طرف درگیر دستاورد مستقیم نظامیای نداشته است و بدین ترتیب، به تأثیرگذاری نظامی موشکهای متعارف بالستیک خدشه وارد میشود، اما این امر دو نتیجۀ مستقیم با اهمیت داشته است که باید مورد توجه قرار گیرند:
1) تأثیر روانشناختی کاربرد موشک بالستیک در جنگ شهرها که جو یأس و نومیدی و خستگی حاکم بر دو کشور را به ویژه برای ایران تشدید کرده بود.
2) کاربرد موشکهای بالستیک در جنگ نقش برجستهای به این موشکها در برنامههای نوسازی ایران و عراق داد و به دنبال آن، خطمشیها و سیاستهای تشویقی دستیابی و بومیسازی توسعۀ این موشکها را در دو کشور موجب شد؛ موضوعی که احتمالاً، از این به بعد، در راهبردهای نظامی مربوط، نقش مهمتری را به این موشکها خواهد بخشید.
جنگ سال 1990-1991 نخستین آزمایش جنگی نسل جدید موشکهای کروز بود که در دهۀ 90، توسعه یافت. پس از جنگ، پنتاگون رسماً گزارش داد که 288 فروند موشک تام هاوک بلوک 2 در جنگ پرتاب شد. ارزیابی پنتاگون از کارکرد این موشکها بسیار موفقیتآمیز و بنا بر دلایلی، ارزشمند بود که از آن جمله میتوان به استفاده از آنها در شرایط نامناسب جوی اشاره کرد، که در به کارگیری دیگر سلاحها محدودیت وجود دارد. ضمن آنکه حمله در روز را نیز بدون به خطر افتادن جان خلبانان امکانپذیر میکنند. در واقع، برنامه سلطۀ هوایی که مستلزم حملات شبانه به بغداد با بمبافکنهای استیلث بود، روزها با موشکهای TLAM انجام میشد و بدین ترتیب، حملات شبانهروزی به پایتخت عراق تضمین میگردید؛ بنابراین، کارکرد بسیار موفقیتآمیز موشکهای کروز تام و هاوک در جنگ خلیج فارس به توسل فزاینده به آنها منجر شد، طوری که در ماههای ژانویه و ژوئن سال 1993، به ترتیب 45 و 23 فروند موشک TLAM به عراق شلیک شد، در حالی که 400 فروند دیگر در عملیات روباه صحرا در سال 1998 و 100 فروند موشک تام و هاوک نیز برای حمله به اهدافی در افغانستان و سودان در ماه آگوست سال 1998 به کار گرفته شد و همین اواخر نیز گزارش گردید که از 238 فروند موشک در سال 1999 در درگیری کوزوو استفاده شده است.
همین موفقیت مستقیماً، بر انگیزش و تسریع توسعه و پیشرفت بلوک 3 تام و هاوک اثر گذاشته است. این موشک کلاهکی دارد که 30 درصد از پتانسیل پیشین خود مخربتر، دارای برد بیشتر و دقت بالاتری متناسب با کاربری فناوری جهتیاب جغرافیایی است. موشک TLAM پیشرفتۀ بلوک 4 برای برآورد خسارتهای جنگ و هدفگیری مجدد پرواز در نیروی دریایی ایالات متحده در سال 2003 به خدمت گرفته شد.
تأثیر بازدارندگی
ارزش بازدارندگی موشکها از کلاهکهایی که حمل میکنند و نیز از این حقیقت که دفاعهای هوایی متعارف آنها را مشکلتر از کشف و منهدم میکنند، نشئت میگیرد.
در ارتباط با کلاهک، ارزش موشک بالستیک بیشتر در مجهز بودن آن به سلاحهای هستهای است. آرون کارپ(3) در کتاب اشاعه موشک بالستیک(4) تأکید میکند که بلافاصله، پس از انتشار خبر فرو ریختن بمب بر فراز هیروشیما، پیوند راکت و بمب اتمی، نه تنها در ذهن عامه، بلکه در اندیشۀ دفاعی حرفهای نیز تکمیل شد.
