پس از خلق حماسه سیاسی توسط ملت ایران در انتخابات 24 خردادماه و انتخاب دکتر حسن روحانی به عنوان رییسجمهور منتخب، سیل تحلیلها برای علتیابی پیروزی و یا شکست جریانات مختلف و آنالیز فکری و جناحی رئیسجمهور منتخب به راه افتاد. لذا بررسی شعار اصلی دکتر روحانی یعنی اعتدالگرایی، در کلام رهبری و یافتن معنای اصیل اعتدال در گفتمان امام و انقلاب لازم است. این امر میتواند ترسیمکننده خطمشی رییسجمهور یازدهم در عرصههای متنوع اقتصادی، فرهنگی، سیاست داخلی و خارجی و... باشد.
اعتدال چیست و اساسا تعریف عدل کدام است؟
اعتدال یعنی حالتی که نه «افراط»1 و نه «تفریط»2 باشد. بنابراین «اعتدال یعنی در هیچ جهت دچار افراط»3 یا تفریط نشدن. لذا براساس همین ملاک، دین مبین «اسلام، دین انسانیت و اعتدال»4 نامیده شده است. عدل که «همان معنای والا و برجستهای» است «که در زندگی شخصی و عمومی و جسم و جان و سنگ و چوب و همهی حوادث دنیا وجود دارد. یعنی یک موازنهی صحیح»5، یعنی «رفتار صحیح؛ موازنهی صحیح؛ معتدل بودن و به سمت عیب و خروج از حد نرفتن».6
لزوم وجود نگاه اعتدالگرایانه در مسئولان
برای حکمران، عدل لازم است؛ در هر موضعگیری، عدل لازم است. در اظهار محبت و نفرت، عدل لازم است. قرآن فرموده است: «وَ لا یجْرِمَنَّکمْ شَنَآنُ قَوْم عَلی ألاّ تَعْدِلُوا»؛7 دشمنی با کسی موجب نشود که شما دربارهی او از عدالت کناره بگیرید و عدالت را رعایت نکنید؛ «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی».8 بنابراین عدل هم یکی از پایههای ایمان است. اگر عدل بود، ایمان میماند.9
بیعدالتیها را همه کنار بگذارند؛ بیانصافیها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامی و جمهوری اسلامی جمع بشوند؛ اصولی وجود دارد، همه به آن اصول اعلام وفاداری بکنند. در کنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد چه اشکال دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده.10
اعتدال محافظهکاری نیست
باید بر این نکته تأکید نمود که مقصود از اعتدال، محافظهکاری و دست کشیدن از اعتقادات یا ملاحظهکاری و یا «عقلانیت محافظهکارانه»11 نیست. بلکه به کار گرفتن تمام ظرفیتهای انسانی الهی در جهت تحقق اهداف عالیه نظام مقدس برآمده از تعالیم اسلامی در قالب «عدالت اجتماعی»12 است. اگر کسی دنبال براندازی و اجرای دستور دشمن نیست ولی با مذاق و تفکر سیاسی ما مخالف است، نباید عدالت و امنیت را از او سلب و او را زیرپا له کنیم؛ چرا که به فرموده قرآن مخالفت با یک قوم، نباید موجب بیتقوایی و بیعدالتی شود و همه باید در این زمینهها هوشیار و مراقب باشند.13
به کسی نباید بیهوده تهمت زد؛ کسی را نباید به خاطر یک امر، از همهی آن چیزهایی که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفی بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد... . اگر با کسی دشمنید، این دشمنی موجب نشود که نسبت به او بیانصافی کنید، بیعدالتی کنید؛ حتی نسبت به دشمن؛ حالا آنکه دشمن هم نیست.14 در دورانهای مختلف هر جایی که این اختلاف سلیقهها و اختلاف برداشتها با هوای نفس انسان مخلوط شد، کار خراب میشود.
هوای نفس را باید خیلی ملاحظه کرد. به خودمان در فریب خوردن از هوای نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه کنیم ببینیم کجا نفس است و هواهای نفسانی ماست؛ کجا نه، واقعاً احساس تکلیف است؛ و در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایرهی تکلیف آنطرفتر نباید گذاشت؛ زیادهروی نباید کرد.15
بله، یک عدهای دشمنی میکنند، یک عدهای خباثت به خرج میدهند، یک عدهای از خباثتکنندگان پشتیبانی میکنند اینها هست اما باید مراقب بود.16
آسیبشناسی اعتدال در حوزه سیاست خارجی
«بعضیها با نام عقلانیت، با نام اعتدال، با نام پرهیز از جنجال و دردسر بینالمللی، میخواهند از مبانی انقلاب و اصول انقلاب کم بگذارند! این نمیشود؛ این نمیشود. این نشانهی بیصبری و نشانهی خسته شدن است».17
اعتدال یکی از آرمانهای بزرگ حضرت امام(ره) به شمار میرود که شاخص آن در سیاست خارجی «نه شرقی و نه غربی»18 میباشد.
تحریف در این مفهوم این است که ما بیاییم و به اشتباه شعار «هم شرقی و هم غربی» را مطرح کنیم و بیهیچ قید و بندی به دنبال تعامل با همه کشورها باشیم.
اعتدالگرایی = انقلابیگری
با نگاهی به سخنان رهبری مشخص میشود در حقیقت، انقلابیگری و اعتدالگرایی بر هم منطبقاند و این دو از هم تفکیکپذیر نیستند. در دوران کنونی چنانچه سعی گردد معنای اعتدال به معنای حقیقی کلمه در امور سیاسی کشور حاکم شود، اصول انقلاب و اسلام مبنای حرکت باشد و هر جا از اصول انقلابی تخطی شده اصلاح شود و به این اصول بازگردیم، مسیر صحیحی را خواهیم پیمود؛ اما اگر اعتدال بهانهای باشد برای بازگشت از مواضع اصولی و انقلابی و به تسلیم و وادادگی در برخی عرصههای سیاسی و فرهنگی تفسیر شود، انحراف از مسیر انقلاب مسلّم خواهد بود.
انقلابیگری در صحنه سیاسی به این معناست که ما مواضع اسلامی و انقلابی خود را قاطعانه و بدون دل بستن به برخی از چهرههای امیدبخش کاذب حفظ کنیم و این خط صحیح دیپلماسی ماست... ما در دیپلماسی انقلابی و اسلامی خود به هیچ وجه نباید نسبت به دشمن از موضع ضعف و رعب برخورد کنیم بلکه با حاکم کردن عقل و منطق در تصمیمگیریهایمان باید کاملا شجاعانه و قدرتمندانه با قدرتهای بزرگ مواجه شویم... ما در عالم دیپلماسی دچار یک جنگ تحمیلی و ناخواسته شدهایم و اکنون صهیونیزم سیاسی و قدرتهای استکباری نظیر آمریکا و همپیمانانش در سراسر جهان که نه فقط با اسلام، بلکه با اصل دیانت مخالفاند، تمامی امکاناتشان را بر روی دیپلماسی ما متمرکز کردهاند و جمهوری اسلامی ایران در صحنه سیاست بینالمللی، یک تنه، در برابر تمام کسانی قرار گرفته که به خودی خود با ما مسأله سیاسی نداشتند بلکه اسلام، مسأله مورد اختلاف آنها با ماست.19، 20