مجتبي حسيني
سيد محمد خاتمي چه بخواهد و چه نخواهد محبوبترين چهره اصلاحطلبان است. اگرچه چند سالي است كه ديگر از لبخند آرامش خبري نيست اما تمركز و توجه خود را به مهمترين مسائل مرتبط با آينده اصلاحات و آينده كشور از دست نداده است. نگراني و احساس مسووليت از سر و رويش موج ميزند. مخالفانش نگران آن هستند كه خاتمي بازهم فعال شود و براي حضور در متن قدرت پيشقدم شود. اين نگراني حتي تا جايي كه او بگويد از قدرت خداحافظي كرده است بازهم ادامه دارد. سوي ديگر ماجرا و جايي كه دوستان و هواداران خاتمي هستند كمي متفاوت است. اينان همگي براي آينده خود و آينده اصلاحات همواره منتظر آن بوده و هستند كه خاتمي چه ميگويد و كدامين نقطه را نشان ميدهد. اينچنين است كه خاتمي از همان روزي كه براي انتخابات مجلس نهم به دماوند رفت و راي داد نشان داد كه «توقعات و هيجانات» كوچكترين تاثيرگذارياي در بلندانديشي و آيندهنگري او ندارد.
خاتمي با سخناني كه طي ماههاي گذشته و به ويژه ديروز زد نشان داد كه همان خاتمي سابق است و تنها تفاوتش با گذشته، درك شرايط موجود، و شناخت درست از هيبت سياست و قدرت امروز ايران است. خاتمي با همين ادراك ميخواهد اصلاحات را از كوچه تنگناها و سختي برهاند و قباي سيادت را دوباره بر تن آن كند. خوب هم ميداند كه اصلاحطلب ستيزان از تكرار و تكثير گفتمان اصلاحطلبي همچنان نگرانند. ميداند كه دستي، دست بردار از سر اصلاحطلبان نخواهد بود تا كه ديگر نشان و نشانهيي از اصلاحطلبي باقي بماند. ميداند كه مرگ اصلاحطلبي آرزوي رقيب تماميتخواه و افراطي است.
خاتمي با حرفهاي ديروز خود نشان داد كه اگرچه اصلاحات و اصلاحطلبان «قدرت سياسي» ندارند اما همچنان اصلاحطلبي مقتدر است، اقتداري از جنس محبوبيت تودهها. خاتمي دست رقبا را خوانده است. او ميخواهد مخالفان قسم خورده مبارزه با اصلاحات و اصلاحطلبي را خلع سلاح كند. همينها كارش را سختتر از قبل كرده است. او از يك سو بايد بدبيني برخي جريانها و نهادهاي حاكميتي را با پالسهاي ارسالي و گفتار و رفتار در چارچوب به خوشبيني بدل سازد تا كه فضا براي بازيگري و بازيسازي سياسي اصلاحطلبان باز شود و آنها بتوانند كمهزينهتر با پايگاه اجتماعي خود ارتباط بگيرند و از سوي ديگر بايد به هواداران اصلاحات به گونهيي موقعيت فعلي اصلاحطلبان در سپهر سياسي ايران و مصايب و سختيهاي پيش روي را نشان دهد و آنان را مجاب كند كه راهي به جز تعامل و گفتوگوي محترمانه با حاكميت نيست. خاتمي بر همين اساس و در اين شلوغ بازار هرگز كنج عزلت را انتخاب نكرد و روزه سكوت نگرفت.
حرفهايش را آهسته و پيوسته گفته و ميگويد. گويي شرايط حداقلي موجود را پذيرفته و قصد دارد تا نقش تاريخي خود را در اين زمانه و شرايط محدود بازي كند. از اين رو در شروع تازهاش از اهدافش ميگويد تا محبان و مغضوبانش بدانند كه خاتمي جديد چگونه ميانديشد. «حضور در صحنه، دفاع از انقلاب، حمايت از حقوق و حرمت مردم، شكستن فضاي امنيتي، پايبندي همگان به قانون اساسي، پافشاري بر راي مردم به عنوان حقالناس، همراهي با دولت روحاني و...» سقف خواستههاي امروزين سيد محمد خاتمي است.
سيد محمد خاتمي براي ورود دوباره اصلاحطلبان به بازي سياسي و ميدان سياست ايران بايد مجوز بگيرد و بنا دارد كه با اعتمادسازي و توام با شفافيت و صداقت اين مجوز را بگيرد. چنين است كه روز گذشته ميگويد هويت اصلاحطلبان اسلامخواهي و جمهوريخواهي است. خاتمي درصدد پايان بخشيدن به خزان اصلاحطلبي، بسترسازي نوين براي ورود مجدد به عرصه سياسي و تزريق اميد به چشمهاي نگران ايرانيان خسته از سرو صداها و جنجالهاي افراطيهاست.
حال پرسشها اين است؛ خاتمي بايد چه مسيري را در اين ساحات برگزيند؟ با چه كساني بايد همراهي كند؟چه بايد بگويد؟ مصايب و مشكلات در راهش كدامين است؟ آيا او و ديگر همانديشانش به دنبال فشار از پايين و چانهزني از بالا هستند؟ در طريقت جديد چه تدابيري كارايي لازم را خواهد داشت و... اظهارات جديد خاتمي نشان از آن دارد كه او زمان كافي براي آسيبشناسي جنبش اصلاحطلبي در ايران را داشته و به دنبال خلق جنبش اصلاحطلبي دوباره با بهرهگيري از تجربه گذشته و قدرتهاي سياسي درون حاكميت است. جنس كلام خاتمي از تلاش او براي ماندن در مرزهاي سياسي و عقيدتي نظام سياسي ايران حكايت دارد.
خاتمي به دنبال فرهنگسازي و ديالوگ با صاحب ضميران قدرت است تا كه شايد هم ديگر «سياسيون بيجناح» با گفتمان اصلاحطلبي همزادپنداري كنند و هم، «منتظران اصلاحات»، همراه او شوند. بايد ديد كه خاتمي با رونمايي از «خود» جديدش و با وجود همه مخالفتها و انتقادهايي كه از او درباره بيتوجهياش به سرمايه اجتماعي اصلاحات ميشود، خواهد توانست به آرزوي ديرينه خود دست يابد. شايد فصل خزان خاتمي و روزگار فترت اصلاحطلبي با خاتمي جديد پايان يابد.