تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۹۳ - ۰۹:۵۳  ، 
کد خبر : ۲۷۰۰۴۱

عیانی که حاجت به بیان پیدا کرده است!


رضا صدر

دادگاه مادر را فرا می خواند تا با فرزندش در آخرین لحظات زندگی سخن بگوید ، پسر رو به مادر کرده و می گوید : یاد داری که در طول رژیم طاغوت بارها به خاطر انقلاب به زندان افتادم ، نهج البلاغه را از حفظ بودم و به جوانان تفسیر قرآن و نهج البلاغه درس می دادم و تصاویر آیت الله خمینی را در خانه مخفی و بین مردم پخش می کردم ؟ مادر می گوید : به یاد دارم و آن روزها به تو افتخار می کردم ولی ...؟!

پسر بعد از پیروزی انقلاب عضو گروهک منافقین می شود در ترور شخصیت ها و مردم عادی نقش فعالی ایفا می کند و این بار مادری که به فرزندش افتخار می کرد به محض آمدن او به خانه با کمیته های انقلاب تماس می گیرد و فرزندش را معرفی می کند ...

پخش مستندی از این مادر در صدا و سیما واکنش های گسترده ای را باعث می شود تا جایی که «آیت الله هاشمی رفسنجانی» در یکی از خطبه های نماز جمعه به تفصیل در این باره سخن گفته و از آن مادر نمونه تمجید می کند !

هاشمی در خطبه های نماز جمعه روز 23 مرداد 1360 می گوید : امثال این اشخاص با این ایمان و خلوص که بهشت را بر جهنم ترجیح می دهند زیاد است و همین طور توده کمک دهنده که از این بابت هم الحمدلله مراجعه کننده زیاد داریم.

از این روی داد تاریخی می گذریم و به سخن خود می رسیم !

بدیهی ترین نکته ای که شاید بتوان آن را از اصول اولیه خبرنگاری و یا نویسندگی دانست آن است که هر نوشتاری باید دارای نکته تازه و بدیعی برای مخاطب باشد . سخنی که تکراری باشد و حقیقتی جدید را پیش روی خواننده قرار ندهد و یا به تکرار آن چه که دیگران گفته اند بپردازد از آن رو که عیان است ملال آور بوده و جایگاه خود را در میان جامعه هدف نمی یابد .

در عرف عام نیز از این اصل با عنوان « آن‌را که عیان است چه حاجت به بیان است» یاد می شود !

ولی هر از گاهی امور بدیهی چنان مورد غفلت قرار می گیرند و یا انکار می شوند که آدمی با شرمندگی احساس نیاز می کند که دست به دامن «توضیح واضحات» شده و امور بدیهی را مورد کنکاش و مداقه قرار دهد.

امروز نزدیک به سه دهه از آن روزها می گذرد و به سادگی فرزند متهم یکی از شخصیت های کشور به جای پاسخگویی به اتهامات مطرح مقابل دادگاه به پشت گرمی خود اشاره کرده و یا روزنامه های همسو بی هیچ گونه اشاره ای به اتهامات این شخص مدعی می شوند : می خواهند انتقام پدر را از پسر بگیرند !

به راستی در این سه دهه چه اتفاقی افتاده که امور بدیهی چون ارجحیت اسلام و مصالح جمهوری اسلامی بر نسبت های خویشاوندی چنین مورد غفلت قرار می‌گیرد که نویسندگان مجبور می شوند اموری که عیان است به زبان آورده و بیان کنند و خواستار توجه به آن شوند ؟!

آیا آن چه در ماه ها و سال های ابتدایی پیروزی انقلاب روی داده است افراط بوده و امروز به اعتدال که همان «فراموشی اتهامات بزرگان و بزرگ زادگان» می باشد رجوع نموده ایم یا هبوطی وحشتناک از بهشت انقلاب و آرمان های نهضت اسلامی را تجربه می کنیم ؟!

بی هیچ شک و شبهه ای تاریخ پر است از مواردی که پدران و مادران با چشم پوشیدن بر محبت فرزند امر خداوند را در نظر گرفته و خم به ابرو نیاورده اند ؛ از نوح نبی گرفته تا حضرت روح الله که در برابر اعمال خلاف «سید حسین خمینی» آن دستور تاریخی را داد که اگر مقاومت کرد حق تیر دارید و آن مادر شهیدی که در سال 1360 مادر نمونه سال شد و آیت الله هاشمی از او در خطبه‌های نماز جمعه تمجید کرد .

و باز سوال خود را تکرار می کنیم که واقعا چه شده است که نیاز به بیان آن چه عیان است پیدا کرده ایم؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات