تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۹۳ - ۰۹:۵۲  ، 
کد خبر : ۲۷۰۷۵۴

ساکنین کوی 78


مالک شریعتی

درباره حوادث کوی دانشگاه در تیر سال 1378 مطالب زیادی گفته، شنیده، نوشته و خوانده شده است. اما برخی زوایای تاریخی و نحوه عمل نیروهای جبهه انقلاب و متقابلا ضد انقلاب در این ماجرا کمتر بیان شده است. مقام معظم رهبری در 21 دی‌ماه 1388 در دیدار با جمعی از نمایندگان مجلس در تحلیل فتنه 88 این‌چنین فرمودند: «ما اگر در قضایای 18 تیر سال 78 درست عمل کرده بودیم... مطمئنا امروز این قضیه را نداشتیم؛ آنجا کوتاهی شد» و در واقع فتنه 88 را دارای ریشه‌ای 10 ساله دانستند که درست شناخته و خشکانده نشد. لذا در این نوشتار سعی شده با نگاهی روایت‌گونه، به حوادث آن روزها پرداخته شود تا شاید گامی کوچک در رسیدن به ریشه‌ها برداشته شود. سال 76 که دوم خردادی‌ها در فضای سیاسی کشور حاکم شدند درست سال بعدش وارد دانشگاه شدم. آن زمان عملا فضای سیاسی دانشگاه‌ها شکل خاصی گرفته بود و یک هجمه سنگین علیه نیروهای ارزشی در دانشگاه‌ها وجود داشت.

این مسئله از یک طرف کار را خیلی سخت کرده بود و از سوی دیگر هم باعث انسجام فضای سیاسی دانشگاه شده بود و در واقع دانشجویان یکدیگر را خوب پیدا می‌کردند و با هماهنگی کامل فعالیت می‌کردند. از ابتدا هم هدف این بود که ضمن رعایت مسائل قانونی در فضای دانشگاه و فضای سیاسی جامعه، بر مطالبات دانشجویی اصیل و ارزشی تاکید کنیم. در واقع یک سال بعد از ورود ما به دانشگاه، فضای دانشگاه در التهاب و تنش بود که با استفاده از احساسات دانشجویی و البته اشتباه بخشی از نیروهای عمل‌کننده در نظم‌دهی به فضای دانشگاه، شدت گرفت. نیروهای ضد انقلاب از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی فشرده‌ای تدارک دیده بودند که اعلام پروژه تابستان داغ از آن جمله بود و بعدها اقرار کردند که از مدت‌ها پیش روی آن کار کرده بودند. در حال حاضر بیشتر سردمداران آن جریان مثل علی افشاری در خارج از کشور پناهنده هستند.

به هر روی آن زمان ما با فضای کوی دانشگاه مواجه شدیم که از پنج‌شنبه و جمعه یعنی هفدهم و هجدهم تیرماه 78 شروع شد تا چهارشنبه 23 تیرماه که به آن حماسه مردمی ختم شد. اما در این مسیر اتفاقات خیلی مهمی افتاد. اولا اینکه هرچند دانشگاه تهران کانون این اتفاق بود، اما می‌بینیم در آن شورایی که برای پیگیری مطالبات کوی دانشگاه شکل گرفت�� بود، دانشجویان آسیب دیده دانشگاه تهران نبودند و از دانشگاه‌های دیگر آمده بودند. این موضوع خیلی عجیب بود که بچه‌های دانشگاه تهران خیلی درگیر این قضیه نبودند در حالی که ماجرا در کوی دانشگاه تهران رخ داده بود. بنابراین اولا کاملا واضح بود آن جریانات برنامه‌ریزی شده بود تا روی موج آن سوار شوند. ثانیا فضای سنگینی که روزنامه‌های دوم خردادی و ز نجیره‌ای در کشور به راه انداخته بودند که راست و دروغ و حق و باطل را با هم مخلوط کرده بودند و ـ ‌صرفنظر از آن اتفاقاتی که افتاده بود و حجم زیاد تخریب‌ها ـ بعضا از کاه، کوه می‌ساختند.

