یک عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: اگر تنها یک دهم آنچه دولت قبل از سوی صدا و سیما روحانیت و مسئولان حمایت میشد، این دولت نیز از حمایتها برخوردار شود، آن وقت میتواند 10 برابر کار کند. آیتالله هاشم هاشمزاده هریسی با بیان این که مقام معظم رهبری بارها با صراحت و قاطعیت دولت یازدهم را تایید کردهاند افزود: چنانکه در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری با ایشان نیز همین موضع را تکرار کردند و حتی گفتند که "من اطلاع دارم کارهای خوبی در دولت انجام شده است." به این ترتیب ایشان طی این سخنان هم دولت را تایید کردند و هم کارها و سیاستهای دولت را. هر چند طبیعتا هیچگاه تایید معنای مطلق ندارد و به آن معنا نیست که دولت هیچ ضعف و کاستی ندارد اما به هر حال برداشت کلی از سخنان رهبری میتوانست این باشد که ایشان اقدامات دولت را تایید میکنند. به گزارش ایسنا وی افزود: حال این که بعد از سخنان مقام معظم رهبری عدهای بیایند و دولت را تضعیف کنند یا مجموعه دولت یا بخشهایی از آن را متهم به خیانت کنند، مسلم است که اقدامشان با اظهارات رهبری تناسب نخواهد داشت، زیرا این دولت از رهبر معظم انقلاب حکم تنفیذ گرفته است و همین که دولتی حکم تنفیذ بگیرد. به معنای آن است که رهبر به آن اعتماد کرده است و حال میبینیم که علاوه بر این اعتماد چندین بار بر تایید دولت تاکید کردهاند.
وظیفه همه آحاد ملت، مخصوصاً روحانیت حمایت از دولت است
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: وظیفه همه آحاد ملت، مخصوصاً روحانیت، حوزههای علمیه و گروههای سیاسی و هر کس که نظام اسلامی و قانون اساسی را پیروی میکند، این است که از موضع رهبری نظام در قبال دولت تبعیت کند. یعنی دولت را حمایت کند و از تضعیف آن بپرهیزد اما این به معنای آن نیست که اگر تذکری لازم بود از بیان آن صرفنظر شود. هر چند لازم است اگر تذکری لازم بود با زبان تایید و حمایت مطرح شود و نقد تخریبی نباشد؛
بلکه خیرخواهانه باشد. وی ادامه داد: افراد جامعه به خوبی متوجه میشوند که چه کسی با چه نیتی دارد انتقاد میکند و خصومت، کارشکنی یا اعتراض پشت کدام انتقاد پنهان شده است و کدام انتقاد خیرخواهانه است. همان طور که نیت کسی که در پی تقویت دولت است هم در نحوه بیان انتقادش مشخص است.
مواضع رهبر معظم انقلاب نسبت به دولت مخصوصاً برای کسانی که ادعای تبعیت از رهبری و ولایتمداری دارند، بهانهای باقی نمیگذارد تا از یک طرف این ادعا را مطرح کنند و از طرف دیگر سخنان رهبری را زیر پا بگذارند.
وی با اشاره به حرفهای افرادی که بیان میکنند سخنان رهبری در حمایت از دولت سخنانی از سر مصلحت است و الزامآور نیست افزود: این موضع کسانی است که در دل مرضی دارند. کسانی که خصومت و غرض دارند این تاییدها را بر نمیتابند. حتی شاید موضعشان این باشد که این تاییدها نباید مطرح شود. در صورتی که مقام معظم رهبری نه تنها با کسی رو دربایستی ندارند، بلکه صراحت و صداقت دارند. اگر نخواهند دولت را تایید کنند چنین سخنانی را بر زبان نمیآورند و ظاهرسازی نمیکنند. این توجیه خوبی برای تخریب دولت نیست. هر چند همیشه راه بیان نقد با زبان خیرخواهانه و در جهت اصلاح امور باز است.
دلایل حمایتهای مکرر رهبری از دولت
هاشمزاده هریسی در تبیین دلایل تایید و حمایت مکرر مقام معظم رهبری از دولت در بیانات خود به مناسبتهای مختلف افزود: نخستین دلیل رایی است که مردم در 22 خرداد سال 92 در صندوق رای ریختند و مقام معظم رهبری حکم رئیسجمهوری منتخب مردم را تنفیذ کردهاند. دلیل دیگر اشرافی است که ایشان بر مشکلات موجود بر سر راه دولت دارند. میدانیم که دولت با چه مشکلات اقتصادی دست و پنچه نرم میکند و در عین حال سعی دارد از اقرار گرفتن بار این مشکلات بر دوش مردم کم کند.
دولت از یک سو باید با تورم و رکود بجنگد و از دیگر سو باید در سنگر هستهای ایستادگی کند. طبیعتا اگر در این شرایط کسانی هم دولت را تخریب و تضعیف کنند، مسلم است که دولت نخواهد توانست پیروز این کارزارها باشد. این مسئلهای است که مقام معظم رهبری بر آن اشراف دارد و بر این اساس است که از روحانیت، جناحهای سیاسی و مسئولان سایر قوا میخواهند که به حمایت از دولت بپردازند. وی افزود: وجه دیگر این حمایت آن است که از دولتی که از همه حمایتهای لازم برخوردار شده است، میتوان مسئولیت خواست و تنها اگر با وجود همه حمایتها از عهده مسئولیتش برنیامد، آن را ملامت کرد.
ببینید ما دولت گذشته را از آن جهت ملامت میکنیم که از همه حمایتها و حتی حمایت مطلق برخوردار بود، اما از عهد مسئولیت چنان که باید بر نیامد. حال آنکه اگر دولتی از تخریب و تضعیف کنیم و آن دولت نتواند کار پیش ببرد، جای ملامتی باقی نمیماند. از همین منظر است که مقام معظم رهبری بر تایید دولت و لزوم حمایت از آن تاکید میکنند، زیرا تنها در صورت تحقق این امر است که میشود از دولت مسئولیت خواست و دولت را در قبال مسئولیتش باز خواست کرد و این یک رابطه عقلی است.
فضای کلی خبرگان مخالف دولت نیست
عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان این که فضای کلی خبرگان را مخالف دولت ندیدم افزود: البته بعضیها حمایت مشخصی از دولت داشتند و برخی دیگر اصلا در این وادی صحبتی نکردند، اما ساز مخالفی در مجلس خبرگان شنیده نشد. البته کسی هم حمایت تند و تیزی از دولت نکرد. به نظرم موضع کلی نشاندهنده این بود که عملکرد دولت یازدهم از نظر خبرگان قابل قبول بوده است. وی با بیان این که ما در جامعهمان دو سطح از رهبری داریم افزود:
نخست مقام معظم رهبری که در جایگاه ولیفقیه رهبری نظام را برعهده دارند و دیگر روحانیت که رهبری عام جامعه را برعهده دارند. این است که در صورت کارایی نظام این روحانیت است که اقتدار پیدا میکند و در اثر آن دینی که مورد تبلیغ روحانیت است، اقتدار پیدا میکند، بنابراین روحانیت در کمک به دولت به دنبال هدفی از جنس تقویت دین و اعتلای معنویت و تقوا است.
روحانیون پشت تریبونهای نماز جمعه بر اقتدار دولت بیفزایند
وی گفت: روحانیون همان طور که در منابر خود و در پشت تریبونهای نماز جمعه و جماعت از دین سخن میگویند باید با سخنانشان بر اقتدار دولت نیز بیفزایند و زمینه تقویت دین، انقلاب و نظام را فراهم کنند. علاوه بر آنکه قرار داشتن یک فرد روحانی در راس دولت قاعدتا باید بر انگیزههای ملی و اسلامی روحانیت برای کمک به دولت بیفزاید. همچنین تذکر و انتقاد روحانیت نسبت به برخی کاستیهای دولتی در هنگامی بیشتر و بهتر شنیده میشود که پیش از آن در جهت تقویت و حمایت آن گام برداشته باشد.
روحانیت باید کارهای خوب دولت را تایید کند، خوشبینی القا کند و با جلوگیری از تخریبها محبت مردم را نسبت به دولت افزایش دهند، آنگاه هر وقت اشکالی وجود داشت، تذکر بدهند. هاشمزاده هریسی ادامه داد: در سوی مقابل نیز دولت که خواستار حمایت روحانیت است، باید برای ارتباطش با روحانیت ساماندهی و برنامهریزی خاص خود را داشته باشد، زیرا از این ارتباط نور متبلور خواهد شد. نوری که معیشت مردم و آزادی و آبادی کشور در آن تجلی پیدا میکند.
ادعای تربیت با ضرب و زور ممکن نیست
وی با بیان این که در بخورد دولت دکتر روحانی با مسائل فرهنگی نیز همچون هر موضوع دیگری راهی مبتنی بر اعتدال قابل تصور است، ادامه داد: اعتدال این است که هم کنترل و هم نظارت وجود داشته باشد و هم فرهنگسازی انجام شود. بنابراین لازم است که بایستههای فرهنگی در دین و ایمان مردم و خانوادهها نهادینه شود تا ابتدا آنها خود و اطرفیانشان را کنترل کنند. این وظیفهای است که بیش از هر کس بر شانه روحانیت و تریبونهای مذهبی، مساجد و سایر مراکز تربیتی قرار دارد.
در کنار این مهم نظارت و بازدارندگی نیز لازم است. با این حال ما نباید این دو مهم را در عرض یکدیگر قرار بدهیم، زیرا نمیشود از یک طرف با ضرب و زور وارد حریم شخصی افراد شد و از طرف دیگر ادعای تربیت داشت. وی گفت: زور رویه کارهای فرهنگی را خنثی میکند و مردم را به لجاجت میکشاند که از علی(ع) روایت است که میفرمودند: "من خاف سوتک، تمنا موتک... یعنی هر کس از تازیانه تو بترسد مرگت را آرزو میکند"، بنابراین ما باید ابتدا مسائل فرهنگی را بر مبنای اصول روان شناختی و جامعهشناختی نهادینه کنیم؛ سپس برای افراد قلیلی که به این تربیت گوش فرا نمیدهند، از ابزار نظارتی و کنترلی استفاده کنیم. وی با بیان این که تربیت فرهنگی جامعه مرحله به مرحله است افزود: برای زخم ابتدا مرهم میگذرند و اگر در زمان این مرهم کارساز نشد، جراحی میکنند و این یک امر عقلی و اعتدالگرایانه است، چنانچه امیر مومنان علی(ع) میفرمایند:" آخر الدواء الکی" یعنی آخرین دوا، داغ کردن و جراحی است. بنابراین با احساسات و نظرات افراطی نمیشود کشور را اداره کرد. چه بسایی تقواییها و تندروی کسانی که فریاد وااسلاما و وافرهنگا میدهند خود سبب تزلزل ایمان جوانان و دور شدن آنها از دین میشود، به نظر من تقوای فرهنگی جامعه در گرو تقوای سیاسی ما است.