تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۷۱۰۲

ایران و آمریکا؛ مذاکره از پشت عینک ‌دودی


«ساعت 2 صبح بود. ائتلاف شمال،... اصرار داشت که 18نفر از 24 وزیر از ائتلاف شمال باشند که با توجه به جمعیت و واقعیت‌های سیاسی توقعی گزاف بود.

بالاخره ظریف او (یونس قانونی) را به گوشه‌ای برد و چند دقیقه‌ در گوش‌اش نجوا کرد و بعد فرستاده ائتلاف شمال به میز بازگشت و گفت: بسیار خب، من کوتاه می‌آیم.»

این‌ها جملاتی است که جیمز دابینز، سفیر وقت آمریکا در افغانستان از روند مذاکرات سال2003 برلین درباره افغانستان که محمدجواد ظریف نماینده ایران در سازمان ملل نیز در آن حضور داشت به زبان آورده است. او می‌گوید ظریف مانع از هم پاشیدن کنفرانس شد به خاطر این که ائتلاف شمال همیشه در آخرین لحظه تقاضایی برای به ‌دست گرفتن دولت جدید داشت که ظریف مساله را حل می‌کرد. اکنون چهار سال از این مذاکرات می‌گذرد و ایران خود را برای برگزار کردن دوره تازه‌ای از مذاکرات با آمریکایی‌ها آماده می‌کند اما این دفعه درباره عراق. بیشتر کسانی که مذاکرات با افغانستان را به یاد می‌آورند تجربه خوبی از آن به خاطر ندارند، چون فقط یک ماه بعد، جرج بوش در عوض این کمک تهران، لوح زرین «محور شرارت» را به ایران هدیه کرد. هر چند در بیشتر پایتخت‌های اروپایی و حتی آمریکایی نگاه مثبتی به نتیجه احتمالی مذاکرات تهران واشنگتن وجود دارد، ولی در تهران ناظران بی‌طرف نگاه چندان خوشایندی به این مذاکرات ندارند. صرف‌نظر از تجربه تلخ 27 سال برخورد خصمانه آمریکا با ایران، این دیدگاه نیز وجود دارد که مقامات ایرانی هر وقت به طور جدی وارد گود مذاکره شده‌اند، آمریکایی‌ها به اصطلاح «نمک خورده‌اند و نمکدان شکسته‌اند». محمدجواد ظریف، نماینده دایم ایران در سازمان ملل، زمانی گفته بود، ایران اشتباه کرد که کمک‌هایش در افغانستان را به کمک‌های آمریکا مرتبط نکرد و فقط به این امید نشست که (آمریکایی‌ها روزی این کمک ایران را ) جبران خواهند کرد.

در واقع، با همین پیش زمینه‌ها است که اکنون در آستانه مذاکرات تردیدهای جدی درباره نتیجه‌بخش بودن آنها، بر میز گفت‌و‌گوها سایه افکنده و دیپلمات‌های ایرانی به اصطلاح با «عینک‌ دودی» (نگاه بدبینانه) راهی مذاکره می‌شوند.

اگر بوش یک ماه بعد از کمک ایران به حل بحران افغانستان در سال 2003 لقب (محور شرارت) به ایران داد(!) دیک چنی معاون او همین مهلت 30 روزه را هم قایل نشد و حتی ساعاتی قبل از این که ایران مذاکرات رودررو در بغداد را قبول کند از عرشه ناو هواپیمابر یو‌ اس‌ اس استینس برای ایران خط و نشان کشید: ایالات متحده برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و تسلط بر منطقه با متحدینش در منطقه همراه خواهد بود... ما گلوگاه‌های دریایی را باز نگه خواهیم داشت.

جدای از همه این علامت‌ها که هر کدام به تنهایی برای دامن‌زدن به جو بدبینی ایران به آمریکایی‌ها کافیست، این دیدگاه جدی هم وجود دارد که در داخل تیم حاکم بر کاخ سفید اراده کافی برای حل مشکلات دو جانبه وجود ندارند. منابع خبری هفته پیش گزارش‌هایی متشر کردند که نشان می‌دهد کاندولیزرایس و دیک چنی درباره نحوه برخورد با ایران اختلاف‌های جدی دارند.

در حالی که چنی، حامی برخورد تند با ایران است، رایس تلاش می‌کند این موضع چنی را متوازن‌تر نماید.

با وجود همه این‌ها، واقعیت‌هایی نیز در فضای کنونی مذاکرات ایران و آمریکا وجود دارد که هیات ایرانی نباید چشم خود را به روی آن‌ها ببندد؛ این که بوش و تیم او بالاخره بعد از چند ماه فشار داخلی و بین‌المللی مجبور شدند پای میز مذاکره با ایران بنشینند، حاکی از نیاز واقعی آن‌ها به جمهوری‌اسلامی از یک‌سو و قدرت فزآینده منطقه‌ای ایران است. سایت شبکه خبری سی.ان.ان که در محافل سیاسی از آن به عنوان کابل خبری دولت آمریکا یاد می‌شود روز چهارشنبه در تحلیلی به قلم «سوزان مالوکسی» نوشت: مذاکره مستقیم آمریکا با ایران نشان می‌دهد که واشنگتن برای فرونشاندن خشونت عراق، نیازمند ایران است. مالوکسی می‌افزاید: تصمیم گفت‌و‌گو درباره عراق بعد از چهار سال (از اشغال) نشان می‌دهد نقش ایران در حل مشکل عراق چقدر برجسته است. گفت‌وگو با ایران نشان دهنده نوعی تغییر جهت در دولت(بوش) است که تاکنون در مقابل درخواست‌ها برای گفت‌وگو با همسایه شرقی عراق مقاومت می‌کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات