* «رابطه ایران و آمریکا» بحث این روزهای دوکشور و حتی کشورهای دیگر است. از نگاه شما، برقراری ارتباط برای دو کشور و نظام بینالملل تا چه حد اهمیت دارد؟
** در مناسبات جهانی برای کشورها مهم است که با کشورهای دیگر تعامل و همکاری داشته باشند و بتوانند برنامههای تعیین شدهشان را از این طریق پیگیری کنند. اما این «مهم» بودن دلیل نمیشود که چشم بر روی واقعیتها ببندند و «تحت هر شرایطی» دنبال رابطه باشند. مشخصا درباره آمریکا هم جمهوری اسلامی همیشه این را در نظر گرفته است که آیا رابطه خوب است یا بد و دقیقا به همین دلیل دو کشور همچنان فاصله زیادی با هم دارند.
* به هر حال سالها رابطه میان دو کشور برقرار نیست و برقراری احتمالی آن نیازمند پیش زمینههایی است. این موضوع را چطور تعریف میکنید؟
** اگر شرایط به گونهای رقم بخورد که بتوانیم اینطور نتیجهگیری کنیم که برقراری ارتباط با ایالات متحده آمریکا خدشهای به استقلال و شخصیت کشور وارد نمیکند و منفعت هم دارد، میتوان رابطه با آمریکا را تصمیمی صحیح دانست.
* برقراری «رابطه» بیشتر برای ایران دارای اهمیت است یا برای آمریکا؟
** آمریکاییها باید برای این اتفاق پا پیش بگذارند. چون مسبب اصلی اختلاف خودشان هستند و رابطه را به حالت کنونی در آوردهاند، دقیقا به همین دلیل است که ایالات متحده باید پیش قدم شود، البته به شرطی که در عمل نشان بدهند آمریکایی متفاوت هستند که بسیار بعید است.
* اما به نظر میرسد که در رابطه ایران و آمریکا تغییراتی به وجود آمده است.
** اختلاف دو کشور ریشه در خصومت تاریخی آمریکا علیه مردم ایران دارد. اینکه آنها اولویتشان در خاورمیانه را حفظ برتری رژیم صهیونیستی عنوان میکنند، نشانگر این است که اجازه نخواهند داد هیچ کشوری به لحاظ اقتصادی، سیاسی و نظامی رشد کند و اهدافش را عملی شده ببیند. سئوال این است که با شرح این شرایط چطور میتوان گفت که آمریکا حاضر به همکاری با ایران خواهد شد، در حالی که هدفش عقب ماندن همه کشورهای اسلامی منطقه از رژیم صهیونیستی است. آنها در شرایطی خواستاراعتلای صهیونیستها هستند که صهیونیستم دشمن تمام ادیانالهی بالاخص اسلام هستند. شرایط رابطه هیچ تغییری نکرده است و اصولا نمیتوان منتظر تغییر رویه آمریکا در قبال ایران بود. آنها زمانی میتوانند رابطه با ایران و جمهوری اسلامی را ترمیم کنند که دست از حمایت از رژیم صهیونیستی بردارند. البته برخی در داخل سهوا یا عمدا از آمریکاییها دفاع میکنند که این اصلا شایسته نیست. آنها بطور دایم از برقراری رابطه و دیدارهای احتمالی میگویند تا منافع ایالات متحده را دنبال کنند.
* رابطه با آمریکا برای ایران هیچ منفعتی ندارد؟
** اجازه بدهید مساله قبلی را توضیح بدهم. چرا باید عدهای از آمریکاییها دفاع کنند، چرا اصرار دارند تا این ذهنیت را به جامعه القاء کنند که آمریکا تغییر کرده است. اصلا اگر تغییر کردهاند، چرا خودشان چیزی نمیگویند و گروهی در ایران اصرار به تغییرشان دارند.
* آن گروه اینطور میگویند که فضای موجود بین دو کشور فرق کردهاست.
