قاسم غفوری
سرزمینهای اشغالی فلسطین در هفتههای اخیر شاهد تحولات تلخ و ناگواری میباشد که استمرار آن نتیجهای جز خدشهدار شدن آرمانهای فلسطینیان و دوری آنها از مسیر تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شریف نخواهد داشت. درگیریهای مسلحانه میان گروههای نظامی حماس و فتح، اختلافات شدید تشکیلات خودگردان و دولت اتحاد ملی، بیتوجهی گروههای فلسطینی به جنایات و اشغالگری صهیونیستها، تقسیم فلسطین به دو بخش غزه و کرانه باختری، ایجاد بحران انسانی در غزه، عدم ارتباط گروهها و رهبران برای پایان دادن به اختلافات و دستیابی به اتحادی فراگیر و... دردهایی هستند که امروز جامعه فلسطین به آن مبتلا شده اما گامی برای درمان آنها برداشته نمیشود. در نقطه مقابل بازیگران عرب و قدرتهای جهانی به جای میانجیگری برای حل این چالشها، در کنار رژیم صهیونیستی قرار گرفتهاند و با برگزاری اجلاسهایی همچون شرمالشیخ، کمیته چهارجانبه در بیتالمقدس، نشست نمایندگان اتحادیه عرب و... در کنار حمایتهای مالی و نظامی از تشکیلات خودگردان در مسیر خواستههای رژیم اشغالگر قدس و آمریکا گام برمیدارند. در کنار آنچه از تحولات فلسطین ذکر شد، نکته مهم و قابل تامل، مواضع و عملکردهای ابومازن میباشد. محمود عباسی (ابومازن) که به اصطلاح رهبریت تشکیلات خودگردان را که به عنوان نمادی از اتحاد فلسطینیان است، برعهده دارد، در مسیری قرار گفته است که به صراحت میتوان آن را مسیر موردنظر غرب و رژیم صهیونیستی دانست که نهایت آن حذف آرمانهای فلسطینیان است. این در حالی است که برخلاف دیدگاه ابومازن، در نهایت وی نیز براساس توطئه صهیونیستها باید صحنه سیاسی را ترک کند تا تلآویو بتواند تمام اهداف خود را محقق سازد و از فلسطین جز نامی در تاریخ باقی نگذارد. پرونده محمود عباسی از زمان تشکیل دولت اتحاد ملی و حتی پیش از آن یعنی مرگ عرفات تاکنون گواه قرار گرفتن وی در مسیر نادرست میباشد، که سبب میشود تا سئوالات بسیاری درباره اهداف و مواضع آن در قبال آینده فلسطین مطرح شود:
برگزاری مذاکرات سازشکارانه با رژیم صهیونیستی در شرمالشیخ که براساس آن 16 ماه آتشبس یکجانبه از سوی فلسطینیان اجرا شد، مخالفتهای شدید با حضور حماس در انتخابات شهرداریها و در نهایت انتخابات پارلمانی، تاکید بر اصل مهار انتفاضه و سرکوب گروههای مقاومت در مذاکره با سران تلآویو در حالی وی هرگز حاضر نشده است تا در این مذاکرات از آرمانهای فلسطینیان سخنی به میان آورد، محکوم ساختن پاسخهای موشکی و عملیاتهای شهادتطلبانه علیه شهرکهای صهیونیستنشین، رایزنیهای مکرر با سران تلآویو و آمریکا برای حل به اصطلاح بحرانهای فلسطین در حالی که هرگز حاضر به گفتگو با گروههای فلسطینی برای این مهم نشده است، دیدار از کشورهای اروپایی بویژه انگلیس، فرانسه و آلمان که سابقهای طولانی در تجهیز و حمایت از رژیم صهیونیستی دارند به جای گرایش به کشورهای اسلامی، وی حتی در کشورهای عربی نیز مصر و اردن را بر سایر کشورها ارجحیت داده که صرفا در چارچوب اهداف آمریکا گام برمیدارند، در شرایطی که تشکیلات خودگردان از کمکهای مالی جهانی برخوردار است.
عدم همکاری با دولت اتحاد ملی برای برنامهریزی و هزینه کردن درآمدها برای تحقق اهداف ملت و بازسازی زیرساختها از عملکردهای ابومازن است، مقابله نکردن با افراد و گروههایی مانند دحلان و جوخههای ترور آن که در چارچوب اهداف صهیونیست به ترور رهبران مقاومت از فتح، جهاد اسلامی و حماس میپردازند و... تنها بخشی از ناکارآمدیها و فعالیتهای ضدفلسطینی ابومازن است. امروز نیز در شرایطی که فلسطین به اتحاد و یکپارچگی برای مقابله با توطئههای آشکار و پنهان رژیم صهیونیستی، برخی سران فریبخورده عرب و کشورهای غربی نیازمند میباشد وی همچون گذشته راه نفاق را در پیش گرفته و حاضر به بازگشت و پذیرش اشتباهات خود نمیباشد. وی در حالی که حاضر به شنیدن سخنان دولت اتحاد ملی، گروههای مقاومت و ملت فلسطین نمیباشد، در نشستهای مشترک با سران تلآویو و اعرابی که برای خواست آمریکا گام برمیدارند، شرکت میکند، قانون اساسی را به رای خود تغییر میدهد، دولت را تشکیل میدهد که با رای ملت فلسطین ایجاد نشده، دستور ترور رهبران مقاومت را صادر میکند تا بار دیگر اثبات نماید که وی راه آرمان فلسطین را فراموش و صرفا به سیاستمداری مبدل شده که به حفظ قدرت میاندیشد که حاضر است همهکس و همهچیز حتی آرمانهای یک ملت را فدای خویش سازد. ابومازن این اصل را فراموش کرده است که رژیم صهیونیستی در 6 دهه گذشته صرفا یک هدف داشته و دارد و آن حفظ فلسطین است که در نهایت وی را که به ابزاری برای آنها مبدل شده، قربانی خویش میسازد لذا جا دارد تا وی برای حفظ قدرت هم که شده با بازگشت به سوی ملت و گروههای فلسطین با تکیه بر اتحاد و استمرار انتفاضه تلاش نماید تا ضمن تحقق آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شریف، قدرت را نیز به عنوان یک میهنپرست انقلابی حفظ نماید در غیر این صورت ملت فلسطین وی را حذف و از صحنه خارج میکنند چرا که ملت فلسطین از انتفاضه باز نمیگردد و به سازش با مخالفان آن تن درنمیدهد.