به عنوان مثال من به خاطر دارم که سر در دانشکده فنی ایستاده بودم و روی تابلو اعلانات نام شهدای دانشجوی وقایع کوی دانشگاه (همان لیست جعلی کشته‌ها) که دفتر تحکیم منتشر کرده بود، نصب شده بود و خیلی برایم عجیب بود که بالاخره این‌ها کجا هستند؟ طبیعتا آن‌ها باید خانواده و دوستانی داشته باشند. در چنین افکاری غوطه‌ور بودم که ناگهان یک دانشجوی سال دوم یا سوم دانشکده حقوق و علوم سیای با حالت بغض، گریه و ناراحتی مقابل دانشکده فنی ایستاده بود و کارت دانشجویی‌‌اش را دستش گرفته بود و فریاد می‌زد: «به خدا من زنده هستم!» این در حالی بود که نام او بین اسامی افراد کشته شده قرار داشت. شبیه این اتفاقات را ما در فتنه سال 88 هم در دانشگاه‌ها دیدیم. نکته بسیار مهم که تعمد در حوادث را نشان می‌داد این بود که دفتر تحکیم وحدت به‌هیچ‌وجه حاضر نبود فضای اعتراض را به داخل دانشگاه بیاورد. به عنوان مثال من یکی از موارد تعجب‌برانگیز را عرض می‌کنم و آن این بود که به رغم تاکیدی که مسئولین دانشگاه بر پیگیری موضوع داشتند و قول همکاری می‌دادند، می‌گفتند شما سعی کنید دانشجویان را به داخل دانشگاه بیاورید چون فضای عمومی جامعه قابل کنترل نیست.

در کنار اعتراضات دانشجویی، معترض‌نماهای دیگری مثل سوءاستفاده‌کننده‌ها، اراذل و اوباش و حتی آن‌هایی که از انقلاب کینه داشتند و منافقانی که می‌خواستند از چنین فضایی سوء استفاده کنند و از آب گل‌آلود ماهی بگیرند، به خیابان می‌آمدند و خودشان را در کنار معترضان دانشجو مطرح می‌کردند و شعارهایی عنوان می‌شد که اصلا ربطی به ماجرا نداشت. قضیه‌ای که خیلی برای من جالب بود این بود که حوالی چهارراه امیرآباد تا کوی که یک فاصله 500 تا 600 متری بود و بخشی از درگیری‌ها آنجا رخ داد، در آن محدوده بنده خدایی مجروح شده بود و وقتی با او صحبت شد که چه کسی تو را زد؛ شخصی را نشان داد که همان آدم در صحنه دیگری مشاهده شده بود که با بچه‌های حزب‌اللهی درگیر شده. در واقع یک نفر هم‌زمان در یک صحنه به دانشجوها حمله می‌کرد و در صحنه دیگر به بهانه دفاع از دانشجویان به افراد حزب‌اللهی حمله می‌کرد و چنین مسئله‌ای نشان می‌داد که عده‌ای از فضای مغشوش حوادث سوء استفاده می‌کردند. لازم بود این فضا به درون دانشگاه بیاید و الحمدالله تدبیری هم شد و دوشنبه 21 تیرماه جمعی از دانشجویان اطلاعیه دادند و گفتند ما اعتراضمان را داخل دانشگاه پیگیری می‌کنیم. مهم‌ترین نکته‌ای که توانست این غائله را جمع کند حضور حماسی مردم و ولایت‌مداری آن‌ها در حماسه 23 تیرماه بود. در همان حادثه هم جالب است که شبیه فضای فتنه 88، برخی از شهرها در حمایت از ولایت فقیه و بیانات حضرت آقا دو روز زودتر به خیابان‌ها آمدند چرا که در روز 9 دی 88 هم مردم بعضی از شهرها مثل قم و تبریز زودتر به خیابان‌ها آمدند.

نکته مهم دیگر اینکه، ‌ریشه‌یابی حوادث کوی دانشگاه به درستی صورت نگرفت یعنی هم از جانب مسئولین و هم از جانب عوامل دانشجویی لازم بود که علل شکل‌گیری این حادثه بررسی شود. رهبری در 21 دی‌ماه 88 در دیدار جمعی از نمایندگان مجلس هشتم اشاره کردند که اگر قضایای کوی دانشگاه در سال 78 خوب ریشه‌یابی می‌شد و علاج می‌شد شاید فتنه 88 رخ نمی‌داد. این نشان می‌دهد که بررسی‌ها خوب انجام نشده است. آن حادثه یک محلی بود که تست شد و ضد انقلاب خودش را امتحان کرد که بتواند از یک قضیه دانشجویی یک بحران اجتماعی بسازد و تا حدودی هم موفق شد اما با حضور مردمی غائله ختم شد. اما بررسی‌ها در همان سطح باقی ماند و خطای بی‌تدبیری نیروی انتظامی و برخی از سیاسیون آن زمان که در حال حاضر مواضعشان علیه نظام کاملا روشن شده است، نادیده گرفته شد. در واقع می‌توان گفت بسیاری از اتفاقات کوی دانشگاه در سال 88 تکرار شد. تکرار ماجرا بعد از 10 سال در ابعاد وسیع‌تر نشان داد که حوادث کوی دانشگاه بررسی نشده و برای حوادث مشابه پیشگیری اتخاذ نشده بود.

یک اتفاق دیگری که در فضای دانشگاه رخ داد این بود که زمانی که آقای خاتمی در دانشگاه‌ها حضور می‌یافت و صحبت می‌کرد، فضای التهاب زیاد بود و مسئولین دیگری از سران قوا به دانشگاه‌ها نمی‌رفتند. آقای خاتمی می‌گفت دانشجویان مطالباتی دارند که باید با آن‌ها صحبت شود و حتی در بعضی از جلسات خطاب به سایر مسئولین گفته بود که چرا سران قوای دیگر دانشگاه نمی‌روند و عملا یک جور مبارز طلبیده بود تا با دانشجویان صحبت کنند. این قضیه برای ما در بسیج دانشجویی خیلی مهم بود که مسئولین دیگر کشور را هم به دانشگاه بیاوریم و با مطالبات دانشجویی مواجه کنیم. با توجه به تاکیداتی هم که رهبری داشتند که مسئولین در فضای دانشگاه حضور داشته باشند و با دانشجویان صحبت رودررو داشته باشند، جلساتی برگزار کردیم. ما نیز ابتکار عمل به خرج داده و آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی را به دانشگاه دعوت کردیم که برنامه بسیار خوبی از آب درآمد و با استقبال فراوانی روبه‌رو شد.

یک اتفاق دیگری که برای ما خاطره بسیار مهمی است و شاید به دانشجویان نسل امروز کمک کند که برنامه‌هایشان را با دقت و جسارت پیگیری کنند، این بود که ما جلساتی پیرامون عملکرد وزارت علوم وقت و سیاسی‌کاری ناصحیح زمان آقای دکتر معین برگزار کردیم و تصمیم گرفتیم در مقابل وزارت علوم تجمعی اعتراضی داشته باشیم. مدت زیادی برای این موضوع برنامه‌ریزی کردیم و دولت هم با ما همراهی نمی‌کرد و مجوز راهپیمایی نمی‌داد و ما مجبور بودیم به صورت تیم‌بندی و بدون اینکه حالت راهپیمایی پیدا کند، تجمع داشته باشیم. طبق برنامه‌ریزی که انجام داده بودیم قرار شد که از سمت میدان انقلاب و دانشگاه تهران به سمت وزارت علوم در خیابان استاد نجات‌اللهی (ساختمان فعلی معاونت علمی ریاست جمهوری) برویم و از طرفی هم نمی‌خواستیم فضای عمومی جامعه ملتهب شود و فقط هدفمان این بود که اعتراضمان را به صورت مسالمت‌آمیز و جدی و محکم پیگیری کنیم.

