مترجم: ضحی عبدخدائی
نزدیک به دو سال از توافقی که میان دیوید کامرون، نخستوزیر انگلیس و الکس سالموند، نخستوزیر ملیگرای اسکاتلند درباره برگزاری همهپرسی استقلال اسکاتلند از انگلیس انجام شد، میگذرد و قرار است 18 سپتامبر 2014 این همهپرسی برگزار شود.
در این مدت، بحثهای مختلفی بین مخالفان و موافقان این جدایی مطرح شد، اما از چند هفته مانده به برگزاری این همهپرسی، امید برای رسیدن به استقلال و جدایی از انگلیس در میان مردم اسکاتلند بیشتر شده است تا جایی که روز 5 آگوست در شهر گلاسکوی اسکاتلند بین سالموند آلیستیرو دارلینگ رهبر مخالفان این جدایی، مناظرهای تلویزیونی برگزار شد. این مناظره بسیار تأثیرگذار بود و تحلیلگران آن را اجماع تناقضات دانستند و تأکید داشتند که تمامی جنبههای این همهپرسی ـ چه اسکاتلند به عنوان بخشی از انگلیس باقی بماند و چه از آن جدا و به کشوری مستقل تبدیل شود ـ بررسی شود.
در این مناظره این پرسشها مطرح شد: آینده نفتی دریای شمال چه خواهد شد، آیا اسکاتلند وارد اتحادیه اروپا خواهد شد، وضع بیمه شهروندان اسکاتلندی به چه صورت خواهد بود و آیا اسکاتلند میتواند خود را با استانداردهای جهانی هماهنگ کند؟ البته در اینگونه مسائل نمیتوان خواستهای مردم را نادیده گرفت. طبق بررسیهای صورت گرفته، مردم بیشتر به نیازهای ابتدایی و زیربنایی و جایگاه اجتماعی خود میپردازند که لزوماً جنبه میهنپرستی ندارد و این در حالی است که هر دو جناح سیاسی در اسکاتلند رویکردی میهنپرستانه دارند.
به طور مثال کسانی که خواهان جدایی اسکاتلند از انگلیس هستند شعار «اسکاتلندی مستقل و بهتر از انگلیس» را سرمیدهند، اما آنهایی که خواهان ادامه این اتحاد هستند بر شعار «تمامی سرزمینهای پادشاهی انگلستان باید در کنار هم و متحد باشند» تأکید دارند. البته آمار نشان میدهد بیشترین شمار رأی دهندگان را افرادی تشکیل میدهند که احساسی تصمیمگیری میکنند.
بنابراین تلاش جناحهای مختلف برای به دست آوردن آرای اقلیتی است که مردد هستند و میتوان آنها را متقاعد ساخت. این دسته از رأیدهندگان کسانی هستند که با وجود داشتن عرق ملی نمیتوانند اسکاتلندی موفق و امن را بدون حضور انگلیس متصور شوند.
البته این تردید را میتوان حاصل بازی با عواطف این دسته از افراد مردد از سوی مخالفان جدایی دانست که بر این باورند، چنانچه اسکاتلند از انگلیس جدا شود آینده و امنیت فرزندان آنها و نسلهای بعدی کشور به خطر میافتد؛ یا اینکه چه بسا با جدایی مسائل و مشکلاتی به وجود آید، بنابراین بهتر است از انگلیس جدا نشویم و با آینده فرزندانمان بازی نکنیم. با وجود اندک زمانی که به برگزاری همهپرسی مانده اینگونه شعارها موجب شده است تا 10 درصد مردم هنوز تصمیم خود را در مورد آن نگرفته باشند. که با احتساب این رقم نمیتوان در مورد نتیجه انتخابات پیشبینی دقیقی ارائه کرد. در هر صورت، ماهها است که بحث در این باره ادامه دارد و تمامی آنچه باید بیان شود گفته شده است.
تحلیلگران بر این باورند که مناظرههای تلویزیونی بین سالموند و دارلینگ،آخرین شانس هواداران استقلال برای تغییر آرا بود. با همه این تفاسیر، نخستوزیر ملیگرا نتوانست در این مناظره موفقیت چشمگیری به دست آورد و دارلینگ با وجود ضعف در سخنوری توانست امتیازی مساوی یا حتی بیشتر از سالموند دریافت کند و این شاید باعث پیروزی هواداران ادامه یکپارچگی اسکاتلند و انگلستان شود. تنها امید سالموند، تمایل شمار اندکی از مردم به تجزیه است که البته این رقم ناچیز تاثیر قابل ملاحظهای بر اصل آرا نخواهد گذاشت، چرا که در این زمان کوتاه نمیتوان امید زیادی به تغییرات اساسی به نفع استقلالطلبان داشت، اما نمیتوان ناامید هم بود.
مردم اسکاتلند این همه پرسی را با داستان اسطوره ملی خود «ویلیام والز» که برای جلوگیری از تصرف خاک اسکاتلند توسط انگلیس جنگید، مقایسه میکنند.
این موضوع تایید میکند که به دلیل احتمال باخت هر یک از جناحهای مذکور، احتمال تغییر نتیجه آرا در لحظات آخر که در نظرسنجیها مشاهده نشده است، وجود دارد.
در این صورت احتمال تغییر رأی «نه به جدایی» با رأی «آری به جدایی» حتی از سوی کسانی که مخالف استقلال هستند وجود دارد، زیرا اگر بین آرای منفی و مثبت تفاوت قابل ملاحظهای وجود داشته باشد و آرای «نه به جدایی» بر آرای «آری به جدایی» غلبه کند و ملیگرایان استقلالطلب تضعیف شوند، دیگر اسکاتلند نمیتواند با قدرت بر سر میز مذاکرات با انگلیس بنشیند.
به همین سبب، هواداران اتحاد دو کشور و یکپارچگی آن از بیان هرگونه سخنی که غرور ملی مردم را زیر سؤال ببرد خودداری میکنند. از سوی دیگر، فشارهای لندن تحت عنوان منافع اسکاتلند و زبان واحدی که این دو ملت را به هم نزدیک میکند، اوضاع را برای استقلالطلبان اسکاتلندی دشوار کرده است.
در این میان، سالموند همچنان در تلاش برای امید دادن به مردم در خصوص ایجاد اسکاتلندی مستقل و قوی است و این در حالی است که طرف مقابل به صورت مداوم ایجاد ترس میکند.
مخالفان جدایی با سر دادن شعار «دو ایالت متحد بهتر است»، توانستهاند چشماندازی از انگلستان پرقدرت و قوی با دولتی خودمختار برای اسکاتلند ارائه دهند. البته باید دوباره به این موضوع اشاره کرد که رایدهندگان با ایجاد توازن میان منطق و احساسات به بررسی اوضاع میپردازند و این دقیقاً چیزی بود که در مناظرههای 5آگوست نیز دیده شد؛ به خصوص با تردیدهایی که درباره اقتصاد اسکاتلند در صورت جدایی آن از انگلیس به وجود آمد، زیرا سالموند نتوانست به سؤال دارلینگ مبنی بر تعیین واحد پول اسکاتلند پاسخ دقیقی بدهد به ویژه در این شرایط که با نوسانات اخیر به یورو نمیتوان تکیه کرد.موضوع دیگری که استقلالطلبان مطرح میکنند، ورود اسکاتلند به اتحادیه اروپا به عنوان کشوری مستقل است که البته در ابتدا بدون مطالعه اعلام و سپس به صورت رسمی به آن پرداخته شد.
در عین حال این ترس نیز وجود دارد که با جدایی اسکاتلند از انگلیس، لندن سعی در سنگاندازی بر سر راه ورود اسکاتلند به اتحادیه اروپا به عنوان بیست و نهمین عضو آن کند، اما این موضوع باعث نمیشود که اسکاتلند وارد این اتحادیه نشود و فقط در روند ورود آن ممکن است تأخیر به وجود آید. سؤالی که مطرح میشود این است که چگونه میتوان به دو موضوع مطرح شده از سوی دو جناح یعنی تصمیمگیری درباره واحد پول کشور و ورود به اتحادیه اروپا با کمترین تنش پاسخ داد؟ در جواب میتوان گفت: با ادامه روابط دوستانه و صمیمانه اسکاتلند و لندن که البته در ابتدای امر ممکن است کمی سخت به نظر برسد، اما در نهایت عملی است. نکتهای که غیرممکن به نظر میرسد، احتمال قطع رابطه از سوی یکی از این دو کشور است.
البته درس بسیار مهمی که مناطق خواهان جدایی از کشور مادر میگیرند این است که روند پیشرفت در این مناطق بسیار سخت و دور از دسترس به نظر میرسد، اما در مورد اسکاتلند میتوان گفت، چنانچه این کشور به یکپارچگی خود با انگلیس ادامه دهد دچار مشکلاتی خواهد شد. در مناظرههای 5 آگوست به وضوح مشکلات سیاسی که با ادامه این یکپارچگی به وجود خواهد آمد بررسی شد.
شاید با ایجاد اصلاحاتی که وعده آن را مخالفان جدایی ـ بعد از آنکه دیوید کامرون دو سال پیش در مورد اعطای اختیارات بیشتر به دولت خودمختار اسکاتلند امتناع ورزید ـ دادهاند، از این مشکلات کاسته شود.
البته باید در نظر داشت که بدون وجود اتحاد میان مخالفان و موافقان جدایی و ادامه این جدالها حتی پس از انتخابات، اسکاتلند به عنوان کشوری مستقل و ضربهپذیر اتحادیه اروپا با مشکلات زیادی با انگلیس از جمله مسائل مرزی مواجه خواهد شد.