تاریخ انتشار : ۰۶ آذر ۱۳۹۳ - ۰۲:۰۰  ، 
کد خبر : ۲۷۰۹۵۱

بازی دو نبش اصلاح‌طلبان با دولت

رضا سعیدی‌پور – اشاره: پرویز سروری، فعال سیاسی اصولگرا و از اعضای شورای شهر تهران در گفت‌وگو با «همشهری ماه» به بیان این نکته پرداخت که اصلاح‌طلبان به دنبال احیای وضعیت فرهنگی دوران اصلاحات هستند و از این رو، آنها از وضعیت موجود راضی نیستند و تلاش می‌کنند آرمان‌های دوران اصلاحات را دوباره احیا کنند. همچنین به اعتقاد وی اصلاح‌طلبان از یکسو در پی آن هستند که با نزدیکی و حمایت از دولت در پست‌ها و مراکز مهم دولتی قرار گیرند و از سوی دیگر تلاش می‌کنند فاصله خود را با دولت اعتدال حفظ کنند تا ناکامی‌های دولت به پای آنها نوشته نشود.

* دولت یازدهم زمانی که روی کار آمد، اصلاح‌طلبان اعلام کردند پیروزی آقای روحانی نتیجه حمایت آنها از ایشان بوده است و حتی برخی مواقع نیز اعلام می‌کردند آقای روحانی نیز اصلاح‌طلب است و بر حمایت خود از دولت اعتدال تاکید می‌کردند. با توجه به اینکه الان نزدیک به 9 ماه از عمر دولت یازدهم گذشته است، آیا اصلاح‌طلبان به قول مبنی بر حمایت از دولت پایدار مانده‌اند یا اینکه با فروکش کردن جو انتخابات در کشور این حمایت‌ها نیز کمرنگ شده است؟

** معتقدم از ابتدا هم اصلاح‌طلبان می‌دانستند که آقای روحانی یک شخصیت تمام عیار اصلاح‌طلب نیست، بلکه به نوعی تعاملاتی را با جریان اصلاح‌طلب دارد و به همین دلیل تلاش زیادی داشتند که گزینه‌ای غیر از آقای روحانی به عنوان کاندیدای اصلاح‌طلبان مطرح شود، اما فشاری که آقای هاشمی آوردند، نهایتا منجر به این شد که اصلاح‌طلبان بین هیچ و امتیاز، امتیاز را انتخاب کنند. در صورتی که در ائتلاف وارد نمی‌شدند، شکست می‌خوردند و در صورتی که در ائتلاف وارد می‌شدند، امتیازاتی را به دست می‌آوردند. به این دلیل من احساسم از روی اول این بود که اصلاح‌طلبان یک بازی دو نبش را با دولت شروع کردند.

در حالی که ادعای همراهی با دولت را داشتند اما به نوعی احتراز می‌کردند از اینکه در دایره تمام عیار دولت تعریف شوند. به تعبیری اصلاح‌طلبان نمی‌خواستند هزینه‌های ناکارآمدی دولت را در کیسه خودشان بریزند، بلکه می‌خواستند از ظرفیت‌های دولت برای توسعه فعالیت‌های خودشان و قرار دادن عناصر خودشان در مراکز حساس و پست‌های مهم دولتی استفاده کنند و از طرفی احتیاط داشتند از اینکه کارنامه دولت، کارنامه آنها تلقی شود. از این جهت ما هرچه‌قدر که جلوتر می‌رویم، این احساس بیشتر می‌شود.

الان این احساس در دولت هم به وجود آمده است؛ یعنی روشن است که دولت نمی‌خواهد مجلس آینده به طور کامل در اختیار اصلاح‌طلبان قرار گیرد و اصلاح‌طلبان تاکید دارند باید تمام ظرفیت‌هایشان را به کار بگیرند که اکثر کرسی‌های مجلس آینده را به دست آورند. با مجلس از دولت امتیازات بیشتری بگیرند و دولت را تحت کنترل خود در بیاورند و زمینه گرفتن دولت را در انتخابات ریاست جمهوری آینده فراهم کنند.

به نظر من بازی تمام عیاری بین اصلاح‌طلبان و جریان دولت به وجود آمده است. دولت با برگه گروهی از اصولگرایان تلاش می‌کند رفتار اصلاح‌طلبان را تنظیم کند. این احساس کاملا مشهود است که دولت به سمت گروهی از اصولگرایان حرکت می‌کند که موسوم به اصولگرایان سنتی هستند و تلاش می‌کند با شکل‌دادن یک ائتلاف مجلس آینده را بین خودش و جریان اصولگرای سنتی تقسیم کند. دولت از سوی اصولگرایان سنتی دغدغه ندارد و به همین دلیل احساس می‌شود تحرکاتی که جدیداً صورت گرفته است برای اینکه آقای ناطق نوری را وارد عرصه رقابت‌های انتخاباتی کند، با این تحلیل است که آقای ناطق بیاید و به نوعی ریاست مجلس را برعهده بگیرد و مجموعه مجلس یک همپوشانی و همراهی با دولت داشته باشد. این یک تیغ دولب است.

