پس از سه ماه کشمکش بر سر تقلب گسترده در جریان انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، در نهایت با اعلام نتایج بازشماری آراء، "محمد اشرف غنی احمد زی" به عنوان رئیسجمهور جدید جمهوری اسلامی افغانستان معرفی شد. اشرف غنی یک تکنوکرات تحصیلکرده آمریکاست که پس از سقوط طالبان به افغانستان بازگشت.
پس از هفتهها کشمکش انتخاباتی در افغانستان و اعتراضات به تقلب گسترده با هدف ممانعت از روی کار آمدن عبدالله عبدالله - که با وعده اصلاحات پا به رقابتهای انتخاباتی گذاشته بود - صورت میگرفت، در نهایت با ایستادگی این نامزد سابقا مجاهد افغان و دعوت مردم به آرامش، به گفتگو و ائتلاف انجامید. براین اساس، با اعلام کمیسیون انتخابات افغانستان، اشرف غنی احمدزی رئیسجمهور جدید افغانستان و رئیس کابینه خواهد بود و طبق توافقنامه تشکیل دولت وحدت ملی، دکتر عبدالله عبدالله نامزد رقیبش رئیس اجرایی با اختیاراتی در حد نخستوزیر، شورای وزیران را راهبری خواهد کرد.
آنچه پیش از مشخص شدن نتیجه انتخابات برای کارشناسان آشکار شده بود، نزدیکی گرایشهای فکری و سیاسی اشرف غنی به آمریکا در مقایسه با رقیب اصلیاش عبدالله عبدالله بود که مسیر امضای توافقنامه امنیتی مورد نظر آمریکا را سهلتر میکرد.
از سوی دیگر عبدالله عبدالله نیز که با شعار اصلاحات پا به عرصه انتخابات گذاشته بود، بدلیل روشن نبودن برنامههایش چندان مورد حمایت آمریکا نبوده و گزینه مطلوبی برای واشنگتن بشمار نمیرفت. ازین رو از چند روز مانده به برگزاری انتخابات افغانستان زمزمههای جهتدهی با انتخابات و تقلب گسترده به سود اشرف غنی به گوش میرسید. در نهایت با حضور جان کری و مذاکرات انجام شده با حضور دو نامزد، تصمیم بر تقسیم قدرت در افغانستان گرفته شد و احمدزی رسماً بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زد.
به گزارش سایت مشرق "محمد اشرف غنی احمدزَی"، متولد 1328 ولایت "لوگر" در جنوب کابل است. او در دانشگاههای آمریکایی بیروت و کلمبیا در نیویورک تحصیل کرده و دارای مدرک دکترا در رشته مردم شناسی است. اشرف غنی، سابقه سالها فعالیت در بانک جهانی را داشته و با رسانههای مختلف بینالمللی به عنوان کارشناس و تحلیلگر مسائل افغانستان گفتگو کرده است. این شخصیت سیاسی، سابقه تدریس در دانشگاههای "جان هاپکینز" آمریکا و "اروز" دانمارک را هم در کارنامه خود دارد.
اشرف غنی از اکتبر 2001 (1380ش) مشاور "اخضر ابراهیمی" - نماینده ویژه سازمان ملل در افغانستان - شد و فعالیت در داخل افغانستان را آغاز کرد. ولی چند ماهی از آغاز به کار وی نگذشته بود که مشاور ارشد "حامد کرزای" - رئیس جمهوری افغانستان - گردید. او همچنین رئیس اداره هماهنگکننده کمکهای بینالمللی به افغانستان بود.
اشرف غنی در ماه ژوئن 2002 میلادی (1381ش) به عنوان وزیر مالیه یا دارایی، عضو کابینه دولت انتقالی به رهبری حامد کرزای شد و تا دسامبر 2004 (1383ش) در این مقام بود.
احمدزی پس از انتخابات ریاست جمهوری 1383، به کابینه حکومت منتخب راه نیافت و به ریاست دانشگاه کابل منصوب شد؛ اما پس از دو سال فعالیت، از این مقام کناره گرفت و به یکی از منتقدان جدی حکومت کرزای بدل شد. او وجود فساد در ادارات دولتی و عدم موفقیت برنامههای حامد کرزای برای مبارزه با فساد را ناشی از ضعف مدیریت او میدانست.
احمدزی در سال 2006 میلادی (1385ش)، از سوی افغانستان به عنوان نامزد دبیر کلی سازمان ملل برای جانشینی کوفی عنان معرفی شد، اما در برابر "بان کی مون" - دبیر کل کنونی این سازمان - شکست خورد. چندی بعد، در انتخابات ریاست جمهوری 1389 با حامد کرزای رقابت کرد، اما رای چندانی به دست نیاورد.
حامد کرزای، اشرف غنی احمدزی را در دور دوم ریاست جمهوری خود بعنوان مسئول برنامه انتقال مسئولیت امنیتی از نیروهای خارجی به نیروهای امنیتی داخلی تعیین کرد. وی از طراحان اصلی "افغانیسازی" امنیت در حکومت حامد کرزی شمرده میشود.
اشرف غنی در انتخابات ریاستجمهوری 1388 افغانستان در رتبه چهارم قرار گرفت و در دور اول انتخابات 1393 با 6 / 37 درصد آراء در رتبه دوم قرار گرفت، سپس با عبدالله عبدالله - دیگر نامزد اصلی - در دور دوم این انتخابات به رقابت پرداخت و براساس نتایج اولیه دور دوم توانست 44 / 56 % آراء مردم افغانستان را به خود اختصاص دهد. با این حال، اعتراض عبدالله عبدالله به نتیجه انتخابات و ارائه شش فقره مدرک مستند مبنی بر تقلب باعث شد که احمدزی مجبور به پذیرش بازشماری کل آراء مأخوذه شود.
غنی در اواخر دهه 1960 میلادی، پس از پایان دوره متوسطه در "لیسه حبیبیه" کابل، وارد دانشگاه امریکایی در بیروت لبنان شد و در همانجا با همسر مسیحی کنونیاش، "رولا سعاده" آشنا گردید. اشرف غنی تقریباً حدود یک دهه در بیروت به سر برد و در سال 1977 دوره کارشناسی ارشد خود را در رشته انسانشناسی (انتروپولوژی) به پایان رساند. بورسیه غنی و حدود 70 تن دیگر از طرف مؤسسه کمکهای امریکا (یو اسای دی) تامین شد.
خانواده همسر احمدزی اگرچه از حیث تعلقات دینی از مسیحیان کشور لبنان میباشند، اما به نظر میرسد که این خانواده بیشتر سکولار مشرب هستند تا دیندار. "فؤاد سعاده" - برادر رولا - یکی از آکادمیسینهای جوان مارکسیست لبنان بود. دکتر "محمد جمیل حنفی" - که یکی از دانشجویان هم دوره اشرف غنی در دانشگاه بیروت بوده و سپس مدرک دکترای خود را در رشته مردمشناسی در آمریکا اخذ نموده - در مقالهای در مورد اشرف غنی، از احتمال همکاری فؤاد سعاده با غنی در نوشتن پایاننامه کارشناسی ارشدش سخن به میان آورده و همچنان ادعا میکند که پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترای غنی شباهت زیادی به هم دارند.
وی پس از پایان دوره کارشناسی ارشد، در سال 1977 به افغانستان برگشت و مدت کوتاهی - در حدود کمتر از یک سال - در دانشگاه کابل مشغول تدریس شد. غنی در همان سال با به دست آوردن بورسیهای از سوی موسسه کمکهای امریکا به همراه 70 نفر دیگر، برای ادامه تحصیل به امریکا رفت و وارد دانشگاه کلمبیا شد. او از سال 1977 تا سال 1984 مشغول پژوهش در مقطع دکترا بود.
بعد از اتمام دوره دکترا، وارد دانشکده تازه تاسیس انسانشناسی دانشگاه "جان هاپکینز" میشود و در آنجا به عنوان استاد دانشگاه تا زمان استخدامش در بانک جهانی مشغول تدریس میگردد. در سال 1987 (1366ش)، برای انجام پژوهش میدانی به پاکستان میرود و در کمپهای مهاجرین و مدارس دینی برای یک مدت کوتاه کار و تحقیق میکند. غنی در مبارزات انتخاباتی امسال با توجه به همین دوره ادعا کرد که در پاکستان سیرت النبی خوانده است. این در حالی است که سفر او به پاکستان نه به خاطر فراگیری آموزشهای دینی بلکه برای انجام پژوهشهای میدانی بوده است.
برخورداری از مشاوران تبلیغاتی آمریکایی
"جیمز کارویل" - استراتژیست مشهور آمریکائی - (James Carville) علنا مشاور و رایزن وی در مبازرات انتخاباتی ریاست جمهوری افغانستان در 2009 (1388ش)بود. غنی یکبار در یک بیانیه عمومی در رابطه با کارویل چنین گفت: "این مرد خیلی مرا درک میکند. او فرزند نیواورلئان است. اگر نیواورلئان را بشناسید، افغانستان را هم خواهید شناخت". نیواورلئان شهر کارویل است. پس اصلا جای تعجبی نیست که غنی در دورهای نماینده آمریکا در "کمیسیون هماهنگی افغانستان" بود.
12 فرمان جیمز کارویل برای اشرف غنی
جیمز کارویل عضو حزب دموکرات امریکا، مسئول ستاد انتخاباتی بیل کلینتون، و مشاور نخستوزیر رژیم اسراییل، در انتخابات سال 93 بار دیگر در رأس ستاد انتخاباتی و مشاوران تبلیغاتی اشرف غنی احمدزی قرار گرفت و با چند توصیه به ظاهر ساده اما مهم و اساسی مبلغ سی هزار دلار از وی دریافت کرد.
جیمز کارویل
توصیههای آقای جیمز کارویل بدین شرح بود:
2 فوریه 2014،
عالیجناب اشرف غنی احمدزی،
1- در همه حالات طوری رفتار کنید که از هم اکنون پیروز میدان جلوه کنید.
2- در مواجهه با مردم، لبخند را فراموش نکنید ولی در مقابل رقبا باید صلابت داشته باشید.
3- مراقب عصبانیت خود به خصوص در مقابل انظار عمومی و دوربینهای تلویزیونی باشید.
4- متن سخنرانی خود را قبل از اجتماعات حداقل دو بار از حفظ مرور کنید.
5- خواب عمیق هر شب را فراموش نکنید، آثار خستگی در چهره شما موجب ناامیدی هوادارانتان میشود.
6- در هر سخنرانی حداقل برای حل دو معضل کلی مخاطبان خود وعده و قول قطعی بدهید.
7- همیشه نیمی از هوشیاری خود را برای مراقبت از حریف اختصاص بدهید (یک چشم و یک گوش شما مختص حریف است).
8ـ در ملاقات با مسئولان و شخصیتهای خارجی، اعتماد به نفس خود را به رخ طرف مقابل بکشید. راه ساده برای این کار آن است که یک پای خود را روی دیگری اندازید و طوری بنشینید که کفش تمیز شما با جوراب مشکی دیده شود. این توصیه همیشگی من به پرزیدنت اوباما بوده است.
9ـ در مصرف به موقع داروهای روزانه خود دقت نمایید. شاید بهتر باشد تا پایان زمان انتخابات، یک نفر خاص برای این کار مأمور کنید.
10ـ توصیه اکید من آن است که حداقل در هر روز 40 دقیقه به یوگا بپردازید، این کار برای تمرکز بهتر و آرامش شما مفید و حتی لازم است.
11ـ نوشیدن حداکثر 30 سی سی نوشیدنی محرک در میان وعده برای کار بیوقفه در بعدازظهر بسیار مناسب است. البته شاید به دلایل مذهبی شما نتوانید این کار را انجام دهید.
12ـ در بنرهای تبلیغاتی خود دقت کنید. هیچ عکسی بدون روتوش دقیق استفاده نشود. سایه چشمها، چروکهای پیشانی و کناره بینی در عکسهایی با اندازه بزرگ نامناسب دیده میشود. در حذف آنها دقت شود.
راه دشوار اشرف غنی در افغانستان
به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران سیاست افغانستان، چند عامل در عدم توفیق احتمالی اشرف غنی بعنوان رئیس جمهور آینده افغانستان با توجه به روحیه مردم این کشور دخیل است:
1- اتکاء بیش از حد به غرب: تمام چشم امید اشرف غنی به حمایت غرب دوخته شده است، نه به مردم افغانستان. این چیزی است که غالب مردم افغانستان به آن معتقدند. او، در آمریکاپرستی گوی سبقت را از کرزای و دیگران ربوده است. غنی، به قصه کرزای از کنفرانس بن تا کنون نگاه کرده و با خود گمان میکند که اگر حمایت غرب را با خود داشته باشد، به قدرت خواهد رسید. از این رو، کمپین انتخاباتی برای وی شکل یک نمایشنامه را داشت و نیازی به حمایت مردم نبود؛ چرا که نهایتا آمریکاییها نقشه تقلب و هدایت انتخابات را کشیدند.
2- عدم آشنایی با واقعیتهای جامعه افغانستان: اگرچه غنی به مدت چند سال وزیر مالیه افغانستان بوده ولی عدم آشنایی کافی وی با خصوصیات افغانستان یکی از عناصر اساسی ضعف او تلقی میشود. این کاندیدا، از زاویه نشریات غرب به واقعیتهای افغانستان نگاه میکند. افزون بر آن، غنی عمر خویش را در غرب سپری نموده است و بیشتر در خدمت غرب بوده تا مردم افغانستان. او ممکن است که یک استاد خوب باشد، اما سیاستمدار تیزهوش و کاریزماتیک و مردم دوستی نیست. این در حالیست که غنی برای کمپین خود از مشاور امریکایی استفاده میکند تا به کمک وی کشور خود را بشناسد.
3- رقابتهای قبیلهای: اشرف غنی، حامد کرزای را یکی از موانع عمده در برابر موفقیت خویش میشمارد. یکی از انگیزههای مخالفت وی با کرزای، رقابت سنتی میان قوم "غلجایی" و "درانی" است. کرزای، متعلق به قوم "پوپلزی" که شاخهای از درانی است میباشد که در چند قرن اخیر بر قوم غلجایی - که بیشتر مردم جنگجو هستند - حکومت کرده است؛ اما حکومت این قوم بعد از "کودتای هفت ثور" بدست نیروهای چپ که غالب افسران آنها را غلجاییها تشکیل میدادند، سقوط کرد.
بخشی از نارضایتیها، کشمکشها و جنگها در "قندهار" و "هلمند" نیز ریشه در رقابتها و اختلافات قبیلهای دارد. اخیراً، طرفداران کرزای بویژه برادران و اقارب وی به ستاد انتخاباتی و هواخواهان احمدزی در قندهار حمله کردند. این در حالی است که احمدزی با استفاده از نفوذ خویش اسم برادران کرزای را به عنوان قاچاقچی و مافیای قندهار در سر زبان رسانههای غربی انداخته است.
غنی، حامد کرزای را نه تنها از لحاظ توانایی و کفایت کاری شخصیتی ضعیف میشمارد، بلکه از لحاظ مدیریت رقابت بینالقبیلهای نیز مستحق حکومتداری نمیداند. او معتقد است که چون اکثریت رهبران و نیروهای طالبان غلجاییها هستند، هرگز با کرزای صلح نخواهند نمود. وی باور دارد که میتواند طالبان را به آسانی بر سر میز مذاکره بنشاند و جنگ در جنوب را خاتمه دهد. از اینرو، غنی معتقد است که مردم پشتون بویژه طالبان تحت رهبری کرزای متحد نخواهند شد.
4- برنامههای خیالی و ناکارآمد: اشرف غنی احمدزی آثاری در خارج از افغانستان از جمله کتاب "بازسازی دولتهای ناکام" نگاشته است. اما طرحهای وی برای کشور خودش که در صدر دولتهای ناکام قرار دارد، چندان کارساز نیست.
اشرف غنی بارها گفته است که نقشی مهم در طرح قانون اساسی و انتخاب نظام متمرکز ریاستی داشته است. اما نظام ریاستی تولیدی وی، در 5 سال اخیر نه تنها افغانستان را به بحران و اوج فساد اداری سوق داد، بلکه گرایش شدید به دیکتاتوری و تمامیتخواهی دارد.
تضادهای ساختاری در قانون اساسی افغانستان نیز محصول هنر غنی احمدزی است. وی، یکی از بنیانگذاران فساد اداری، حیف و میل کمکهای جامعه جهانی، تشدید فقر و کپیبرداری کورکورانه از بازار آزاد غرب در شرایط فعلی افغانستان است.
غنی، مخالف سرسخت دموکراسی پارلمانی و انتخاب حکام محلی و شهردارها بوده و طرفدار نظام متمرکز به سبک عبدالرحمن خان است. وی، مدعی است که برای افغانستان یک برنامه 10 ساله دارد، اما بسیاری از کارشناسان معتقد هستند که برنامه ده ساله او شباهت زیادی به 2 طرح پنج ساله "داود خان" در زمان حکومتش دارد که از طریق دیکتاتوی خواهان تطبیق آن بود.برنامه اشرف غنی مورد حمایت اکثریت مردم افغانستان قرار نگرفته و مردم خواهان تغییر نظام و ساختار و بافت قدرت هستند. با ساختار متضاد نظام کنونی، نه تنها افغانستان از بحران مشروعیت رنج بیشتر خواهد کشید بلکه باید منتظر جنگ داخلی نیز باشیم.
5- تعصب و تنگنظری: قابل ذکر است با وجود اینکه اشرف غنی بخش اعظم عمر خود را در میان کانونهای علمی، سیاسی و فرهنگی غرب سپری کرده، اما جهانبینی و تعصب قبیلهای را تا به حال در ذهن خود حفظ نموده است. چنانکه در زمان تصدی وزارت مالیه افغانستان، تبعیض و تعصب قومی را بشدت نشان داد.
تنگ نظریهای اشرف غنی آن قدر در میان سیاستمداران افغانستان محسوس است که حتی زمانی که وی از میان ملیتهای "تاجیک" و "هزاره" به دنبال معاون و یا به گفته خود مشاوران سمبلیک بود، هیچکس حاضر نشد در کنار وی قرار بگیرد. در نتیجه، معاون اول خود را یک پشتون تبار انتخاب کرد. همچنین، وقتی خواست که "استاد محقق" را بعنوان معاون دوم انتخاب کند، محقق و دیگران تبعیض و نفرت ایشان نسبت به هزارگان افغانستان را در زمان تصدیاش در وزارت مالیه را به رخ وی کشیده و حاضر به همکاری با او نشدند.
6- خصوصیات شخصیتی: اشرف غنی از حیث خصوصیات روحی نقاط ضعفی دارد. گزارشات رسانههای معتبر خارجی و داخلی حاکی از آن است که وی مبتلا به سرطان معده بوده و همین بیماری بر اعصاب و مزاجاش تاثیر بسیار منفی بجای گذاشته است. افزون بر آن، وی در میان کاندیداهای افغانستان به کم حوصله، عصبی و تند مزاج بودن معروف است. چنانکه "احمد رشید" - دوست صمیمی وی - در اثر اخیرش در مورد افغانستان موسوم به "سقوط در هرج و مرج"، درباره وضعیت سلامت اشرف غنی احمدزی در هنگام تصدی وزارت مالیه چنین مینویسد: "سرطان معده اکثر قسمتهای معده وی را از فعالیت بازداشته و سیستم ایمنی وی را دچار تزلزل کرده است. او در وزارت مالیه نمیتوانست یک وعده غذای کامل بخورد. به همین علت، مجبور بود هر ساعت یک مثقال غذا بخورد. او نمیداند که تا چه وقت زنده خواهد ماند".
احمد رشید که دوست قدیمی غنی است، در مورد رفتار اجتماعی وی چنین مینویسد: "بیست سال میشود که من غنی را میشناسم ولی وی با هیچکس دوستی نزدیک ندارد. او علاقه زیادی به منزوی بودن دارد. بسیاری، او را آدم متکبری میدانند. بدبختانه، بدخلقیهای وی و برخورد متکبرانه او با افغانها از وی یک شخصیت منفور در کابینه افغانستان ترسیم نمود. هیچکس دوست نداشت که با وی همکاری کند. او چند دوست معدود داشت. وزرای دیگر کابینه او را متهم میکردند که در تصمیمگیریها انحصارطلب است. سرانجام، شکایتها در مورد وی، کرزی را مجبور ساخت که او را از کابینه 2004 (1383ش) خارج سازد. اخضر ابراهیمی که در تمام حالات یکی از حامیان اصلی احمدزی بود یکبار گفته بود که زمانیکه وی از کابینه استعفا میداد، حتی یک وزیر هم حاضر نشد از وی حمایت کند.
نکته قابل توجه اینکه غنی برای تقویت موقعیت خویش، جیمز کارویل که پیشتر از وی سخن گفتیم را به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی خود معرفی نموده بود. قابل یاد آوری است که در انتخابات سال 2004 (1383ش) "زلمی خلیلزاد" به عنوان سفیر و نماینده ویژه "جرج بوش" ریاست ستاد انتخاباتی کرزای را بر عهده داشت و در آن زمان هم اعتراض بسیاری از کاندیداها به تقلب به جایی نرسید.
اما این نگرانی در انتخابات 2014 جدیتر شد که ناظرین سازمان ملل و اتحادیه اروپا مثل انتخابات 2004 افغانستان که به نفع کرزای از تقلب گسترده چشمپوشی نمودند، این بار نیز به نفع غنی عمل نمودند. زیرا حضور کارویل به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی غنی، شک و تردید را نسبت به شفافیت انتخابات بیشتر میسازد.
امضای موافقتنامه امنیتی واشنگتن - کابل
با اعلام نتایج انتخابات افغانستان که "اشرف غنی احمدزی" را به عنوان رئیسجمهور منتخب معرفی کرد، امضای موافقتنامه امنیتی مورد خواست آمریکاییها محقق خواهد شد. چرا که وی دارای تابعیت آمریکایی بوده و در ارزیابیهای ناظران سیاست افغانستان، عنصری نزدیک به آمریکا و پاکستان محسوب میشود.
اشرف غنی، بیشتر دارای نگاه به غرب است. او تکنوکراتی تحصیلکرده غرب محسوب میشود و دارای ارتباطات خوبی با کشورهای اروپایی و آمریکا بوده است. در واقع این نگاه از سوی وی که بخواهد همچنان به دنبال یک راهحل غربی برای مسائل افغانستان باشد، میتواند در درجه نخست برای خود افغانستان و مردم آن مشکلساز گردد.
به موجب این پیمان، تمامی حوزههای بازسازی بخش نظامی و امنیتی افغانستان بر عهده نیروهای آمریکایی گذاشته میشود و این موضوع برای تثبیت و نهادینه کردن حضور غرب در این کشور تعیینکننده است. ساختار ارتش و پلیس در افغانستان، شرقی و به عبارتی روسی است و فرآیندی که برای تغییر ساختار، نوع آموزشها، تجهیزات و سلاحها از سال 2002 (1381ش) تاکنون دنبال شده نهایی نشده است. در مقابل، این پیمان کمک میکند که ارتش ملی و پلیس افغانستان کاملا وابسته به غرب -و به طور مشخص آمریکا- شوند و پیامدهای این موضوع فقط محدود به سال 2016 (1395ش) نیست، بلکه درازمدت و دیرپا خواهد بود.
گزاره دیگر در چشمانداز امضای موافقت نامه امنیتی، مسئله وجود پایگاههای خارجی و تاثیر آن بر روی افغانها و همسایگان آنها است. علاوه بر این، باید در نظر داشت که کمیت و کیفیت حضور نیروهای خارجی بر معادلات و رقابتهای سیاسی این کشور و فرآیند صلح آن مؤثر خواهد بود. همچنین این مسئله بر اینکه طالبان به عنوان یک نیروی گریز از مرکز و یک اپوزیسیون پیروز عمل کند یا خیر، تأثیرگذار خواهد بود. جایگاه نیروهای جهادی و جنگسالاران سابق و همچنین میزان جذب سرمایه خارجی و فرآیند توسعه و بازسازی افغانستان از دیگر مسائلی هستند که از حضور نیروهای خارجی تأثیر خواهند گرفت.
نکته شایان توجه اینکه حامد کرزای با تاخیر در امضای موافقتنامه امنیتی با آمریکا سعی کرد که این موافقتنامه "کاپیتولاسیونوار" را در تاریخ به اسم خود ثبت نکند تا بتواند در عالم سیاست به ایفای نقش بپردازد.