** میتوانم از شما بپرسم، چه تغییر یا تغییراتی؟
آنها معمولا دیدار دو جانبه وزرای خارجی، تماس تلفنی اوباما و روحانی و همچنین تلاش های جدیتری که هر دو طرف برای تفاهم در مذاکرات هستهای دارند را مصداق این گفته خود میکنند. ونظام سیاسی ایران برای اینکه جوسازیهای موجود را روشن کند و به همه ثابت کند که آمریکا همان آمریکایی است که ضدیت با ایران و مردم ایران را برای خود اصلی اصولی میداند، دیدارهایی را تدارک دید تا در عمل آمریکاییها آزموده شوند و از این طریق مشخص شود که برخی از اظهارات خلاف گفتهها است و حتی میتوان گفت که آنها با صراحت و جسارت بارها اعلام کردهاند که در مذاکرات نفع رژیم صهیونیستی را در نظر میگیرند. واقعا با کدام دلیل میگویند که آمریکاییها بهتر شدهاند.
* منظور از بهتر شدن، ترمیمِ نسبی فضای دو کشور است.
** اصلا چنین چیزی نیست. فضا موقعی بهتر میشود که آمریکاییها در ارتباط با مردم ایران نرمش داشته باشند. شخص رئیسجمهوری بعد از این همه مذاکرات و لبخندها و... گفتند که آمریکا بر ضدیتش با ایران اصرار دارد. با وجود تغییراتی که به وجود آمده است، همچنان تحریم میکنند و فشار وارد میکنند و در تلاش هستند تا روز به روز شرایط را برای ما بدتر کنند.
* برخی اصولگرایان بر تعدیل شدن تحریمها اصرار دارند.
** مهم این است که در عمل کاری انجام شود، با تبلیغات نمیتوان گفت که دنیا تصمیم گرفته است تا حقوق جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسد.
* درباره بحث ایران و آمریکا چه انتظاری از دولت روحانی وجود دارد؟
** دولتیها، به ویژه رئیس دولت حتما نسبت به این مساله اشراف دارند که کوتاهی و سازشپذیری در قبال آمریکا- مادام که سیاستهای خود را اصلاح نکرده - توجیه پذیر نیست. پس اگر دولت یازدهم هدفش این است که از منافع ملی بهشدت دفاع کند، باید این مساله را در نظر بگیرد که مقابل زیاده خواهیهای آمریکا و غرب محکم بایستد.
* سفر دوم روحانی چه تفاوتی با سفر اول رئیسجمهوری به نیویورک دارد؟
** تغییرِ عمده این است که خوشبینیهای نزدیکان روحانی نسبت به تغییر مواضع آمریکاییها کمتر شده است و به همین دلیل دیگر مثل سال قبل نیست که حرف و حدیث هایی درباره دیدار احتمالی روحانی و اوباما شنیده شود. آنها گمان میکردند که با یک ملاقات مشکلات حل خواهد شد و الان به اشتباهشان پی بردهاند و میدانند که آنها هیچ کاری را برای ترمیم رابطه انجام نخواهند داد.
* این ذهنیت شما در حالی است که دموکراتها آشکار نسبت به جمهوریخواهان مواضعی نرمتر دارند.
** نه. ایالات متحده چه در زمان کاخ سفید نشینی جمهوریخواهان و چه حالا که اوبامای دموکرات رئیسجمهور است در قبال خاورمیانه موضع مشخص این است که فقط از منافع اسراییل دفاع میکنند. به همین دلیل با وجود اینکه افکار عمومی آمریکا طالب آرامش و تنش زدایی است، دولت آن کشور تحت تاثیر لابی صهیونیست است و منافع اسراییل را به منافع داخلی ترجیح میدهند و تا زمانی که سیاست خارجیشان این باشد، هیچ چیزی تغییر نمیکند.
* از بحث آمریکا خارج شویم. اولویت قرار دادن مذاکرات هستهای از جانب دولت یازدهم منطقی بود یا... ؟
** ذهنیتی در دولت وجود داشت که تصور میکردند میتوانند با تعدیل تحریمها مشکلات مخصوصا محدودیت های مالی را کاهش بدهند و به همین خاطر عمده سرمایهگذاریشان را روی سیاست خارجی گذاشتند. اما بعد از یکسال به این تجربه رسیدند که باید به همه مسائل توجه داشتهباشند و به همین دلیل اقتصاد مقاومتی را جدی گرفتند و همچنین رابطه با غیر غربیها را هم در برنامهشان گذاشتهاند و با کشورهایی چون هند و چین همکاری میکنند. همچنین قرار را بر این گذاشتهاند تا به امکانات داخلی هم متکی باشند تا تولید را رونق ببخشند.
* قبول دارید که شرایط در شروع به کارِ دولت فعلی شرایطی دشواری بود؟
** به هرحال تحریمهای بسیار سختی را به ملت ما تحمیل کردند تا اداره کشور سخت شود. اما به این معنی نیست که ما نتوانیم مشکلات را برطرف کنیم. اگر بتوانیم سختیهای تولید را به جان بخریم، رشد و پیشرفت را به حدی خواهیم رساند که به غرب وابسته نباشیم. همچنین میتوان به تندرویهای گروهی تندرو اشاره کرد که اجازه نمیدهند تا دولت کار خودش را انجام بدهد. آنها در تلاشند تا در دولت رسوخ کنند تا مجالی برای تندرویها و کارهای آنچنانیشان به دست آورند.
* منظورتان چه کسانی است؟
** تندروهای جریان اصلاحات که بعد از هشت سال حاشیه نشینی گمان میکردند با روی کار آمدن دولت روحانی دوباره فرصت پیدا کردهاند تا بتوانند اهدافشان را پیگیری کنند. امیدوارم دولت بتواند در قبال آنها به گونهای ظاهر شود که اجازه کارشکنی پیدا نکنند.
* این اظهارات شما در شرایطی است که نگرانیهایی درباره تندروهایی که تلاششان تخریب دولت است به وجود آمده است.
** واقعیت این است که تندروهای دو جناح مهار شدهاند و آنهایی که تخریب میکنند و سیاه نمایی را هدف قرار دادهاند، نمیتوانند مانعی برای دولت باشند و به همین دلیل جای نگرانی زیادی نیست. مشخصا تندروهایی که در مجلس هم هستند به قدری قوی نیستند که با اظهارات و رفتارهای آنچنانیشان تاثیری بر دولت یا آنچه در بهارستان میگذرد، بگذارند. به عنوان مثال وقتی در انصار حزبا... تصمیمی برای گشتهای امر به معروف گرفته شد، نه تنها از اصولگرایان حمایتی ندیدند بلکه انتقادات جدی شد.
* با این حال برخی از رفتارهای اصولگرایان به عنوان مثال حرف و حدیث هایی که درباره توافق هستهای مطرح میشود، آن هم در شرایطی که همه میدانند تصمیمات هستهای، تصمیمهایی از سوی بزرگان کشور است و نه فقط دولت یا اینکه وزیری از سوی مجلسنشینان فقط به دلیل دیدار با خاتمی تهدید به استیضاح میشود، طبیعی است که نگرانیهایی را به وجود بیاورد.
** اینکه برخی از رفتارها تحت هیچ شرایطی توجیه پذیر نیستند را باید پذیرفت و نپذیرفتنشان غیرمنطقی است. اما نباید نوع اظهارنظر و عملکرد عدهای را به حساب همه اصولگرایان نوشت. جریان اصولگرایی از گروههای مختلفی تشکیل میشود و به همین دلیل در کنار تندروی گروهی، در یکسال اخیر مشاهده شده است که اصولگرایان منطق مدار و عناصر سنگین وزن اصولگرایی با دولت برخورد و رفتاری متین و منطقی دارند و سعی کردهاند تا از دولت دفاع کنند.
* با این حال نمیتوان چشم به روی برخی از رفتارها بست.
** در فضای سیاسی هر نگاه و تحلیلی وجود دارد. مهم این است که چطور آنها را مدیریت کنیم تا بلکه بتوانیم هزینههایشان را به کمترین حد ممکن برسانیم. برخورد با کارشکنان وظیفهای است که همه باید آن را در راستای اهداف عمومی انجام بدهند. البته باید با دقت زیاد به خوبی نقد و تخریب را از هم تشخیص بدهیم. برای پایان گفتوگو باید بگویم که همراهی نکردن با آمریکا باید اصل باشد.