* آقای کبریاییزاده، چرا نمایندگی فرهنگی ایران در قرقیزستان، خیلی دیرتر از کشورهای همپایه این کشور راهاندازی شد. برای آغاز از این اتفاق بگویید؟
** بله، در این باره ما تأخیر داشتیم. تأخیری که صدماتی را وارد کرده است؛ البته به قول معروف، ماهی را هر وقت از آب بگیری، تازه است. حقیقت این است که برخلاف 4 کشور دیگر آسیای مرکزی، یعنی تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان که رایزنیهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در این کشورها، بلافاصله بعد از فروپاشی نظام کمونیستی شوروی سابق و استقلال این جماهیر، شروع به فعالیت کردند، در قرقیزستان، اوضاع فرق دارد.
در این کشور باوجود بعضی ویژگیها که برای فعالیت ما مزیت تلقی میشود، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی از 5 سال پیش یعنی از 1388 شروع به کارکرد. این تأخیر حدوداً 18 ساله با توجه به فعالیت رقبای قدری مانند ترکیه، امریکا، اتحادیه اروپ�� و برخی کشورهای عربی و البته تبلیغات منفی این رقبا علیه ایران، قدری در درک و شناخت مطلوب مردم قرقیزستان از ایران تأثیر منفی گذاشته است. ایرانهراسی و در کل شیعههراسی چند ساله در نبود ایرانیان در قرقیزستان، کار را برای جلب اعتماد مردم سختتر کرده است.
* موردی که دشمنان ما در ایرانهراسی روی آن مانور زیادی میدهند، بحث تحریف و وارونه جلوه دادن انقلاب اسلامی است. حالا اگر کسی بخواهد در این باره اطلاعاتی داشته باشد و زبان فارسی هم نداند، منابعی به زبان قرقیزی در دسترسش هست؟ اصلاً آیا منابع مطالعاتی کافی با موضوع ایران، انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) و در کل مشاهیر ایران بویژه بعد از انقلاب اسلامی در قرقیزستان وجود دارد؟
** این خلأ حضور 18 ساله ما، جایی باید تأثیرات منفیاش را نشان دهد و کسی منکر این واقعیت نیست. با این حال در موضوع انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) تقریباً بجز برگزاری مراسم ارتحال و ترجمه یک عنوان کتاب از مؤلف روس به نام «ژوکوف» توسط آقای «بکشاف» به زبان قرقیزی تحت عنوان «آسمان ایران روشن است» که به زندگی و مبارزات حضرت امام(ره) میپردازد، ما کمتر اثر جامع دیگری مییابیم؛ اما از سال 1388 تاکنون، چند عنوان کتاب در این زمینه به زبان قرقیزی ترجمه و تألیف شده است. از جمله «کلمات قصار امام خمینی(ره)» و همچنین کتاب «امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران» که با حمایت نمایندگی فرهنگی ایران در قرقیزستان، توسط یکی از نخبگان دانشگاهی این کشور در حال تألیف است.
همینطور ترجمه قرقیزی از کتاب «گزیده تاریخ ایران» که فصلی از آن به انقلاب اسلامی اختصاص یافته، با مشارکت دانشگاه آرابایف قرقیزستان در حال انجام است. میتوانم به کتابهای دیگر هم اشاره کنم؛ کتاب «جایگاه زن در اندیشه حضرت امام» که کار ترجمه آن به زبان قرقیزی انجام شده و در مرحله نشر است و مجموعه مقالات دو همایش با موضوع «انقلاب اسلامی» و «اندیشه و شخصیت حضرت امام و تأثیر آن بر تحولات جهان» که در سالهای 1392 و 1393 برگزار شد، منتشر شده و در دسترس علاقهمندان و مراکز علمی و فرهنگی قرار گرفته است. یک مستند تلویزیونی به نام «یاد یار» با موضوع زندگی امام خمینی(ره) هم ساخته شد که البته فقط چند قسمت آن با حمایت رایزنی فرهنگی در سال 1392 به زبان قرقیزی دوبله و از شبکه L. T. R قرقیزستان پخش شد.
* چند وقت پیش خبری منتشر شد و در آن یکی از نخبگان قرقیزی نسبت به نبود آثار مربوط به مشاهیر ایران به زبان قرقیزی انتقاد کرده بود. شما این انتقاد را وارد میدانید؟
** در اینکه ما 18 سال دیرتر از موعد لازم، نمایندگی فرهنگی خود را در این کشور آسیای میانه راهاندازی کردیم و این تأخیر تبعاتی در پی دارد، هیچ بحثی نیست. یکی از همین تبعات هم کمبود منابع مطالعاتی درباره ایران و ایرانی و اتفاقات درباره ایران است. اما در موضوع مشاهیر ایرانی، پیش از این برخی آثار همچون «گلستان سعدی» به زبان روسی در دسترس مردم قرار داشت و البته بیاشکال هم نبود. دیگر مشاهیر ایرانی همچون «حافظ»، «مولانا» و «فردوسی» از آثار روسزبان برای اهل مطالعه قرقیز، کموبیش شناخته شده بوده و هست. یا مثلاً برخی نخبگان علمی و فرهنگی قرقیز همچون «باسیل بیکاف» شاید از 30 سال قبل، با ترجمه گزیدههایی از آثار این بزرگان، به معرفی مشاهیر ایرانی مبادرت کرده است.
ولی اکنون با حمایت رایزنی فرهنگی، این فعالیتها متمرکز و جهت یافته شده است. چنانکه «گلستان سعدی» به زبان قرقیزی با ترجمه «باسیل بیکاف» و با مشارکت کمیسیون دولتی زبان قرقیزستان که زیر نظر رئیس جمهوری این کشور اداره میشود، در سال گذشته با شمارگان 1000 نسخه منتشر شد. همچنین «عمر خیام» با رباعیات زبانزدش، بیش از تمامی شاعران ایرانی در قرقیزستان شناخته شده است. ترجمه رباعیات این شاعر به زبان قرقیزی در سال 1390 با شمارگان 1500 نسخه منتشر شد. مجموعه مقالات «شاهنامه و ماناس، اوج فرهنگی مردمان ایران و آسیای مرکزی» هم با مشارکت برخی مراکز علمی و دانشگاهی در سال 1393 منتشر شد و در دسترس قرار گرفت.
* اینها آثار کلاسیک ادبیات فارسی هستند. درباره تألیفات معاصر چطور؟ آیا برای شروع ترجمه آثار معاصر اقدامی شده است؟
** کتاب آداب رفتاری پیامبر اعظم(ص) مخصوص گروه کودک و نوجوان، کاری از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال 1391 و کارنامه اسلام اثر فاخر دکتر زرینکوب، در سال 1392 به زبان قرقیزی ترجمه و منتشر شدند. البته کتاب «اهل بیت(ع) کلید حل مشکلها» در سال 1390 و کتاب روابط ایران و قرقیزستان، در سال 1391 آثار دیگری هستند که به زبان قرقیزی ترجمه و منتشر شدهاند. در ضمن اگر بر اساس کلید واژه ایران در کتابخانه ملی جمهوری قرقیزستان جستوجو کنیم، نتایج حاصله عبارت خواهد بود از فهرستی شامل 120 عنوان منبع که در فاصله زمانی دوره شوروی کمونیستی تا به امروز منتشر شده است.
این منابع در موضوعات مختلف اعم از زبانهای هند و اروپایی، دایرهالمعارف کشورهای شرقی، بیانات امام خمینی(ره)، سخنرانیهای حضرت آیتالله خامنهای، انقلاب اسلامی ایران، اساطیر شرقی، تاریخ ایران باستان، روابط تاریخی و فرهنگی ایران و دشت قپچاق، فردوسی، ناصر خسرو، ادبیات فارسی ـ تاجیکی، هنر ایران در قرون وسطی و... به زبانهای روسی، قرقیزی و فارسی هستند.
* به نظر این عناوین برای کار مطالعاتی محققان کافی نیستند. چگونه میتوانیم خلأ ناشی از این کمبود منابع کافی را در قرقیزستان جبران کنیم؟
** با توجه به علاقه مردم و نخبگان فرهنگی، اجتماعی و حتی نخبگان سیاسی قرقیزستان برای آشنایی بیشتر با فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی، مشاهیر ایرانی، ایران امروز، انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن، این امکان وجود دارد که بشود به اقدامات سرعت بخشید. سازمانهای علمی و فرهنگی قرقیزستان بسیار علاقهمند به همکاری در این زمینهها هستند.
چنانچه برای انتشار آثار بزرگان ایرانی، رایزنی فرهنگی با برخی سازمانها و دانشگاهها تفاهمنامههای همکاری امضا کرده است. تفاهمنامههایی که تنها روی کاغذ نیست و به سرعت اجرایی میشوند. مثلاً با کمیسیون دولتی زبان قرقیزستان توافق کردهایم که در مدت زمان یک سال، 10 اثر از مشاهیر ایرانی را با مشارکت یکدیگر و با آرم مشترک، به زبان قرقیزی منتشر کنیم. البته متأسفانه تنگناهای مالی ایجاد شده قدری کار را مشکل میکند.
* برایمان از فضای اجتماعی قرقیزستان از دو بعد دولت و ملت بگویید. قرقیزها ایران را میشناسند؟
** خوشبختانه باوجود تبلیغات بسیار زیاد غرب، دولتهای عرب و وهابیون علیه کشورمان، نه تنها نخبگان قرقیز، بلکه توده مردم این کشور، مردم ایران را به عنوان مردمی مقاوم، مستقل، با تمدن و فرهنگی غنی و اهل هنر میشناسند. بسیار مشاهده میشود که برخی نخبگان قرقیز با افتخار میگویند؛ ما به یک حوزه تمدنی مشترک تعلق داریم و بر همین اساس معتقدند که گذشته قرقیزستان از منابع فارسی به دست میآید. آنها زبان فارسی را گرامی میدارند. با همین نگاه و این سطح ازعلاقهمندی، اکنون تنها در یک مدرسه قرقیزستان، 520 نفر از دانشآموزان این مدرسه به فراگیری زبان فارسی مشغولند. اراده مقامات سیاسی قرقیزستان نیز به توسعه مناسبات با ایران است؛ چرا که ایران را دارای نفوذ منطقهای و فرامنطقهای میدانند.
* حالا که گرایش به ایران در قرقیزستان وجود دارد، چه نوع همکاریهایی بین ایران و قرقیزستان را میتوان متصور شد؟
** دولت و ملت قرقیزستان علاقه دارند از تجربیات کشورمان در بخشهای مختلف استفاده کنند؛ بویژه دستاوردها و پیشرفتهای علمی کشورمان برای قرقیزستان واجد اهمیت است؛ به همین دلیل قرقیزها همکاریهای علمی و دانشگاهی را بیش از سایر زمینهها مورد تأکید قرار میدهند. میراث مشترک، موضوع دیگری است که میتواند مبنای همکاریهای ثمربخش ایران و قرقیزستان قرار بگیرد. همینطور در صنعت فیلم، تمامی قشرهای جامعه قرقیزستان، به فیلمهای ایرانی علاقه دارند. ریشه این تمایل را باید در مضامین اخلاقی و پاسداشت ارزشهای سنتی، دینی و اخلاقی که در فیلمهای ایرانی وجود دارد، جستوجو کرد. دستاندرکاران صنعت فیلم قرقیزستان هم تولیدات ایرانی را میستایند.
در نشستی که با اهالی فیلم و سینمای این کشور در اسفند سال 1392 داشتم، تقریباً تمامی نخبگان این صنعت، تولید فیلم مشترک با ایران را در صدر درخواستهای خود مطرح کردند. همکاریهای رسانهای، زمینه دیگری است که میتواند بیش از این توسعه یابد. در حوزه مسائل دینی و اسلامی با رویکرد تقریبی، زمینه خوبی برای همکاری وجود دارد. همچنین از گفتوگوهای تاریخی و تمدنی در قرقیزستان استقبال میشود. همکاری در حوزه زنان و خانواده و همچنین همکاریهای کتابخانهای هم جای کار زیاد دارد. چنانکه سال گذشته با همت رایزنی فرهنگی، رئیس کتابخانه ملی قرقیزستان به کشورمان سفر کرد و یادداشت تفاهم همکاری با سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران را به امضا رساند. مراکز علمی و دانشگاهی قرقیزستان هم علاقه دارند تا پروژههای مشترک علمی را با دانشگاههای ایرانی به اجرا در بیاورند.
* به نظر قرقیزستان جای کار زیادی دارد؟
** بله. برخلاف دیگر کشورهای آسیای مرکزی که به دلیل غلبه حوزه سیاسی بر حوزه فرهنگی، فعالیتهای فرهنگی برای ایرانیها با مشکلاتی همراه است، در جمهوری قرقیزستان به دلیل ساختار و نظام سیاسی این کشور، امکان توسعه فعالیتها در بخش فرهنگی بسیار است.
* تبادلات فرهنگی، سیاسی و علمی میان دو کشور در چه سطحی قرار دارد؟
** همکاریها در عرصههای مختلف میتواند تحت تأثیر طرف سوم هم باشد. برخی تحلیلگران قرقیز معتقدند که خروج نیروهای نظامی امریکا از پایگاه «ماناس» در این کشور میتواند در گسترش مناسبات قرقیزستان با برخی کشورهای پیرامونی مؤثر واقع شود. تصور میکنم این تحلیل میتواند درست باشد. خروج نیروهای امریکایی به برخی ملاحظات در داخل و خارج از این کشور پایان داد و با واکنشهای مثبتی مواجه شد؛ اما در حوزه مناسبات سیاسی میان ایران و قرقیزستان باید گفت که اکنون وضعیت خوبی را شاهد هستیم. نخستین سفر جناب آقای روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران به قرقیزستان برای شرکت در اجلاس «شانگهای» در شهریور سال گذشته بود که به رونق مناسبات سیاسی دو کشور کمک شایانی کرد. در بخش فرهنگی نیز اتفاقات خوبی افتاده است.
با تلاش رایزنی فرهنگی سفارت کشورمان در قرقیزستان و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، دو هیأت یکی شامل رؤسای برخی دانشگاهها و برخی سازمانهای علمی و فرهنگی قرقیزستان و دیگری زنان نخبه قرقیزستان به کشورمان سفر کردند و با همتایان خود در ایران توافقات و گفتوگوهای مؤثری داشتند. به نظر میرسد که دیدگاهها بیش از پیش به هم نزدیک شده است و طرفین شناخت مطلوبی از یکدیگر به دست آوردهاند. شناختی که میتواند مبنای اقدامات بیشتر قرارگیرد.
* جامعه قرقیزستان چه نیازهایی دارد که ایران میتواند نسبت به رفع آن اقدام کند؟
** قرقیزستان پس از استقلال، همچون دیگر کشورهای این منطقه با خلأ هویتی مواجه شد. موضوعی که هنوز هم به شکل پیچیدهتری شاهد آن هستیم. جامعه قرقیز متشکل از اقوام و ملیتهای مختلف است، به همین دلیل ملیتگرایی و منطقهگرایی، اختلافاتی را بخصوص در نواحی جنوبی این کشور ایجاد کرده است. این امر میتواند وحدت و یکپارچگی قرقیزستان را تهدید کند؛ اما در سالهای اخیر، آنچه به دامنه این نگرانیها افزوده است، موضوع فعالیت گروههای تندروی مذهبی در این کشور است. اقدامات دولت قرقیزستان هم تاکنون آن طور که باید و شاید نتوانسته است در این زمینه مؤثر واقع شود.
نسل جدید قرقیز، گرایش قابل اعتنایی به اسلام دارد؛ ولی فقدان منابع و متونی که به معرفی اسلام اصیل بپردازد، باعث شده است که این نسل تشنه، گرایش به افراطیون و جریانهای سلفی پیدا کند. به گمانم جمهوری اسلامی ایران میتواند در معرفی اسلام اصیل مؤثر واقع شود. همچنین تجربیات ایران در زمینه تعامل دین و دولت و مقابله با چالشهای جهان معاصر مانند افراطگرایی و تروریسم از دیگر مواردی است که قرقیزستان به آن نیاز دارد. انجام طرحها و پروژههای مشترک تحقیقاتی، آمد و شد شخصیتهای دینی قرقیز به ایران و آشنایی با مراکز پژوهشی اسلامی و کمک به تولید محتوای دینی، از جمله مواردی است که میتواند خدمت شایانی به جامعه قرقیز باشد. در ضمن همانطور که گفتم سازمانهای فرهنگی و هنری علاقهمند به توسعه همکاریها با ایران هستند.
