حامد دهخدا
طرح مبحث
حزب اسلامگرای عدالت و توسعه ترکیه، در جریان انعطافهای فوقالعاده توانسته است خود را به نسل پنجم برساند. دموکراسیها آتش به پا میکنند، و ضمن سوزاندن توانها و ظرفیتها، تنها برای جریانهای سیاسی که توان نوآوری فوقالعاده خود را حفظ کنند، امکان بقا باقی میگذارند.
تشکلهای سیاسی امروزی، چه کوچک و چه بزرگ، تلاش میکنند تا میزان نوآوری خود را افزایش دهند، تا بدین ترتیب، در فضای آتشین و هولناک رقابتهای دموکراتیک، توش و توان بقای خود را حفظ کنند. نکته آن است که در احزاب سیاسی امروز دنیا، شمار اندکی از آنها توانستهاند در ایجاد و مدیریت ایدههای نوآورانه موفق شوند، و حزب اسلامگرای عدالت و توسعه ترکیه یکی از آنهاست. در واقع، حفظ نوآوری در سطح نیروهای سیاسی کار شاق و دشواری است.
با افزایش سهولت طرح ایدههای نوآورانه سیاسی بر بستر شبکه، کاملاً واضح است که در سیاست عملیاتی، ایجاد تمایز و کسب مزیت رقابتی فقط میتواند در سایه نوآوری مستمر ایجاد شود.
فرهنگ تشکیلاتی
سازمانهای سیاسی، با پایبندیهای قطعی ایدئولوژیک، و برقراری نسبت با احساسات و پایبندیهای هواداران، راه دشواری برای نوآوریهای قهرمانانه دارند. از این قرار، بزرگترین چالشهای پیش روی تشکلها برای تبدیل شدن به یک تشکل نوآور، تغییر «فرهنگ تشکیلاتی» فعالان سیاسی برای پذیرفتن نوآوری است.
برای موفقیت نوآوری به عنوان یک هدف تشکلی، «فرهنگ تشکیلاتی» باید به گونهای تغییر کند که پذیرای ریسک و عدم قطعیتی باشد که در نوآوری نهفته است؛ این نیز به این نحو میسر است که آنها بتوانند با مهارت و حکیمانه، مدام، مسائل اصلی را از مسائل فرعی متمایز کنند، و آمادگی پذیرش نوآوری در تاکتیکهای فرعی را به خود بقبولانند.
چهارگام برای بهبود فرهنگ تشکیلاتی
«فرهنگ تشکیلاتی» را میتوانیم به عنوان مجموعهای از نگرشها، تجارب، اعتقادات و ارزشهای تشکیلاتی تعریف نماییم. وقتی یک فعال سیاسی به یک تشکل ملحق میشود، معمولاً، خود را با فرهنگ آن تشکل منطبق مینماید، و دیگران را نیز جهت انطباق با این فرهنگ تشویق میکند. در سایه این فرهنگ است که میتواند روابط پایداری با دیگر اعضا برای رسیدن به اهدافش برقرار سازد.
در برخی از تشکلها، این فرهنگ به قدری قوی و تأثیرگذار است که به نوعی، به عنوان هویت افراد تلقی میشود. به زبان ساده، یک فرهنگ تشکیلاتی نیرومند، میتواند فعالان سیاسی متحد را با مجموعهای از اهداف و ارزشها یک سو نماید.
با پذیرش اهمیت «فرهنگ تشکیلاتی»، چهار گام بسیار تأثیرگذار را برای بهبود «فرهنگ تشکیلاتی» در جهت نوآوری، پیشنهاد مینماییم:
1. هیئت رهبری تشکیلات باید به نوآوری اعتقاد داشته باشند
مهمترین کمک به یک تشکل سیاسی برای دست زدن به نوآوریهای خیرهکنندهای از آن دست که در حزب اسلامگرای عدالت و توسعه ترکیه رخ داد، رهبری ارشد تشکل است. آن چه در حزب عدالت و توسعه روی داد، در درجه اول، توان فوقالعاده تیم رهبری حزب در حرکت ماهرانه از نجمالدین اربکان تا
عبد ا.. گل و رجب طیب اردوغان و احمد داوود اوغلو است.
اگر صدر تشکل، به اهمیت نوآوری واقف باشد، و به صورت مداوم، نیاز به نوآوری را تأیید کند، و از ایدههای جدید حمایت نماید، زمینههای فرهنگی در میان هواداران تا حدود زیادی تسهیل خواهد شد.