بعد از چند روز برنامه‌ریزی به یاد دارم از سوی یکی از مسئولین امنیتی با دکتر متولیان، مسئول وقت بسیج دانشجویی تماسی گرفته شد که آن تجمع برگزار نشود. دکتر متولیان آن موضوع را با ما مطرح کرد که ما در شورا صحبت کردیم و گفتیم این موضوع را تنها زمانی لغو می‌کنیم که از طرف رهبری دستور برسد ـ که گفتند ایشان موضعی نداشته‌اند ـ در غیر این صورت ما به این برنامه طبق نظری که می‌دانیم حضرت آقا دارند که دانشجو باید اهل تحلیل و اقدام باشد، عمل می‌کنیم و اگر غیر از این است شما بگویید. در نهایت هم مشخص شد آن دستور تنها نظر شخصی آن مقام امنیتی بوده که از تبعات آن تجمع ابراز نگرانی می‌کرده و با واسطه وزارت کشور وقت به وی منتقل شده بوده است. ما نهایتا تصمیمی را که به صورت شورایی گرفته بودیم و جوانب آن را سنجیده بودیم و فواید آن را هم بررسی کرده بودیم، اجرا کردیم و نتیجه این شد که هم تجمع خیلی خوبی برگزار شد و مطالباتمان گفته شد و هم هیچ مشکل امنیتی پیش نیامد و این تجربه خوبی بود که نشان داد فضای بسیج دانشجویی فضای تعاملی بوده و بچه‌ها هم تصمیماتی را که خودشان می‌گیرند، عمل می‌کنند و این طور نیست که از بیرون چیزی را به آن‌ها تحمیل کنند و آن‌ها هم آن را انجام دهند.

خاطرم هست که آن زمان که آقای متولیان مسئول بسیج دانشجویی مرکز دانشگاه تهران و علوم پزشکی بودند، دکتر زاکانی هم مسئول سازمان بسیج دانشجویی بودند و ما می‌خواستیم با وی مشورت کنیم که در سفر بودند و بالاخره پس از اینکه موفق شدیم با او تماس بگیریم، دکتر زاکانی گفت: «به تصمیمی که گرفته‌اید عمل کنید و نگران نباشید». در واقع ایشان یک حمایت بسیار خوب از حرکت صف در بسیج دانشجویی دانشگاه به عمل آوردند.

در قضیه کوی دانشگاه بسیاری از دانشجویان شهرستانی بودند و در کوی ساکن بودند در همان شب که در کوی درگیری به وجود آمد چند نفر از بچه‌های شهرستانی بسیج دانشجویی که در ساختمان اصلی ساکن بودند، کتک مفصلی خوردند. فردای آن روز که به دانشگاه رفتیم کاملا در چهره‌های آن‌ها آثار ضرب و جرح مشخص بود. در واقع بچه‌ها هم از این جهت مظلوم واقع شدند و هم اینکه خودشان می‌خواستند از داخل، جریان را آرام کنند که عده‌ای از بیرون عملا با بی‌تدبیری باعث شدند، این درگیری‌ها شدت پیدا کند. خاطرم هست بچه‌هایی که ساکن کوی بودند شب‌ها در دفتر بسیج می‌ماندند و کارها را پیگیری می‌کردند و در جریان وقایع تیر 78 دفتر بسیج دانشجویی در کوی دانشگاه هم کاملا تخریب شد و بچه‌های بسیج هم از ضرب و جرح بی‌نصیب نمانده بودند و لذا فکر می‌کنم در آن جریان بچه‌های بسیج دانشجویی از دو طرف مظلوم واقع شدند یعنی هم در دانشگاه از سوی برخی از افراد به عنوان دانشجو با آن‌ها برخورد می‌کردند و هم اینکه وقتی خودشان می‌آمدند غائله را ختم کنند از سوی تشکل‌های دیگر با خط‌گیری خارج از دانشگاه با بی‌مهری مواجه می‌شدند و این موردی بود که ما از نزدیک شاهد آن بودیم. آن قضایا گذشت تا اینکه نیروهای ضد انقلاب قصد داشتند با استفاده از عواملی که در بعضی از دانشگاه‌ها داشتند هر سال در سالگرد حادثه کوی دانشگاه، قضیه را دوباره زنده کنند و مجددا غائله تازه‌ای به پا کنند.

در حال حاضر هم آن عوامل مشخص هستند و اکنون آقای افشاری در آمریکا پناهنده شده و دیگران هم همین طور هستند. آن زمان که مشخص نبود چه کسانی نقش داشتند ما از نزدیک که در متن جریان بودیم، بعضی از آن‌ها را می‌دیدم و می‌شناختیم اما فضا، فضای فتنه بود و خیلی نمی‌شد کاری انجام داد چون باید روشنگری اتفاق می‌افتاد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات