ـ تفاوت آقای سرافراز با مدیران قبلی از جمله با بنده این است که ماها هیچ کدام در بدو ورود تجربه کار در رسانه ملی و صدا و سیما را نداشتیم، حالا ممکن است مدیران قبلی تحصیلات مرتبط و شرایطی داشته باشند ولی تجربه کاری نداشتیم، اما تا آنجایی که من یادم هست آقای سرافراز از دهه 60 (زمان دقیق را در دهه 60 به خاطر ندارم) در صدا و سیما حضور داشتند و در کارهای صدا و سیما در حوزه رادیو، تلویزیون، برونمرزی و مسائل گوناگون تجربه دارند، بنابراین این تعبیر در مورد آقای سرافراز که ایشان از نظر کاری فرزند صدا و سیما است، تعبیر درستی است و این وجه تمایز ایشان با سایر مدیران تا به حال است. زیرا آقای لاریجانی، ضرغامی و خود حقیر و کسانی که قبلاً بودند هیچ کدام تجربه کاری در صدا و سیما نداشتند.
ـ آقای سرافراز با تجاربی که دارند باید بتوانند از این لحاظ بهتر از گذشته صدا و سیما را اداره کنند، یعنی رسانه ملی را به یک رسانه جناحی تبدیل نکنند، زیرا رسانه ملی متعلق به همه مردم و جناحها است. در رسانه ملی نباید هتک حرمت و حیثیت بزرگان و مردم باشد، زیرا در تعالیم و فرهنگ اسلامی این است که هتک حرمت و حیثیت یک مومن گناهش از هتک حرمت کعبه هم بیشتر است، بنابراین جنبه اسلامی این نیست که ما یک شبکه قرآن داریم که قرآن پخش میکند بلکه باید نکات اخلاقی در اسلام که نسبت به دیگران هست در جایگاهی که رسانه ملی دارد رعایت شود.
ـ در اینجا لازم میدانم تعبیری را که مقام معظم رهبری در دوران مدیریتم به من گفتند اینجا بگویم. ما در نوروز برنامههای متعددی داشتیم، من زمان مدیریتم زیاد خدمت مقام معظم رهبری میرفتم، در یکی از دیدارهایی که من خدمتشان رسیدم، ایشان نسبت به یکی از برنامههای نوروز گلایه داشتند و گفتند: این برنامهها مناسب نیست. من خواستم کار خودم را توجیه کنم، گفتم: ما این همه برنامه خوب پخش کردیم، حالا شما به یک برنامهای که فقط 3 – 2 دقیقه بوده به ما گیر میدهید.
مقام معظم رهبری فرمودند: کار صدا و سیما مانند "بندبازی" است. یک بندبازی وقتی در روی بند یک کیلومتری، 999 متر رفت و قدم آخر پایش را بد گذاشت و پایین افتاد، هیچ کسی نمیگوید این شخص بندباز خوبی بود، بلکه میگویند: تو که بلد نبودی چرا بالا رفتی؟ بنابراین اینکه شما برنامه خوب داشتید، درست است ولی نباید در برنامههای شما بدآموزی و مسائل منفی وجود داشته باشد. بنابراین کار رادیو و تلویزیون به تعبیر رهبری مثل بندبازی بسیار کار سخت و مشکلی است.
ـ هر کسی گفته من بعد از استعفا از حزب کارگزاران به دنبال تاسیس حزب هستم متأسفانه باید بگویم بیاطلاع بوده و صحت ندارد و من نه بنایی بر انجام این کار داشتم و نه دارم.
ـ آقای روحانی تازه عضو مجمع نشدند و قبلاً در مسئولیتهای دیگری بودند. از سال 75 که من عضو مجمع بودم، ایشان نیز در مجمع حضور داشتند ولی به عناوین دیگری بودند. بالاخره جایگاه اشخاص را از نظر فکری، سیاسی و مسائل گوناگون تغییر نمیدهد، البته ریاست جمهوری الزاماتی دارد و باید مسائلی را رعایت کند ولی دبیری شورای عالی امنیت ملی جایگاه حساسی است که در مجمع شرکت میکردند. بنابراین جلسات هم سازنده و هم مفید و هم دوستانه است و به ندرت مسائلی در آنجا اتفاق میافتد که ممکن است خوشایند کسی باشد یا نباشد.
ـ ابتدا لایحهای دولت به مجلس میدهد و مجلس از تصویب میگذراند و به شورای نگهبان میدهد، شورای نگهبان یا ایرادی به مصوبه ندارد یا ایراد دارد که ایرادهای آن ممکن است به لحاظ قانون اساسی و شرع باشد و به مجلس برمیگرداند، مجلس یا ایراد را میپذیرد یا نمیپذیرد. اگر ایرادها را پذیرفت به شورای نگهبان برمیگرداند و شورای نگهبان امضا و ابلاغ میکند، اگر مجلس نپذیرفت باز به شورای نگهبان برمیگردد و شورای نگهبان لایحه را با ایراداتی که گرفته به مجمع میفرستد که مجمع نسبت به این مواردی که مورد ایراد شورای نگهبان است اظهار نظر کند و آن نهایی میشود...
ـ لایحه رسیدگی به اموال مسئولان مدتها بین شورای نگهبان و مجلس رفت و برگشت داشت و الان مدتی است که به مجمع آمده است و با توجه به فراگیری مسائلی که شورای نگهبان مطرح کرده، باید مورد رسیدگی قرار بگیرد که گرفت و به صحن علنی مجمع آمده و بعضی موارد تصویب شده و بعضی موارد جزئی نیز باقی مانده است که در دست انجام است.
ـ در مسئله آتشسوزی دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام، فردی که ورود کرده بود حدود یک ساعت و 20 دقیقه در مجمع تشخیص بود و از بدو ورود تا خروجش را دوربین ضبط کرده است و بعضی جاها نیز چهره وی خیلی شفاف و روشن است و ما گزارشهای آن را به مقامات ذیصلاح مانند سپاه پاسداران، اطلاعات، نیروی انتظامی، قوه قضائیه و حتی ستاد کل دادهایم.
ـ آیتالله هاشمی نامهای در مورد صدور حکم اعدام شیخ نمر خطاب به پادشاه عربستان نوشتند که هنوز جواب ندادهاند و فعلاً بازخوردی از آن نامه نداریم.
ـ چندین بار است که پادشاه عربستان آقای هاشمی را دعوت کرده و ایشان هنوز نپذیرفتند که بخواهند تاریخی برای سفر تعیین کنند. هر از گاهی این بحث در رسانهها زنده میشود ولی تاکنون عملی نشده است. بارها از سوی عربستان دعوت صورت گرفته است و حتی سفیر جدید عربستان در همان دیداری که داشت، دعوت را تکرار کرد و گفت: "آنجا منتظر شما هستند"، ولی اینکه تاریخی را آقای هاشمی تعیین کنند یا اینکه بنای قطعی داشته باشند، چنین چیزی نیست.
ـ در مورد ائتلاف آقایان هاشمی، ناطق نوری، روحانی و خاتمی هیچ صحبتی نشده و به من هم این حرفها را نمیگویند و اگر کسی بخواهد ائتلاف کند به من و شماها که نمیگوید و من هیچ اطلاعی ندارم.
ـ منظور آقای هاشمی "اصلح" بود یا صالح برای ریاست مجلس خبرگان؛ صالح برای این کار همان اصلح است. همان صحبتی است که خودشان داشتند و من بیشتر از آن چیزی نمیتوانم بگویم و آن عزیزی هم که از آقای هاشمی نقل کرده بود، حرفش 5 – 6 ابهام داشت، زیرا معلوم نبود: این صحبت را آقای هاشمی چه زمانی گفتند؟ کجا گفتند؟ پیش چه کسانی گفتند؟ ولی خب، در نهایت آیتالله هاشمی حضورشان را مشروط کردند.
ـ آقای روحانی تقریباً در 30 سال گذشته از مدیران آقای هاشمی بودند، یعنی از اوایل انقلاب در هر جایی که آقای هاشمی بودند؛ در جنگ، شورای عالی امنیت ملی، مجلس، دولت و جاهای مختلف همراه آقای هاشمی بودند، بنابراین جزو افرادی هستند که همیشه با آقای هاشمی بودند و از این جهت رابطه بدی نیست و رابطه خوبی است و به هر حال مشکل رابطه ندارند. اما اینکه دولت آقای روحانی را دولت آقای هاشمی بگوییم، چنین چیزی نیست و ایشان فرد مستقلی است و رئیسجمهور مستقل و دولت مستقلی دارد و ممکن است آقای هاشمی بعضاً توصیههایی داشته باشند.
بالاخره آقای هاشمی یک شخصیتی است که خیلی از اشخاص از جناحها، گروههای مختلف، فردی و جمعی با ایشان مشورت میکنند و آقای هاشمی نیز در هر مشورتی که با وی میشود نظری میدهند، مثل من نیست که وقتی شما میگویید راجع به این صحبت کنید، من میگویم صحبت نمیکنم، ولی آقای هاشمی صحبت میکند و رهنمود و پیشنهادی میدهند، حالا اینکه دولت آقای روحانی پیشنهادها و رهنمودهای آقای هاشمی را عمل کند، هیچ الزامی ندارد، اگر درست تشخیص داد و در راستای سیاستهایش بود عمل میکند و اگر نبود حداقل در حد مشورت میماند.
ـ اگر پیشنهاد یا توصیه خصوصی آیتالله هاشمی به آقای روحانی داشته باشند که من اطلاع پیدا نمیکنم (با خنده)، این توصیهها خصوصی است، نه اینکه عمومی باشد که همه بدانند و عمومیها هم که در رسانهها میبینید.
ـ آیتالله هاشمی رفسنجانی و آقای روحانی دیدار دارند و همدیگر را میبینند.