در اغلب تشکلهای سیاسی، مشکل این جاست که با این که رهبران سیاسی از نیروهای فعال در تشکل، درخواست نوآوری دارند، ولی در عمل، خود در صدر هرم، تغییرات اندکی را میپذیرند. بدون تعهد و التزام قوی در نیروهای ارشد تشکل، نوآوری، قوی و ریشهدار نخواهد بود، و یک تمرکز ناپایدار در سرمایهگذاری برای تغییر در ایام انتخابات ملاحظه میشود.
یکی از دلایلی که رهبران ارشد به گفته خود به حمایت از نوآوری پایبند نیستند، این است که آنها یک انتظار غیر واقعی از دوره نتیجه بخشی طرحهای نوآورانه دارند. اکثر طرحهای نوآوری چند سال نیاز دارند تا توسعه یافته و مراحل بلوغ و رشد خود را طی نمایند، و در نهایت، به نتیجه برسند؛ بنا بر این، به زمان قابل ملاحظهای نیاز دارند، ولی، مدیران ارشد، اغلب، فقط به فکر انتخابات هستند؛ در این گونه موارد، فعالان سیاسی جوان، باید با دید باز و مثبت، به ترسیم خستگیناپذیر چشمانداز آینده بپردازند، و این برآوردهای خود را مستمراً بروز کنند.
2. باید رویههای مشخص حمایت از نوآوری تعریف شوند
بیشتر تشکلها، سهواً یا عمداً افراد خلاق و نوآور را دلسرد کرده و روند افزایشی توسعه ایدههای جدید را تضعیف مینمایند، زیرا، رویههای واضحی برای حمایت از خلاقیت و نوآوری و پاداشدهی به آنانی که ریسک ایجاد نوآوری را میپذیرند وجود ندارد.
تشکلهای سیاسی نوآور به طرز عجیبی در عین نوآوری باید منضبط هم باشند، به این معنا که رویههای مشخص و منضبطی برای طرح و پیگیری نوآوریها داشته باشند. این تشکلها، انتظار یک همکاری فعال را از کلیه پرسنل داشته و فعالیت آنان را به نحو احسن جبران مینمایند.
3. باید ارتباطات میان سطوح مختلف حزب تسهیل گردد
سومین عاملی که میتواند فرهنگ تشکل را تغییر دهد، ارتباطات پایدار در کلیه سطوح تشکیلاتی است. در کنار تعهد و التزام تیم رهبری به نوآوری، ضروری است که این التزام و تعهد به کلیه فعالان تشکل و در تمامی سطوح منتقل شود؛ بنا بر این، گنجاندن نوآوری به عنوان یک هدف تشکیلاتی در قالب چارچوب استراتژی تشکل به عنوان یکی از ارکان اصلی آن و یادآوری دائمی آن به کلیه فعالان به نحوی که ملکه ذهن آنها شود میتواند تأثیر بسزایی داشته باشد.
آنچه اهمیت دارد یک ارتباط و یادآوری مستمر است که از طریق تعدادی کانال گوناگون در تشکل صورت پذیرد. به عنوان مثال از طریق نشریه تشکل، روزنامه، گروههای پست الکترونیک و کلیپهای تصویری. در این صورت، رهبران ارشد میتوانند به صورت مداوم اهمیت نوآوری و نقش هر یک از کارکنان در نوآوری را در هر جا و مکان یادآوری کرده و از هر فرصتی برای فرهنگسازی در راستای نوآوری استفاده نمایند. در این صورت، رفتار هیئت رهبری نیز قطعاً با مشاهده و شنیدن نظرات اعضای حزب خود تغییر خواهد کرد.
ارتباطات ناپایدار یا فاصله میان رهبران حزبی و فعالان باعث دلسردی فعالان شده و زمانی که این اتفاق بیفتد، قطعاً آنها به سمت روشهای ایمن و کم ریسک مشارکت سازمانی در حزب سوق داده میشوند و خلاقیت و نوآوری در آنها کاهش مییابد. در این شرایط، حتی ممکن است که نیروهای فعال سیاسی، به افراد منزوی و غیر سیاسی تبدیل شوند.
4. نوآوری به آموزش نیاز دارد
آموزش یکی از اجزای مهم تغییر فرهنگ است و انتظار تغییر بدون اینکه ابزار و آموزشهای لازم به افراد داده شود یک انتظار غیر واقعبینانه است.
آموزش به فعالان میآموزد که چگونه روشها، فرآیندها و ابزارها را برای نوآوری مهیا سازند، و به سادگی دلسرد نشوند. در این صورت، آموزش باید بر روشهای خاصی برای تولید ایده و نقشها و مسئولیتهای جدیدی برای مجسم کردن ایدهها و ارزیابی آنها و نگرشها و رویکردهای مورد نیاز نوآوری متمرکز گردند.