به طور خاص در صنعت فیلم، علاقه بسیاری برای تولید مشترک وجود دارد. مراکز دانشگاهی نیز مایلند همکاریهای علمی میان دو کشور توسعه یابد. این امر میتواند حتی شامل انجام پروژههای مشترکی در زمینه صنایع، معادن، نانو تکنولوژی و هستهای باشد. این علاقهمندی برای همکاری بارها از طرف قرقیزی اظهار شده است.
* ایران تاکنون چه تأثیراتی بر فرهنگ و اجتماع و سیاست قرقیزستان داشته است؟
** حوزه فرهنگ مانند حوزه صنعت و کشاورزی نیست که ما منتظر باشیم پس از کاشت محصول، چند ماه بعد نتیجه را ببینیم. بنابراین حوزه فرهنگ نیاز به سرمایهگذاری فراوان دارد و باید بسیار صبور بود تا به نتیجه رسید. با این حال به گمانم تأثیر جمهوری اسلامی ایران در سطح نخبگان بسیار قابل اعتنا و مشهود است. شاید بشود گفت که توده مردم و البته نه به طور مطلق، تحت تأثیر تبلیغاتی قرار گرفتهاند که این تبلیغات تصویر ناخوشایندی را از ایران به نمایش گذاشته است.
نخبگان علمی و فرهنگی قرقیز با تکیه بر اشتراکات فرهنگی، دینی و تمدنی ایران و قرقیزستان و وجود برخی فرصتها همچون تأکید دو ملت بر ارزشهای سنتی و اخلاقی و ظلمستیزی و عدالتخواهی که در نهاد دو ملت نهفته است و البته میراث و اسناد فرهنگی محکمی همچون «شاهنامه» و «ماناس» که مؤید این ادعاست، معتقدند که باید تلاش کنیم از دستاوردهای ایران به دلیل همخوانی آن با سنتهای جامعه قرقیز، استفاده شود.
بنابراین با وجود برخی تنگناها و شرایطی که برخی از آنها در سؤالات قبل نیز به آن اشاره شد، جمهوری اسلامی ایران تأثیرات خوبی در این سطح بر جامعه قرقیز داشته است؛ تا جایی که بسیاری معتقدند؛ جمهوری اسلامی ایران میتواند الگوی خوبی برای پیشرفت و توسعه قرقیزستان باشد. فعالیت مراکز ایرانشناسی در دانشگاهها و مدارس جمهوری قرقیزستان که با آموزش زبان و ادبیات فارسی، به آگاهیبخشی به مخاطبان درباره ایران و ظرفیتهای علمی و فرهنگی ایران میپردازند، و همینطور برخی رسانهها و مطبوعات علاقهمند به کشورمان و سفر هیأتهای علمی و فرهنگی قرقیز به جمهوری اسلامی ایران و انعکاس نتایج این سفر، منجر به تأثیرات خوبی در قرقیزستان شده است.
همچنین در حوزه سیاست، سیاست مستقل جمهوری اسلامی ایران، پایداری و ایستادگی برابر زیادهخواهیهای دشمنان، به الگویی برای قرقیزستان تبدیل شده است و مهمتر از همه شخصیت، اندیشه و زندگی و منش حضرت امام(ره) است که مردم و نخبگان قرقیز با افتخار به آن توجه دارند و به صراحت عنوان میکنند که ما برای پیشرفت، نیاز به چنین شخصیتی داریم.
* چه کشورهای دیگری در قرقیزستان حضور فعال دارند و حضور آنها با چه هدفی توجیه میشود؟
** به دلیل فضای باز سیاسی قرقیزستان و موقعیت خاص این کشور در آسیای مرکزی، کشورهای زیادی در قرقیزستان حضور دارند. از جمله امریکاییها که مدت 13 سال حتی پایگاه نظامی در این کشور در اختیار داشتند - البته اخیراً این پایگاه تعطیل شد - در بخش علمی، فرهنگی و اجتماعی نیز این کشور با تأسیس مؤسسات و مراکز خدمات اجتماعی، فنی و تخصصی و دانشگاهی همچون دانشگاه امریکایی و همینطور فعالیتهای به اصلاح بشردوستانه در قرقیزستان فعال است. به هرحال آسیای مرکزی به دلایل مختلف برای امریکا واجد اهمیت است. نزدیکی آن به افغانستان و وجود منابع هیدروکربن در این منطقه میتواند توجیه کننده حضور امریکاییها در آسیای مرکزی و از جمله قرقیزستان باشد. روسها هم در این کشور حضور گستردهای دارند. دلایل آن هم مشخص است. به هر حال، روسیه 70 سال در این منطقه حضور تمام قد داشت.
فرهنگ مردم این منطقه و قرقیزستان، متأثر از فرهنگ روس است. زبان علم در این منطقه زبان روسی است و مردم به زبان روسی هم حرف میزنند. ترکیه کشور دیگری است که بویژه در قرقیزستان حضور بسیار گستردهای دارد. ترکیه در زمره نخستین کشورهایی بود که استقلال جمهوری قرقیزستان را به رسمیت شناخت و مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را با این کشور از بامداد استقلال آغاز کرد. اکنون میتوان گفت در حوزه سیاسی، روابط ترکیه و قرقیزستان از سطح قابل توجهی برخوردار است. در حوزه اقتصادی نیز همکاریهای دو کشور بر پایههای محکمی استوار است. شرکتهای بیشمار ترک در سراسر قرقیزستان در بخشهای مختلف فعالیت میکنند. بیشتر فروشگاهها و رستورانهای بزرگ در این کشور با سرمایهگذاری ترکیه ایجاد شده است.
در بخش فرهنگی هم ترکیه با تأسیس دو دانشگاه «ماناس» و «آتا ترک الاتو» همچنین 22 مدرسه تحت عنوان مدارس «ثبات» و در قالب اتحادیه کشورهای ترکزبان، نه تنها در اجلاس رؤسای کشورهای ترک؛ بلکه به صورت دوجانبه نیز با قرقیزستان همکاریهای شایان توجهی دارد. در حوزه دینی باید گفت که ترکیه به نوعی برای قرقیزستان الگو تلقی میشود. اعطای کمکهای فراوان به نهادهای دینی قرقیزستان و به تازگی کمک قابل توجه به تأسیس بنیاد ایمان که به ابتکار رئیس جمهوری قرقیزستان تأسیس شده است از دیگر همکاریهای قابل اعتنای دو کشور به شمار میآید؛ اما باوجود آنچه ذکر شد، در میان فعالان اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی، گاهی نارضایتیهایی وجود دارد که بیشتر ناشی از کیفیت و جهتدهی ترکیه در همکاریهای آموزشی و فرهنگی میان دو کشور است؛ زیرا به نظر این عده، نوع فعالیتهای ترکیه میتواند خطری هویتی را برای این کشور به همراه داشته باشد.
بخصوص این عده، ایده جهان ترک توسط ترکیه را موجب نگرانی خود میدانند. به دلیل طولانی شدن صرفاً اشاره کنم که هند، پاکستان و بیشتر کشورهای عربی نیز در قرقیزستان فعال هستند. عربستان که زمان زیادی از تأسیس سفارت این کشور نمیگذرد، با صرف پول زیاد به ترویج اندیشه سلفی در این کشور میپردازد. موضوعی که مقامات قرقیز را بسیار نگران کرده است.
* ادیان و مذاهب بویژه تشیع چه جایگاهی در قرقیزستان دارند؟
** در قرق��زستان اقوام مختلفی زندگی میکنند که پیرو ادیان و مذاهب گوناگونی از جمله اسلام، مسیحیت، بودا، یهود و... هستند. 7/82 درصد مردم قرقیزستان پیرو دین اسلام (سنی حنفی) هستند. 16 درصد مردم این کشور مسیحیاند. بودیسم نیز در قرقیزستان پیروانی دارد. همچنین جلوههایی از اعتقادات کهن مانند توتمپرستی، روح باوری (آنیمیسم یا جانگرایی)، شیءپرستی (شیءباوری یا فتیشیسم)، طبیعتپرستی و ارواحپرستی، تنگریگرایی، شمنیسم و... نیز در این کشور مشاهده میشود.
شیعیان هم جمع کوچکی را در قرقیزستان تشکیل میدهند. جمعیت شیعیان قرقیزستان بالغ بر 15 هزار نفر است که بیشتر در بیشکک و اطراف آن ساکن هستند. بیشتر شیعیان این کشور آذری هستند و در زمان استالین به قرقیزستان تبعید شدهاند و پس از چند دهه، اکنون جمعیت قابل اعتنایی را تشکیل میدهند. شیعیان قرقیزستان از نظر اقتصادی از سطح متوسطی برخوردارند و در میان آنها کسانی هستند که به مناصب مهم دولتی هم رسیدهاند.
* قرقیزستان این ظرفیت را دارد که در آینده سیاسی، اجتماعی و فرهنگی منطقه نقش بازی کند؟
** اگرچه قرقیزستان فاقد منابع استراتژیک قابل اعتنا وکشوری بدون اقتصاد پیشرفته است؛ اما به دلیل احاطه این کشور به دره فرغانه به عنوان نقطه داغ آسیای مرکزی و منطقهای که خیزشهای ملی و اسلامی در آن سابقهدار است و هرگونه تحول در آن میتواند با سرعت به کشورهای دیگر منطقه از جمله ازبکستان و تاجیکستان تسری یابد، باعث شده قرقیزستان از موقعیت خاصی در منطقه برخوردار باشد.
از سوی دیگر به دلیل برخی ویژگیها از جمله نزدیک شدن این کشور به دموکراسی همچنین ساختار و نظام سیاسی متفاوت این جمهوری با دیگر کشورهای منطقه به همراه برخی تحولات در حوزه دینی که با احیای اندیشه و تفکر دینی همراه بوده و روز به روز به نقش اسلام در حیات اجتماعی و فرهنگی این کشور افزوده است، در مجموع میتواند جایگاه قرقیزستان را در ترتیبات و معادلات منطقهای بیش از پیش تقویت کند.
* چه تحلیلی از آینده روابط فرهنگی ایران و قرقیزستان وجود دارد؟
** روابط ایران و قرقیزستان مبتنی بر اشتراکات فرهنگی، تاریخی و دینی و برپایه دوستی و احترام متقابل است. باید گفت در طول 22 سالی که از استقلال قرقیزستان میگذرد، نشانههای متعددی وجود دارد که حاکی از اراده مقامات ارشد دو کشور برای توسعه همکاریها در بخشهای مختلف و بخصوص در بخش فرهنگی است. موافقتنامه فرهنگی میان دو کشور در سال 1993 به امضا رسید. همکاریهای فرهنگی، علمی و ادبی میان دو کشور همواره در گفتوگوهای مقامات دو کشور و نشستهایی مانند کمیسیون مشترک اقتصادی، علمی و فرهنگی دو کشور مورد تأکید قرار گرفته است.
همچنین تبادل هیأتهای علمی و فرهنگی، برگزاری همایشها و میزگرد و نمایشگاههای فرهنگی و هنری نیز امضای یادداشت تفاهم همکاری میان رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران با سازمانها و نهادهای علمی و فرهنگی قرقیزستان نشان دهنده عزم جدی طرفین برای همکاری بیشتر در حوزه فرهنگی است. باید اضافه کنم که در حال حاضر در دانشگاههای «علوم انسانی»، «آرابایف»، «اسلاویانی»، «آکادمی دیپلماتیک وزارت امورخارجه قرقیزستان»، دانشگاه «شهراوش» و کتابخانه ملی قرقیزستان، اتاق و مراکز ایرانشناسی تأسیس شده و زبان فارسی در این دانشگاهها تدریس میشود.
در ضمن با افتتاح اتاق ایران در دانشگاه «باتکن» قرقیزستان که در سالجاری صورت پذیرفت، زبان فارسی در این دانشگاه هم از سال تحصیلی پیش رو تدریس خواهد شد. در کل؛ مردم منطقه آسیای مرکزی از جمله قرقیزستان بخوبی میدانند که پرداختن به فرهنگ ایرانی، به مفهوم بازگشت به ریشهها وگذشته درخشان خویش است. به همین دلیل فعالیتهای فرهنگی ایران در قرقیزستان و در دیگر کشورهای آسیای مرکزی با استقبال مواجه میشود؛ بنابراین با توجه به آنچه بیان شد، میتوان گفت که آینده روابط فرهنگی میان دو کشور بسیار امیدبخش است.