از آن طرف هم به نوعی به اصلاح‌طلبان هشدار می‌دهد که اگر در ائتلاف با جریان اعتدال و اصولگرایان سنتی قرار نگیرد، بازنده خواهد بود. به تعبیری می‌توان گفت دولت به دنبال این است که ظرفیت اصلاح‌طلبان را در سبد خود بیاورد اما امتیاز قابل ملاحظه‌ای هم ندهد یا امتیاز مدیریت شده‌ای را به اصلاح‌طلبان پرداخت کند. از این جهت من مجموعه دولت و اصلاح‌طلب را به عنوان یک جریان همگرا نمی‌بینم.

دولت با مجموعه مرکزی کارگزاران بیشتر ساماندهی داده می‌شود و محور حرکت دولت را کارگزاران شکل می‌دهد و طبیعتاً اصلاح‌طلب‌ها با این روندی که دولت شروع کرده است، نهایتاً مانند انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته مجبور می‌شوند در ائتلاف با جریان دولت قرار بگیرند ولی این ائتلاف مساوی نخواهد بود با گرفتن امتیاز بیشتر.

* از صحبت‌های شما این‌طور برداشت می‌شود که این اصلاح‌طلبان هستند که به دولت احتیاج دارند و دولت سعی می‌کند به کارت اصلاح‌طلبان بازی کند ولی تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد اصلاح‌طلبان نمی‌گذارد ولی اصلاح‌طلبان به دلیل اینکه جایگاهی در قدرت ندارند، مجبور به همراهی با دولت هستند.

** به نظر من هم دولت و هم اصلاح‌طلبان به هم نیاز دارند اما امروز برگ برنده دست دولت است. زیرا دولت قدرت را در اختیار دارد.

* مسئله دیگری که در این رابطه وجود دارد، این است که در این مدتی که از عمر دولت یازدهم سپری شده است، اصلاح‌طلبان در کنار حمایت‌هایی که در زمینه‌های اقتصادی و سیاست خارجی از دولت به عمل می‌آورند، اما در عرصه‌های سیاست داخلی و فرهنگ انتقاداتی را نسبت به عملکرد دولت مطرح می‌کنند. سوال من این است که چرا اصلاح‌طلبان نسبت به عملکرد دولت در این دو عرصه انتقاد دارند و اساسا اصلاح‌طلبان در این دو عرصه چه اهدافی را دنبال می‌کنند؟

** روندی که اصلاح‌طلبان در دوره آقای خاتمی داشتند کاملا مشخص است. نگاه فرهنگی که اصلاح‌طلبان در دولت اصلاحات تعقیب می‌کردند یک نگاه کاملاً لیبرالیستی و برگرفته از فرهنگ بیگانه بود. اگر فراموش نکرده باشیم و ذهن مردم از آن روزها پاک نشده باشد که پاک هم نشده است، به یاد می‌آوریم که روزنامه‌های زنجیره‌ای هر روز علیه مقدسات مردم علیه ارزش‌های حاکم بر انقلاب اسلامی اهانت‌های مختلفی را روا می‌داشتند. می‌خواستند امام(ره) را به موزه ببرند و آثار انقلاب و رویکردهای دینی را کاملا از بین ببرند و یک نگاه غربی را ترویج می‌کردند.

کار به جایی رسید که رهبر معظم انقلاب فرمود من بسیاری از این رسانه‌ها و مطبوعات را پایگاه‌های دشمن می‌بینم. این خیلی حرف بزرگی است که رهبر معظم انقلاب صریح، شفاف و روشن اعلام کردند من پایگاه‌های دشمن را در بسیاری از رسانه‌های داخلی می‌بینم. این نشان می‌دهد که چه هجمه فرهنگی در آن روز علیه ملت ایران شکل گرفت و چه روزهای سختی را ملت طی کردند. طبیعتاً امروز ما از وضعیت فرهنگی به هیچ وجه راضی نیستیم و معتقد هستیم دولت در یک فرایند منطقی فرهنگی حرکت نکرده است.

به نظر من عدم حضور رهبر معظم انقلاب در نمایشگاه کتاب هم به نوعی هشداری به مسئولان فرهنگی بود و عدم رضایت ایشان از شرایط موجود. اما اصلاح‌طلبان به این راضی نیستند و معتقد هستند که باید استحاله فرهنگی خیلی جدی‌تر و محکم‌تر صورت بگیرد. به همین دلیل شما می‌بینید در مجموعه‌هایی که آنها مسئولیت مستقیم دارند، یکی پس از دیگری عناصر مؤثر در فتنه سمت‌هایی بالایی می‌گیرند و به نوعی در مسیر مطالبات براندازانه و ساختارشکنانه حرکت می‌کنند.

به این دلیل فکر می‌کنم که آنها تمایلی حتی به روند موجود ندارند و معتقدند روند موجود که به شدت مورد انتقاد اصولگرایان و نیروهای حزب‌اللهی است هم برای آنها تنگ و غیرقابل تحمل است و معتقد هستند دولت باید گام‌های موثرتری را در آزادی‌های خارج از چهارچوب قانون اساسی و چهارچوب‌های تعیین شده ارزشی نظام بردارد. چون دولت موجود بعضاً بینابین عمل می‌کند، این رفتارها مورد قبول آنها نیست و معتقد هستند دولت باید به صورت تمام عیار یک الگوی وارداتی اقتصادی و فرهنگی را تعقیب کند. به نظر من فاصله‌های جدی وجود دارد و می‌توان گفت این اختلاف‌ها بین کارگزاران و مشارکتی‌ها، مجاهدین انقلاب اسلامی و جریانات تندرو اصلاح‌طلب است.

یعنی نگاهی که آنها (کارگزاران) در مسائل فرهنگی و اقتصادی دارند، با نگاهی که اینها (مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی و...) دارند تفاوت جدی دارد و به همین دلیل با هم برنمی‌تابند. البته جریان اصولگرا هیچ‌کدام از این دو را تحمل نمی‌کند. هم نگاه اقتصادی و فرهنگی کارگزاران را به شدت مورد نقد قرار می‌دهد و هم نگاه افراطی اصلاح‌طلبان تندرو. می‌توان گفت که این دو جریان ـ به تعبیر خودشان اعتدال و افراط ـ با همدیگر درگیر شدند و نتوانستند به یک نقطه مشترک از نظر مفهومی برسند.

* شما در صحبت‌هایتان به حزب کارگزاران اشاره کردید که همزمان با روی کار آمدن دولت یازدهم شاهد افزایش فعالیت‌های این حزب هم بودیم. آیا می‌توان گفت کارگزاران همان نقشی را ایفا می‌کند که در زمان اصلاحات «حزب مشارکت» و در زمان دولت آقای احمدی‌نژاد گروه «آبادگران جوان» ایفا می‌کردند؛ یعنی در نبود یک حزب حامی دولت این نقش را کارگزاران بر عهده گرفته است و سعی می‌کند نقش یک حزب دولتی را بازی کند.

** به نظر من کارگزاران نقشی فراتر از یک حزب دولتی را ایفا می‌کند. در مجموعه دولت آقای خاتمی بعد از مدتی حزب مشارکت شکل گرفت و نقش هدایت‌کننده دولت را برعهده گرفت. اما کارگزاران در دولت جدید از روز اول این کار را انجام داد، چون قدمت داشتند و در دوره دولت آقای هاشمی شکل گرفته بودند و در این مدت پختگی سیاسی پیدا کرده بودند، از قبل با برنامه وارد شدند و به نظر من از روز اول این نقش هدایت‌کننده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در دولت اعتدال بر عهده گرفتند. دقیقا آن نقشی که شما فرمودید توسط حزب کارگزاران در حال شکل‌گیری است.

* آقای روحانی با شعار اعتدال روی کار آمدند و اعلام کردند به هیچ حزب و جناحی وابسته نیستند. اما شاهدیم که اصولگرایان این انتقاد را به دولت وارد می‌کنند و دولت به اصلاح‌طلبان نزدیک شده است. آیا به نظر شما این انتقاد اصولگرایان صحیح است و اینکه چقدر دولت توانسته به شعار اعتدال خود پایبند بماند؟

** شما اگر به ترکیب دولت نگاه کنید، کاملاً یک نگاه یکجانبه را بر مجموعه دولت می‌بینید و آن این است که در اولویت اول کارگزاران و بعد اصلاح‌طلب‌ها قرار دارند. دولت کاملا یک رنگ کارگزارانی ـ اصلاح‌طلبی دارد و با ذره‌بین باید در چایخانه‌های اداره‌ها دنبال یک اصولگرا بود. امروز یک تسویه بسیار سنگینی از اصولگرایان صورت گرفت. شما آثاری از اصولگرایان نمی‌بینید، اگر هم جایی اصولگرایی می‌بینید، زورشان نرسیده او را کنار بزنند، والا شما خصوصاً در سمت‌ها و مسئولیت‌های مهم فقط خاطره‌ای از اصولگرایان را مشاهده می‌کنید و نمی‌‌توانید به هیچ وجه وزنی از اصولگرایان ببینید.

دولت براساس همان تحلیلی که در ابتدا ارائه کردم، قسمتی از اصولگرایان را که به خودش نزدیک می‌دیده، به کار گرفته است. اما از جریان عمده اصولگرایان هیچ نشانه‌ای را در دولت نمی‌بینید و هنوز تیغ تیز تسویه همچنان در حال عملیات است و به هیچ وجه نمی‌شود چنین تحلیلی داشت که سهمی از قدرت را هم اصولگرایان دارند. اصولگرایان امروز کاملاً فاقد سهم هستند در دولت و سهم‌ها بین کارگزاران و اصلاح‌طلبان تقسیم شده است.

* آیا گرایش دولت به اصلاح‌طلبان بیشتر از این ناشی نمی‌شود که دولت پایگاه اجتماعی مشخصی ندارد و برای اینکه جای پای خود را محکم کند، به سمت یکی از جریان‌ها تمایل پیدا کرده است؟

** کاملا درست است. دولت امروز قدرت دارد اما پایگاه اجتماعی ندارد و مجبور است برای پیدا کردن پایگاه اجتماعی با برگ‌های قدرت بازی کند. دولت مدبرانه حرکت می‌کند که پایگاه‌های اجتماعی را با دادن کمترین امتیاز در حوادث آینده دخیل کند. بالاخره امروز دولت جایگاه‌های مختلفی دارد و قدرت را در اختیار دارد و قدرت جاذبه‌های خودش را دارد و طبیعتاً دولت با برگه قدرت پایگاه‌های اجتماعی را مدیریت می‌کند تا در ائتلاف آینده کاملاً هماهنگ با او عمل کنند.

* به نظر شما این بازی تا کی می‌تواند ادامه پیدا کند و اساساً ماه عسل دولت و اصلاح‌طلبان تا کی می‌تواند ادامه پیدا کند؟

** من معتقدم هر چقدر که از زمان بیشتر می‌گذرد، ما به جای همگرایی واگرایی خواهیم دید. عملکرد ناموفق دولت در همه عرصه‌ها به خصوص در عرصه اقتصادی که محور آن توزیع سبد کالا و ثبت‌نام دوره دوم یارانه‌ها بود و به اهدافش نیز دست پیدا نکرد و تورم و گرانی بار دیگر به جامعه بازگشت. طبیعتاً اصلاح‌طلبان تمایلی ندارند کارنامه ناموفق دولت به پای آنها نوشته شود.

به همین دلیل به نظر من رفته رفته اصلاح‌طلب‌ها تلاش خواهند کرد به نوعی جریان خود را از جریان دولت جمع کنند و به شکلی مدیریت شده با دولت ارتباط داشته باشند؛ یعنی به هر میزان که به زمان انتخابات آینده نزدیک می‌شویم، نقش کارآمدی دولت تعیین‌کننده می‌شود. اگر دولت بتواند گام‌های موثری بردارد و موجبات رضایتمندی مردم را فراهم کند، طبیعتاً اصلاح‌طلب‌ها و مجموعه‌های مختلف تلاش می‌کنند به دولت نزدیک شوند و خودشان را در سبد دولت قرار دهند. اگر دولت کارنامه ناموفقی داشته باشد، به تدریج همگرایی‌ها جای خود را به واگرایی‌ها می‌دهد.

* اصلاح‌طلبان در چند وقت اخیر تاکید بسیار دارند بر اینکه برای انتخابات مجلس آینده با اصولگرایان ائتلاف خواهیم کرد و به عقلا و چهره‌های معتدل اصولگرا نزدیک‌تر خواهند شد. به نظر شما آیا اساساً امکان عملی شدن این طرح وجود دارد؟

** در رابطه با ائتلاف اصولگرایان و اصلاح‌طلبان هر یک از عقلای اصولگرا که بخواهد با عقلای اصلاح‌طلب ائتلاف کند، از جریان اصولگرایی خط می‌خورد. زیرا اصلاح‌طلب‌ها و اصولگرایان در مبانی با هم مشکل دارند. مبانی چیزی نیست که قابل معامله و تنزل باشد. اصولگرایان بین خودشان مشکل مبانی ندارند، مشکل روش‌ها و اختلاف سلایق را دارند.

اما بین اصلاح‌طلبان و اصولگرایان مشکل مبانی وجود دارد. این جمع امکان‌پذیر نیست مگر اینکه اصلاح‌طلبان در مبانی‌شان تغییر نظر ایجاد کنند که این امر نیز فعلاً امکان‌پذیر نیست. این تئوری که اصلاح‌طلبان دنبال می‌کنند، بازی‌ای است که در مقابل دولت شکل می‌دهند چون دولت به قسمتی از اصولگرایان نزدیک شده است، اصلاح‌طلبان می‌خواهند حرف بزرگتری را بزنند که به دولت پیام دهند اگر بخواهی در این بازی وارد شوی، ما هم در یک بازی دیگر وارد می‌شویم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات