یاسر فتاحی
انتخابات در ایران همواره از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است. شرایط داخلی و بینالمللی بر اهمیت انتخاباتها در کشور ما افزوده است. شاید به همین خاطر هم هست که جناحها از مدتها قبل رقابت سختی را در این ایام رقم میزنند. در این میان هر دورهای از انتخابات که بعد از انقلاب اسلامی برگزار شد، از الگوی خاص خود پیروی کرده و افراد و مراجع مختلف در آن نقشآفرین بودند. عموما رقابتهای انتخاباتی در ایران بین دو جناح که امروزه به عنوان اصولگرا و اصلاحطلب شناخته میشوند، شکل گرفته است. هر کدام از این جناحها نیز از ابزار مختلفی برای انسجام و یکپارچگی سیاسی در ایام انتخاباتها بهره بردهاند.
جدا از نقشآفرینی چهرههای اصولگرا در بزنگاههای سیاسی از جمله انتخابات که از آن به عنوان شیخوخیت یاد میشود، برخی تشکلها نیز بودند که به اصطلاح نقش مراجع سیاسی را بر عهده داشته و دارند. از جمله این تشکلها، دو تشکل روحانی مرجع اصولگرا یعنی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران است که همواره تلاش داشته تا با هدایت و راهنمایی نیروهای همفکر، در جهت انسجامشان نقشآفرین باشد. با این همه به نظر میرسد نقشآفرینی این تشکلها در برخی دورهها دچار فراز و فرودهایی بود.
جامعه مدرسین؛ قدیمیترین مرجع
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که بیش از 50 سال از آغاز به کارش میگذرد، هر چند از ابتدای تاسیس کارکرد حزبی نداشته و ندارد، اما در برهههای مختلف تلاش کرده جریانی که امروزه به عنوان اصولگرایان شناخته میشوند را هدایت کند. از ابتدای انقلاب اسلامی نیز اصولگرایان یا همان جناح راست چه در کاندیداتوری و چه در اعلام حمایت از کاندیداها از تصمیمات این جامعه پیروی میکنند. با این همه طی دورههای اخیر به خصوص انتخابات ریاست جمهوری سال 92 این تشکیلات که شامل مجموعه مسئولان سابق نظام و روحانیون بلندمرتبه کشور است، نتوانستند نقشآفرینی گذشته را ایفا کرده و عملا به مرحله بیتصمیمی رسیدهاند.
آیتالله محمد یزدی بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری خرداد 92 در اظهارنظری حتی از خطر تجزیه این تشکیلات سخن گفته و نسبت به آن هشدار داد. براساس سخنان رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم برخی از حامیان آیتالله محمدتقی مصباح یزدی که به عنوان حامیان جبهه پایداری شناخته میشوند، خواستار جدایی از این جامعه شده بودند که البته با تمهیداتی که آیتالله یزدی اندیشید، مانع این کار شد، اما در نهایت جامعه مدرسین نتوانست به صورت جامع به نظر واحد رسیده و آن را با جامعه معرفی کند.
جامعه روحانیت؛ فعال اما کماثر
بخشی از هدایت جناح راست یا اصولگرایان بر عهده جامعه روحانیت مبارز تهران است که هرچند فعالتر از جامعه مدرسین است، اما از نظر اثرگذاری وضعیت چندان متفاوتی نسبت به آن ندارد. البته جامعه روحانیت مبارز تهران همواره تلاش داشته با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هماهنگ عمل کند که این موضوع به نوعی تیغ دولبه بود؛ چرا که هرچند باعث هماهنگی بیشتر اصولگرایان میشد، اما اعلام نظر این تشکیلات منوط به آن بود که اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که متکثرتر بودند، به نظر واحد برسند و بعضا نظر اعضای جامعه روحانیت متاثر از نظر علمای قمی حاضر در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود.
جامعه روحانیت مبارز نیز اگرچه با انشعاب مواجه نشده است، اما ریزشهای زیادی داشته و بسیاری چهرههای اثرگذار این تشکیلات دیگر در جلسات آن حاضر نمیشوند. آیتالله مهدویکنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز که همواره نسبت به وحدت و انسجام اصولگرایان دغدغه دارد، بعد از یازدهمین دور از انتخابات ریاست جمهوری در جلساتی که با چهرههای این طیف داشت، صراحتا از عملکردشان در این انتخابات گلایه کرد.
بنابراین تا اینجای کار، اصولگرایان یک گام جلوتر از اصلاحطلبان هستند و نگرانی و دغدغهشان معطوف به تعدد و تکثر نامزدهای احتمالی است که موجب ریزش آرای این جناح سیاسی میشود. در این گزارش تلاش میشود شرایط اصولگرایان از انتخابات ریاست جمهوری سال 76 و ساختار انتخاباتیشان بررسی شود و در نهایت یک مقایسه با وضعیت فعلی صورت گیرد.
انتخابات سال 76؛ باخت تلخ اصولگرایان
اتفاقی که در انتخابات سال 92 برای جناح راست افتاد و تحلیل اثرگذاری جامعتین چیزی نبود که به یکباره وقوع پیدا کرده باشد. برخی معتقدند ریشه این اتفاق تلخ را باید از انتخابات ریاست جمهوری سال 76 به بعد جست.
انتخابات سال 76 یادآور روزگاری تلخ برای اصولگرایان یا همان جناح راست کشور است؛ چرا که در این انتخابات بعد از چند دوره کسب کرسی ریاست جمهوری (محمدعلی رجایی، حضرت آیتالله خامنهای، آیتالله هاشمی رفسنجانی)، برای نخستین بار نامزد این جناح نتوانست به ساختمان ریاست جمهوری در پاستور راه یابد. در انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم، سه نامزد اصولگرا (ناطق نوری، ریشهری و زوارهای) با یک نامزد اصلاحطلب (خاتمی) به رقابت پرداخت که در نهایت اصولگرایان به سختی شکست خوردند.
برای پرداختن به شرایط انتخاباتی اصولگرایان در این دور از رقابتها باید کمی به عقب بازگشت و به انتخابات مجلس پنجم اشاره کرد. همزمان با انتخابات مجلس پنجم، اصولگرایان با تشتت آرا مواجه شدند. آیتالله ریشهری در بهمن سال 74 تشکیلات «جمعیت دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی» را بنا گذاشت و مقدمات حضور خود در انتخابات دو سال آینده را فراهم آورد. در این تشکیلات طیفی از جناح راست شامل روحالله حسینیان به عنوان قائم مقام، احمد پورنجاتی، محمد شریعتمداری، سیدعلیاکبر ابوترابی، علی رازینی، محمدصادق عربنیا، محسن سلطانی شیرازی، سیدعلی قاضی عسگر و سیدعلی غیوری نجفآبادی حضور داشتند. این تشکیلات در انتخابات مجلس پنجم لیستی شامل چهرههای راست و چپ را منتشر کرد که به شدت از سوی جریان راست مورد انتقاد قرار گرفت.
از سوی دیگر هرچند سرلیست اصولگرایان یعنی ناطق نوری توانست به عنوان رای نخست تهران در مرحله اول پنجمین دوره انتخابات راهی مجلس شود ولی اقلیت قوی نزدیک به جریان چپ که به واسطه اعلام موجودیت کارگزاران به مجلس راه یافته بودند، بعد از مدتها بر سر کرسی ریاست پارلمان با جریان راست رقابت کردند. با وجود اینکه این رقابت بسیار تنگاتنگ بود ولی کرسی مجلس به دست عبدالله نوری نرسید و ناطق همانند مجلس چهارم رئیس مجلس ماند.