ارزش به کارگیری موشکهای بالستیک در پرتاب سلاحهای هستهای، به ویژه در مورد موشکهای دوربرد، آنجا مشهود است که سلاحهای هستهای، بیدقتی اجتنابناپذیر، اما محدود موشکها را جبران میکنند. باید یادآور شد که موشکهای بالستیک با برد کمتر، مانند موشکهای اسرائیلی جریکو(5) و موشکهای هندی آگنی(6) نیز توانایی پرتاب سلاحهای هستهای با دقت بالاتر را دارند.
موشکهای کروز همچنین میتوانند کلاهک هستهای را نیز پرتاب کنند. تأثیر اثبات شدۀ موشکهای کروز میتواند همان انگیزۀ پنهان اسرائیل مبنی بر درخواست سه زیردریایی مدرن کلاس دلفین به همراه سکوی پرتاب اژدر مناسب پرتاب موشکهای دوربرد کروز توربو دارای قابلیت حمل کلاهکهای هستهای، از آلمان باشد که توانایی وارد آوردن ضربۀ دوم را به اسرائیل میبخشند. طبق گزارشها، این موشکها به طور آزمایشی، در اقیانوس هند، نزدیک سریلانکا پرتاب شده و از فاصله 1500 کیلومتری، به اهداف خود اصابت کردهاند.
اما فایده و تأثیرگذاری موشکهای کروز را حتی زمانی که با کلاهکهای متعارف مسلح شده باشند، نمیتوان نادیده گرفت. درگیری کوزوو نمونهای عالی از این دست میباشد. در کل، طی عملیات نیروهای ائتلاف، 238 موشک تام و هاوک بلوک 3 شلیک شد. میزان موفقیت اصابت به هدف موشکها به رغم دفاع شدید از اهداف و وضعیت نامساعد جوی که مانع از ضربات هوایی از سوی هواپیماهای سرنشیندار میشد، 85 درصد گزارش شد. موشکهای تام هاوک بلوک 3 نسبت به موشکهای بلوک 2، که در جنگ 1991 علیه عراق به کار گرفته شده بود، دقت هدفگیری بیشتری داشت. افزون بر این، ضربات علیه دفتر مرکزی حزب سوسیالیست و ساختمان تلویزیون در بلگراد به سوی طبقات ویژهای نشانه گرفته شده بود که شانس سرایت آتش در ساختمانها را افزایش میداد طوری که در اثر این حمله، ساختمان تلویزیون به مدت سه روز در آتش میسوخت.
این هدفگیری مبتنی بر تأثیر، که به طرز موفقیتآمیزی، در حمله به ساختمان تلویزیون به کار رفت، یکی از عناصر مهم حاکم بر گفتمان ضرورتها و لوازم سلاحهای آینده و مفاهیم عملیاتی در تأسیس ارتش ایالات متحده و دیگر کشورهای دارندۀ این تواناییهای موشکی کروز خواهد بود. این تجربه حقیقتاً به انطباق و توجیه طرحها و برنامههای توسعه و استقرار موشکهای تاکتیکی تام و هاوک بلوک 4 و نسلهای آیندۀ آن که بسیار مرگبار و دقیق خواهند بود، کمک شایانی کرده است.
درگیری کوزوو با انبوه توان و موشکهای هوایی که در آن به کار گرفته شده بود، متضمن هشداری برای دیگر کشورهاست مبنی بر اینکه آنها توانایی پاسخ به تواناییهای ایالات متحده و دیگر همپیمانانش در ناتو را که میتواند در درگیریهای آینده علیه آنان به کار گرفته شود، در اختیار ندارند. از طرفی، این درگیری نمونهای از اجبار یا تحمیل به منزلۀ انگیزهای برای استمرار و بهینهسازی موشکهای کروز از سوی آن دسته از دولتهایی است که این توانایی را دارند و از طرف دیگر، عامل بازدارندهای در برابر کشورهایی است که شاید روزی قصد داشته باشند اقدام خصمانهای را علیه ناتو یا یکی از اعضای آن انجام دهند. در عین حال، میتواند انگیزۀ خوبی برای دستیابی بدین موشکها و فناوری مربوط بدانها از سوی کشورهایی باشد که هنوز به این موشک دست نیافتهاند.
انگیزههای سیاسی
ارزش فناورانه، نظامی و راهبردی این موشکها را نه در خلأ، بلکه باید در متن نگرانیهای سیاسی و امنیتی و مناطق و پیمانهای مختلف مورد توجه قرار داد.
در جنوب آسیا، وضعیت بیثباتی پایداری به دلیل منازعۀ شدید میان هند و پاکستان در اثر اختلافات قومی و مذهبی، اهداف نظامی و وسعت سرزمینی، جمعیت و نیروهای مسلح وجود دارد. افزون بر این، هندوستان خود را به مثابۀ قدرتی منطقهای همسنگ چین میداند و قصد دارد تا ارتش خود را تا آن حد تقویت کند. مسئلۀ گسترش موشکی در منطقه باید از تمام ابعاد و همچنین، تواناییهای مربوط به سلاحهای هستهای این سه کشور نگریسته شود.
در نیمکرۀ شمالی، شکاف سیاسی و ایدئولوژیکی که به مدت چند دهه، میان شرق و غرب و گرایشهای امنیتی آنان حاکم بوده است، مسابقهای تسلیحاتی را در زمینۀ سلاحهای هستهای و متعارف برافروخته است. باید یادآور شد که توسعه و بهینهسازی موشکها در یک وسیله مؤثر پرتاب از سوی هر دو بلوک شرق و غرب محصول همین محیط بود.
کشورهای ناتو چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی، در جنگهایی ورای صحنۀ عملیاتی مورد توافق و پذیرفته شدۀ این پیمان درگیرند. در چنین درگیریهایی (خواه کوزوو و یا عراق)، از دست رفتن جان سربازان ناتو هزینۀ سیاسی و اجتماعی هنگفتی برای جبهه داخلی دربردارد؛ بنابراین، ارتش ناتو تعداد بیشتری از موشکهای کروز را برای کاهش هر چه بیشتر تلفات انسانی به کار خواهد گرفت.
در برخی از موارد، صرف ملاحظات سیاسی میتواند انگیزۀ اولیه برای دستیابی به موشک باشد. خرید شصت فروند موشک بالستیک css-2 از سوی عربستان سعودی در سال 1988 از چین نمونۀ بارز این امر است. در واقع، در آن زمان، وقوع جنگ ایران و عراق و نیز تواناییهای موشکی دیگر کشورهای همسایه باعث شده بود تا عربستان دفاع موشکی را نادیده نگیرد.
موشکهای css-2 با احتمال خطای دو هزار متر از نظر دقت، جایگاه مناسبی ندارند. به نظر میرسد که بدون داشتن توان کلاهک هستهای برای جبران این عدم دقت، ارزش نظامی واقعی این موشکها بیشتر محدود بوده است. همچنین، به نظر میرسد که برد و حداکثر توان حمل بار این موشکها کمترین مزیت را برای عربستان داشته باشد؛ چرا که این کشور از پیش، جنگنده بمبافکنهای اف-15و تورنادو را در اختیار داشت که میتوانستند در عمق سرزمینهای دشمن نفوذ کنند و خسارتهای در خور توجهی را بدان وارد آورند. با وجود این، عوامل مزبور مانع از تلاش عربستان برای دستیابی به این موشکها نشدند.
پرستیژ هم میتواند انگیزهای برای دستیابی به موشک یا فناوری موشکی باشد، اما به نظر میرسد که اعتبار آن از نظر تاریخی و جغرافیایی، به موارد معدودی محدود باشد. در این میان، شاید لیبی آخرین دولتی است که به دنبال دستیابی به توان موشکی میباشد.