اعضای جبهه پایداری در دو سوی آیتالله مصباح ایستادهاند؛ نخست آنانی که مصابح را موتلف خود میدانند و دوم گروهی که آیتالله قمنشین را مراد خود میدانند. حلقه قم همان گروه اول هستند که شخصیتهایی چون سقای بیرویا و روانبخش در همین گروه جای میگیرند و گروه دوم حلقه تهران هستند که چهرههایی چون محصولی، الهام، حسینیان و آقا تهرانی را شامل میشود. همین تقسیمبندی اولیه را میتوان منشا شکافهای اصلی در جبهه پایداری خواند؛ شکافهایی که در موضوعاتی همچون مواجهه با محمود احمدینژاد یا نزدیکی به جامعه روحانیت خود را نشان داده است.
روزی خبر از انشعاب رسایی و کوچکزاده میرسد؛ روز دیگر مصباح به آقاتهرانی میتازد و از فریبکاری گلایه میکند و فردای آن حسینیان به پاسخگویی برمیآید تا دو گروه تهران و قم در مقابل یکدیگر قرار بگیرند. از اختلافگریزی نیست، هر چند دستور تشکیلاتی این باشد: "اختلافات را عیان نکنید.
"شکاف جبهه پایداری را میتوان در سه موضوع عمده تقلی اعضا از آیتالله مصباح، نوع مواجهه با محمود احمدینژاد و وحدت با اصولگریان تحلیل کرد.
1- مواجه با محمود احمدینژاد، شروع اختلافات
استیضاح فرجی دانا تمام شد تا جبهه پایداری نشست خبری خود را به پاس این پیروزی ترتیب بدهند. سقای بیریا پاسخگوی یکیک سوالات از وضعیت جبهه گرفته تا ادامه فعالیت جبهه در مجلس بود اما توضیح یا حتی توجیه اختلافات دورنی جبهه پایداری در خصوص محمود احمدینژاد سوالی بود که بیجواب باقی ماند.
هنگامی که از سخنگوی جبهه پایداری پرسیدند درباره بازگشت احمدینژاد چه موضعی دارد و آیا حاضر به حمایت از او هستید؟ پاسخ داد: "هر فردی حق دارد به عنوان شهروند فعالیت سیاسی داشته باشد. البته مقرراتی وجود دارد و پرونده افراد برای تصدی پستها بررسی میشود و نظام باید صلاحیت را تایید کند.
اگر به سال 84 برگردیم و احمدینژاد همان ویژگیهایی که باعث شد به او رای بدهیم را داشته باشد دوباره به او رای خواهیم داد ولی در این مدت دیدهایم که او تغییراتی داشته و راهش عوض شده. صریحا میگویم در حال حاضر نه حمایتی از او داریم و نه همکاری میکنیم. "چه ماه پیش از این در فروردین ماه نیز سقای بیریا در پاسخ اینکه به همکاری جبهه پایداری با احمدینژاد چگونه خواهد بود؟ گفته بود: "ما ارتباطی با احمدینژاد و تصمیمات وی نداریم و بنده فکر نمیکنم چنین موضوعی اتفاق بیفتد." سخنان سقای بیریا درباره عدم صلاحیت احمدینژاد و با واکنش تند روحالله حسینیان همراه شد تا حسینیان در مصاحبهای با سایت منسوب به محمود احمدینژاد بگوید: "رهبر معظم انقلاب اسلامی در آخرین دیدار دولت دکتر احمدینژاد با ایشان فرمودند دولت شما بیش از سایر دولتها مورد هجمه قرار گرفت که به خاطر دفاع از ارزشهای انقلاب بود.
همین قضاوت رهبر معظم انقلاب برای ارزیابی ما از کارنامه دولت دکتر احمدینژاد کافی است. احمدینژاد خدمات بسیار ارزندهای انجام داده که فراموش شدنی نیست و من خودم به ایشان ارادت دارم. "جالب اینجاست که سخنان یکی دیگر از اعضای جبهه در نقد سقای بیریا از روی خروجی سایت برداشته شد تا اختلافات و دیدگاههای مختلف همچنان باقی بماند تا طیف مجلسی جبهه پایداری با طیف مقابل در قم بر سرنوع مواجه با احمدینژاد رو در روی هم قرار بگیرند.
2- مصباح موتلف یا مصباح مراد
اگر شاخه قم، مصباح یزدی را مراد خود میداند و در اطلاع از وی هیچ تردید و شک و شبههای به خود راه نمیدهد. این شاخه تهران است که آیتالله مصابح یزدی را تنها موتلف سیاسی خود میداند و اعتقادی به اطاعت بیچون و چرا از وی ندارد.
بدینترتیب پیش از اینکه بحث مواجهه با محمود احمدینژاد در میان باشد. بزرگترین اختلاف باقی مانده و شکاف حل نشده در جبهه پایداری که اهمیت بیشتری دارد، این است که با کدام نگاه به شخص اول و حامی معنوی جبهه نگریسته شود. حال این مصباح یزدی است که برای نشان دادن قدرت و جایگاه خود، با لحنی تند از نشستهای حلقه تهران گلایه میکند و روند وحدت آنها را فرایبکارانه میخواند. اما این آقا تهرانی و روحالله حسینیان هستند که به جوابگویی بر میآیند. مرتضی آقا تهرانی در اقدامی بیسابقه به جای حامی قدیم جبهه پایداری، آیتالله مصباح به دیدار آیتالله یزدی میرود و از این افتخار میگوید که در مورد سازوکار وحدت از آیتالله یزدی نظر بخواهند و در عین حال جلسات هفتگی با گروههای اصولگرا سخن میگوید.
همه این اتفاقات در حالی است که از آیتالله مصابح یزدی و روابط قدیمی نامی به میان نمیآید. از دیگر سو، روحالله حسینیان نیز در مقام حمایت از همکار مجلسی خود، از دیدارهای مرتضی آقا تهرانی هواداری میکند و برد اصولگرایان را نیز به وحدت آنها نسبت میدهد؛
همان وحدتی که آیتالله مصابح یزدی در قم آن را فریبکارانه خوانده بود. بدین ترتیب به نظر میرسد مصابح یزدی در جبهه پایداری فاصله بین مراد تا موتلف را برای اعضا پیموده است و اکنون در مسیری تازه قدم برمیدارد.
3- وحدت جبهه و جامعه؛ وحدت جبهه و اصولگرایان
به جز دیدگاه در خصوص مورد خاص آیتالله مصباح یزدی و نوع مواجهه با محمود احمدینژاد، موضوعات دیگری هم هست که به اختلاف درونی جبهه پایداری شدت ببخشد. موضوعی چون وحدت جبهه پایداری با جامعه روحانیت یکی از آنهاست.
در یک طرف اعضای شاخهای است که اعتقاد دارند جبهه پایداری به هر ترتیب که شده باید به جامعه روحانیت نزدیک شود تا وحدت اصولگرایان بیش از پیش به وجود بیاید. در طرف دیگر شاخهای است که اعتقاد دارد اعضای جبهه پایداری اصولگرایان نابی هستند نزدیک شدن جبهه به گروهها و نهادهای مختلف از این نابگرایی خواهد کاست. بنابراین بهتر است همین اعضایی که هستند باقی بمانند و با کسی ائتلاف نکنند.
گروه دوم با چنین تفکری به ائتلاف با دیده تردید نگاه میکنند و تنها در مواردی به آن تن میدهند که منافع جبهه پایداری به طرز محسوسی تامین شود؛ اینک برای آقا تهرانی و اعضای نزدیک تشکلش اقتضا میکند در غیاب آیتالله مهدویکنی حمایت عضو برجسته دیگر جامعتین؛ آیتالله یزدی را از دست ندهد چرا که انتخابات مجلس پیش روست و حمایت جامعتین برگ برنده مهمی است.
مرتضی آقا تهرانی در گفتگو با پیام نو، در خصوص نزدیکی جبهه به اصولگرایان گفته بود: "این اصولگرایان هستند که اول باید خودشان را ثابت کنند. "و در عین حال دیدار با آیتالله یزدی را افتخار خود و تشکل خود دانسته بود.
بازی جبهه در انتخابات مجلس
انتخابات مجلس نزدیک است و این اعضای جبهه پایداری هستند که خیلی علاقهای به خداحافظی از ساختمان بهارستان ندارند. اعضایی که حداکثر سابقه شان همین یک دوره نمایندگی مجلس نهم است؛ حال در پی این هستند تا همچنان بر کرسیهای سبز بهارستان بنشینند و برای این هدف تلاش خود را شروع کردند. دیدارهای مرتب و جلسات هفتگی با گروههای اصولگرا که امروز مرتضی آقاتهرانی از آن سخن میگوید، راهی به همین هدف است. چندی پیش آقا تهرانی از اثبات اصولگرایان برای نزدیکی به جبهه پایداری سخن گفته بود اما اینک منافع اقتضا میکند تا اختلافات را به گردن اصلاحطلبان بیندازد و بگوید: "اگر بر مبنای اصولی خود بایستیم هیچ اختلافی نداریم و این شیطنتهای رسانهای است که در پی القای فضای اختلاف میان اصولگرایان است."