هرچه به موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 76 نزدیکتر میشدیم، اختلاف اصولگرایان و انسجام اصلاحطلبان بیشتر میشد. در تاریخ 4 آبان 75 و به دنبال حمایت همهجانبه گروههای اصلاحطلب (ائتلاف نیروهای خط امام، مجمع روحانیون، کارگزاران، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، دفتر تحکیم وحدت و...) از نامزدی خاتمی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران از نامزدی ناطق نوری برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام حمایت کردند. با حمایت مراجع سیاسی اصولگرایان از نامزدی ناطق نوری انتظار بود که سایر چهرههای جناح راست از رقابت با او بپرهیزند ولی ریشهری که از دو سال قبل خود را برای این رقابت آماده میکرد، به عنوان چهره فراجناحی همراه با رضا زوارهای وارد انتخابات شد.
هرچند جامعتین به طور هماهنگ از ناطق نوری یعنی عضو جامعه روحانیت تهران حمایت کرده بودند، اما مرحوم آیتالله مشکینی، رئیس وقت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم چه پنهان و چه آشکارا از محمد ریشهری حمایت کرد. برخی نسبت فامیلی میان آیتالله مشکینی و آیتالله ریشهری (آیتالله ریشهری داماد آیتالله مشکینی است) را دلیل حمایت آن مرحوم دانستند.
با این حال نظر اکثریت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم حمایت از ناطق نوری بود. تحلیلگران سیاسی دودستگی موجود در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 را نخستین جرقه اختلاف بین این تشکیلات میدانند. با تمام این اوصاف بسیاری معتقدند تعدد نامزدهای اصولگرا و عدم انسجام آنان برای ورود به انتخابات ریاست جمهوری به اضافه ضعفهای دولت هاشمی که با عنوان راست بر سر کار بود و نیز شعارهای پررنگ و لعاب اصلاحطلبان دلیل تمایل جامعه به جناح چپ شد.
انتخابات سال 80؛ سکوت جامعتین
جناح چپ یا به اصطلاح اصلاحطلب به دنبال کسب کرسی ریاست جمهوری توانستند پارلمان ششم را نیز از آن خود کرده و انسجام خود را بیش از گذشته تقویت کنند. اصولگرایان در انتخابات مجلس ششم ائتلاف «خط امام و رهبری» را تشکیل دادند که در جلب آرای مردم موفق عمل نکرد. شرایط سیاسی ایجاد شده از طریق تبلیغات اصلاحطلبان اوضاع را برای اصولگرایان دشوار کرده بود. در این انتخابات طیفها و تشکلهای مرجع اصولگرا سیاست انفعال را در پیش گرفته و تنها مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کردند.
از سوی دیگر اصلیترین گزینه جناح سیاسی اصولگرا در هشتمین دور انتخابات ریاست جمهوری، یعنی احمد توکلی هرچند انتقادات تندی به دولت وارد میکرد، اما از پایگاه اجتماعی قویای برخوردار نبود. نکته حائز اهمیت دیگر عدم اعلام موضع شفاف جامعتین بود. حمایت این دو تشکل مرجع اصولگرا در دوره هفتم انتخابات ریاست جمهوری از ناطق نوری باعث شکلگیری برخی اختلافات داخلی شده و به همین خاطر در دوره هشتم حمایتهای تلویحی از توکلی جایگزین صدور بیانیه رسمی شد.
به این ترتیب بود که از بین 10 نامزد انتخاباتی، خاتمی توانست با اختلاف بالایی بار دیگر ردای ریاست جمهوری ایران را به تن کند. محمد خاتمی، احمد توکلی، علی شمخانی، عبدالله جاسبی، حسن غفوریفرد، منصور رضوی، شهابالدین صدر، علی فلاحیان، مصطفی هاشمیطبا و محمود کاشانی از نامزدهای هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بودند.
انتخابات سال 84؛ شکست طرح شورای هماهنگی
شرایط اصولگرایان در نهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری شبیه به شرایط امروز این جریان است؛ تعدد و تکثر نامزدهای اصولگرا (لاریجانی، قالیباف، رضایی، ولایتی، حداد و احمدینژاد) در این دوره از انتخابات نیز به صورت جدی برای اصولگرایان دغدغه شده بود. اصولگرایان که دو انتخابات گذشته را به رقیب قدیمی خود واگذار کرده بودند، این بار نمیخواستند بیگدار به آب زده و با نامزدهای متعدد وارد انتخابات شوند. به همین خاطر با محوریت نامزد شکست خورده انتخابات سال 76 یعنی علیاکبر ناطق نوری، شورایی به عنوان «هماهنگی نیروهای انقلاب» تشکیل شد. هرچند گفته میشود جرقه تشکیل چنین شورایی نخستین بار بعد از انتخابات سال 80 زده شد اما پراکندگی این جناح برای ورود به رقابتهای انتخاباتی از جمله مجلس و شورای شهر تنها دلیل حقیقی برای تشکیل آن بود. این شورا که نام اولیهاش گرو «2+13» بود، از 15 تشکل با مشی اصولگرایانه تشکیل میشد.
از این 15 تشکل، 13 تشکل عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری و 2 تشکل نیز جمعیت تازه تاسیس ایثارگران و جبهه اعتدال و توسعه بود. این شورا رسما در آذر 83، چهار اصل «اعتقاد به اسلام، وفاداری به انقلاب، پیروی از رهنمودهای امام خمینی(ره) و اطاعت از رهبری» را مبنای اتحاد استراتژیک خود معرفی کرده و با هدف انسجام اصولگرایان وارد عرصه انتخابات شد. شورای هماهنگی نیروهای انقلاب از بین نامزدهای اصولگرایان پنج نفر (لاریجانی، ولایتی، توکلی، رضایی، احمدینژاد) را انتخاب کرد تا مورد بررسی قرار دهد. به خاطر تمایلات شدید شورای هماهنگی به نامزدی لاریجانی، از بین این افراد، احمدینژاد و ولایتی حاضر نشدند مورد بررسی این شورا قرار گیرند. در ادامه کار و با مشخص شدن نامزدی هاشمی، ولایتی به نفع او از ادامه رقابت استعفا داد. با این همه کمیته منتخب شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی در نهایت با نقشآفرینی برخی چهرههای نزدیک به لاریجانی تصمیم گرفت در انتخابات سال 84 از علی لاریجانی حمایت کند. این تشکل از نامزدهای اصولگرای دیگر خواست به این موضوع تمکین کرده و از ورود به انتخابات بپرهیزند.
با این همه آبادگران و جمعیت ایثارگران با سرکردگی چمران و فدایی دو تشکل اصولگرایی بودند که به این خواسته تن نداده و به صورت مستقل وارد انتخابات شدند. جمعیت ایثارگران بعد از جدایی از شورای هماهنگی نیروهای انقلاب به صورت جداگانه از نامزدی محمدباقر قالیباف که کمی دیرهنگام اعلان آمادگی کرد، حمایت کردند؛ این در حالی بود که محمود احمدینژاد، شهردار وقت از اعضای شورای مرکزی این جمعیت بود. از سوی دیگر ناطق نوری که از نزدیکان هاشمی بود، نسبت به ادامه رقابت اصولگرایان با هاشمی تردید کرد و همین تردیدها باعث شد که شورای هماهنگی نیروهای انقلاب دیگر رمق ادامه فعالیت نداشته باشد. حتی گفته شده است که ناطق نوری همان روز انتخابات دست از حمایت لاریجانی برداشت و از هاشمی حمایت کرد.
از سوی دیگر این انتخابات بار دیگر با سکوت مصلحتی جامعتین مواجه شد. جامعتین که در انتخابات دوره گذشته نیز سکوت کرده بود، این بار شاهد تکثر آرای اعضا بود. این تشتت جدی مانع از موضعگیری رسمی و تصمیمگیری به خود اعضا واگذار شد. بخشی از اعضای این دو تشکل مرجع اصولگرا از لاریجانی حمایت کرده و بخشی دیگر از هاشمی و احمدینژاد. گفته شده است اقلیت نزدیک به آیتالله مصباح یزدی تنها حامیان احمدینژاد در جامعتین بودهاند. با این وجود نزدیک به موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، بیانیهای به امضای چند تن از مدرسین حوزه علمیه قم در حمایت از هاشمی صادر شد که به نظر در جلب آرای مردمی ترتیب اثر نداشت.
هرچند رهبران شورای هماهنگی نیروهای انقلاب معتقد بودند ائتلاف آبادگران تاثیرگذاری زیادی نخواهد داشت، نامزد این طیف یعنی محمود احمدینژاد به دور دوم انتخابات راه یافت و رقیب هاشمی، نامزد اصلاحطلبان شد. در دور دوم انتخابات، جمعیت ایثارگران نیز به ائتلاف آبادگران پیوسته و در مقابل هاشمی از شهردار وقت تهران حمایت کرد. در نهایت نام محمود احمدینژاد به عنوان رئیس دولت نهم از صندق آرا بیرون آمد و 4 سال عنان پاستور را به دست گرفت.
شورای هماهنگی نیروهای انقلاب بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 84 با انصراف اعضای اصلی آن از جمله علیاکبر ناطقنوری رو به انحلال نهاد. ناطقنوری در این مدت از برخی مواضع دولت احمدینژاد انتقاد کرد و این انتقادات مقدمهای برای انتقاد شدید از مشی اصولگرایانه ناطقنوری از سوی نزدیکان جریان پیروز در انتخابات سال 84 شد. شیخ نیز که تاب و تحمل انتقادات را نداشت، عطای شورای هماهنگی نیروهای انقلاب را به لقای آن بخشید و از آن کنارهگیری کرد.
با کنارهگیری کدخدای اصولگرایان و انفعال چهرههای دیگر همچون حبیبالله عسگراولادی، سکانداری شورای هماهنگی نیروهای انقلاب به دست علی لاریجانی و رفیق قدیمیاش محمدرضا باهنر افتاد. هرچند اصولگرایان تلاش داشتند این شورا را سرپا نگهدارند، ولی در این کار موفق نبوده و با شکلگیری مجالس اصولگرای هشتم دیگر لزومی بر وجود چنین تشکیلاتی ندیدند. هرچند شاید امروز هم در لابهلای اخبار، بیانیه و خبری از این شورا ملاحظه شود، ولی عملا جلساتی با این عنوان تشکیل نمیشود.
پس از پیروزی احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 84، میدان بعدی رقابت، انتخابات مجلس هشتم بود. اصولگرایان تلاش زیادی مصروف انسجام و ورود یکپارچه به این انتخابات کردند ولی در نهایت دو لیست برای انتخابات ارائه دادند. لیست اصلی اصولگرایان متعلق به جبهه متحد اصولگرایان (مرکب از سه ضلع یعنی «جبهه پیروان خط امام و رهبری»، «جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و اصولگرایان تحولخواه» و «ائتلاف رایحه خوش خدمت») بود. هرچند بر سر نامزد طیفهای اصولگرا کمی اختلاف ایجاد شد ولی در نهایت اکثریت کرسیهای مجلس از آن اصولگرایان شد.
انتخابات سال 88؛ حمایت از احمدینژاد
فعالیتهای انتخاباتی گروهها و جریانهای سیاسی برای انتخابات ریاست جمهوری سال 88 در حالی شکل گرفت که این بار کثرت نامزدها مطرح نبود. به رغم انکارهای محمود احمدینژاد، اصولگرایان او را همکیش خود میپنداشته و نمیتوانستند از گزینه دیگری حمایت کنند. البته برای فعالسازی دوباره شورای هماهنگی و نامزدی لاریجانی تلاشهایی شکل گرفت اما به نتیجه نرسید. از سوی دیگر سیاستمداران به این نتیجه رسیده بودند که براساس تجارب انتخاباتهای ریاست جمهوری گذشته، احتمال اینکه ملت این بار به کسی جز رئیسجمهور وقت رای بدهند، بسیار ضعیف است.
جناح اصلاحطلب نیز برای آنکه بار دیگر نتیجه انتخابات را به رقیب واگذار نکند، سراغ کهنهکاران خود رفته و چهرهای همچون میرحسین موسوی را مقابل احمدینژاد علم کردند. ورود چهرهای مانند موسوی که اصولگرایان سابقه دوران نخستوزیری او را به خوبی به یاد داشتند، باعث شد حبیبالله عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری به نمایندگی از 15 تشکل اصولگرا رسما از احمدینژاد حمایت کند. این در حالی بود که احمدینژاد حمایت قاطع جامعتین را نداشت؛ چرا که او نه در جلسه شورای مرکزی «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» و نه «جامعه روحانیت مبارز» حد نصاب آرا را به دست نیاورد. با این وجود دبیرخانه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با صدور بیانیه کوتاهی اعلام کرد اکثریت این تشکل از کاندیداتوری احمدینژاد حمایت میکنند. پیشتر آیتالله محمد یزدی دبیرکل جامعه مدرسین گفته بود که رای احمدینژاد در این تشکیلات سه رای با حد نصاب فاصله دارد.
از سوی دیگر جامعه روحانیت مبارز بیانیهای صادر نکرد و تنها آیتالله مهدوی کنی دبیرکل این تشکیلات طی گفتوگویی اعلام کرد: «اکثریت جامعه روحانیت مبارز در انتخابات از آقای احمدینژاد حمایت میکنند و بنده نیز آقای احمدینژاد را اصلح میدانم و به ایشان رای میدهم.» پس از پیروزی احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 88، اصولگرایان همچنین یک تجربه گرانبها برای کسب کرسیهای مجلس را در کارنامه خود ثبت کردند.
این بار هر چند به بهانههای مختلف اصلاحطلبان از ورود جدی به انتخابات استنکاف ورزیده بودند، ولی اقبال عمومی حتی با نامزدهای مستقل نیز نبود و اصولگرایان با ساختار جدید «جبهه متحد اصولگرایی» توانستند اکثریت بهارستان را از آن خود کنند. اوج احیای نقشآفرینی بزرگان اصولگرا در انتخابات مربوط به انتخابات مجلس نهم است که در آن جامعتین منشور اصولگرایی را تعریف و سپس ساختار 8+7 را ایجاد کردند که توانست بار دیگر اکثریت کرسیهای مجلس را از آن خود کند.
انتخابات سال 92؛ اختلاف میان جامعتین
هرچند عملکرد اصولگرایان در دورههای گذشته خالی از اشتباه نبود، اما اوج این اشتباهات در انتخابات ریاست جمهوری خرداد 92 رخ داد. در این انتخابات چهرههای متعددی از اصولگرایان وارد عرصه شده و دو ائتلاف عمده شکل گرفت. یکی ائتلاف سهگانه بود که شامل قالیباف، حداد عادل و ولایتی میشد و ائتلافی که شامل حجتالاسلام پورمحمدی، حجتالاسلام ابوترابیفرد، یحی آل اسحاق، محمدرضا باهنر و منوچهر متکی بود. حضور دو عضو جامعه روحانیت مبارز (پورمحمدی و ابوترابیفرد) در یکی از این ائتلافهای اصولگرایان و عدم اقبال عمومی به آنها و نیز احتمال نامزدی هاشمی رفسنجانی و روحانی از اعضای جدا شده جامعه روحانیت مبارز باعث سردرگمی جامعتین برای تصمیمگیری شد؛ چرا که هرچند هاشمی و روحانی نامزد رسمی اصولگرایان نبودند، اما طرفدارانی بین اعضای جامعتین داشتند.
هرچند مسئولان جامعتین به اذعان آیتالله یزدی تلاش بسیار کردند تا اصولگرایان کماقبال به نفع سایرین کنار بروند، اما چنین مهمی محقق نشد. براساس گفتههای آیتالله یزدی قبل از یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری جلسهای یکساعته بین آیات یزدی، مهدوی کنی و مصباح یزدی شکل میگیرد اما منجر به نتیجه واحد نمیگردد. با تمام این اوصاف آیتالله مصباح یزدی که از انتخابات مجلس نهم جبهه پایداری را تاسیس کرده بود، صراحتا از نامزدی کامران باقری لنکرانی و بعدا از سعید جلیلی حمایت کرد. بین جامعتین نیز سر حمایت از افراد اختلاف ایجاد شد به نحوی که این بار نیز جامعتین نتوانستند از فرد خاصی حمایت کنند. آیات یزدی و مهدویکنی نیز بدون آنکه حمایت اکثریت جامعتین را داشته باشند، از گزینه دوم ائتلاف سهگانه که قرار بود طبق تعهد اولیه به خاطر عدم اقبال عمومی از گردونه رقابتها کنار برود، حمایت کردند.
|
تاریخ |
رویداد |
نامزدها |
پیروز |
|
اسفند 74 |
انتخابات مجلس پنجم |
اصولگرایان و اصلاحطلبان |
اصولگرایان توانستند اکثریت مجلس را کسب کنند ولی اصلاحطلبان نیز اقلیت قوی تشکیل دادند. |
|
خرداد 76 |
انتخابات ریاست جمهوری هفتم |
علیاکبر ناطقنوری از اصولگرایان، سیدمحمد خاتمی از اصلاحطلبان و رضا زوارهای، محمد محمدی ریشهری از مستقلین |
اصلاحطلبان (خاتمی) |
|
بهمن 78 |
انتخابات مجلس ششم |
اصولگرایان و اصلاحطلبان |
اصلاحطلبان اکثریت کرسیهای مجلس را کسب کردند |
|
خرداد 80 |
انتخابات ریاست جمهوری هشتم |
احمد توکلی از اصولگرایان، محمد خاتمی از اصلاحطلبان و علی شمخانی، عبدالله جاسبی، حسن غفوریفرد، منصور رضوی، شهابالدین صدر، علی فلاحیان، مصطفی هاشمیطبا و محمود کاشانی از مستقلین |
اصلاحطلبان (خاتمی) |
|
اسفند 82 |
انتخابات مجلس هفتم |
اصولگرایان و اصلاحطلبان |
اکثریت مجلس از آن اصولگرایان شد و اصلاحطلبان اقلیت شدند |
|
خرداد و تیر 84 |
انتخابات ریاست جمهوری نهم |
علی لاریجانی از اصولگرایان، هاشمی از اصلاحطلبان و مهدی کروبی، محمود احمدینژاد، محمدباقر قالیباف از مستقلین |
مستقلین (احمدینژاد) |
|
اسفند 86 |
انتخابات مجلس هشتم |
اصولگرایان و اصلاحطلبان |
اصولگرایان اکثریت را به دست آوردند و اصلاحطلبان اقلیت |
|
خرداد 88 |
انتخابات ریاست جمهوری دهم |
محمود احمدینژاد و محسن رضایی از اصولگرایان و میرحسین موسوی و مهدی کروبی از اصلاحطلبان |
اصولگرایان (احمدینژاد) |
|
اسفند 90 |
انتخابات مجلس نهم |
اصولگرایان و اصلاحطلبان |
اصولگرایان قریب به اتفاق کرسیهای مجلس را به دست آوردند و اصلاحطلبان به تعداد بسیار معدود |
|
خرداد 92 |
انتخابات ریاست جمهوری یازدهم |
روحانی، قالیباف، جلیلی، ولایتی، رضایی، غروی |
اعتدالگرایان (حسن روحانی) |